سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۱:۲۳

یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۳

برشت ما، برشت شما!

از آمريكا همچون طاعون بدش مى‌آمد، كشورى كه او را به بهانه كمونيست بودن به دادگاه كشاند. او طرفدار انقلاب جهانى و مخالف استثمار و استعمار بود. او خواهان حقيقت و هنر، زيبايى و رفاه انسان‌ها بود. به نويسندگانى چون گوركى، پوشكين، چخوف، هاينه، ايبسن و بالزاك احترام ميگذاشت و براى ما، او عظمت نام‌هايى چون هومر، سقراط و گاهى هم بودا را دارا بود

در پیوند با پنجاهمین سالروز مرگ برشت!
Bertolt Brecht 1898 – ۱۴.۸.۱۹۵۶ 

برشت شما کت‌هاى چرمى میپوشید، سیگار گران هاوانا مى‌کشید، میخواست پزشک شود، شماره پس‌اندازى در بانک‌هاى سوئیس داشت، علاقه به کلکسیون و جمع‌آورى ماشین‌هاى مدل قدیمى داشت، عاشق زنان هنرمند و روشنفکر غیرفمینیست بود، مخالفتى علنى با رفیق استالین نداشت، با جناب خروشچف رویزیونیست، چاى مینوشید، یک خانه ییلاقى، لب دریاچه، حومه برلین شرقى داشت، اجازه سفر به کشورهاى آن‌زمان عضو پیمان ناتو را داشت، پول اقامت در هتل‌هاى دولوکس را به‌راحتى مى‌پرداخت، ویسکى مینوشید، بعضى از نمایشنامه‌هایش را با کمک معشوقه‌هایش نوشت، از برادر بزرگتر، یعنى کشور شوراها، جایزه گرفت، در شهرى در شمال مونیخ به‌دنیا آمد، جایى که اردوگاه اجبارى قربانیان هیتلرى شد؛ در بزرگ‌ترین تیاتر شهر اجازه اشتغال یافت، حزبى بود، اشعار ایدئولوژیک مى‌سرود، در میانه‌سالى، در سن ۵۸ سالگى، همچون ساعدى – و نه مثل بزرگ علوى و جمالزاده، در سن ۹۰ سالگى، جان به جان آفرین داد. از طریق سازمان امنیت کشورش -آلمان شرقى- شکنجه نشد، از دست نازى‌ها به آمریکا پناه برد و نه به کشور کارگران و دهقانان، یعنى میهن شوراها! 
تمام این حرفها و ادعاها را اکنون بعد از پایان جنگ سرد بین دو بلوک، بعضى از منتقدان ادبى آمریکایى، در کتاب‌هاى جدید قطورشان مى‌نمایند و در کشور “شاعران و متفکران”، اینگونه آثار ترجمه شده را به‌صورت کتاب پرفروش سال، در وسایل ارتباط جمعى، شب و روز تبلیغ میکنند.
ولى برشت ما، ادیبى بزرگ بود. شاعرى منتقد، نمایشنامه‌نویسى انقلابى، متفکرى دیالکتیکى، انترناسیونالیست، انساندوست، با نظراتى سیاسى پیشگویانه بود. او براى خدمت به عدالت دست به قلم برد و براى خدمت به آزادى و ترقى، در فقر و گوشه‌گیرى زندگى نمود، در ساختمان‌هاى یک اتاقه دولتى. به جاى اتومبیل ضد گلوله ولوو سوئدى، سوار اتوبوس شهرى و دوچرخه قدیمى‌اش میشد. مارکس و انگلس و لنین و مائو، گاهى هم هگل؛ میخواند. به انسان‌ها احترام و توجه خاصى داشت. بعضى ازآثارش را از طریق کار جمعى، به‌صورت گروهى نوشت، نه با کمک زنان هنرپیشه همکار. از آمریکا همچون طاعون بدش مى‌آمد، کشورى که او را به بهانه کمونیست بودن به دادگاه کشاند. او طرفدار انقلاب جهانى و مخالف استثمار و استعمار بود. او خواهان حقیقت و هنر، زیبایى و رفاه انسان‌ها بود. به نویسندگانى چون گورکى، پوشکین، چخوف، هاینه، ایبسن و بالزاک احترام میگذاشت و براى ما، او عظمت نام‌هایى چون هومر، سقراط و گاهى هم بودا را دارا بود. به‌جاى بازى در تیاتر دولتى شهر، ما میخواستیم او را در کارخانه‌ها، مدارس و در خیابان‌هاى شهر به نمایش بگذاریم. در میان پابرهنه‌ها، کلاه‌نمدیها، و آسمان‌جل‌ها! .
در آن زمان، دوره جنگ سرد بین ابرقدرت‌ها بود. آمریکا و شوروى تا دندان مسلح، روبروى هم به صف ایستاده بودند. مارکس و مائو ممنوع بودند. برشت و گورکى تا حدودى آزاد. ما آنها را نویسندگانى جالب یافتیم، چون آنها با وجود سانسور، توانسته بودند از دیوار خفقان بگذرند و به ما دلگرمى بدهند.ما با پاره‌اى از آثار برشت چون: آدم، آدم است؛ مادر؛ زندگى گالیله؛ روزهاى کمون فراز و فرود حکومت رایش سوم؛ داستان‌هاى آقاى کوینر؛ از طریق دوستان یا در بعضى از کتاب‌فروشی‌هاى شهر آشنا شدیم. انسان براى دمکراسى به روشنگرى نیاز دارد و ما براى روشنگرى، سراغ مرحوم برشت رفتیم. امکان دیگرى نبود، آثار جالب قدغن بودند و آثار مبتذل را کسى نمى‌خواند. فقر و جهل و بیسوادى در جامعه ایران‌زمین، حاکم بود و ما پوپولیست‌ها و اتوپیست‌هاى زمان خود شدیم. ما در حوالى ادبیات جویاى ناجى و مرهمى شدیم. نقد و جامعه‌شناسى ادبى میبایستى دست‌کم ما را از نظر روحى و زبانى تقویت مى‌نمود و به ما امید و دلگرمى میداد. ادبیات مسئول و مبارز و مقاوم براى ما، قهرمانان زمان خود!؛ مانند یک مذهب، آرامبخش بود. گاهى هم حالتى مقدسانه به‌خود میگرفت.
سبک‌هاى ادبى و هنرى مانند اگزیستانسیالیسم و ادبیات سرگرم‌کننده و مکتب هنر براى هنر! در نزد ما قابل سرزنش بودند. ادبیات مى‌بایستى ما “پیشگامان” را از زنگ‌هاى جامعه دیکتاتورى-ایلیاتى پاک و تمیز مى‌نمود و عادات فردگرایى و منفعت‌طلبى را به کنار میزد. همه چیز مى‌بایست در خدمت مبارزه و انقلاب و در راه “جنبش آزادى‌بخش” مى‌بود.
فکر کنم وضع شما در خارج از کشور، بهتر از ما مى‌بود. لابد بستنى ایتالیایى مى‌خوردید و همراه خوبرویان، عصرها به دیسکو میرفتید. آثار بورخس، لورکا، مارکز و نرودا را میخواندید و در خیابانها شعار: 
هو، هو، هوشى مین – چه، چه، چه گوارا، را سر میدادید.
و ما در شبنامه‌ها، شعارهاى آتشینى چون:
مرگ بر دیکتاتورى! مرگ بر بورژوازى کمپرادور!
زنده باد آزادى خلق!، آزادى براى سخن!
یانکى گوو هوم!، ایران را سراسر ویتنام میکنیم، ایران را سراسر سیاهکل مى‌کنیم!، و غیره مى‌نوشتیم.
ما مجبور شدیم اغلب ادبیات و هنر را سیاسى نماییم و مى‌خواستیم با بعضى از آثار برشت، فشار دیکتاتورى عریان را قدرى تحمل‌پذیر نماییم. و اکنون در میان شما “خارج‌نشینان” تمرین پلورالیسم، دمکراسى، و جمهوریخواهى لائیک! مى‌کنیم تا شاید این بار مکتب آزادى در مملکت‌مان عملى شود.
ما در آن روز فقط به نیکى از برشت، گورکى، صمد، خسرو؛ و ادبیات یاد خواهیم کرد و در میدان‌هاى شهرها، مجسمه‌هایى از آنان برپا خواهیم کرد، همانطور که بعضى از غربیها، مجسمه‌هاى حافظ، خیام، و رومى را در پاره‌اى از شهرهاى فرهنگى‌شان برپا نموده‌اند!.

تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد, ۱۳۸۵ ۴:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تیم ملی فوتبال ایران، سرمایه مشترک مردم ایران و نمادی از توانایی، تلاش و امید میلیون‌ها ایرانی است. این تیم، فراتر از هر دولت و نظام سیاسی، متعلق به مردم ایران و نماینده کشور و فرهنگ ما در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

* هیچ بمب‌افکنی نمی‌تواند کار زیادی علیه تأسیساتی که بیش از ۷۰ متر زیر زمین دفن شده‌اند انجام دهد. * مطابق ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا ایران هنوز حدود ۷۰ درصد از پرتابگرها و ۷۰ درصد از ذخیره موشکی خودرا حفظ کرده. * مجتمع موشکی یزد حدود ۵۰۰ متر در دل کوه‌های گرانیتی اطراف امتداد دارد و در تمام مدت جنگ عملیاتی باقی مانده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان

جامعه مدنی در بن‌بست تصمیم‌گیران

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

جنگ ۲۷۰ میلیارد دلاری؛ ایران چگونه از سقوط اقتصادی گریخت؟

مورچه‌ی امیدوار و زمستان سیاه

از سالن والیبال تا راهروهای خونین بیمارستان؛ روایت یک مادر از عصرِ انفجار در لامرد