در این شماره می خوانید:
- تحلیل هفته: تعمیم طرح استاد شاگردی و کارورزی بە میان پرستاران!
- از تجربه دیگران: جنبش اتحادیه های صنفی در بنگلادش (بخش نهم)
- دیگر کشورها: یورش سرمایه داری جهانی؛ گسترش مبارزه متحد کارگران
- از جهان کار: جهان بدون کار (بخش سیزدهم)
- ترجمه منتخب: برده داری نوین
- تشکلها: بیانیه کانون صنفی فرهنگیان گیلان - دستگیری اسماعیل عبدی و حکم رضا مسلمی
- حوادث کار: مرگ و مصدومیت برای ۲۹ کارگر
- اخبار کارگری

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در روزگاری که دلها سنگین و نگران است، نوروز یادآور همین امید است؛ یادآور نوزایی، همدلی و ایستادگی، و اینکه زندگی، حتی در دل رنج، راه خود را ادامه میدهد. باشد که سال نو، پایان رنج و خشونت را نزدیکتر کند؛ جان مردم بیدفاع در امان بماند و صلح و آرامش بار دیگر به زندگیها بازگردد. امید آنکه خرد و تدبیر بر تصمیمها چیره شود، افقی روشنتر پیش روی این سرزمین گشوده گردد و ایران از این دوران دشوار با سربلندی عبور کند.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

در زمانی که حتی در میان راستترینهای پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیونها امریکایی در مخالفت با سیاستهای ترامپ به خیابانها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ میخواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهمتر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.