سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۰:۵۲

شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۲

بر دریاچۀ خشکیدۀ هامون

آیا ایران و افغانستان می توانند همکاری کنند و واحه ای را از مرگ نجات دهند؟
ساینس، 21 فوریه 2018

بلم های فرسوده در امتداد ساحل خشک هامون پوزک، که زمانی دریاچه ای بوده است، به خاک نشسته اند. در گرمای بعدازظهر، سرابی از صخره های مواج در افق دیده می شود. این روزها بلم ها دیگر به کار نمی آیند. هامون پوزک و دو خواهرش، هامون شاپوری (صابری) و هامون هیرمند، اکنون به دریائی از شن تبدیل شده اند. باتلاقها تماماً خشکیده اند.

نیرۀ پورمولائی، رئیس دپارتمان محیط زیست استان سیستان و بلوچستان در جنوب غربی ایران، می گوید: “می شد اینجا ماهیگیری و شنا کرد، اما دیگر نه”. تالابهای هامون که زمانی بیش از ۵۸۰۰ کیلومتر مربع را در امتداد مرز ایران و افعانستان می پوشاندند و زیستگاه هائی گاه با قدمت ۵هزار ساله را میسر کرده بودند، به قول پورمولائی، “اکنون به یک فاجعه زیست محیطی تبدیل شده اند.” روستاهای در سمت ایران دارند تماماً خالی از سکنه می شوند. باد در آنچه که اکنون به کاسۀ عظیمی از خاک تبدیل شده است، محصولات زراعی را نابود می کند و بقایای مواد ضدآفات و پاک کننده را به هوا می دهد. بهشتی برای پرندگان مهاجر و دیگر وحوش دارد نابود می شود.

اما پس از سالها ستیزه بر سر این که کدام کشور مقصر بوده است، اکنون ایران و افعانستان به بحث در بارۀ راه حل ها نشسته اند.

“برنامۀ توسعۀ سازمان ملل” از سال ۲۰۱۴ در کار تدوین طرحی برای احیای هامون بوده است که تحقق آن مستلزم بازگرداندن مسیر هیرمند، منبع اصلی دریاچۀ هامون، توسط افغانستان و تجدید نظر جامع ایران در مدیریت آب خویش است. ماه گذشته، کارشناسانی از دو کشور برای شرکت در کارگاهی راجع به موضوع آبهای مرزی و مرزگذر در پاریس حضور و با هم دیدار داشتند. این کوشش دوجانبه موجب دلگرمی محققان مسائل آب شده است. فرهاد یزداندوست، از متخصصان مدیریت منابع آب در دانشگاه صنعتی خواجه نصیر طوسی در تهران، می گوید: “گرچه وضع بسیار وخیم است، اما هامون را می توان نجات داد.”

دغدغۀ آب ایران را فراگرفته است. میزان بارندگی در بسیاری از مناطق کم و نامطمئن است، اما برخی از بدترین فلاکتها “خودکرده” اند. مثلاً صدهاهزار حلقه چاه غیرقانونی در سراسر کشور سفره های آب زیرزمینی را خشکانده اند. ده ها سد بزرگ نیز برای آبیاری ایجاد شده اند. حکومت در اقدامی با ریسک بالا، می کوشد دریاچۀ ارومیه را نجات دهد. تقریباً تمام این دریاچه، که زمانی ۵۲۰۰ کیلومتر مربع مساحت داشت، اکنون تبخیر شده است. زوال هامون، که در یک منطقۀ فقیر مرزی … قرار دارد، در تاریکی و سکوت اتفاق افتاده است. این روند تهدیدی برای انسانها و اکوسیستم در هر دو سوی مرز است و به قول احمد ابریشمچی، کارشناس آب در دانشگاه صنعتی شریف در تهران، “به یکی از بزرگترین چالشهای امنیتی در جنوب یا غرب آسیا تبدیل شده است.”

 

دریای شن

هر سه دریاچۀ هامون بیش از یک دهه پیش خشک شدند و همراه با آنها یک اکوسیستم تالابی کامل نابود شد.

این آب شناسی شکنندۀ واحۀ هامون بود که موجب نابودی آن شد. آبهائی که از سلسله کوه های هندوکش سرچشمه می گیرند، منبع رود هیرمند بودند. هیرمند به هامون پوزک ختم می شد و آب از هامون پوزک به دو هامون دیگر می ریخت. نتیجه، ایستگاه وسیعی برای فلامینگوها و دیگر پرندگان مهاجر، و مأمنی برای سمور آبی، گوزن و پلنگ بود. قرار بود دلتای هیرمند پهن شود، به تناسب فصل کوتاه شود جوری که در بهار گردش آب به داخل افغانستان سمت گیرد.

اما این داستان ده ها سال پیش است. افعانستان در اوایل دهۀ ۱۹۵۰ سد کجکی را در بالادست هیرمند بر روی آن بنا کرد. جریان هیرمند به هامون باریک شد، اما واحۀ هامون دوام آورد، تا این که افغانستان در سالهای دهۀ ۹۰ قرن گذشته اقدام به حفر کانالهای آبیاری کرد. یزداندوست از قول مقامات ایران می گوید: “عملاً همه چیز به آنچه در بالادست هیرمند در افغانستان اتقاق می افتد، بستگی یافته است.”

شرجان احمدزای، کارشناس آب و مدیر مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه نبراسکا می گوید: “چنین نیست. در ۴۰ سال گذشته در طرف افغانستان هیچ تحولی رخ نداده است.” احمدزای و مقامات افغان تمام تقصیر را به گردن مدیریت آب ایران می اندازند و از جمله از اقدام ایران به منحرف کردن مسیر هامون برای تأمین “چاه نیمۀ چهارگانه” یاد می کنند. این منابع چهارگانه در سالهای دهۀ ۹۰ و دهۀ نخست قرن حاضر برای ذخیرۀ آب شیرین مورد نیاز زاهدان، مرکز استان، و چند شهر دیگر، آبگیری شدند.

رضا میرشکار، از اکولوژیستهای دپارتمان محیط زیست استان، می گوید: “علت هرچه بوده باشد، امروزه دیگر هیرمند خشکیده است؛ الا آن باریکه آبی که در فاصلۀ بهمن تا فروردین در آن جریان می یابد.” آبان ماه گذشته وقتی “ساینس” از سد جاریکه – محل ورود هیرمند به ایران – دیدن کرد، یک قطره آب هم در بستر رودخانۀ پوشیده از شن زرد و درختان تکیدۀ گز، وجود نداشت. میرشکار می گوید: “جاریکه در سالهای ۱۹۶۰ ساخته شد تا جریانهای آب بهاری را مهار کند. اما الان، این ساختار غبارگرفته سخت بی مورد است.”

با نابودی منابع آب دوام پذیری منطقه نیز به شدت متزلزل شده است. زنجیره ای از برجهای مزین به لوزیهای آبی و سفید، بر بالای سر بسیاری از روستاهای سیستان ایستاده است. این برجها با آبی که از دیگر مناطق آورده شده، آبگیری شده اند. اتکای شهرهائی مثل زاهدان و زابل به چاه نیمۀ چهارگانه است. پورمولائی می گوید: “اگر این منابع هم خشک شوند، همه مجبور به مهاجرت از اینجا خواهند شد.” و احمدزای می گوید: “وضع در آن طرف مرز، در افغانستان، از این هم مهیب تر است. امورات بیشتر مردم در آنجا با آبی می گذرد که با کامیون از ایران می آورند.”

خشک شدن دریاچه ها و تالاب هامون – پروسه ای که در اواخر دهۀ ۱۹۹۰ سرعت گرفت تا در سال ۲۰۰۴ تقریباً تمام آب سطحی از بین رفت – یک بحران مرکب است. بادهای هولناکی که از اردیبهشت تا سپتامیر می وزند، غبار زهرآگینی را به هوا می دهند. بنا به داده های سازمان بهداشت جهانی، زابل در سال ۲۰۱۶ بالاترین سطح ریزگرد شهری در جهان را داشت: ۲۱۷ میکروگرم در هر متر مکعب از کوچکترین ریزگردها که PM2.5 نامیده می شود؛ یعنی آلوده تر از شهرهای به شدت آلوده ای چون پکن و دهلی نو.

طرح احیای “برنامۀ توسعۀ سازمان ملل”، که مبتنی بر داده های تأمین شده توسط دو کشور ایران و افغانستان تدوین شده، می باید تضمین کند که فقط مقدار کمی از آب هیرمند برای کشاورزی مصرف شود، بخشی از آب منابع چاه نیمه در ماه های بی باران به هیرمند منتقل شود، و هردو کشور از کشت محصولات “آب بر” به آبیاری قطره ای روی آوردند. احمدزای می گوید: “دولت افغانستان آمادۀ همکاری با ایران حول این طرح است.”

احمدزای پیش بینی می کند که مذاکره پیرامون جزئیات طرح و تأمین منابع مالی سالها به درازا بکشد. با این وجود سروش سروشیان، یک متخصص آب در دانشگاه کالیفرنیا، باور دارد که هامون یک مورد از دست رفته نیست. او می گوید: “تجربه نشان داده است که منابع آبی که زمانی رو به خشکی گذاشته بوده اند، گاه دوباره جان تازه گرفته اند. ممکن است سالها طول بکشد، اما هنوز امیدی هست.”

در دهکدۀ متروکی در غرب زابل، نزدیک به “ساحل” دریاچه، کلبه های یک طبقه ای از خشت خاک سرخ تا نیمه در شن دفن شده اند. در بیرون از خانۀ یکی از آخرین خانواده های باقیمانده، دخترکی بره ای به قد خودش را مثل یک بچه در آغوش گرفته است. خانوادۀ او، علیرغم انهدام تقریباً همه چیز، هنوز امید دارد. میرشکار می گوید: “آنها در انتظار اند تا آب برگردد”.

تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند, ۱۳۹۶ ۷:۰۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن

چه شنیدید؟ آزادی، آزادی و آزادی*