سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۸ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۸:۱۳

پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۳

تئوری شناخت، و نظر ۲ گروه از متفکران – شناخت در خدمت انسان، جهان، و اهداف تاریخ

تئوری شناخت کمونیستی بخشی از نظام کلی فلسفه مارکسیستی/لنینیستی است که با جهان بینی ماتریالیسم دیالکتیکی وحدت دارد. دیالکتیک مارکسیستی شامل تئوری شناخت نیز است که وحدتی جدایی ناپذیر با دیالکتیک دارد. وحدت ماتریالیسم با دیالکتیک و با شناخت قوانین تحولات جامعه، به مارکس و انگلس امکان دادند تا نظریه شناخت ماتریالیستی را ارتقاء دهند و به نقد نظریه شناخت ایده آلیستی بپردازند.

Getting your Trinity Audio player ready...

 

تئوری شناخت محصول زندگی اجتماعی انسان،و شاخه ای از رشته فلسفه است که جویای اعتبار و کشف عینی حقیقت است. آن مانند فلسفه دارای خصوصیات طبقاتی و انعکاس نظری واقعیات اجتماعی است که به شاخه های ایده آلیستی و ماتریالیستی تقسیم میشود. اندیشه تئوری شناخت از آغاز زندگی انسان در تاریخ سیر اندیشه بشر وجود داشته.

عنوان “تئوری شناخت”، در محفل فکری کانت گرایان نیمه اول قرن ۱۹ توسط اندیشمندی بنام کروگ در سال ۱۸۰۸ در کتاب “متافیزیک یا تئوری شناخت؟” مطرح شد و توسط متفکر دیگری بنام سلر در سال ۱۸۶۲ وارد واژه نامه فلسفی غرب گردید. این موضوع بشکل غیر قابل اجتناب ناپذیر،بخشی از جهان بینی یک طبقه است که خصوصیات ایدئولوژیک دارد، و شامل ماهیت، ساختار، و قانونمندی پروسه شناخت انسانی است، که جویای رابطه ذهن با عین در پروسه شناخت، و سوال درباره قانونمندی شناخت انسانی بشکل عام و خاص و بصورت جریان شناختی است.

چپ ها مدعی هستند که تئوری شناخت در خدمت اهداف تاریخی و نظام اومانیسم کمونیستی، و ابزاری در خدمت ساختار نوین جهان مدرن است، و به رشد و تحول شناخت، به نتایج تاریخ فلسفه، به تاریخ تحولات فکری انسان، به زبان و روانشناسی بشر می پردازد، و در جستجوی پاسخ به پرسشهای بنیادین فلسفه ترقی خواه است. 

در آغاز تاریخ فلسفه در یونان باستان، افکار ماتریالیستی تئوری شناخت توسط اندیشمندانی مانند دموکریت، هراکلیت، پارمنیدس، و امپدوکلس مطرح شد. نماینده ایده آلیستی تفکر نظریه شناخت در آن زمان افلاطون و ارسطو بودند. ارسطو فردی مذهبی و ارسطو در آثارش گاهی ماتریالیست میشد. در عصر جدید متفکران دیگری مانند باکون، هابس، لاک، کانت، ولف، و لایب نیتس، درباره نظریه شناخت خالق تئوری هایی بودند. باکون با کمک روش استقرایی و آمپریسم ماتریالیستی، کانت، ولف، و لایبنیتس از طریق ایده آلیسم فلسفی در این بحث و جریان فلسفی شرکت نمودند. تفکرات فویرباخ از طریق انتشار کتاب “ماهیت مسیحیت” شامل فلسفه ماتریالیستی، در آمادگی نظریه شناخت دیالکتیکی-ماتریالیستی نقش مهمی داشت.

خصوصیت مترقی نظریه شناخت فویرباخ در مقابل تئوری شناخت ماتریالیستی در فرانسه و در انگلیس، جنبه اجتماعی مشهودی داشت. لنین نظریه شناخت ماتریالیسم دیالکتیکی را که مارکس و انگلس پایه گذاشته بودند، تکمیل نمود، در حالیکه نظریه شناخت از زمان باکون تا زمان فویرباخ در راستای منافع طبقاتی بورژوازی بود. تئوری شناخت ماتریالیستی پیش از مارکس، دیالکتیکی نبود و توجهی به عمل اجتماعی در تحول شناخت نمی نمود، و نقش اجتماعی شناخت انسانی را نادیده میگرفت.

تئوری شناخت کمونیستی بخشی از  نظام کلی فلسفه مارکسیستی/لنینیستی است که با جهان بینی ماتریالیسم دیالکتیکی وحدت دارد. دیالکتیک مارکسیستی شامل تئوری شناخت نیز است که وحدتی جدایی ناپذیر با دیالکتیک دارد. وحدت ماتریالیسم با دیالکتیک و با شناخت قوانین تحولات جامعه، به مارکس و انگلس امکان دادند تا نظریه شناخت ماتریالیستی را ارتقاء دهند و به نقد نظریه شناخت ایده آلیستی بپردازند. 

