سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۶:۴۸

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۶:۴۸

برای اولین بار از مرگ کودکی خوشحال می شوم

مادرش ادامه می دهد: «البته یک سال مانده به مرگ نعیمه کتک خوردن هایش کم می شود. بعدها پی بردم که علتش تسلیم دخترک بیچاره ام بود. نعیمه در ده سالگی مدرسه را ترک می کند، چون بمانی سر کار می رود و تمام مسئولیت های خانه به عهده او قرار می گیرد. با این همه او اعتراضی نمی کند

Getting your Trinity Audio player ready...

بی مقدمه آغاز می کنم. چون پیش از این مقدمه ها نوشته شده و اعتراض ها و انتقادها از در و دیوار باریده است.

در آن زمان هفده ساله بودم. مدتی بود قبر دختر جوانی در نزدیکی قبر مادربزرگم نظرم را جلب می کرد. دختری شانزده ساله به نام «نعیمه». گهگاهی زنی با صورتی نیم سوخته وغمگین کنارش می نشست و زیر چادر آرام گریه می کرد. مادرش بود. شنیده بودیم که شوهر این زن (ناپدری نعیمه) به نعیمه تجاوز می کند. او به همراه نوزادش هنگام وضع حمل جان می سپارند. در آن زمان از چنین مادری متنفر شده بودم. نامش «بمانی» بود.

امسال پس از سیزده سال پیگیر ماجرا می شوم. متاسفانه پس از پرس و جو پی می برم بمانی از دنیا رفته است. تنها کسی که به او دسترسی پیدا می کنم خواهر پیر بمانی است. با وجود درد بسیاری که از یادآوری آن خاطرات می کشد آن را به زبان می آورد. اما بارها ترس و نگرانی اش را از «بی آبرویی و بر سر زبان افتادن دوباره ی ماجرا» گوشزد می کند. پس از اینکه اعتمادش را به دست می آورم می گوید: «در میان همه فرزندان پدر و مادرم، بمانی از همه زیباتر و دختری بسیار ساکت بود. به درخواست پدرم در پانزده سالگی با مردی سالمند و نیمه مجنون ازدواج می کند. اما پس از سه روز خانه پیرمرد را ترک می کند و به نزد ما می آید. سرزنش خانواده او را مجبور می کند که به خانه شوهر بازگردد. ولی تاب نمی آورد. خانه را مجدداً ترک می کند و می گوید که هرگز نمی تواند به زندگی با آن مرد ادامه دهد. شش ماه بعد با چشم پوشی از مهریه طلاق می گیرد. در کارخانه ای با سمت کارگر به کار می پردازد. پس از چندی با مردی فقیر و دوره گرد ازدواج می کند. مرد کار نمی کند و با حقوقی که بمانی از کارخانه می گیرد زندگی را می گذرانند. پس از چند سال کم کم سوء استفاده های مرد به اوج می رسد و درگیری و دعوایشان بالا می گیرد. در یکی از بگو مگوهایی که با هم داشتند ضربه ای به سر بمانی می کوبد و او در یک جنون آنی خود را به آتش می کشد. با هفتاد درصد سوختگی به مدت شش ماه در بیمارستان بستری می شود. در این هنگام بمانی «معصومه» را سه ماهه باردار است و نعیمه دو سال دارد. مرد خانه را در این وضعیت ترک می کند و دیگر هیچ خبری از او نمی شود. بمانی هم پس از مدتی بدون دریافت مهریه برای بار دوم طلاق می گیرد. چند سالی با حقوقی که از کارخانه می گیرد زندگی خود و کودکانش را می گذراند. او دیگر صورتی نیم سوخته دارد و از زیبایی اش چیزی نمانده است. به پیشنهاد ازدواج مردی متاهل و به نظر جا افتاده به نام «ک» پاسخ مثبت می دهد. «ک» بیست سال از بمانی بزرگتر است و نعیمه او را بابا صدا می زند (پیرزن این را با افسوس و حسرت بسیار بیان می کند). نعیمه با آنکه بسیار از مادر و پدر کتک می خورد، آرام و گوشه گیر است».

در این هنگام دخترخاله نعیمه – که اگر نعیمه زنده بود هم سن او بود – حرف مادرش را قطع می کند و می گوید: «ک. تیک عصبی داشت. با اینکه خود را در مهمانی ها مهربان نشان می داد من همیشه از او می ترسیدم. زیرا نعیمه پنهانی به من می گفت که او در خانه کتکشان می زند».

مادرش ادامه می دهد: «البته یک سال مانده به مرگ نعیمه کتک خوردن هایش کم می شود. بعدها پی بردم که علتش تسلیم دخترک بیچاره ام بود. نعیمه در ده سالگی مدرسه را ترک می کند، چون بمانی سر کار می رود و تمام مسئولیت های خانه به عهده او قرار می گیرد. با این همه او اعتراضی نمی کند. به یاد دارم چندی پیش از مرگش در وسط حیات خانه مان ایستاده بود که ناگهان سرش گیج می رود و روی پله می نشیند. علتش را که پرسیدم سرماخوردگی و خستگی را بهانه می کند و حتی از بردن نام دکتر هم می ترسد. مدتی پیدایشان نمی شود تا اینکه روزی خواهر کوچکتر نعیمه نزد ما می آید و با گریه خبر از دنیا رفتن او را می رساند. به منزل آنان می رویم. نعیمه هنگام به دنیا آوردن کودک بر اثر خونریزی مرده است و بمانی توضیحی نمی هد. هنگام گرفتن جواز دفن، ماجرا لو می رود. مامورین مادر را دستگیر می کنند. زیرا او به عنوان سرپرست، دختر را به بیمارستان نبرده است. چون مادر در زندان است کسی نمی تواند برای تدفین جواز بگیرد. تا اینکه پس از یک ماه جواز هم صادر می شود. آزمایش خون نشان می دهد که کودک متعلق به پدر ناتنی نعیمه است. «ک» نیز به زندان می افتد، اما پس از بیست روز آزاد می شود».

در جواب اینکه چگونه پس از اثبات جرم او را آزاد می کنند، پاسخی بسیار مبهم می دهد: «نمی دانم. خواهرم هیچ کس را نداشت که پیگیر کارهایشان شود. روزی هم که نعیمه مرده بود تمام مردانی که در اتاق بودند از جمله پسر مرا به عنوان مظنون دستگیر کردند. راستش ما هم دیگر می ترسیدیم خودمان را درگیر کنیم. گویا دادگاه حکم سنگسار «ک» را صادر می کند. اما پدر نعیمه پس از سال ها سر و کله اش پیدا می شود و با گرفتن دیه «ک» را می بخشد. بمانی هم پس از سه ماه از زندان آزاد می شود. «ک» مهریه بمانی را می دهد. با سه کودکی که از بمانی داشت او را ترک می کند و پس از مدتی به گوشمان می رسد که دوباره ازدواج کرده است. بمانی هم پس از چند سال بر اثر ایست قلبی از دنیا می رود، بدون این که هرگز از این ماجرا حرفی بزند».

از او می پرسم که نمی شود حکم سنگسار را با دادن دیه لغو کرد و شنیده هایم را با او در میان می گذارم. شنیده بودم که فرزند «ک» در دستگاه قضایی مقامی داشت که توانست با زد و بند هایی پدرش را نجات بدهد. پیرزن انکار می کند. نمی دانم راستش را می گوید، یا باز پای ترس و آبرو در میان است. همان ترس و آبرویی که پای دختر را به بیمارستان نکشاند و به دست مشتی خاک و گل سپرد. از معصومه خواهر نعیمه می پرسم. گویا در ۱۶ سالگی ازدواج می کند و پس از ۹ سال، با یک فرزند دختر از همسرش جدا می شود. او هرگز در این باره حرفی نمی زند و روابط فامیلی اش را با دیگران قطع کرده است. به هر حال همه چیز در ابهام است. نقش بمانی در این ماجرا، اجرا نشدن قانون و در نهایت آزادی مظنون، پاسخ های قیچی شده خاله نعیمه، سکوت خواهرش و عدم پیگیری او. تنها چیزی که در ابهام نیست قبر دختریست شانزده ساله به همراه کودک پا به دنیا نگذاشته اش. جنس کودک نیز چون مادر و مادر مادرش بود و من برای اولین بار از مرگ کودکی خوشحال می شوم.

هنگامی که از در خانه پیرزن بیرون آمدم، نه تجزیه و تحلیلی در کار بود و نه اعتراض و انتقادی. حتی توان فحش دادن هم نداشتم. تنها یک چیز با من بود: «ترس».

تاریخ انتشار : ۳ دی, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند