سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۳:۳۰

چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۰

تقدیم به عبدالله مومنی که با زندان های پیاپی اش ایستادن را می آموزد

سرنوشت عبدالله عجیب است. به نظر می رسد او خواسته یا ناخواسته در دنیای سیاست ایران به مرز پختگی می رسد و با گذران زندان های پیاپی با پیچ و خم ها و تنگناهای سیاست ایران بیش از پیش آشنا می شود

Getting your Trinity Audio player ready...

همیشه برای من این پرسش مطرح بوده که نوشتن از زندانی با جملاتی احساسی و آکنده از استعارات چه کارکردی دارد. بسیاری از دوستان هستند که به یاد عزیزان دربند می نویسند و بدون شک قلم من نه تواناتر ازنهاست و نه حاوی نکات جدیدی است که مغفول مانده است. پرسش دیگری مطرح بوده اینکه چرا از دوستان سیاسی بنویسم. صرفا به این دلیل که معروف و مشهور هستندو احیانا سابقه رفاقت دارند؟ پس چرا از افراد بی نام و نشان ننویسم که غربت روزگار آنها و خانواده هایشان را در فضایی اکنده از غم و اندوه گرفتار کرده است. به راستی چه فرقی است میان زندانی کهریزک با چهره های سرشناسی مانند حجاریان و زید ابادی و صمیمی و میردامادی و تاج زاه . . . ؟ اگر به خانواده های این افراد سرکشی فراوان می کنند خانواده های زندانیان عادی در غربت و تنهایی چشم انتظار بازگشت عزیزانشان نشسته اند. اگر برخی از رسانه ها از زندانیان سیاسی یاد می کند اما کدام مطبوعه و رسانه از زندانیان عادی یاد می کند؟

با تمام این کلنجارهای ذهنی دلم نیامد که از عبدالله مومنی یادی نکنم . نه از این منظر که با عبدالله در یک ردیف فکری و منشی باشیم، بلکه از این منظر که عبدالله یادآور دوران نوستالژیک فعالیت های دانشجویی، جلسات شورای تهران دفتر تحکیم،نشست های سالانه و لابی های انتخاباتی شورای مرکزی تحکیم است. این دوران از آن جهت نوستالژیک است که در آن باورها و آرمان هایمان شکل می گیرد و عرصه ای برای ازمون ها و خطاهاست و نگاهمان به آینده شکل می گیرد. پس از این دوران است که فعالان دانشجویی دیروز تصمیم می گیرند در عرصه سیاسی و اجتماعی ایران بمانند یا به زندگی خصوصی روی آورند. عبدالله هم از فعالان دانشجویی بود که در کشاکش رفتن یا ماندن گزینه دوم را انتخاب کرد. چه بسیار از دوستان عبدالله بودند که به زندگی خصوصی خود روی آوردند. و چه همراهانی از عبدالله ترجیح دادند یا برای ادامه تحصیلات یا برای ادامه فعالیت سیاسی شان روانه اروپا و امریکا شوند. هر چند که قصد ارزش گذاری در مورد تصمیم آنها ندارم و انتخاب آنها هم محترم است. اما عبدالله ماند با تمام خطاها و کارکردهایش و با تمام جاذبه ها و دافعه هایش در عرصه سیاست ایران زیست کرد. عبدالله هم مانند تمامی سیاسیون حق اشتباه دارد و مانند تمامی انها کارکردهای مثبت دارد. او هم طرفدار دارد و هم مخالف. هم جذب می کند و هم دفع می کند. اما عبدالله ویژگی دارد که در نسل فعالان دانشجویی آنزمان کمتر مشاهده می شود. عبدالله از نسلی است که هم طلوع اصلاحات را دید و هم نظاره گر افول آن بود. نسلی که در دوران پرفرازو نشیب سیاست ایران هم امیدواری را تجربه کرد و هم ناامیدی و سرخوردگی را. بر همین مبنا نسل عبداله در آغاز پرانرژی بود و پرشور اما با شکستهای د وران اصلاحات مانند جامعه آنروز سرخورده شد و مایوس. عبدالله از کسانی بود که تسلیم این سرخوردگی نشد. او پس از تحکیم به ادوار تحکیم رفت و بر ادامه فعالیت خود اصرار ورزید و با فعالان مدنی و سیاسی ارتباط برقرار کرد.

سرنوشت عبدالله عجیب است. به نظر می رسد او خواسته یا ناخواسته در دنیای سیاست ایران به مرز پختگی می رسد و با گذران زندان های پیاپی با پیچ و خم ها و تنگناهای سیاست ایران بیش از پیش آشنا می شود. زندان ۸۲ ،زندان ۸۶ و اکنون زندان ۸۸ زندگی سیاسی عبدالله را به مرز پختگی رسانده است. عبدالله دیگر عادت کرده است که هرازگاهی تابستان های خود را در زندان بگذراند و در گوشه انفرادی خاطرات دیروز را مرور کند و یا در اتاق بازجویی به پرسش های بازجو پاسخ دهد. سیاست ایران عرصه پر از سنگلاخی است. در ورند حوادث این عرصه پرماجراست که پایداری و ماندگاری انسان قوام می یابد. اگر بگویم که از زندان عبدالله ناراحت نیستم دروغ گفته ام حداقل از رنج تحمیل شده بر فرزندان و همسرش ناراحتم اما اعتقاد دارم این زندان ماندن عبدالله را در عرصه سیاست ایران تضمین می کند و زمینه را برای ایستادن او در عرصه سیاست آماده می کند.

تردیدی نیست عبدالله تا روزهای آینده باز می گرد یک بار دیگر در کنار او از خاطرات زندان می شنویم . خاطراتی که به قول یکی از دوستان از حجم خاطرات صفر قهرمانیان رکوردادر زندان در ایران هم فراتر می رود. اما مهم این است که که عبدالله اراده کرده است برای دفاع از حقوق بشر وحضور موثر در عرصه مدنی ایران زیست اجتماعی را بر زندگی صرف خصوصی ترجیح دهد.

——————————–

*مجتبی نجفی: دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه و از فعالان ملی مذهبی

تاریخ انتشار : ۱۹ شهریور, ۱۳۸۸ ۸:۵۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عکاسی صحنه‌پردازی‌شده؛ از بازآفرینی واقعیت تا بیان مفهومی

 ایتمار بن گویر، وزیر امنیت اسرائیل خواستار «کشتارهای هدفمند هر شب» در نوار غزه شده است 

بن بست راهبردی آمریکا، تحولات منطقه ای و سناریو های پیش رو

اعتصاب هشداردهنده کارگران، بنادر دریایی را تا حد زیادی فلج کرد

کمدی الاهی یا کمدی انسانی؟ بالزاک و دانته

«نفوذ» اسم رمز امنیتی‌کردن جامعه