|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
نام انستیتو گوته آلمان در جهان و از جمله در ایران نام ناآشنایی نیست، بهخصوص با توجه به سابقهاش در برگزاری مراسم ونمایشگاهها و مناسبتهای هنری و فرهنگی که در ایران مشهورترین نمونهاش “شبهای شعر گوته” در سال ۱۳۵۶ در همکاری با کانون نویسندگان ایران و باشرکت بیش از شصت نویسنده و شاعر بود که به نمایشی اعتراضی علیه سانسور و محدودیت آزادی بیان در ایران بدل شد.
آموزش زبان آلمانی و گسترش تبادلات فرهنگی و دانشجویی هم در کارنامه این انستیتو جای معینی دارد.
پس از انقلاب فعالیت انستیتو گوته در ایران به تابعی از تنشهای جمهوری اسلامی با غرب و به خصوص آلمان بدل شد و تقریبا حضور و فعالیتهای این انستیتو به محاق رفت.
امسال تابستان (۹ اوت) انستیتو گوته هفتاد و پنجمین سالگرد بنیانگذاری خود را جشن میگیرد، جشنی که در طول سال در چند مراسم و گردهمایی برگزار شده و میشود. این سالگرد برای موسسه گوته اما با دورهای از چالشهای داخلی و خارجی همزمان شده است.
انستیتو گوته وابسته به وزارت خارجه آلمان است و سیاست دولت آلمان در دو سه سال اخیر در منطقه خاورمیانه و نوع حمایت تمام قد آن از اسرائیل بر اعتبار انستیتو گوته و نوع نگاه جهانی به آن هم بیتاثیر نمانده است، به گونهای که فعالیتها و ارتباطات این انستیتو با چالش مواجه شدهاند. انستیتو در گریز این بحران، در تلاش بوده است که نوعی از استقلال نسبی از سیاستهای دولت را به نمایش بگذارد، که موفقیت قاطعی به بار نیاورده است.
روزنامه لیبرال آلمانی زوددویچه در گزارشی خواندنی شرح میدهد که چگونه نام واعتبار انستیتو گوته با جنگ غزه و نوع نگاه دولت آلمان به این بحران خدشه برداشته است و تب و تاب این بحران برای فعالیت انستیتو گوته در گستره بینالمللی چه محدودیتها و چالشهایی ایجاد کرده است.
ترجمه گزارش زود دویچه در زیر
“ما در جهان هستیم”؛ حالا دیگر این حرف بدیهی نیست
مؤسسه گوته در حالی امسال ۷۵ سالگی خود را جشن میگیرد که فضای آن چندان جشنگونه نیست. این نهاد فرهنگی بیش از پیش با چالش دشوار هماهنگ کردن سیاست رسمی آلمان درباره اسرائیل با دیدگاههای رایج در محافل فرهنگی بینالمللی روبهرو شده و حفظ این توازن تقریباً غیرممکن به نظر میرسد.
یوهانس اِبرت، ۶۳ ساله، احتمالاً تصور دیگری از آخرین بهار دوران مسئولیتش بهعنوان دبیرکل مؤسسه گوته داشت؛ اینکه در آرامش کارهای دفتر مرکزی مونیخ را به جانشین خود، گیتّه چوخ، تحویل دهد؛ در مراسم بزرگ هفتاد و پنجمین سالگرد تأسیس مؤسسه در روز سهشنبه در برلین با همکاران خداحافظی کند؛ و سپس در اوایل ژوئیه وسایلش را جمع کند. طبق برنامه قرار بود از سپتامبر بهعنوان رئیس مؤسسه در آتن، آخرین ایستگاه کاریاش، فعالیت کند.
اما اوضاع طور دیگری رقم خورد.
او میگوید: «دوران چالشبرانگیزی است؛ تصمیمگیریها دشوار شدهاند و این آدم را فرسوده میکند.»
این جمله از زبان این شوابیِ (اهل ایالت بادن-وورتمبرگ) که معمولاً اهل گلایه و بدبینی نیست، بسیار تند و سنگین به نظر میرسد.
مؤسسه گوته همواره برای استقلال خود اهمیت زیادی قائل بوده است. یکی از اصول بنیادین هنگام تأسیس این مؤسسه آن بود که مراکز فرهنگی آلمان در خارج از کشور نباید به ابزار تبلیغات دولتی تبدیل شوند.
با این حال، مؤسسه گوته عملاً زیر نظر وزارت امور خارجه آلمان قرار دارد و همانگونه که در «دستورالعملهای یکپارچگی» تازه بازنگریشده این مؤسسه آمده است، فعالیت آن «بخشی جداییناپذیر از سیاست خارجی آلمان» محسوب میشود.
دقیقاً همین مسئله باعث شده است که فعالیت مؤسسه گوته پس از حمله خونین حماس به اسرائیل و جنگ اسرائیل در غزه، بیش از هر زمان دیگری پیچیده شود.
سابقهای پیشتر از هفت اکتبر
حتی پیش از هفتم اکتبر نیز، از زمان تصویب قطعنامه بوندستاگ علیه جنبش BDS (جنبشی که قصد دارد از بسیج جهانی برای فشار اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بر اسرائیل، به تغییر سیاستهای آن در قبال فلسطینیان کمک کند) و نیز جنجالهای مربوط به یهودستیزی در نمایشگاه داکومنتا، بسیاری از نهادهای فرهنگی آلمان که با هنرمندان بینالمللی همکاری میکنند، ناچار بودهاند میان دو موضع دشوار تعادل برقرار کنند:
از یک سو همبستگی رسمی دولت آلمان با اسرائیل، و از سوی دیگر این واقعیت که به گفته اِبرت، «بخش بزرگی از محافل فرهنگی جهان بیشتر با طرف فلسطینی ابراز همبستگی میکنند.»
اما هیچ نهادی به اندازه مؤسسه گوته با این مشکل دست و پنجه نرم نمیکند؛ زیرا مخاطبان آن در خارج از آلمان هستند، برنامههایش در بسترهای فرهنگی و گفتمانی غیردولتی و غیرآلمانی برگزار میشود، اما در عین حال باید از قواعد آلمان پیروی کند و از سوی مخاطبان محلی نیز در پرتو سیاست آلمان در قبال خاورمیانه مورد قضاوت قرار میگیرد.
اینکه وضعیت تا چه اندازه دشوار خواهد شد، از همان سال ۲۰۲۴ آشکار شد؛ زمانی که نویسنده اهل آفریقای جنوبی، زوکیسوا وانر، و هنرمند مصری، محمد ابلا، در اعتراض به موضع آلمان در جنگ غزه مدالهای گوته خود را پس دادند.
این مدالها به افرادی اعطا میشود که خدمات ویژهای به تبادل فرهنگی و گسترش زبان آلمانی ارائه کرده باشند.
موضوع چنان حساس است که هر اظهار نظر عمومی درباره آن با دقتی وسواسگونه سنجیده میشود. تنها رئیس وقت مؤسسه گوته، کارولا لِنتس، چندان ملاحظات دیپلماتیک را رعایت نکرد.
او در ژانویه ۲۰۲۴ در مجله اشپیگل نوشت: «شرکای قدیمی ما در جهان فرهنگ بینالمللی در حال از دست دادن اعتماد خود به لیبرالیسم دموکراسی در آلمان هستند.»
او همچنین نسبت به «کنترل فشرده» و «بهکارگیری سیاسی و اخلاقی فعالیتهای فرهنگی» هشدار داد و تأکید کرد که مؤسسه گوته نباید به «بازوی درازشده دولت» تبدیل شود.
او بعداً از نامزدی برای یک دوره دوم ریاست صرفنظر کرد.
هفت اکتبر ورق را بیشتر برگرداند
برای لیلی کوبلر، مدیر مؤسسه گوته در قاهره و مسئول منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، تغییرات پس از هفتم اکتبر کاملاً محسوس بوده است.
او میگوید:«ناامیدی عمیق و از دست رفتن اعتماد به وجود آمده است. بسیاری احساس میکردند که با آلمان پیوندی نزدیک دارند و تصور میکردند برای ارزشهای مشترکی ایستادهاند.»
به گفته او، این احساس در بخشی از محافل فرهنگی کشورهای عربزبان از بین رفته است.
«برخی از شرکای ما روی گرداندهاند و ارتباطات خود را قطع کردهاند.»
حتی ارتباط با جامعه مدنی، مخالفان سیاسی و منتقدان حکومتها نیز در معرض گسست قرار گرفته است؛ گروههایی که معمولاً دیپلماسی رسمی به آنها دسترسی ندارد.
در عین حال، کوبلر میگوید بسیاری همچنان برای این واقعیت ارزش قائلاند که آلمان یک دولت مبتنی بر حاکمیت قانون و یک دموکراسی کارآمد است و با نگرانی رشد حزب راست افراطی AfD را دنبال میکنند.
