سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۱:۱۸

سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۸

جامعه ،حکومت و سیاستهای جاری!

سياوش: نبود بدیل واقعی برای حکومت، خود به مشکلی اساسی تبدیل شده است: نه می‌توان به بدیل‌های ضد مردمی مانند سلطنت‌طلبان تن داد، و نه بدیل ملی-دموکراتیک شکل گرفته است. تجربهٔ انقلاب ۵۷ نیز نشان می‌دهد که مسئله فقط مخالفت با نظم مستقر نیست؛ مهم‌تر از آن، شکل دادن به جانشینی شایسته است.
Getting your Trinity Audio player ready...

به نظرمن، کشور و جامعهٔ ایران امروز با سه وضعیت محتمل روبه‌رو است:

نخست، تهدید موجودیت سرزمینی؛ وضعیتی که در آن خطر اشغال یا تجزیهٔ کشور قابل تصور است. دوم، فروپاشی سیاسی و اجتماعی؛ وضعیتی که می‌تواند به بی‌دولتی، فرو ریختن امنیت اجتماعی و گسترش هرج‌ومرج بینجامد، زیرا هنوز بدیل واقعی و گسترده‌ای برای حکومت فعلی شکل نگرفته است. سوم، نیاز فوری و عمیق به اصلاحات گسترده اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و به‌ویژه تغییر سیاست خارجی.

تشخیص اولویت‌ها در چنین شرایطی آسان نیست: نه می‌توان از موجودیت سرزمینی چشم پوشید، نه می‌توان تن به فروپاشی قدرت حاکمیتی داد، و نه می‌توان با روش‌های کنونی ادامه داد.

اینکه چرا کشور به این نقطه رسیده، تاریخی طولانی و تلخ دارد؛ در رأس آن سیاست‌های جمهوری اسلامی از آغاز تا امروز قرار دارد. انقلابی که قرار بود عقب‌ماندگی اقتصادی، تبعیض، بی‌عدالتی اجتماعی و استبداد سیاسی را پایان دهد، بدست نیروهایی افتاد که در وحله نخست با فلسفه حکومتگری و درک رسالت حاکمیت سیاسی، بیگانه و یا حداقل درآن  نا بالغ بودند،فهمی پیشرفته از جهان مدرن و تغییرات تاریخی که در فهم بشرنسبت به زندگی رخ داده بود،نداشتند، از دریچه های تنگ زیرزمین های تاریک ونمور حوزه های کهنسال دینی به جهان می نگریستند و درنظرگاه آنها جزیک جهان سپری شده، چیزی نمایان نبود.

درمیان قشری از روشنفکران نواندیش هم درنهایت فلسفه سیاسی بازگشت به خویش پرجاذبه ظاهرمی شد، که تفاوت چندانی بانگاه رهبران انقلاب نداشت، بخشی از روشنفکران چپ هم به دلایل سیاسی تصورمیکردند این نیروها، چون توان ذهنی پیشرفته ای ندارند، میشود از توان بسیجیگری ونفوذ آنها برتوده های عقب مانده برای حل و فصل یک سری مشکلات سیاسی استفاده کرد و سرفرصت آنها را یا برکنارکرد و یا قانع به تغییرات نمود.

متأسفانه هیچ‌یک از آن سناریوهای ممکن تحقق نیافت و نیروی هژمون عقب‌مانده چنگال خود را در قدرت فرو برد. این نیرو با منافع سرشار اقتصادی درآمیخت و آمیزه‌ای از جهل، ثروت و قدرت پدید آورد که سرنوشت کشور را رقم زد. اکنون در وضعیتی قرار داریم که نه می‌توان از موجودیت سرزمینی چشم پوشید، نه کشور را به بیگانهٔ متجاوزی چون امپریالیسم سپرد، نه تن به بی‌دولتی و فروپاشی اجتماعی داد، و نه توان تغییر حکومت یا سیاست‌های مخرب آن را داریم.

نبود بدیل واقعی برای حکومت، خود به مشکلی اساسی تبدیل شده است: نه می‌توان به بدیل‌های ضد مردمی مانند سلطنت‌طلبان تن داد، و نه بدیل ملی-دموکراتیک شکل گرفته است. تجربهٔ انقلاب ۵۷ نیز نشان می‌دهد که مسئله فقط مخالفت با نظم مستقر نیست؛ مهم‌تر از آن، شکل دادن به جانشینی شایسته است.

این وضعیت، همان شرایط هولناکی است که در آن گرفتار آمده‌ایم و سبب شده بسیاری از بحث‌ها و اعتراض‌ها تاکنون کم‌ثمر بماند. در چنین شرایطی، تنها تکیه‌گاه ما امید به یک آینده تاریخی و از منظر سیاسی، امید به پایان جنگ، رفع خطر بی‌سرزمینی و بی‌دولتی، و گشوده شدن راه تغییرات بر پایهٔ ضرورت‌های تاریخی و جنبش‌های اجتماعی است.

در واقع ،ما میان چند وضعیت ناخواسته آچمزشده ایم:

نخست، سرمایه داری امپریالیستی که عزم  سلطه بر جهان را دارد و برای آن حاضر است جهان را به آتش بکشد؛ امروز بخصوص درسیمای «ترامپیسم» به‌عنوان راست‌گراترین گرایش سرمایه‌داری متجاوز، کمر به غارت جهان بسته است. دوم، حاکمیتی برآمده از یک توهم تاریخی که وحاضر به پذیرش هیچ‌یک از ملزومات حکومت‌داری مدرن نیست. سوم، مخالفانی که از لحاظ سیاسی ازاین حکومت شکست خورده اند وهنوزهم نتوانسته‌اند از زیر بار این شکست سیاسی بیرون بیایند و دست همکاری به‌سوی یکدیگر دراز کنند. چهارم مردمی که دغدغه های معیشتی توانشان رافرسوده و جنبش‌های اعتراضی ومطالباتی شان تاکنون به ثمرنرسیده است.

توصیف این شرایط البته یاس آلود است ولی تسلیم شدن به نومیدی نیست، درنهایت توده ها سازندگان و فاتحان تاریخ‌اند، آزادی وعدالت اجتماعی، دو گمشده تاریخی بشرهستند و موتورمحرکه تاریخ اند. موتور جامعه هرگز خاموش نشده و نخواهد شد.

لازم به توضیح است وقتی که از آلترناتیو صحبت میشود منظور، وجود چند جریان سیاسی پراکنده ویاچهره های رسانه ای وبدترازهمه چهره های سلبریتی نیست،منظورشکل گرفتن آلترناتیوی نظیرنیمه دوم سال ۵۷ است که عملا قدرت دوگانه شکل گرفته ویک رهبری معین آن راهدایت میکند. دولت مستقرعملا به بن بست رسیده و رهبری پذیرفته شده عملا بر خیابان حکومت میکند ،دولت خیابانی شکل گرفته و آمادگی جایگزینی دارد ،بدون آنکه کشوردچاربی دولتی شده باشد.

تاریخ انتشار : ۹ مرداد, ۱۴۰۵ ۳:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نان می‌خواهیم، نه مرگ در محیط کار!

خانواده‌های جنگ و جنگ‌های عراق

جامعه مدنی در میانه بحران؛ از بقا تا کنش جمعی

در اندوه رفیق محمد کیانپور

فرانس مهرینگ؛ تئوریسین ژورنالیست، ژورنالیست صاحبنظر

«آنها با تهدید واقعی انقراض روبرو هستند.»