سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۱:۱۶

یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۶

جامعه خواستار تغییر ساختاری است

اما شکل دهی این انتخابات, شاید توانسته باشد برخی ها را سرانجام به این صرافت بیندازد که دست امیدواری از دامن این دستگاه پلشت و خشونت پرور بردارند و بین بنگاه اصولگرایان و اصلاح طلبان را، فرصت یا عرصه بازار سیاست ورزی خود نپندارند. شعار اصلاح طلب- اصولگرا- دیگه تمومه ماجرا، تبدیل به شعاری استراتژیک مجموعه آپوزیسیون ضد احزاب دولتی و حکومتی شده است. در جامعه ما، صورت بندی های جدید اجتماعی در حال نشو و نمای سیاسی است. این مقابله بسیار دموکراتیک، یکی از راهکارهای آغازین مردم ایران است و نقش نه گفتن دسته جمعی، به نهاد فاجعه بار "جمهوری اسلامی" را در اولین نمایش های قدرت به خوبی نشان داد.

 

نه به نهاد فاجعه بار جمهوری اسلامی 

از نظر برخی، انسداد هر گونه چرخش از این انتخابات آغاز شده است، و گروه های اجتماعی زیادی هم در مورد کم رنگ شدن جمهوریت” نظام” صحبت می کنند، و به طور مشخص از یک دست شدن حکومت، در دست گرفتن سه قوه هدایت کشور توسط ولایت فقیه و در واقع روحانیت می دانند. باید تاکید نمایم از همان آغاز انقلاب بهمن، کلمه “جمهوری” از طرف مجموعه نیرو های انقلاب، به آیت الله خمینی تحمیل شد. آیت الله خمینی در فاصله ای کوتاه که در مسند قدرت نشست، طی سخنرانی ای از آیت الله نوری تمجید کرد و او را شهید راه اسلام خواند و جمهوری اسلامی را همان امتداد راه مشروعه خواهی آیت الله نوری اعلام نمود. هم او پس از تصویب متمم قانون اساسی که همان بخش شریعت اسلام یا همان فقه شیعه است، به قدرت مطلقه دست یافت و پس از آن جلوی هر گونه نفس کشیدن شهر وندانی را که آرزوهاشان، داشتن زندگی در یک فضای دموکراتیک بود را بر باد داد. کشتارهای وسیعی از دیگر اندیشان توسط احکام اسلام صورت گرفت و هر گونه حقوق شهروندی در چهار چوب موازین فقهی تعبیر و تفسیر گردید. دیکتاتوری اسلامی، به شکلی ویرانگر و به غایت عقب افتاده تر، جایگزین رژیم گذشته شد. باید گفت: همه نهادهای به اصطلاح انتخابی، از همان آغاز، با گذشت از فیلتر روحانیان نشسته در شورای نگهبان وهمچنین خود اعضاء مجلس،تحت کنترل در آمد. از همان آغاز کلمه “جمهوری”، واژه نا مناسب و ناجوری است که به نام این حکومت وصله خورده است. اما شکل دهی این انتخابات، شاید توانسته باشد برخی ها را سرانجام به این صرافت بیندازد که دست امید واری از دامن این دستگاه پلشت و خشونت پرور بردارند و بین بنگاه اصولگرایان و اصلاح طلبان را، فرصت یا عرصه بازار سیاست ورزی خود نپندارند. شعار اصلاح طلب- اصولگرا- دیگه تمومه ماجرا، تبدیل به شعاری استراتژیک مجموعه آپوزیتسیون ضد احزاب دولتی و حکومتی شده است. در جامعه ما، صورت بندی های جدید اجتماعی در حال نشو و نمای سیاسی است. این مقابله بسیار دموکراتیک، یکی از راهکارهای آغازین مردم ایران است و نقش نه گفتن دسته جمعی، به نهاد فاجعه بار “جمهوری اسلامی” را در اولین نمایش های قدرت، به خوبی نشان داد.

فاصله گیری مردم از حکومت 

بسیار خوب! اگر خواسته باشیم انتخابات ریاست جمهوری اخیر را مبدا نظر سنجی خود قرار بدهیم، برای همه دیگرروشن شده باشد  که حکومت اسلامی، که بیش از چهل سال بر ایران حکومت کرده است یک دیکتاتوری اسلامی است که توسط روحانیت اداره می شود و می توان با اطمینان گفت: از هم اکنون دیگر حکومت قادر است نام جمهوری را حذف کند. برای همه کسانی که هنوز در این مورد شک داشتند،حداکثرازبه اصطلاح انتخابات روز جمعه ۲۸ خرداد ماه سال جاری، مشخص شد که رژیمی که بیش از ۴۲ سال بر ایران حکومت کرده است یک دیکتاتوری اسلامی است. وزارت کشور، در چهار چوبی مهندسی شده، افرادی را به شورای نگهبان پیشنهاد می کند، و شورای نگهبان هم پس از اجرای گوشه های یک شو مقدماتی ویژه انتخابات، نامزدهای مخالف روند جاری و تا کنونی را کنار گذاشت،و با صدای بلند، همه مردان بله قربان گو و مورد اطمینان را در جهت مهندسی مورد نظر سازماندهی کرد و به سوژه های مورد نظر، اجازه کاندیداتوری داد. این روند در انتخاب نمایندگان مجلس هم انجام گرفته است، یعنی طی چهل سال اخیر، هر چه به جلو آمده ایم، کنترل ها بیشتر و فیلترها تنگ تر شده است. گرچه طی سال های اخیر برهمه روشن شده است که به اصطلاح پارلمان جمهوری اسلامی،قدرت اصلی در تصمیم گیری های مهم و اساسی را نداشته است و همیشه باید چشمش به دستورات آقای خامنه ای باشد، اما می توانست این گمان را در جامعه ما به وجود آورد که پارلمان، به نوعی مظهر اراده مردم می تواند باشد، وجود آن حداقل می تواند این تصور را ایجاد کند که نمایی از حمهوریت است. اما حاصل رای گیری انتخابات اخیر،نشان داد که مردم در حال فاصله گرفتن از اما و اگر ها هستند و گوش شنوایی برای وعده های تو خالی ندارند.

جامعه خواستار تغییر ساختاری است 

اکنون دیگر بر صحنه سیاست گذاری کشور به اندازه  کافی نور تابیده و جای اما و اگری نمانده است. بویژه برای برای اصلاح طلبان که این توهم را داشتند که جمهوری اسلامی می تواند به دموکراسی فرا بروید، تلخ است. در واقع،آنها باید مدتها پیش از این از توهم دست می کشیدند. آنها به مدت هشت سال در زمان رئیس جمهور محمد خاتمی، اکثریت پارلمان را داشتند، اما قادر به انجام یک اصلاح اساسی اساسی نبودند. اجازه تاسیس حتی یک نهاد مردمی غیر دولتی را ندادند. حال در پایان دوره هشت دولت حسن روحانی هستیم، با وجود تسلط نسبی اصلاح طلبان درمجلس در دوره اول ریاست جمهوری او، در پروژه های اصلاحی خود شکست خورده است. اصلاح طلبان مدتهاست که در بافت فاسد مدیران ارشد نظام آنچنان تحلیل رفته اند که مابین آن ها و اصولگرایان، گاها هیچ خط و فاصله ای دیده نشده است. دولت حسن روحانی در سال های ۹۶ و ۹۸، در بیشتر از صد شهر کوچک و بزرگ ایران، دست به کشتار وسیع شهروندان معترض و خشمگین غیر مسلح زد، مردمی که در برابر گرانی و مساله معیشت و از دست دادن کار و شغل خود به خیابان آمده بودند. جنایاتی که اصلاح طلبان ترجیح دادند، چندان به آن نپردازند! واقعیتی است که در واقع آن ها خود به زائده حکومت تبدیل شده اند و خط و مشی آنها، حفظ شرایط موجود بوده است، و هر چهار سال خودشان را بزک کرده اند تا تنور انتخابات را گرم نمایند اما، این بار، دیوار فرصت طلبی های مبتذل، بر سر آن ها فرو ریخت و نشان داد که در جامعه ایرانی، به طور جدی بی اعتبار شده اند. جامعه در حال پوست اندازی است و خواستار تغییر ساختاری مسیر به آینده می باشد. و ریل گذاری سیاسی جدیدی را می طلبد. میزان مشارکت رای دهندگان در انتخابات اخیر نشان می دهد که پایگاه توده ای جمهوری اسلامی، کمتر از بیست درصد است، واصلاح طلبان کمتر از دو درصد آرا را می توانند جلب کنند که این نشان می دهد که آنها اعتبار خود را از دست داده اند. در واقع کلان شهر تهران که پایگاه اصلی اصلاح طلبان بود، بیشتر از هشتاد درصد آن ها در انتخابات شرکت نکردند و یک نه بزرگ به جمهوری اسلامی گفتند. تاکید می کنم، در یک جمع  و تفریق ساده، اگر همه کسانی را که از نظر وجودی وابسته به رژیم هستند و کسانی را که به هر دلیلی مجبور به رأی دادن بودند را محاسبه نماییم، یک اقلیت کمتر از بیست درصدی باقی می ماند. دوره اول دولت رئیس جمهور روحانی که با وعده های برداشتن حصراز آقای میر حسین موسوی و همراهان او، کرامت انسانی، کار و زندگی و درآمد وامنیت برای شهروندان انتخاب شده بود،با پشت کردن به مردم، شرکت در جنگ های نیابتی، ویرانی باقی مانده اقتصاد ورشکسته کشور، به تعطیلی کشاندن کارخانه هایی با نزدیک به هشتاد سال سابقه تولید، دست درازی و دزدی آشکار از صندوق بازنشستی، و هدایت کشور به از هم گسیختگی فرهنگی و اقتصادی کنونی رسیده است. حکومت بیشتر از هر وقت، به شدت به در هم گسیختگی رسیده است، پایگاه اسلام گرایان و دینداری، از اعتبار افتاده است و مردم حاضر به ادامه زندگی در چهار چوب قوانین متحجر دینی نیستند. روحانیان نیز حاضر به گفتمان با مخالفین نمی باشند، همان امری که شاه تا آخرین لحظه ها نپذیرفت، در انتظار حکومتگران فعلی نیز است. اصلاح طلبان که روزگاری نام میرحسین موسوی را حلوا حلوا می کردند و زمانی زیر علمش سینه می زدند، چه شد که او را فراموش کردند؟ او در آستانه نهمین سال حصر خود،در چند سطری نوشت: “من در انتخاباتی که مردم کشور را تحقیر می کند شرکت نمی کنم”. راستی چه شد که اصلاح طلبان، پا بر پیکر نحیف او گذاشتند؟ فکر کردند تا شاید تا حدودی قدشان بلند تر شود و از طرف “نظام” دیده شوند؟ تاکید می کنم: البته که دیده شدند، اما از طرف مردم، سیلی آبداری نوش جان کردند و به ناکجا آباد پرت شدند.  

 

پنجشنبه ۳ تیر ماه ۱۴۰۰- ۲۴ یونی ۲۰۲۱

 

تاریخ انتشار : ۴ تیر, ۱۴۰۰ ۰:۳۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تیم ملی فوتبال ایران، سرمایه مشترک مردم ایران و نمادی از توانایی، تلاش و امید میلیون‌ها ایرانی است. این تیم، فراتر از هر دولت و نظام سیاسی، متعلق به مردم ایران و نماینده کشور و فرهنگ ما در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

* هیچ بمب‌افکنی نمی‌تواند کار زیادی علیه تأسیساتی که بیش از ۷۰ متر زیر زمین دفن شده‌اند انجام دهد. * مطابق ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا ایران هنوز حدود ۷۰ درصد از پرتابگرها و ۷۰ درصد از ذخیره موشکی خودرا حفظ کرده. * مجتمع موشکی یزد حدود ۵۰۰ متر در دل کوه‌های گرانیتی اطراف امتداد دارد و در تمام مدت جنگ عملیاتی باقی مانده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان

جامعه مدنی در بن‌بست تصمیم‌گیران

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

جنگ ۲۷۰ میلیارد دلاری؛ ایران چگونه از سقوط اقتصادی گریخت؟

مورچه‌ی امیدوار و زمستان سیاه

از سالن والیبال تا راهروهای خونین بیمارستان؛ روایت یک مادر از عصرِ انفجار در لامرد