سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۶:۴۵

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۶:۴۵

بازار، حربه اعتصاب و علل تداوم آن

ازنظرسیاسی وقتی احمدی نژاد برای حذف رقبای اصول گراسی سنتی خود ازگردونه قدرت، که هم چون گروه موتلفه دارای پایگاه نفوذ اجتماعی دربازارهستند، خیزبرداشته ویا متحد دیرین دیگرش، روحانیت سنتی، تحت فشارهای روزافزونی ازسوی نسل جدید " نواصول گرایان" قرارگرفته است، بازاربه مثابه ضلع سوم این اتحاد نمی تواند بی تفاوت بماند

Getting your Trinity Audio player ready...

مردم ناراضی، روحانیت ناراضی، بازارناراضی، سایرباندهای قدرت ناراضی ازفرادستی باند احمدی نژاد … پس دراین مملکت کی ازاوضاع راضی است؟ بنظرمی رسد اوضاع شیرتوشیروبقول خامنه ای غبارآلود است که البته برخلاف ادعای او نه فقط به سمت فرونشستن غبارها نمی رود بلکه غبارآلودترمی شود. معرکه نبرد چنان داغ شده که به قول فردوسی: ” زمین شش شد وآسمان گشت هشت”! دراین وضعیت وارونه که طبقه ای ازگل ولای اززمین کنده شده وبه آسمان می رود، ظاهرا معلوم نیست که کدام طبقه بهره مند ازاوضاع است وراضی ازآن وکدام طبقه اوضاع به کامش نیست وناراضی. وخلاصه آنکه جنگ مغلوبه هفتاد و دوملت است.

اما پرسش غامض ترآن که، حالا که دولت فهمید سنبه حریف پرزوراست*، به سرعت عقب نشینی کرد؛ بطوری که حتی ازافزایش ۳۰ درصد قبلی توافق شده طرفین به ۱۵درصد هم رضایت داد؛ چرا بازار، درکنارچانه زنی های خود، هم چنان به اعتصاب خود ادامه داده است؟ ظاهرا این سؤال حتی ازسؤال اول – خود مبادرت به اعتصاب- بغرنج تراست:

چنین پدیده ای معرف پیچیدگی منازعات واوضاع واحوالی است که بدون دقت درآن به پاسخی قانع کننده دست نخواهیم یافت:

الف- نخست آنکه بازاربه دولت فخیمه احمدی نژاد و وعده وعیده های آن اعتماد لازم را ندارد. دولتی که دریک لحظه می تواند این چنین عقب نشینی کند،می تواند درلحظه دیگروازجای دیگرتعرض خود را شروع کند. پس لاجرم توافقات به عمل آمده نیازمند تضمین های بیشتری است ضمن آنکه خوداین عقب نشینی سراسیمه حاکی ازضعف دولتی است که می توان با چانه زنی های بیشتربه دست آوردهای بیشتری رسید. وضعیت بحران به نوعی نیست که بشود برپایداری توافقات به عمل آمده اطمینان کرد. خود دولت بیش ازهرکس دیگر حرمت احترام به قانون را بربادداده است. وقتی احمدی نژاد رسما وعلنا درصداوسیما اعلام می کند به مصوبات مجلس، مجلسی که دست نشانده نظام است، وقعی نخواهد گذاشت به رقبای خود می آموزد که بدانند قانون قبل ازهرچیزیعنی نظر هرکس که زوربیشتری داشت.

ب- معنای دیگرتداوم اعتراض آن است که گرچه اعتراض حول مطالبات معین صنفی شروع شده اما الزاما با تحقق این مطالبات ممکن است پایان پیدانکند. برخاسته ازوخامت بحران هم دربعد سیاسی وهم در بعد اقتصادی، درپشت خواستهای صنفی ولوبصورت پوشیده و ضمنی، وجوه سیاسی ومطالباتی کلان هم وجود دارند که ضمن نقش آفرینی اما هنوزنتوانسته اند با صراحت لازم مطرح شوند:

ازنظرسیاسی وقتی احمدی نژاد برای حذف رقبای اصول گراسی سنتی خود ازگردونه قدرت، که هم چون گروه موتلفه دارای پایگاه نفوذ اجتماعی دربازارهستند، خیزبرداشته ویا متحد دیرین دیگرش، روحانیت سنتی، تحت فشارهای روزافزونی ازسوی نسل جدید ” نواصول گرایان” قرارگرفته است، بازاربه مثابه ضلع سوم این اتحاد نمی تواند بی تفاوت بماند.

ازنظراقتصادی هم بازاردارای آن چنان غریزه وآگاهی طبقاتی هست که نداند دولتی که درآستانه جراحی بزرگ قراردارد ودرعین حال با افت شدید منابع ارزی وافزایش بدهی دولتی و کسربودجه وفشارهای بین المللی مواجه شده است،به ناگزیر برای تأمین بخشی ازنیازهای عظیم مالی خود ، به کیسه فتوت اصناف وافزایش مالیات چشم ندوخته باشد. چنین رویکردی درعین حال مبین نارضایتی بازارازسیاست های اقتصادی وسیاست وارداتی وانحصاری دولت است. دولتی که دارای نقش عظیم اقتصادی است ویک دولت رانتیرنفتی است ودرعین حال بیش ازپیش به ابزاردست اندازی ومطامع باندی یکی ازباندهای فرادست تبدیل شده است. بی تردید تقلیل غول دولت به ابزاری دردست یکی ازباندها به خودی خود منبع عظیم بحرانی است که بندها ومفاصل حاکمیت را به لرزه افکنده است.

حاصل آن که بازاربه مثابه بخشی ازطبقه حاکم اقتصادی حاضرنیست به جراحی اقتصادی یعنی سرشکن کردن هزینه های سنگین آزادسازی قیمتها و حذف سبوبسیدها گردن بگذارد. هم چنان که این نگرانی خود درمورد وضعیت اقتصادی را درحین مذاکرات تحت عنوان رکود، عدم رشد اقتصادی وتورم بیان کرده است.

دروجه سیاسی هم مخالف تمرکزقدرت سیاسی واقتصادی دردست باندهای رقیب است .

ازهمین رو اعتراض بازارضمن داشتن وجه مشخص صنفی- اقتصادی معین، اما درهمان حال دارای سایرووجوه کلان اقتصادی وسیاسی ولو ناگفته است که برخاسته ازکل بحران است. بحرانی که درآن هیچ طبقه ای نمی تواند خود را بی تفاوت نشان دهد وسردرگریبان خود داشته باشد.

حربه اعتصاب

گرچه منازعه بازارودولت درماهیت خود ازنوع منازعات بالائی ها و حول چگونگی تقسیم قدرت وثروت بشمارمی رود، ونه آنگونه که برخی می خواهند آن را جدال جامعه مدنی و دولت وانمودکنند، وحتی می توان گفت که نقش حامیان “سبز” بازار دراین بحران کمرنگ است؛ اما درفضای سیاسی ملهتب کنونی ودرشرایطی که یافتن اشکال مبارزه سراسری وکارسازباتوجه به سرکوب تظاهرات خیابانی از چالش های مهم جنبش است، دارای بازتاب های وسیع تری ازمنازعه بالائی ها است؛ چراکه به موازات مبارزه بالائی ها با یکدیگر،همزمان مبارزه ای ازسوی اقشارگوناگون مزدوحقوق بگیران و همه لایه های مردمی زحمتکش وجنبش های اجتماعی با سیاست آزادسازی قیمت ها و افکندن هزینه های سنگین آن که اساسا بردوش زحمتکشان بوده و خواهد بود، وجود داردکه اندیشیدن به مبارزه سراسری اعتصاب به عنوان حربه ای مؤثرو کارآ دربرابراین سیاست ویگرانه و برای متوقف کردن آن درجریان است. سیاستی که به تعبیری سیاست کل طبقه حاکمه وحتی سیاست بانک جهانی هم محسوب می شود. صرفنظرازجایگاه بازاردرساختارقدرت وقدرت چانی زنی ناشی ازآن وهم چنین منازعات بالائی درتضعیف اقتدارنظام ، نقش اعتصاب وگسترش آن به بازارشهرهای بزرگ و مختلف وخطرفراگیرترشدن وبازتابی که دراذهان عمومی نسبت به کاربرد این شکل مبارزه بوجودمی آید، موضوعی قابل توجه است.

با امتناع بازاریان واحتمالا سایراقشاربورژوازی درپذیرش بخشی ازهزینه های آزادسازی قیمت ها، دولت پرمدعا که دیواری کوتاهترازدیوارمردم نمی یابد، قطعا تلاش خواهد کرد که با فشاربیشتری به مردم و به لایه های زحمتکش هزینه های کمرشکن باصطلاح جراحی وورشکستگی اقتصادی نظام را به دوش نهیف مردم بارکند. همانطورکه پیش ازاو ودرآستانه سال نوخامنه ای سال جدید را سال کاروتلاش مضاف نام نهاد. ازهمین روتلاش برای فراگیرکردن ایده تدارک اعتصاب عمومی ومردمی علیه کل سیاست های اقتصادی و خانه خراب کنِ آزادسازی قیمتها، که حاصلی جزبیکار وبی خانمان کردن میلیونها تن دیگرندارد، امری است اجتناب ناپذیر. چنانکه مشهود است بورژوازی وطبقات میانی رو به بالا درراستای دفاع ازمنافع وحفظ درآمدهایشان تلاش خود را برای مقابله با سرشکن کردن هزینه های بحران بدوش خود شروع کرده اند. وقت آن است که کلیه مزدوحقوق بگیران و همه طبقات واقشارتهیدست وصفوف همه استثمارشوندگان با مزد و بی مزد نیز، برای مقابله با “بهمن” بحرانی که درحال فرودآمدن است، دست بکارشوند.

——————————————-

*-این اولین بارنیست که دولت احمدی نژاد به مصاف بازاریان می رود. دربارنخست حول ارزش افزوده نیزمنازعه بین آنها به عقب نشینی احمدی نژاد منجرشد.دراین رابطه می توانید به مقاله اعتصاب بازار ومنازعات باندهای درونی حاکمیت به آدرس زیرمراجعه کنید:

http://taghi-roozbeh.blogspot.com/search?updated-max=2008-12-04T05%3A00%…

تاریخ انتشار : ۲۳ تیر, ۱۳۸۹ ۹:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند