سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۲:۳۶

چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۲:۳۶

انقلاب طوفان زده

انقلاب شکوهمند بهمن ماه سال ۱٣۵۷ مردم ایران، تنها به یکی از اهداف بزرگ خود، یعنی سرنگونی نظام پادشاهی، دست یافت. پیشبرد و تعمیق انقلاب، نجات انقلاب طوفان زده و نیل به اهداف انسانی آن، وظیفه نیروهای چپ، ملی و سکولار است؛ چرا که ظرفیت و توان نیروهای رژیم حاکم برای ادامه انقلاب، از مدتها پیش به پایان خود رسیده است

Getting your Trinity Audio player ready...

سی از سال دفن یکی از خشن ترین رژیمهای دیکتاتوری جهان و یکی از عقب مانده ترین نظامهای حکومتی در ایران پشت سر ماند. درست سی سال پیش، در ایران، در یکی از کشورهای مهم مشرق زمین، در یکی از مهمترین مهدهای تمدن بشری، انقلاب شکوهمندی روی داد که، بلحاظ شرکت عام توده های خلق و بلحاظ خواستهای انسانی، یکی از حوادث نادر تاریخ این سرزمین بود. انقلاب ملی- دموکراتیک مردم ایران، انقلابی بود مسالمت آمیز که توده های میلیونی، پلاکارد و پرچم بدست به اعتراض برخاست و با تیرهای خصمانه رژیم حاکم، در خون غلطید. در طول قریب ۱۴ ماه از آغاز حرکت اعتراضی توده ای خلق، روزی نبود که خاک میهن به خون فرزندان خویش آغشته نگردد. هر قدر انقلاب تعمیق می یافت، هر قدر صفوف نیروی انقلاب فشرده تر و گسترده تر می شد، رژیم خفقان نیز، همان قدر هارتر و هولناکتر عمل می کرد، بازیهای جابجائی مهره ها در حکومت، کارگر نمی افتاد. مردم میهن مصمم بودند و بر خواستهای خود مصرّ. «نه سازش، نه تسلیم، ادامه انقلاب»، به شعار اصلی ماهها و روزهای قبل از سقوط دیکتاتوری، تبدیل شد. چرا؟ این نکته کلیدی را در انقلاب مردم ایران فراموش نکنیم.

در طول سی سال پس انقلاب بهمن سال ۱۳۵۷ مردم ایران، رژیم حاکم از دستاوردهای آن و مخالفان رژیم از فجایع و مظالمی که بر مردم و میهن رفته است، بسیار سخن گفته و نوشته اند. این واقعیت آشکاری است که در کنار برخی دستاوردهای علمی- تکنیکی، از جمله در زمینه فن آوری هسته ای و موشکی، انقلاب ایران فرزندان خود را خورد. سقوط سلطنت و برقراری رژیم اسلامی ولایت فقیه، یعنی، بازگشت به شیوه های اعمال حاکمیت هزار سال قبل، کشتار بیش از یک میلیون انسان، گلهای دست چین شده میهن در قتلگاههای رژیم و میدانهای جنگهای محلی و بین کشوری، ترورهای خیابانی مخالفان و قتلهای سیاسی، اعمال شکنجه های قرون وسطائی و «تواب سازی» و «اعتراف گیری» با بهره جستن از تجارب مخوفترین سازمانهای اطلاعاتی امپریالیستی، اعدامهای دسته جمعی بدون محاکمه و گسترش گورستانهای دسته جمعی، فراری ساختن بیش از چهار میلیون ایرانی از آب و خاک خویش، رواج خشونت و خفقان در جامعه، اعمال مجازاتهای وحشیانه دوره های اولیه پیدایش اسلام (قطع اعضاء بدن، شلاق زدن، بدار آویختن و سنگسار در انظار عمومی، قصاص)، گسترش فقر، بیکاری، اعتیاد، فحشاء، تخریب فرهنگ و زبانهای ملل ایران، نیمه انسان حساب کردن زنان و… خلاصه مخوفترین هدایای رژیم اسلامی به مردم ایران بود که در پی طوفان انقلاب، بر کشور استبدادزده ما مسلط شد. چرا انقلاب با عظمت مردم ایران در چنین راهی افتاد؟ پاسخ این چرا و چرای فوق، با گذشت سی سال هنوز هم دقیق و روشن نیست.

امروز، وقتی که از بلندای سی سال، به گذشته نگاه می کنیم، واقعیتهای انقلاب و آن سالها، با وضوح باز هم کامل تری در مقابل دیدگان ما عیان می شود. اصل مسئله در اینجاست که عزم و اراده انقلابی مردم ایران، امپریالیسم غرب را در مقابل عمل انجام شده قرار داده بود. انقلاب ایران، یکی دیگر از حلقه های بهم پیوسته امپریالیسم جهانی، مؤثرترین حلقه آن در منطقه خاورمیانه را از هم می گسست که قطعا نمی توانست در مقابل آن، دست روی دست بگذارد. عزیمت آیت الله خمینی در چهار ماه آخر پانزده سال تبعید خود از عراق به فرانسه، مهمترین مسئله ای بود که مورد بی دقتی و بی توجهی قرار گرفت و این همان نقطه تاریکی است که موجب شد تا نیروهای پیشرو انقلاب از نقش آیت الله خمینی در رویگردانی انقلاب از اهداف خود، ظرفیت و توان نیروهای تحت رهبری و حامی ایشان، ارزیابی های نادرستی بعمل آورند که تاکنون نیز با تقسیم بندی نیروهای حاکمیت اسلامی به دو بخش اساسی اصلاح طلبان و بنیادگرایان، ادامه دارد.

با اقامت آیت الله خمینی در نوفللو شاتوی فرانسه، رادیوهای انگلیس، آمریکا، فرانسه، آلمان و اسرائیل، به «صدای» انقلاب ایران تبدیل شدند. از این دوره به بعد، رنگ اسلامی انقلاب، تندتر شد و پس از آنکه تصویر آیت الله خمینی را در کره ماه به مردم “نشان دادند”، رهبری بلامنازع ایشان قطعیت یافت. این همان چیزی بود که غرب برای مهار انقلاب و در هراس از افتادن ایران بدست نیروهای مترقی، خواهانش بود و درست از همین زمانها بود که شعار « نه سازش، نه تسلیم، ادامه انقلاب» مطرح شد. نگرانی هائی که موجب طرح این شعار شده بود، در بازگشت آیت الله خمینی از فرانسه به کشور، در جواب سؤال خبرنگاری که پرسید: «الآن چه احساسی دارید؟»، گفتند: «هیچ» و در دعوت روحانیت شیعه از مردم برای رفتن به خانه های خود در روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن که رزمندگان فدائی، مجاهد، توده ای و دیگر نیروهای مردمی برای تصرف پادگانها و ماشین سرکوب رژیم پیشین، به مبارزه مسلحانه برخاسته بودند، درست در شرایطی که از یک سو، اعوان و انصار آیت الله خمینی در اتاقهای در بسته با سران ارتش به چانه زنی مشغول بودند و از سوی دیگر، ژنرال هویزر آمریکائی برای بررسی امکان کودتا، در ایران به سر می برد، صحت و حقانیت خود را ثابت کرد.

آیت الله خمینی همراه تیمی از تبعید به ایران بازگشت که، سابقه آنها برای مردم ایران- منهای برخی جریانهای سیاسی- ناشناخته بود و هیچ نقشی در روند انقلاب مردمی ایران نداشتند ولی، تأثیر آنها در عقیم کردن و خارج ساختن انقلاب از مسیر خود و افتادن کشور به دامن استبداد مذهبی و تقریبا یک دهه بعد، به دامن نئولیبرالیسم، صرفنظر از رنگ و روی مذهبی آن، قابل کتمان نیست. آیا آیت الله خمینی بر این مسئله واقف نبودند؟

انقلاب شکوهمند بهمن ماه سال ۱۳۵۷ مردم ایران، تنها به یکی از اهداف بزرگ خود، یعنی سرنگونی نظام پادشاهی، دست یافت. پیشبرد و تعمیق انقلاب، نجات انقلاب طوفان زده و نیل به اهداف انسانی آن، وظیفه نیروهای چپ، ملی و سکولار است؛ چرا که ظرفیت و توان نیروهای رژیم حاکم برای ادامه انقلاب، از مدتها پیش به پایان خود رسیده است.

تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن, ۱۳۸۷ ۰:۵۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد

سیاستمدار راست افراطی زوی سوکوت بنای یادبود فلسطینیان را تخریب کرد

خاورمیانه در نظم نوین: رقابت اقتصادی، نظامی و نرم جمهوری اسلامی، ترکیه و عربستان

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند