سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۸:۲۳

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۳

تناقض متحدان!

حال که‌ در مرحله‌ سوم جنگ تاریخی آمریکا علیه‌ دشمنانش قرار گرفته‌ایم، متحدان کنونی چه‌ کسانی می‌توانند باشند؟ البته‌ آقای اوباما از آنان نامی نبردند و همین می‌تواند به‌ نوعی جای نگرانی باشد. در دوران شکست دادن فاشیسم، متحدان، کمونیسم و دولت‌های اروپائی بودند، در دوران شکست دادن کمونیسم، متحدان، کشورهای اروپائی و اسلام سیاسی بودند. حال در دوران عزم برای شکست دادن تروریسم (فوندامنتالیست‌های اسلامی) و کشورهای یاغی (به‌ عنوان نمونه‌ جمهوری اسلامی) متحدان چه‌ کسانی هستند؟

Getting your Trinity Audio player ready...

باراک اوباما در مراسم کم نظیر تحلیف ریاست جمهوری خود در سخنرانی ای به‌ همین مناسبت در بخش مربوط به‌ سیاستهای خارجی، از صلح و از همکاری ایالات متحده‌ آمریکا با متحدان خود در حل مشکلات و معضلات بین المللی سخن گفتند. ایشان بر بستر یک نقد عمومی که‌ طی آن سیاستهای دولت جرج بوش را به‌ ضعف مدیریتی متهم ساخت، به‌ این نتیجه‌ رسیدند که‌ ایالات متحده‌ آمریکا در تاریخ حضور خود تنها با کمک متحدان خود بوده‌ است که‌ موفق به‌ شکست دشمنان خود شده‌ است، که‌ در این راستا از فاشیسم و کمونیسم به‌ عنوان دو نمونه‌ محرز نام بردند. و البته‌ چنین استدلالی به‌ شیوه‌ای اتوماتیکی حتی قبل از این که‌ ایشان از تروریسم نامی برده‌باشند ذهن را به آن سو می برد که‌ اوباما برای شکست دشمنان کنونی خود که‌ تروریستها و دولتهای متمرد می باشند باز به‌ همین سلاح اتحاد قدیمی پناه‌ خواهد برد تا در پناه‌ آن بتواند با شکست دشمنان، هیمنه‌ از دست رفته‌ آمریکا را دوباره‌ بازگرداند.
از شکست دشمنان گفتیم. بگذارید با نگاهی به‌ تاریخ ببینیم که‌ این شکست دشمنان و البته‌ با کمک متحدان چگونه‌ پیش رفته‌ است، و در این مسیر چه‌ کسانی به‌ عنوان متحد شناخته‌ شده‌اند و از کمک آنان استفاده‌ شده‌ است. با نگاهی به‌ حوادث جنگ دوم جهانی می توان گفت که‌ شکست فاشیسم در جنگ دوم جهانی از طریق یک اتحاد بین المللی میسر شد که‌ در آن ایالات متحده‌ بر خلاف دوران جنگ سرد نقش اصلی و هدایت کننده‌ را در آن نداشت. بلکه‌ این خود اتحاد شوروی و کشورهای اروپائی درگیر در جنگ بودند که‌ به‌ این امر مهم برخاستند و نقش و رل اصلی را در شکست فاشیسم ایفا کردند. در این اتحاد بین المللی، لیبرالیسم در کنار کمونسیم موفق به‌ شکست فاشیسم هیتلری و موسولینی شدند و جهان را از شر آن نجات دادند. 
بعدها با عروج دوران جنگ سرد، این دو جبهه‌ اردوگاه‌ شرق و اردوگاه‌ غرب بودند که‌ در کنار هم قرار گرفتند و به‌ عنوان نمایندگان کمونیسم و سرمایه‌داری به‌ مصاف سرد هم رفتند. در این تقابل چندین ده‌ ساله‌ جبهه‌ قدیمی ای که‌ در دوران جنگ دوم جهانی در مقابل فاشیسم قرار داشت از هم پاشید و این بار جبهه‌ جدیدی شکل گرفت که‌ در آن دنیای لیبرالیسم و سرمایه‌داری به‌ عنوان یک جبهه‌ در مقابل اردوگاه‌ شرق قرار گرفت. اما این کل تصویر نیست. جبهه‌ غرب را متاسفانه‌ نیروهای دیگری گرویدند که‌ از لحاظ تاریخی پیشامدرن و از لحاظ ایدئولوژی قدیم تر از دشمن کمونیسم برای آنان بودند. اسلام سیاسی که‌ نقش بی بدیلی را در کمک به‌ غرب در شکست اردوگاه‌ شرق بازی کردند، آن متحدانی بودند که‌ آقای اوباما در واقع در سخنرانی خود از آنان در مرحله‌ شکست کمونیسم نامی نمیبرند و چه‌ بسا سرافرازانه‌ و مغرورانه‌ آهرا به‌ ذهن شنوندگان خود حواله‌ می دهد. شنوندگانی که‌ بی گمان به‌ علت ترس عمیق از تروریسم و دشمن موجود، این اتحاد نامیمون قدیمی را از یاد برده‌اند! 
حال که‌ در مرحله‌ سوم جنگ تاریخی آمریکا علیه‌ دشمنانش قرار گرفته‌ایم، متحدان کنونی چه‌ کسانی می توانند باشند؟ البته‌ آقای اوباما از آنان نامی نبردند و همین می تواند به‌ نوعی جای نگرانی باشد. در دوران شکست دادن فاشیسم، متحدان، کمونیسم و دولتهای اروپائی بودند، در دوران شکست دادن کمونیسم، متحدان، کشورهای اروپائی و اسلام سیاسی بودند. و حال در دوران عزم برای شکست دادن تروریسم (فوندامنتالیستهای اسلامی) و کشورهای یاغی (به‌ عنوان نمونه‌ جمهوری اسلامی) متحدان چه‌ کسانی هستند؟ برای جواب به‌ این سئوال می توان گفت که‌ در اولین نگاه‌ در ردیف اول کشورهای اروپائی نشسته‌اند. اما آیا این جنگ بزرگ اعلام شده‌ تنها با همین متحدان پیش خواهد رفت ونیازی به‌ متحدان دیگری نیست، بویژه‌ این که‌ در شرایطی قرار گرفته‌ایم که‌ بحران اقتصادی عظیمی هم مسلط شده‌ و رمق را از بسیاری بریده‌ است؟ 
در جواب این سئوال باید گفت که‌ چنین به‌ نظر می رسد متحدان بعدی درجه‌ دو، همانا دولتهای میانه‌ رو اسلامی بویژه‌ با امکانات مالی عظیمی هستند که‌ نقش اساسی ای در این جنگ پیچیده‌ دارند. به‌ معنای دیگر کلام همان متحدان قدیمی مانده‌اند اما با کمی تغییر در آرایش سیاسی. و از طرف دیگر موقعیت آمریکا در این بازی جدید بیشتر به‌ موقعیت این کشور در جنگ دوم جهانی می خورد و نه‌ به‌ موقعیت آن در زمان جنگ سرد. به ‌کلامی دیگر آمریکا در این جنگ کنونی موقعیت برتر دوران جنگ سرد را ندارد، و این بویژه‌ نقش متحدان مالی اسلامی را برجسته‌تر می کند. 
و حال از دل این اتحاد نوین هم چه‌ نتیجه‌ای بیرون خواهد آمد باید نظاره‌ کرد و دید. اما یک چیز واضح است، و آن این که‌ سپاه‌ ذخیره‌ گرایشهای مذهبی ـ اسلامی ای که‌ در پشت سر این سپاه‌ حرکت می کند، آلترناتیوهای مختلفی را در دل خود حمل و پرورده‌ می کند. شاید باز دشمنان دیگری بعد از شکست دشمنان کنونی سر بلند کنند که‌ از دل همین اتحاد بیرون بیایند. این پارادوکس نظامات لیبرالیستی مدرن در جهان کنونی می باشد که‌ چهره‌ و نقش بین المللی سرمایه‌داری مدرن غرب را بسیار کج و معوج ساخته‌ است. 

تاریخ انتشار : ۵ اسفند, ۱۳۸۵ ۲:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود