سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۵۸

شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۸

تاریخ کردها تکرار می‌شود

اما سایر نیروهای مخالف، نه آمریکایی‌ها، نه بویژه ترک‌ها در مورد هر گونه حقوق ملی کردهای سوریه حتی فکر هم نمی‌کنند. همه شرکای امروزی آنها به کوردها بطور قطع بعنوان «اصحاب موقت» می‌نگرند. در حالیکه اسد برای برقراری اتحاد دائمی با کردها بطور عینی علاقمند است، زیرا برای مقابله با بنیادگرایی سنّی، همواره به تکیه‌ بر اقلیت‌های ملی و دینی نیاز خواهد داشت. و خود این هم بمعنی تحقق آرمان آنهاست که بدون آن، اتحاد واقعی نمیتواند صورت بگیرد.

آنگلوساکسونها باز هم «خودیها» را رها می‌کنند

حوادث عجیب و درهم پیچیده مناقشه سوریه ناگهان به سمت کاملا غیرمنطقی، اما در واقعیت امر، قابل انتظار برای کردها که ۱۰ درصد جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند، چرخید. آنها که در مبارزه با «داعش» ممنوعه در روسیه متحمل هیچ شکستی نشدند و به نتایج ملموسی نیز دست یافتند، ناگهان مجبور گردیدند از منطقۀ گستردۀ آزاد شده بدست خود به ساحل شرقی فرات منتقل شوند.

پس از حملۀ ترکیه به خاک سوریه دیگر نه تنها صحبت از اعطای وضعیت واحد فدرالی جداگانه به کردها در ترکیب ساختار جدید سوریه که آنها خواستار آن هستند، حتی سخن از اعطای استقلال که بسیاری از کردها در خفا آرزوی می‌کنند، موضوعیتی ندارد.

دیگر قابل درک است که هدف اصلی آنکارا نه مبارزه با داعش، بلکه، خنثی کردن کردهاست. تصمیم کردها برای اعلام فدراسیون بطور یک جانبه در اوایل ماه اکتبر دیر هنگام و دور از واقعیت بنظر می‌رسد. امیدواری به پیوستگی ارضی بین همه کانتون‌های کردی در شمال کشور توهم از آب در آمد. این امر به آن اندازه‌ای که به امتناع قطعی متوّلیان دیروزی کردها در واشینگتن بستگی دارد، به ترکها بستگی ندارد.

کردها را بار دیگر مورد سوءاستفادۀ وقیحانه قرار دادند و آنها را بی هیچ دستاوردی رها ساختند. بدعهدی متحدان و اشتباه در انتخاب آنها- این واقعیت لعنتی تاریخ کورد است، که مبداء آن، شاید، زمان پیروزی صلاح‌الدین ایوبی، سردار اسطوره‌ای کرد بر صلیبیون باشد.

دیوید ایگناتیوس، مفسر برجسته واشینگتن‌پست در مقاله‌ای با عنوان خاص «سیاست آمریکا در سوریه بر روی خط اشتباه خیانت استوار است»، متذکر می‌شود، که چگونه نظامیان آمریکائی در همین اواخر بطور مدام تأکید می‌کردند، که کردهای سوریه «قدرتمندترین نیروی مبارزه بر علیه داعش هستند». طی نبردهای سخت سالهای ۲۰۱۴- ۲۰۱۵ آنها اراضی قابل توجهی، از جمله شهرهای بزرگ شدادی، منبیج را آزاد ساختند، محاصره راهبردی رقه، پایتخت داعش را در حومه دور تحقق بخشیدند. ایگناتیوس می‌نویسد که او هنگام دیدار از پایگاه آموزشی تحت مدیریت آمریکا در شمال سوریه شخصا شاهد تمجید متخصصان آمریکایی از شهامت و  شجاعت شبه‌نظامیان کرد بمثابه نیروی اصلی حمله به رقه بوده است.

تا آن زمان ترک‌ها، اگر چه رابطه خصمانه با کردها دارند، اما با این اتحادیه سازش می‌کردند. همه چیز پس از کودتای نظامی در ترکیه تغییر یافت. «اتحادیه نیابتی» تشکیل شده توسط آمریکایی‌ها از گروه‌بندی‌های مختلف سوری در خطوط مختلف جبهه جای گرفتند. جوزوف بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا هنگام دیدار از آنکارا اقدام دولت ترکیه در این لحظه را مورد پشتیبانی قرار داد و از کردها خواست از منبیج به شرق فرات بروند. که خود این، حاکی از واقعیت خط خیانت است. ایگناتیوس می‌نویسد: این، یک سنت ناپسند است: «کشورهای غربی در تمام طول قرن گذشته مبارزان کرد را تا زمانی که اهداف‌شان ایجاب می‌کرد، مورد سوءاستفاده قرار دادند و پس از انقضای تاریخ نیازشان، آنها را رها کردند». در سال ۱۹۱۸ هنگامی که متحدین آنتانت وعدۀ ودرو ویلسون، رئیس جمهور آمریکا در خصوص ایجاد «اجاق ملی» کرد را نادیده گرفتند. در سال ۱۹۴۷، انگل‌ستان به ایران اجازه داد از تشکیل کردستان در حریم خود بشدت جلوگیری نماید. حوادث آن زمان را جیمز اولدریج، نویسنده انگلیسی در دو رمان بلحاظ ایده‌ای مشابه خود- «دیپلومات» و «کوه‌ها و سلاح‌ها» به شکل روشن هنری توصیف نموده است.

در سال ۱۹۷۵، قطع نظر از وعدۀ پشتیبانی از کردهای ایران، آمریکایی‌ها همراه شاه ایران به صدام حسین اجازه دادند جنبش آنها را بشدت سرکوب نماید. اما تا چندی قبل از این، در سال ۱۹۷۳، مصطفی بارزانی، رئیس وقت کردهای عراق، پدر مسعود بارزانی، رئیس کنونی کردستان عراق با اطمینان به صداقت آمریکایی‌ها گفت: «آمریکا یک قدرت بسیار بزرگتر از آن است که به خلق کوچکی مانند کرد خیانت بکند». به اعتقاد ایگناتیوس، او بشدت اشتباه کرد. انتظار می‌رود رهبر کنونی کردها اشتباه پدرش را تکرار نکند. کافی است یادآوری شود که در رابطه با فریب کردها در سال ۱۹۷۵، هنری کیسنجر بطور آشکار اظهار داشت: «در هم آمیختن عملیات مخفی با فعالیتهای تبلیغی لازم نیست». آیا همه اقدامات کنونی دولت آمریکا در خاورمیانه بر روی این توصیه بشدت سودمند بنا نشده است؟

مجله اشپیگل نیز می‌نویسد، که در نتیجه روند جدید حوادث در سوریه، کردها در جای برزگترین بازندگان قرار گرفتند. تا همین اواخر کردها «عاقل‌ترین بازیگران» با بیشترین برد در بازی‌های سوریه بنظر می‌رسیدند، اما نشد. زیرا آنها بشدت خطر کردند. آمریکایی‌ها بجای ایفای نقش واسطه بین طرفین متخاصم ترک و کرد، در وضعیت متحد مالیخولیایی دو طرف قرار گرفتند. آنها دیر یا زود مجبور به انتخاب اولویت خود بودند، و، بنظر می رسد آنها دیگر ترکیه قدرتمند و بلحاظ ژئوپلیتیک مهم را انتخاب نمودند.

رابطۀ کردها با آمریکا بطور فزاینده بدتر می‌شود. بله، به بیان صریح‌تر، هرگز رابطه‌ایی هم وجود نداشته است. آمریکا با سوءاستفاده از کوردها بمثابه مواد مصرفی و  بدون اینکه واشینگتن رهبران کرد را در این امر متقاعد کرده باشد، هیچگاه آنها را بعنوان شریک خود بحساب نیاورده است. این، باز هم یک درس دیگر نه فقط به کردها، حتا به همه خاورمیانه است. وفاداری به تعهدات خود در منطقه، نه در مورد  آمریکایی‌ها، بلکه در مورد دیگران، مثلا، روسها مصداق دارد.

تکنولوژی ظریف این که آمریکایی‌ها چگونه متحدان کرد خود را رها کردند هم توجهات را بسوی خود جلب می‌کند. ابتدا سعی کردند میانه آنها را بطور کامل با بشار اسد به هم بزنند. حساب‌شان، از قرار معلوم، بر این بنا شده بود که کردهای کاملا تنها مانده، مجبور خواهند بود افتخارات خود را در دوردست پنهان نمایند و، حتّا با درک اینکه آنها را بی‌شرمانه فریب داده‌اند، به اطاعت از آمریکایی‌ها ادامه دهند.

درگیری ماه اوت کردها با ارتش دولتی سوریه در حسکه، مرکز استانی به همین نام، قبل از هجوم ترکیه به جرابلس، بدون اجازه و تحریکات مشاوران آمریکایی نمی‌توانست روی بدهد. طلال سیلو، نماینده رسمی نیروهای دموکراتیک سوریه، که شبه‌نظامیان کرد اساس آن را تشکیل می‌دهند، اظهار داشت: «ما همپیمان آمریکا و ائتلاف هستیم. آنها تصمیم می‌گیرند. ما، البته، آزادیم، اما بدون اطلاع آمریکایی‌ها نمی‌توانیم به حمله دست بزنیم». او همچنین افزود، که آمریکایی‌ها کردهای پیرو خود را از «هر گونه تماس با روس‌ها در سوریه» منع کرده‌اند.

