سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ اسفند, ۱۴۰۴ ۲۱:۲۵

شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۵

بگذارید زنان نبرد خویش را دنبال کنند…

شاید بارزترین مرزبندی در بین فعالان حقوق زنان ایران از لحاظ فهم و تعریف از مسائل زنان، ریشه نابرابری جنسیتی، و روش های مقابله با آن حول مذهب می چرخد. به طور کلی پژوهش های جامعه شناسی بر روی جنبش زنان ایران بین سه جریان در این جنبش تمایز قائل می شود: اسلام گرا، فمینیست- اسلام گرا و سکولار. اگرچه خواسته ها و اهداف این سه جریان در خیلی از موارد همسو اند اما آنها مسیرهای فکری و عملی متفاوتی در پیشبرد وضعیت زنان را دنبال می کنند.

 

شاید بارزترین مرزبندی در بین فعالان حقوق زنان ایران از لحاظ فهم و تعریف از مسائل زنان، ریشه نابرابری جنسیتی، و روش های مقابله با آن حول مذهب می چرخد. به طور کلی پژوهش های جامعه شناسی بر روی جنبش زنان ایران بین سه جریان در این جنبش تمایز قائل می شود: اسلام گرا، فمینیست- اسلام گرا و سکولار. اگرچه خواسته ها و اهداف این سه جریان در خیلی از موارد همسو اند اما آنها مسیرهای فکری و عملی متفاوتی در پیشبرد وضعیت زنان را دنبال می کنند. گروه های اسلام گرا مبنای عمل خود برای پیشبرد عدالت جنسیتی را بر گفتمان و مباحث اسلامی می گذارند؛ با اتکا به این منطق که اسلام به خودی خود بر برابری بین انسان ها فارغ از جنسیت تأکید می کند. فعالان اسلام گرا عموماَ از به کار بردن گفتمان و ایدئولوژی فمینیسم غربی، امتناع کرده و بر تفاوت بین عدالت جنسیتی از دیدگاه اسلام و غرب تاکید دارند. فمینیست های اسلام گرا اما دیدگاه میانه روتری نسبت به فمینیسم غربی داشته و بر آنند تا با ترکیب مفاهیم اسلامی و فمینیستی، جنبشی بومی و خالص مطابق با شرایط زندگی و خواسته های زنان مسلمان شکل دهند. فعالان سکولار از سوی دیگر کوشش خود را برای پیشبرد برابری جنسیتی در حوزه های سیاسی، مدنی و قانونی بر مبنای مباحثات قضایی و نه لزوماَ مذهبی می گذارند.

به رغم این تفاوت ها، دسترسی زنان به جایگاه های مؤثر سیاسی خصوصاَ در مجلس و کابینه رئیس جمهوری از اولویت های هر سه جریان بوده است. در دو انتخابات ریاست جمهوری گذشته در سال های ۱۳۸۸[۱] و ۱۳۹۲[۲] کنشگران حقوق زنان قدم های مهمی در راستای همگرایی مطالبات جریان های مختلف جنبش برداشتند تا از تمامی ظرفیت های موجود برای بهبود اثرگذاری زنان در عرصه ی سیاست استفاده کنند. اما به رغم دستاوردهای مثبت این همگرایی برای جنبش زنان به نظر می رسد که عموم مردم خصوصاَ زنان و مردان جوانی که لزوماَ خود را فعال حقوق زنان نمی شناسند، اما مسائل زنان را از نزدیک و با دید تحلیلی دنبال می کنند، به این همگرایی به عنوان یک گام جدی و استراتژیک برای بهبود جایگاه سیاسی زنان، ارزش نمی دهند. این مسئله یا از عدم آگاهی از اهداف و برنامه ریزی های جنبش زنان نشأت می گیرد و یا از یک نوع بی اعتمادی نسبت به همگرایی جریان های مذهبی- اصول گرا و لیبرال سیاسی.

 این مسئله به وضوح در واکنش های عمومی به انتصاب مرضیه وحید دستجردی و الهام امین زاده که هر دو از نظر سیاسی به جریانات اصول گرا گرایش دارند به عنوان وزیر بهداشت درمان و آموزش و معاون حقوقی رئیس جمهور در دو دولت اخیر نمایان بود. فعالان حقوق زنان مشخصاَ از این انتصاب ها استقبال کرده و آنها را قدم های مثبت اگرچه مقدماتی برای پیشبرد مشارکت سیاسی زنان ارزیابی کردند. عموم زنان و مردان مخالف با جریان اصولگرا اما این دست انتصاب ها را بیشتر ضد زن می دیدند، با این دیدگاه که اصول گرایی اسلامی به طور بنیادی با حقوق برابر زنان همخوان نبوده و حامیان این دیدگاه چه زن و چه مرد در پست های تصمیم گیری، فقط افکار و رویکرد های مردسالار و زن ستیز را استحکام می بخشند.

به هر حال عرصه سیاست چیزی جز عرصه ی مخالفت ها و کشمکش ها نیست. بنابراین زنان همچون مردان حق دنبال کردن گرایش های سیاسی متفاوت و گاه متضاد را دارند. این دیدگاه که ارتقاء زنان اصول گرا به جایگاه های تاثیرگذار سیاسی لایق تجلیل کردن نیست چون آنها به عنوان حامیان اصول گرایی در نهایت برضد حقوق زنان عمل می کنند، مشترکات و همگرایی مطالبات جریان های اسلام گرا، فمینیست های اسلام گرا، و سکولارهای جنبش زنان را نادیده می گیرد. کم تحملی در قبال تفاوت در گرایش های سیاسی زنان فعال در سیاست بر اساس این فرض اشتباه که «مدافعلن حقوق زنان باید خطوط سیاسی یکسانی را دنبال کنند» هویت و فردیت سیاسی زنان را کوچک می شمارد. زنان به عنوان شخصیت های مستقل سیاسی محق هستند که نبردهای سیاسی خود را آنگونه که می خواهند دنبال کنند. حضور زنان در موقعیت های تأثیرگذار حتی زنان محافظه کار سیاسی، به خودی خود فرضیات مردسالارانه که حضور سیاسی و اجتماعی زنان را محکوم می کند را به چالش می کشد. بنابراین بدبینی به زنان اصول گرا که موفق به دستیابی به عرصه ی به شدت مردانه ی سیاست می شوند چیزی جز برخوردی مردسالارانه با هویت و فعالیت سیاسی زنان نیست.

یک مسئولیت مهم بر شانه های کنشگران حقوق زن، ارتقاء آگاهی در زمینه اهداف و برنامه ریزی های خود و ایجاد گفتمانی عمومی حول تقویت مبارزه زنان فعال در سیاست است تا چنین دیدگاه های گاه “به ظاهر دغدغه مند برای حقوق زنان” اما “مردسالارانه در باطن” را به چالش بکشد. فعالان جنبش زنان باید بدبینی عمومی نسبت به زنان محافظه کار سیاسی را بدون شرمندگی و با اتکا به نفس، زیر سوال بکشند و قدم های برنامه ریزی شده برای نشان دادن فواید راهیابی زنان با گرایشات متفاوت به عرصه ی سیاست بردارند. بدون یک چارچوب آگاهی دهنده برای فهم این فواید برای کل زنان، تلاش های کنشگران در جریان های مختلف جنبش زنان برای بهبود مشارکت و قدرت سیاسی زنان آن چنان که باید و شاید مورد توجه قرار نخواهد گرفت. نوشتن مقالات و برقراری گفتگو و بحث های بیشتر در مورد تنوع و تفاوت در گرایش های سیاسی زنان و نحوه برخورد سازنده و آگاهانه با آن باید در اولویت برنامه ی کاری فعالان جهت همگرایی مطالبات جنبش زنان قرار گیرد.

پانوشت ها

 [1]http://feministschool.com/spip.php?article2493

[۲]http://feministschool.com/spip.php?article7343

[۳]http://feministschool.com/spip.php?article7316

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۳۰ دی, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

چهل روز سوگ به وسعت یک سرزمین

در چهلمین روز بزرگداشت جان‌باختگان، بار دیگر بر حق دادخواهی خانواده‌ها، ضرورت تشکیل کمیته‌ای حقیقت‌یاب برای روشن شدن ابعاد این جنایت و پاسخ‌گو کردن آمران و عاملان آن تأکید می‌کنیم. پیگیری این مطالبه، بخش جدایی‌ناپذیر برنامه و مبارزۀ  سازمان ما سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، است. ما خود را موظف می‌دانیم با بهره‌گیری از ظرفیت‌های سیاسی و حقوقی، به‌صورت سازمان‌یافته و پیگیر برای مستندسازی این جنایات، روشن شدن همۀ ابعاد حقیقت، تحقق عدالت و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی اقدام کنیم.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گاردین: مذاکرات ممکن است راه را برای دیدارهای بیشتر در مورد برنامه هسته‌ای هموار کند.

گاردین: ایران پیشنهاد خود را بر طرحی برای رقیق کردن ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده با غنای بالای ۶۰ درصد و دسترسی‌ای که به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی – بازرسان هسته‌ای سازمان ملل – به سایت‌های هسته‌ای بمباران‌شده ایران می‌دهد، متمرکز کرد. اورانیوم غنی‌شده با غنای بالای ۶۰ درصد تقریباً ماده‌ای با درجه تسلیحاتی است و برای یک برنامه هسته‌ای غیرنظامی مورد نیاز نیست.

مطالعه »

روابط ایران و آژانس در مرحله‌ای حساس – تحلیل مواضع دو طرف…

گودرز اقتداری: یکی از نکات مهم در سخنان عراقچی، پیوند دادن همکاری با آژانس به روند مذاکرات گسترده‌تر بود. وی اعلام کرد ایران در حال تدوین چارچوبی برای مذاکرات آینده است و تعامل با آژانس می‌تواند زمینه‌ساز پیشرفت دیپلماتیک شود. این موضع نشان می‌دهد که ایران همکاری با آژانس را نه صرفاً یک تعهد حقوقی، بلکه ابزاری تاکتیکی در مذاکرات می‌داند. به بیان دیگر، همکاری فنی می‌تواند به‌عنوان اهرمی برای کسب امتیازات سیاسی یا اقتصادی در مذاکرات آینده استفاده شود.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اردوگاهی بدون آینده

 راستی آزمایی حضورایرانیان مقیم خارج ازکشوردرپاسخ به فراخوان رضا پهلوی

رقم شرکت‌کنندگان در تظاهرات مونیخ؛ یک بررسی تازه

در نقد نوشته اخیر دوست گرامی‌ام آقای بهزاد کریمی

کدام جریان، در ایران، پیش پای ترامپ، فرش قرمز پهن می کند؟

ژاکوبین: مصاحبه با ویوک چیبر – مقایسه جنبش ۱۴۰۴ با انقلاب ۱۳۵۷. (بخش یکم)