سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۱:۵۶

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۱:۵۶

جمهوری اسلامی و فرآیند فروپاشی

آقای موسوی نیز می داند که این سبز، دیگر "سبز سادات" نیست، فریاد سبز انسان ایرانی بویژه زن ایرانی است علیه هرگونه تبعیض و تحمیل و برای رویش آزاد زیر آفتاب رها از حجاب ابر. و حتا آن فریاد "الله اکبر" نیز در یک نطام دین سالار همان فریاد "مرگ بر دیکتاتور" است و اینکه می خواهد به پاسدار حکومت اسلامی بگوید: " من اعتراض دارم اما مرا مکش".

Getting your Trinity Audio player ready...

پیش از انتخابات و در روند رویارویی های انتخاباتی، عقلانیت نظام جمهوری اسلامی از سویی و افراط و گارد نظام از سوی دیگر در برابر یکدیگر صف آرایی کردند. این صف آرایی به تدریج مضمون روشن تری یافت و عقلانیت نظام در سمت دفاع از جمهوریت آن و گارد آن در هیات ولایت و اسلامیت ولایی بروز بیرونی یافت. دو جنبه تضادمند جمهوریت و اسلامیت ولایی نظام، همزاد جمهوری اسلامی است. سالها تسلط جنبه ولایی و نقش نمادین و اجرایی وجه دیگر، نوعی همزیستی میان این دو وجه را امکان پذیر می کرد. سیاه کاری های فزون از حد چهار ساله دولت احمدی نژاد، زیاده خواهی ولایت فقیه و کوشش امنیتی – نظامی های پشت سر آن برای یکسره کردن آن تضاد، تعارضات ساختاری نظام را تشدید کرد و به آن خصلتی حذفی بخشید. یکی باید جای را برای دیگری خالی می کرد. در اختیار داشتن دولت وامکانات و قدرت ناشی از میلیارد ها دلار درآمد نفتی کشور، در یک نظام فاسد، هرگونه فساد و تقلب و جنایتی رابرای بخش ولایی- پادگانی مقبول جلوه می دهد. از سوی دیگر پایداری و پیگیر بودن مدافعین عقلانیت و جمهوریت نظام در مجموعه و سیستمی تئوکراتیک که اساسا و در بنیاد با عقلانیت و منطق و نیاز زمانه در تعارض قرار دارد، لاجرم این مدافعین را به سوی تقابل با اساس و به قول خودشان عمود و ستون خیمه نظام که همان ولایت باشد سوق می دهد. این همان سیری است که تاکنون آقایان میر حسین موسوی و کروبی پیموده اند و خاتمی در دوره خود نخواست بپیماید .
خواست اصلاح نظام و عقلایی کردن کارکرد آن همسو و همزمان است با برآمد جنبشی عمیق و گسترده برای حقوق مدنی و شهروندی در ایران و همزمان است با گسترش و غلبه گفتمان دموکراسی و حقوق بشر و سکولاریسم در سطح کنشگران فرهنگی، سیاسی جامعه بر گفتمان ها و دیسکورس های دیگر. آن تقلب و توهین بزرگ به خرد و موجودیت و رای و عاطفه مردم ایران، آتش پنهان را برافروخت و بغض فروخفته جامعه را ترکاند.
با به میدان آمدن مستقیم آیت الله خامنه ای و حکم صریح او مبنی بر سرکوب خونین و عیان جنبش مدنی مردم ایران، این مبارزات وارد فاز جدیدی شد. او در خطبه های نماز جمعه قدرت و سرنوشت سیاسی خود را با سرنوشت احمدی نژاد پیوند زد. خامنه ای بر این ارزیابی و باور که او برای جلوگیری از دامنه و ژرفش یافتن اعتراضات، بر مبنای “عقلانیت” و مصالح نظام در مقابل خواست مردم دایر بر لغو انتخابات نرمش نشان داده و به نوعی “مصالحه” تن خواهد داد، خط بطلان کشید. پاسخ مشت آهنین وی را روز شنبه جوانان شجاع ایرانی با مشت های گره کرده و سینه های فراخ در برابر گلوله های پاسداران نظام دادند. ازآن شنبه سرخ، سی خرداد، دیگر تحولات در ایران سیر و مضمون دیگری یافت. باور کنیم آنچه که اینک در ایران می گذرد، این جنبش همگانی برای آزادی و دموکراسی، سرآغاز یک انقلاب است. انسان ایرانی قامت افراشته بانگ برآورده است که اینک منم برای همه حقوقم هم به مثابه فرد، هم به مثابه یک ملت به میدان آمده ام.
این جنبش، رنگ ها و سمبل ها را نیز باز تعریف می کند. از جمله است رنگ سبز و موج سبز. آقای موسوی نیز می داند که این سبز، دیگر “سبز سادات” نیست، فریاد سبز انسان ایرانی بویژه زن ایرانی است علیه هرگونه تبعیض و تحمیل و برای رویش آزاد زیر آفتاب رها از حجاب ابر. و حتا آن فریاد “الله اکبر” نیز نه فراخوان به دین و بازگشت به ارزش های انقلاب اسلامی، بلکه در یک نطام دین سالار همان فریاد “مرگ بر دیکتاتور” است و اینکه می خواهد به پاسدار حکومت اسلامی بگوید: “من اعتراض دارم اما مرا مکش”.
اینکه فرجام این جنبش چه باشد و چه از درون آن بیرون آید روشن نیست اما روشن است که حتا در صورت در هم شکستن آن هم ایران ما به دوران پیش از انتخابات بر نخواهد گشت، قطعی است جمهوری اسلامی امکان بازسازی خود به گونه ای که پیش از تحولات اخیر بود را به هیچ وجه نخواهد داشت وتوازن نوینی بین حکومت و مردم شکل خواهد گرفت، و دیگر اینکه دستاوردهای دموکراتیک ارزشمند مردم در مبارزات اخیر که حاصل آن همه پایداری و جانفشانی اعجاب انگیز جوانان ماست، بازپس گرفتنی نیست.
روزگار دشواری است و جان های عزیزی از کف رفته اند اما افق روشن است. فرآیند فروپاشی آغاز شده است و به فرجام خواهد رسید. نه در آینده ای دور، نه چند سالی دیگر که در آینده ای نزدیک. تاریخ هم اکنون و همین جا دارد نوشته می شود. “ندا” را نمی شنوید؟ از شب دو دانگی نیز نمانده است. مطمئن باشید. مطمئن!

فریدون احمدی
اول تیرماه ۱۳۸۸
f_ahmadi@gmx.net

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۴ تیر, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک