سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۱:۴۰

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۴۰

تیر آرش افکند و اندوه از مرگ سهراب برد!

تازه آشنا شده بودیم که در گفتگویی با مضامینی چنین، "آقا کسرایی" را گفتم: می دانی ماها به یاری حماسه‌هایی همچون شعر "آرش کمانگیر" بود که تاب آوردیم شاقی شلاق در آن دخمه‌های زجر؟ و با زمزمه ترنم‌هایی بدینگونه بود که از سلول‌ تنهایی سکویی ساختیم برای پرتاب تیرفاصله گذار بین ایستادگی و تسلیم؟ تا این شنید، چون کودکی به هیجان آمد و در پی‌اش پدرانه گریست!

این پیام در مراسمی خوانده شد که بمناسبت بزرگداشت بیستمین سالگرد درگذشت شاعر نامدار- سیاوش کسرایی، اخیراً در نیویورک برگزار گردید.

 

در گرامیداشت سیاوش کسرایی:

عمر شاعر سیاوش کسرایی به این سه گذشت: سیاست شعری، سروده سیاسی و شعر عشقی! در اولی، نه هماره و به تمامی یگانه با خویش؛ در دومی، مردم دوستی پاسخگو به احساس مسئولیتی که در خود می کرد؛ و در سومی، جوشش در خویشتن جان! این ترکیب سه گانه، همه عمر هنرمندانه وی از نیمه دهه بیست خورشیدی تا پایانه دهه شصت شمسی را به نقاشی رنگین نشست!

مرا شانس یار بود تا در جوف آن فشرده زمان نوروز ۶۳ تا تابستان ۶۷، برآمد نیم قرنه کسرایی گرامی در این سه گانگی را، از نزدیک حس کنم و بشناسم. طول روز کار “رادیو زحمتکشان ایرانˏ” مستقر در کابل افغانستان را، همکار همدیگر بودیم و شب هنگام‌هایی از همین ایام، بهمراه چند نفر از ماننده‌هایم، مسحور و مبهوت حس و عاطفه وی.

تازه آشنا شده بودیم که در گفتگویی با مضامینی چنین، “آقا کسرایی” را گفتم: می دانی ماها به یاری حماسه‌هایی همچون شعر “آرش کمانگیر” بود که تاب آوردیم شاقی شلاق در آن دخمه‌های زجر؟ و با زمزمه ترنم‌هایی بدینگونه بود که از سلول‌ تنهایی سکویی ساختیم برای پرتاب تیرفاصله گذار بین ایستادگی و تسلیم؟ تا این شنید، چون کودکی به هیجان آمد و در پی‌اش پدرانه گریست! لختی بعد اما، با لبخندی از غرور، این چنین گفت: پس به نشانه نشسته بود سرایش چکامه آرش و آن تیر رویایی‌ سوار بر واژه‌هایم! و در ادامه: آرش، افسانه‌ای بیش نیست؛ اما آرزویی است فرا زمانی که می بایست در امروزمان به سرود در می آمد تا نبرد برای داد، در آغوش بگیرد امید را! می دانستم که بارها بازتاب این آفریده شاهکار‌ش را دیده بود، ولی این را هم می فهمیدم که وصف زیبایی هنر، همیشه موجبی است برای ارضاء نیاز هنرمند! از شاعرˏ”آرش کمانگیر” پرسیدم چه شد که در آن نیمه دوم سرد دهه سی، سراغ این حماسه‌ از فردوسی رفتی و شاهکاری این چنین آفریدی؟ به سادگی جوابم داد: بیرون ریختم آن پیمانه پر را که از مرداد شکست به دل داشتم! و بر سخن برخاسته از ژرفنای دردمندش، با کشیدن آهی سنگین، خردمندانه چنین افزود: حماسه‌، مختص دوره شکست ‌است و استقبالی دگرباره و آزمون گونه از نبردی تازه برای فتح!               

آخرین دیدار ما با همدیگر، تابستان سال ۶۸ بود که شاعرˏ ما به شهر مسکو و در عزلت محض، داشت همه عمر شعر و سیاست ایرانی را پایان می برد. میهمانش بودم که بعد چند جرعه خیامی با همدیگر، برخاست و دفترچه‌ای آورد و شعری خواند که تا پایان گیرد هنوز کار داشت: سروده حماسی “مهره سرخ”! و اینبار اما و در آخرهای شعرش، این هر دو ما بودیم که با چشمانی تر، نگاه در هم داشتیم! هم گوینده و هم شنونده، اندوهناک شکستی دیگر و هر دو، با امیدی پر تپش رو به سرخنای شفق! همانجا بود که تراژدی را در معنی واقعی‌اش فهمیدم و یقین آوردم که خلجان‌های روحی هزاره‌ها، نیستند مگر وصف انتخاب‌هایی دردمندانه میان ناگزیری‌ها در رسیدن به افق آرمانی!   

سیاوش کسرایی اگر در جامه سیاسی مردˏ شاعر، گهگاه شعر با شعار آمیخت، اما در قامت یک شاعرˏسیاسی، نماد ماندگاری شد در سرایش برای داد؛ و شاعری به تمام معنی در عاشقانه‌هایش. سیاوش حتی در تیره‌ترین لحظات هجوم یاس نیز، دل از باور به تغییر نشست و ترک نگفت هیچگاه سرایش آواز امید! نام کسرایی، در شعر معاصر و شعر سیاسی ایران ماناست!  

بهزاد کریمی                                                                              فروردین ماه ۱۳۹۵

 

تاریخ انتشار : ۱۹ اردیبهشت, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا

چرا فمینیست‌های غربی در برابر جنگ علیه زنان ایران سکوت کرده‌اند

دوگانه‌ «زیرساخت»‌ و «جان انسان» و حافظه تاریخی ما

رکورد تازه نویسندگان زندانی در جهان؛ ایران دوم شد

قضات محترم برای بقای مُلک و ملت صدور شتابزده احکام اعدام را متوقف کنید!