او میافزاید: «آنها همچنین میتوانند حمایت آلمان از اسرائیل را درک کنند، اما موضع آلمان را نسبت به قربانیان فلسطینی فاقد همدلی میبینند.»
در مواردی حتی مقابل مؤسسههای گوته تظاهرات برگزار شده است و فریادهای اعتراضی و برهم زدن برنامهها نیز امری رایج شده است.
کوبلر توضیح میدهد: ««ما ناچار شدیم قالبهای جدیدی برای فعالیتهای خود پیدا کنیم؛ قالبهایی که بیشتر بر گفتوگوی بلندمدت و مستمر استوار باشند. بسیاری از برنامهها دیگر به آن شکل پر سر و صدا و رسانهای برگزار نمیشوند. همه چیز به صحنههای بزرگ منتقل نمیشود تا رویدادها قربانی فضای شدیداً دوقطبیشده نشوند.»
او میگوید در اسرائیل نیز، که ارتباط با مؤسسههای آن کشور درحیطه وظایف اوست، وضعیت تفاوت چندانی ندارد: «شرکای ما در آنجا نیز به همان اندازه احساس میکنند از گفتوگوها کنار گذاشته شدهاند، از فضای بحث عمومی حذف شدهاند و گمان میکنند دیگر دعوت نمیشوند و در سطح بینالمللی نمایندگی نمیشوند.»
با این وجود، یوهانس اِبرت تلاش میکند خوشبینی خود را حفظ کند.
او از سفری به اندونزی یاد میکند که طی آن دو ساعت با مهمانان مؤسسه گوته به بحث و گفتوگو پرداخت.
به گفته او، دیدگاهها به هم نزدیک نشدند، اما همین که گفتوگو انجام شد، موفقیت محسوب میشد.
او میگوید:«اگر فضاهای باز ایجاد کنیم، اجازه بحث بدهیم و در عین حال مرزهای روشنی تعیین کنیم، میتوانیم از این وضعیت عبور کنیم.»
این مرزها برای همه کسانی که با مؤسسه گوته همکاری میکنند الزامآور هستند.
در دستورالعملهای داخلی مؤسسه آمده است: «ما هرگونه شکل یهودستیزی را رد میکنیم و حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت میشناسیم.»
اما فراتر از این اصل، برای نمونه اگر یکی از شرکای مؤسسه گوته اقدامات اسرائیل در غزه را «نسلکشی» بنامد، از دید مؤسسه گوته چنین موضعی قابل قبول تلقی میشود.
با این حال، تشخیص مرزهای خاکستری میان انتقاد و نفرت، میان اظهار نظر سیاسی و یهودستیزی، در میدان عمل بسیار دشوارتر از اتاقهای کنفرانس مونیخ یا وزارت امور خارجه در برلین است.
وزارت امور خارجه در این باره تأکید میکند: «در این زمینه، ما به عنوان دولت فدرال آلمان نمیتوانیم هیچگونه ابهام یا دوپهلوگویی را بپذیریم.»
آنچه تازه است این است که مؤسسه گوته اکنون باید در داخل آلمان نیز از خود دفاع کند.
این ماجرا در فوریه آغاز شد؛ زمانی که رسانه Nius گزارشی درباره نمایشگاه «ضدفاشیسم: اکنون» (Antifascism: Now) در مرکز هنری Lothringer 13 مونیخ منتشر کرد؛ نمایشگاهی که مؤسسه گوته بخشی از هزینههای آن را تأمین کرده بود.
ایده برگزارکنندگان این بود که مفهوم ضدفاشیسم را از انحصار جریانهای تندرو موسوم به «آنتیفا» خارج کنند. اما Nius و سپس حزب AfD این نمایشگاه را «چپ افراطی» و «رادیکال چپ» نامیدند.
دو ماه بعد، اوضاع دشوارتر شد. در نمایشگاهی در ویلنیوس که با همکاری مؤسسه گوته برگزار شده بود، آثاری از فیلمساز فلسطینی-آمریکایی بسما الشریف به نمایش درآمد.
مؤسسه گوته پیش از برنامهریزی نمایشگاه حساب اینستاگرام او را بررسی نکرده بود؛ حسابی که در آن فراخوانهای تحریم اسرائیل و مطالبی مرتبط با نماد مثلث حماس را منتشر یا پسندیده بود.
این موضوع را روزنامه بیلد افشا کرد و تیتر «رسوایی یهودستیزی در مؤسسه گوته» را بر صفحه اول برد. وزارت امور خارجه آلمان نیز ــ باز هم از طریق بیلد ــ به مؤسسه تذکر داد.
به مؤسسه گوته اعلام شد که «در مراحل برنامهریزی و طراحی رویدادها، دقت بیشتری لازم است و وزارت امور خارجه نیز چنین انتظاری دارد.»
تعطیلی «گوته در تبعید»؛ سنگینترین بحران
اما شدیدترین بحران، حتی در داخل خود مؤسسه، به تعطیلی برنامه «گوته در تبعید» (Goethe im Exil) مربوط بود. گوته در تبعید برنامهای ویژه بود که توسط انستیتوت گوته آلمان از اکتبر ۲۰۲۲ تا فوریه ۲۰۲۶ اجرا شد. این پروژه فضایی امن و صحنهای برای نمایش آثار هنرمندان و نویسندگانی از سراسر جهان (از جمله افغانستان، ایران، سوریه و اوکراین) فراهم کرد که به دلیل جنگ، سانسور و سرکوب مجبور به ترک وطن شده بودند.
اِبرت این برنامه را در آغاز جنگ اوکراین راهاندازی کرده بود تا محلی برای هنرمندانی باشد که از کشورهای خود به آلمان گریخته بودند. قرار بود به دلیل کاهش بودجهها و تمرکز مؤسسه بر فعالیتهای خارج از کشور، این برنامه در سپتامبر پایان یابد.
اما درست پیش از برگزاری شبی با حضور نویسندگان و موسیقیدانان فلسطینی در فوریه، اِبرت تصمیم گرفت کل برنامه را فوراً متوقف کند.
او نمیخواهد توضیح دهد چه چیزی دقیقاً باعث این تصمیم شد، اما دو ایمیل داخلی که پایگاه تحقیقی Frag den Staat به دست آورده و در اختیار روزنامه زوددویچه قرار داده است، نشان میدهد این تصمیم تا چه اندازه مؤسسه را درگیر کرده بود.
یکی از این ایمیلها خطاب به کریستینا باینهوف، مسئول سیاست فرهنگی خارجی در وزارت امور خارجه و نماینده ویژه مسائل یهودستیزی و یادبود هولوکاست، ارسال شده بود.
اِبرت، که ظاهراً پیش از آن با او مشورت کرده بود، نوشت که پس از «چندین جلسه با تیم بحران» و «با توجه به وضعیت کنونی»، تصمیم گرفتهاند برنامه را بلافاصله متوقف کنند.
او دلایل زیر را برشمرد:
- فضای شدیداً احساسی و ملتهب پیرامون مسئله خاورمیانه
- نگرانی از اقدامات اعتراضی و پوشش رسانهای منفی
- ترس از ادامه فضای منفی تا تابستان، که حتی میتواند جشن هفتاد و پنجمین سالگرد مؤسسه را تحت تأثیر قرار دهد
اِبرت توضیح نداده که منظورش از «وضعیت کنونی» و «فشار موجود» دقیقاً چه بوده است.
اما ایمیلها نکته دیگری را نیز آشکار میکنند: مؤسسه گوته تلاش میکرد پیوند خود با وزارت امور خارجه را در افکار عمومی کمرنگ جلوه دهد.
او در نامه به باینهوف نوشت: «هدف مشترک ما این است که از ذکر نام وزارت امور خارجه در گزارشهای رسمی تا حد امکان جلوگیری شود.»
منطق این رویکرد روشن بود: هرچه مؤسسه گوته بیشتر به عنوان یک نهاد دولتی یا ابزار سیاست خارجی دیده شود، در بخش بزرگی از جهان اعتبار فرهنگی خود را بیشتر از دست میدهد.
“ما در جهان”
به همین دلیل، در شعار جشن هفتاد و پنجمین سالگرد مؤسسه ــ «ما در جهان» (Wir in der Welt) ــ میتوان نوعی سرسختی و مقاومت را شنید: تلاشی برای تأکید بر اینکه مؤسسه گوته میخواهد همچنان نهادی فرهنگی با هویت مستقل باقی بماند، حتی در زمانی که بیش از همیشه درگیر تنشهای سیاست خارجی و مناقشه خاورمیانه شده است.
اصل گزارش:
https://www.sueddeutsche.de/kultur/jubilaeum-israel-gaza-nahost-afd-li.3502557?reduced=true



