سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ تیر, ۱۴۰۵ ۲۲:۱۱

سه شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۱

انگلس، بدون مارکس

انگلس، بدون مارکس
مارکسیسم "نقل قول گرایی" نیست

انگلس در غالب آثارش در جستجوی یک دیالکتیک در طبیعت بود، و همجون مارکس فلسفه دیگران را غیر عینی می دانست، و از آغاز تا پایان، عنصر دیالکتیک را بطور کامل در تمام شاخه های علم فلسفه مورد استفاده قرار داد. اگر مارکس پایه گذار ماتریالیسم تاریخی بحساب آید، انگلس بنیادگذار ماتریالیسم دیالکتیکی بود

Getting your Trinity Audio player ready...

انگلس، فیلسوف آلمانی، تئوریسین سوسیالیسم، اقتصاددان، ژورنالیست، و رهبرکارگری، خالق آثاری پیرامون سوسیالیسم علمی است. او از جمله پایه گذاران سوسیالیسم و یکی از تئوریسین های کمونیسم علمی یعنی مارکسیسم بود. وی سوسیالیسم علمی مارکسیستی جدید را کمونیسم نامید تا با سوسیالیسم های دیگر مانند: آون، سن سیمون، فوریه، وایتکینگ، مرزبندی داشته باشد. او در کنار مارکس، عالم، آموزگار، و رهبر پرولتاریای بین المللی بود.
انگلس میگفت که مارکسیسم ضرورتا آته ایستی است. او خود تحت تاثیر ماتریالیسم علوم تجربی زمانش بود. وی خالق فلسفه ماتریالیسم دیالکتیکی (ماده گرایی جدلی) میباشد. او در غالب آثارش در جستجوی یک دیالکتیک در طبیعت بود، و همجون مارکس فلسفه دیگران را غیر عینی میدانست، و از آغاز تا پایان، عنصر دیالکتیک را بطور کامل در تمام شاخه های علم فلسفه مورد استفاده قرار داد. اگر مارکس پایه گذار ماتریالیسم تاریخی بحساب آید، انگلس بنیادگذار ماتریالیسم دیالکتیکی بود. از وحدت این دو فلسفه سوسیالیسم علمی بوجود آمد. او خالق تفکری است که یک انقلاب فکری در تئوری جامعه، تاریخ و فلسفه را موجب شد. وی از بحث رابطه میان ماده، روح و فکر به دو فلسفه ماتریالیستی و ایده آلیستی رسید. او ماتریالیسم تاریخی را به ماتریالیسم دیالکتیکی ارتقاء داد. این دو بعدها جهانبینی غالب کشورهای بلوک شرق سابق شدند. لنین و استالین آن را در شوروی سابق، ایدئولوژی دولت نمودند. انگلس در زمان خود به رد ماتریالیسم رویزیونیستی سوسیال دمکراتهایی مانند: برنشتاین، کائوتسکی، و فورلندر پرداخت. وی میگفت که فلسفه باید در خدمت عمل حزب کارگری باشد. او فلسفه را طبقاتی، جانبگرایانه وحزب گرا میدانست.
انگلس در دوران سربازی در سال ۱۸۴۱ با هگلی های جوان در برلین آشنا شد، او از سال ۱۸۴۴ همکار و همرزم مارکس شد و در سال ۱۸۴۷ همراه مارکس به چاپ مانیفست کمونیسم پرداخت. وی در نوجوانی یکی از دمکراتهای انقلابی جنبش مردمی درآلمان بود. دوستی وی با مارکس از سال ۱۸۴۴ آغاز شد، و ۴۰ سال طول کشید. اگر مارکس خود را با مسائل اقتصاد سیاسی مشغول نمود، انگلس به تفکر در باره موضوعات: فلسفی، آنتروپولوگی (انسانشناسی) تئوری دولت، و علوم تجربی پرداخت. آن دو از آغاز تا پایان عمر در فلسفه، جانبدار و حزبگرا بودند. مارکس در باره انگلس گفته بود که او یک دائرت المعارف حقیقی است، در هر لحظه روز و شب قادر به کار و تفکر و تند نویسی و خلق مفاهیم جدید، او یک شیطان بود!
از جمله آثار انگلس: دیالکتیک طبیعت، همکاری در نوشتن مانیفست کمونیسم، فویرباخ و پایان فلسفه کلاسیک آلمان، آغاز تشکیل خانواده، مالکیت خصوصی و دولت ، مطالبی در نقد اقتصاد سیاسی، وضعیت طبقه کارگر در انگلیس، خانواده مقدس، ایدئولوژی آلمانی، اصول کمونیسم، جنگ دهقانی در آلمان، آنتی دورینگ، دوره انتخاباتی قانون اساسی دولت آلمان، انقلاب و ضد انقلاب در آلمان، تکامل سوسیالیسم از اوتوپی تا علم مشکلات دهقانان فرانسه و آلمان، و تکمیل دو جلد ناتمام کتاب سرمایه کارل مارکس. او خالق ۴جلد مکاتبات با متفکران، مبارزان، و سران جنبش کارگری زمان خود از جمله با: بابل، مهرینگ، آلبرت زورگه، کائوتسکی، و یوسف بلوخ نیز بود. در این نامه ها او جبهه ای علیه چپهای ساده گرا، مکانیکی، مخالفین آزادی اراده، رویزیونیست و سوسیال دمکرات ها باز نمود. در باره کتاب آنتی دورینگ او باید اشاره کرد که ایگون دورینگ آن زمان یکی از تئوریسین های سوسیال دمکرات آلمان بود. کتاب “تکامل سوسیالیسم ازاوتوپی تا علم” او در سال ۱۸۸۰ آن زمان ترجمه شده کتاب جنبش کارگری جهانی مارکسیستی بود.
انگلس در سال ۱۸۲۰ در شهرک بارمن در غرب آلمان بدنیا آمد، و در سال ۱۸۹۵ در لندن در تبعید درگذشت. وی در یک خانواده شهروند مرفه رشد نمود. پدرش آن زمان دارای یک کارخانه نساجی در لندن بود. انگس در تمام عمر لکنت زبان داشت. وی در زمان اقامت در انگلیس بین سالهای ۱۸۴۲-۱۸۴۴ با پرولتاریای مبارز آشنا گردید. او در سال ۱۸۴۹ در انقلاب ایالت فالس در غرب آلمان شرکت نمود و در سال ۱۸۵۰ بدلیل شدت ناآرامیها و خطر دستگیری آلمان را ترک نمود. وی در انگلیس با شرایط بد زندگی کارگران اشنا شد. بابل، یکی از رهبران سوسیال دمکرات جنبش کارگری آلمان در باره انگلس گفته بود که وی مانند مارتین لوتر نیاز به چاشنی زندگی یعنی: کتاب، شراب، آواز و زن داشت.
انگس همیشه تاکید میکرد که برای حزب کارگری خطرناک خواهد بود اگر رهبرانش جزمی و دگماتیک فکر کنند و یا وظایف مشخص را بصورت دگم فرموله نمایند، و جایی که مارکسیسم ایدئولوژی دولتی و متحد علائق قدرت گردد، آن تا حد “نقل قول گرایی” سقوط خواهد کرد. وی اشاره میکرد که چون واقعیات مدام در حال تغییر و تحول هستند، تئوری نباید همچون لباس از پیش دوخته و یا شماتیک گردد، و چون در شاخه های گوناگون علوم نیز مدام تغییر و تحول و تکامل پیش می آید، مارکسیسم نیز از این قاعده مستثنا نیست، یعنی دائم یک پروسه تغیییر و تحول و تکامل را طی می نماید. ماتریالیسم دیالکتیک در قرن بیست فلسفه رسمی در کشورهای بلوک شرق سابق شده بود.
انگس همچون فیلسوفان روشنگری مانند هگل و هردر، می گفت که تاریخ حرکتی ترقی خواهانه دارد و این حرکت در جامعه کمونیستی نیز ادامه خواهد داشت و نقطه پایان آن زمانی است که انسان از حیوان به بالاترین نقطه تکامل خود یعنی انسان نوین رسده باشد. انگس در تئوری شناخت از نظریات قابل شناخت بودن جهان در مقابل هرگونه فلسفه “لاادری” دفاع کرد. او کوشید تا با چاپ یکی ازآثارش در سال ۱۸۷۱ با کمک تحولات جدید علمی زمان خود، رابطه میان فلسفه و علوم تجربی را تعیین کند. وی میگفت که قوانین دیالکتیکی نه تنها در جامعه و تاریخ بلکه در طبیعت نیزحاکم هستند. در نظر او ماده خالق واقعیت حقیقی و آگاهی انسان است، و تفکر نوعی ماده یا بالاترین فرم ماده یعنی انعکاس ماده در آگاهی انسان است. ماده یعنی تمام واقعیات جهان، خصوصیتی دیالکتیکی دارد و بدلیل مادی بودن تفکر، طبیعت و جامعه هر سه آنان در رابطه ای عمومی و جهانی با همدیگر قرار دارند. علوم تجربی و فلسفه آن زمان هنوز طبیعت و تفکر را از هم جدا می دیدند و تاثیر کار و فعالیت انسان روی فکر را نادیده میگرفتند. انگلس می گفت از آنزمان که انسان آموخت در طبیعت تغییردهد، فکر وی نیز در آن رابطه مجبور به تغییر شد. زمان و مکان و فضا، فرم های هستی ماده هستند. طبق کشفیات جدید علمی و تجربی انسان توانست به جای سکوی ضرورت، از سکوی آزادی به پرواز درآید.
انگس آن زمان یکی از افراد مورد اعتماد جنبش کارگری جهانی بود. او کوشید طبقه کارگر را با اندیشه کمونیسم علمی متحد سازد. وی با اشاره به وظیفه تاریخی طبقه کارگر، جنبش اجتماعی را محصول سرمایه داری صنعتی استثمارگرمیدانست. امروزه اشاره میشود که سخنان انگلس غالبا بدور از خشونت انقلابی و در آرزوی خواسته های قانونی و پارلمانی تفسیر میشدند. در قرن بیست جهان بینی کارگری انگس پروازی جهانی داشت. در نظر او هر جامعه ای نشان از روابط لحظه های کار اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، و ایدئولوژیک دارد. در ادبیات و هنر، انگلس یکی از نظریه پردازان رئالیسم سوسیالیستی بود. او می گفت که انسان باید از طریق هنر و ادبیات برای جامعه بی طبقه کمونیستی آینده آماده شود. بعدها تعداد زیادی از تئوریسین های ادبی و هنرمدرن کشورهای سوسیالیستی سایق متکی به نظرات او شدند.

تاریخ انتشار : ۲۰ تیر, ۱۳۸۸ ۷:۳۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ایستادن میان دستاورد و عقب‌ماندگی | ارزیابی ایران در شاخص‌های توسعه پایدار ۲۰۲۶

سلطنت‌طلبی و دعوت به مداخله خارجی

‍ زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آید

پایان فوری جنگ درتمام جبهه ها واحترام به حق حاکمیت؛ ارمغان صلح

ایران امروز و ضرورت شنیدن صدای منتقدان مصلح

توسعه از کجــــــا شروع می‌شود؟