برای دمشق همزمان با زیر فشار قرار گرفتن در حسکه، بستن بزرگراه کاستلو از منطقه شیخ مقصود حلب در بخش غربی شهر توسط کردها با هدف ممانعت از تأمین نیروهای دولتی که در نتیجۀ پیروزی ناگهانی جهادگرایان از جنوب قطع شده بود (البته اکنون مشکل رفع شده است)، بشدت دردناک بود. نیروی هوایی سوریه برای اولین بار در طول تمام سالهای جنگ کردها را هدف بمباران قرار داد. تعجب‌آور نیست، که این اقدام برای اولین بار نیز مورد تأئید آنکارا قرار گرفت. در آنجا حتی از حفظ دولت بشار اسد در دورۀ گذار صحبت کردند و بلافاصله از لحظه مطلوب برای حمله‌ایی که مقدمات آن از مدتها پیش آماده شده بود، استفاده کردند. بعبارت دقیق‌تر، پیروزی محلی کردها در حسکه به عواقب راهبردی منفی برای آنها فراروئید. بسادگی آنها را زیر پا گذاشتند. باور به آن دشوار است، که آمریکایی‌ها از‌ تصمیم ترکیه آگاه نشده بودند. جوزف بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا به هیچوجه در آنکارا غافگیر بنظر نمی‌رسید، و اظهارات مشوقانه وی نیز هیچ شباهتی با بدیهه‌گویی نداشت.

در عین حال، چرخش جدید حوادث به فرجام مناقشه سوریه نزدیک نمی‌شود. فرمانده یگانهای دفاع مردمی کرد پنتاگون را در جریان آن قرار داد، که «اگر ترکها صحنه را ترک نکنند»، شرکت کردها در حمله برنامه‌ریزی شده برای آزادسازی رقه پشت علامت سؤال قرار خواهد گرفت. نیروی دیگری که قادر به پاکسازی «پایتخت تروریسم» در زمانهای نزدیک باشد، در کشور وجود ندرد.

توافق آمریکایی- ترکی در اجلاس کشورهای گروه «بیست» در هانگژوی در بارۀ حمله به رقه بدون شرکت کردها بسختی امکان‌پذیر است. عدم مشارکت آنها در چنین عملیاتی می‌تواند هجوم عمیق نیروهای زمینی عمده آمریکا و ترکیه به خاک سوریه را در پی داشته باشد. و این، می‌تواند نه تنها با تلفات سنگین، حتّا شاید با اعتراضات جدی، هم در آمریکا و ترکیه، و هم در کشورهای دیگر، از جمله در ایران و روسیه توأم باشد. دمشق نیز که نمایندگی خود را در سازمان ملل متحد حفظ نموده، مخالفت خواهد کرد. آنکارا می‌تواند اشتباهی را که کردها با گام گذاشتن در «مسیر خطرناک خائنانه» پیشنهادی به آنها مرتکب شدند، تکرار نماید. فقط می‌توان اظهار امیدواری کرد که طرف ترکیه تسلیم تحریکات نشود و به همکاری بسختی آغاز شده با مسکو دو باره پایان ندهد.

با این حال، اگر کردها در فاز پایانی جنگ بدرستی انتخاب نموده و از وابستگی‌ها و اتحادهای کذایی که از چیزی جز «تقدیم خون‌های» فراوان بشارت نمی‌دهند، دوری کنند، می‌توانند موقعیت خود را نجات دهند. معلوم می‌شود، که تنها متحد طبیعی و در واقع، یگانه آنها نه فقط در جنگ، حتّا در شرایط دستیابی به خودمختاری در ساختار پس از جنگ در سوریه، رژیم سکولار بشار اسد در دمشق است. اما سایر نیروهای مخالف، نه آمریکایی‌ها، نه بویژه ترک‌ها در مورد هر گونه حقوق ملی کردهای سوریه حتی فکر هم نمی‌کنند. همه شرکای امروزی آنها به کردها بطور قطع بعنوان «اصحاب موقت» می‌نگرند. در حالیکه اسد برای برقراری اتحاد دائمی با کردها بطور عینی علاقمند است، زیرا برای مقابله با بنیادگرایی سنّی، همواره به تکیه‌ بر اقلیت‌های ملی و دینی نیاز خواهد داشت. و خود این هم بمعنی تحقق آرمان آنهاست که بدون آن، اتحاد واقعی نمی تواند صورت بگیرد.

تاریخ انتشار : ۷ مهر, ۱۳۹۵ ۸:۴۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن

چه شنیدید؟ آزادی، آزادی و آزادی*