“اروپا با تله آمریکا در حال فنا شدن است” این سخنان مردم کوچه و بازار در المان است که من شب و روز با آنها در تماس هستم…”
امروز مشکل تنها انرژی (نفت و گاز) نیست که اروپای متحد را به روسیه وابسته کرده است. بلکه گندم و جو، آرد و روغن، ذرات و آفتابگردان مایحتاج ضروری هستند که منجر به تورم بالا ۱۲درصد در آلمان شده است. صاحبان کارخانههای اروپایی برای صرفهجویی در اقتصاد و تولید سودکلان به دنبال نیروی کار ارزان، در طول سی سال گذشته بسوی روسیه و چنین سرازیر شدند که امروز یک چالش مهم برای اقتصاد اروپا است،
دولت فرانسه فقط ۶۰۰ میلیارد یورو به بانکهای جهانی بدهکار است، با اقتصادی ضعیف و شکاف عمیق اجتماعی که آتش زیر خاکستر است.
آلمان با هجوم پناهجویان اکراینها بعنوان یکی از چالشهای سخت و پر دردسر دست و پنجه نرم می کنند.
جامعه آلمان با وجود اینکه قلب اروپا و با ثبات ترین و متمدن ترین کشور اروپایی ست، در آن طبقهی متوسط رو به زوال است و گسترش فقر جامعه را بطور غیر منتظره می بلعد. جنگ اکراین هرچقدر طولانی تر می شود اروپای متحد شکننده تر و ضعیف تر می شود
امروز یک لیتر روغن آفتابگردان ۹۹ سنتی، از مرز ۵یورو گذشت.
بعضی اقلام غذایی کم یا گران است یک کیلو گرم گوجه فرنگی امروز ۵ یورو۲۹ سنت بود در حالی در شش ماه گذشت ۸۵ سنت بود
زندگی طبقه پایین جامعه در اسارت کار و زیر خط فقراست، یک کارگر ساده با ماهی ۱۳۰۰ یورو که ۷۰۰ یورو آن فقط صرف کرایه خونه می شود زندگی سختی دارد موج بیکاری که بر اثر تحریم روسیه اتفاق افتاد است. نه تنها قوز بلکه بالا قوز هم شده.
دوست آلمانی ام “دیل” می گوید:
“درجنگ برندهی وجود ندارد بلکه باخت باخت است ماهم جرئت یک انتقاد را نداریم، فوری در دهانمان می کوبند” های مواظب باش شما دارید از پوتین دفاع می کنید”. گور پدر پوتین شما زندگی مارا به گروگان گرفتید، لطفا از انسانیت حرف نزید تاریخ خود ما آغشته بخون است. ادامه می دهد” بعضی از این کشور های اروپایی مثل مقدونیه عضو ناتو می شوند در حالیکه در فقر غوطهور هستند و قرار نیست ناتو آنها را از فقر نجات بدهد فقط نیروی کار ارزان و بردگی نصیبشان می شود، نه چیزی دیگر” او با چونه گرم ،و با لحن جذاب ادامه می دهد این زندگی نیست خوش بحال کور و کرها، که متوجه بردگی در این جامعه به ظاهر زیبا و رنگارنگ نیست، و نمی داند چه خبر است.
این جنگها برای به گروگانگیری زندگی ماست.
قدرتها قدرت ماهیچههای بازوی خود را به هم نشان می دهند تا ما را بترساند” به همین دلیل همه جا را به آتش می کشند،”
یک کارگر تورک تبار وسط بحث “دیل ” می دود: “تو این کشور از انقلاب خبر نیست، شمی تو هم به کار ت بچسب، اینقدر بحث نکن! Streiten Sie nicht so viel”
بحث پایان می یابد. دوست آلمانی ام ” دیل” هم سری تکان می دهد به معنی اینکه دنیا پر از احمق است، شمی تا بعد! من باید بروم رفیق. سعی کنید سالم بمانید.
shami Bis später
Ich muss gehen, Kumpel
Bleib gesund