تئوری شناخت عنوانی است که از اوایل قرن ۱۹ میلادی در غرب مرسوم شد. جان لاک در سال ۱۶۹۰، لایبنیتس در سال ۱۷۶۵، برکلی در سال ۱۷۱۰ در این مورد نظراتی را مطرح کردند. کانت میخواست از طریق قدرت حواس، درک، و عقل، انسان به شناخت حقیقی برسد. فلسفه بورژوای و لیبرال در اواخر قرن ۱۹ کوشید تا به حل پرسشهای نظریه شناخت بپردازد. لنین میگفت چون مبارزات طبقاتی شدت یافته بود، لیبرالها کوشیدند تا متخصص تئوری شناخت گردند و نیازهای ایدئولوژیک بورژوازی در مبارزه با جهان بینی ماتریالیستی جنبش کارگری را جبران کنند. فلسفه لیبرال کوشید از طریق شاخه های نئوپوزیتیویسم و نئو کانتیسم خود، علیه ماتریالیسم تاریخی/دیالکتیکی و جهان بینی  نظری تاریخی طبقه کارگر و علیه جنبش سوسیالیستی و کمونیستی، از تئوری شناخت خود کمک بگیرد.

نظریه شناخت جریانی است عدالتخواه و اومانیستی و می کوشد در علوم انتقادی مانند روان شناسی، نقد ایدئولوژیک، نظریه اجتماعی انتقادی، و فلسفه، افشاگری نموده و پیرامون مکان، زمان، ماهیت، منبع، علت، ماهیت، حقیقت، اشیاء، و شناخت، اطلاع رسانی کند. نظریه شناخت در چارچوب نظام کلی و عام ماتریالیستی/دیالکتیکی دارای وظایف و جنبه های خاص است.

شناخت، انعکاس واقعیت عینی است و نه خود آن. نظریه شناخت ماتریالیستی-دیالکتیکی برای همه علوم کمک بزرگی در حل وظایف شان است تا جهتی درست به آنان بدهد و نگذارد بسوی ایده آلیسم و آگنوستیسم منحرف شوند. هارتمن نظریه شناخت را همان نقد شناخت می نامد. هابرماس آنرا به تئوری انتقادی ربط میدهد و میگوید جریان فکری پوزیتیویسم عقل را به منافع صرفا عقل گرایانه کاهش داده است.

سوسیالیست ها بر این باورند که هر نوع شناختی انعکاس جبری واقعیت و تصویری از آگاهی جهان بیرون و مستقل است. از جمله موضوعات مورد تحقیق تئوری شناخت، پرسشهای نظری علوم ، رابطه بین تئوری،عمل، و تجربه، حقیقت، روشهای شناخت، اهداف و نیروهای محرک، اصول فردی ، و تاریخ اجتماعی هستند. شناخت یعنی حکم و قضاوتی حقوقی قانونی که  جریانی است تاریخی و نتیجه انعکاس واقعیت عینی در آگاهی انسان میباشد. جستجوگر شناخت از موضعی مستقل دنبال حقیقت است. نظریه شناخت ماتریالیستی -دیالکتیکی و تاریخی، متکی به نظرات مارکس، انگلس، و لنین بر این باور است که طبقه کارگر قبرکن نظام سرمایه داری و موسس نظام سوسیالیستی خواهد بود. 

شناخت ناشی از جهان ظاهر، نظر شخصی است. ایده آلیسم افلاطونی در باره شناخت میگفت بهترین روش برای دسترسی به دستاوردهای شناخت، دیالوگ به سبک سقراط است. او میگفت هدف شناخت، کشف زیبایی و دانش است، به این دلیل اصطلاح ” عشق افلاطونی” جویای زیبایی استتیک طرف دیگر است.

در نظریه شناخت تجربی در کشورهای آنگلوساکسون، از قرن ۱۷ میلادی، آگاهی و سیاست در کنار هم بودند. مهمترین منبع تئوری شناخت ماتریالیستی-دیالکتیک، فلسفه هگل بود. نقد هگل بر ذهنیت گرایی و آگنوستیسم کانت، نقش مهمی برای تحول و پیشرفت نظریه شناخت داشت. هگل مدعی بود که اصطلاح ” شیء فی نفسه” کانت، یک مفهوم صوری و بی معنی است. مهمترین دست آورد جهانبینی تئوری شناخت هگل این بود که میگفت شناخت یک جریان تحولی تکاملی و دیالکتیکی است. او برای موضوعات و مقوله های دیالکتیک، منطق، و نظریه شناخت، نوعی هویت قائل بود. فلسفه وی از طریق روشهای فکری دیالکتیکی نقش مهمی در تکامل تئوری شناخت داشت.

 

تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند, ۱۴۰۰ ۱۰:۵۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در محکومیت حمله به شرکت‌کنندگان در مراسم “روز خیابان کریستوفر” در برلین

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) بر پایه ارزش‌های سوسیالیسم دموکراتیک، آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و حقوق بشر، از حقوق برابر همه شهروندان، بدون هرگونه تبعیض بر پایه جنسیت، گرایش جنسی، هویت جنسیتی، قومیت، مذهب، ملیت یا عقیده سیاسی دفاع می‌کند. این موضع در اسناد و برنامه‌های مصوب کنگره‌های ۱۹، ۲۰ و ۲۱ سازمان نیز به‌روشنی بازتاب یافته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

برجی که فرو ریخت، زنی که ایستاد!

بنیامین؛ چپ مستقل، یا لیبرال ضد بورژوا

ماجراجوئی و حمله سپاه به پایگاه آمریکا در شرایط آتش بس یک‌جانبه و موقت

در محکومیت حمله به شرکت‌کنندگان در مراسم “روز خیابان کریستوفر” در برلین

افسون نجات از بیرون؛ از رجوی تا پهلوی | نمایشنامه‌ای در سه پرده

مقاومت بدون رضایت عمومی