سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۴:۱۰

یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۰

جنگ و گلهای یاس مادر (۲۴)

می دانستم مادر دلش از آنی کە نشان می داد تنگتر بود. اگر من و پدر دو مرد بودیم کە می توانستیم یکدیگر را بەعنوان مرد دیگری در خارج از وجود خود ببینیم، او هیچ زنی دیگر در کنارش نبود. او همانطوری کە تنها دختر خانوادە خود بودە، حالا هم بە طرز عجیبی تنها زن باقیماندە در این شهر بود.

قبل از شروع جنگ، مادر از آن دستە زنانی بود کە خود را  در غم همگان شریک می دانست. آن روزهائی کە هنوز در کوچە و محلات این شهر آدم یافت می شد، او در هر کجا هر آشنائی مریض می شد و یا کسی از اعضای فامیل فوت می کرد، بلافاصلە برای اظهار همدردی و تسکین آمادە بود. و مادر طبق معمول از همە چیز خبر داشت. و کسی نمی داند چە جوری اینقدر سریع اخبار بە گوشش می رسید. او با اینکە هیچ رادیوئی نداشت، اما انگار رادیوئی نامرئی همراهش بود کە از هر درد و مرگی در این شهر برایش خبر می آورد.
و تنها این نبود. مادر بە دیدار زنان جوانی هم می رفت کە بچە بە دنیا می آوردند، و برایشان از تە دل دعا می کرد. و درست در این عیادت ها بود کە شنیدە بود خدا جهان را چنان آفریدە کە برای انسانها اسباب و وسائل و برکت لازم را فراهم آوردە و دیگر نیازی بە جنگ و خونریزی برای تهیە آن نبود. و مادر این را بخوبی بە یاد سپردەبود. شبی گفت کە “جنگ عین کفرە، عین توهین بە خداست،… سرپیچی از اوامر اوست!”
و من کە تاریخ خواندەبودم و از جنگ مسلمانان هم خبر داشتم، لبم را گزیدم و چیزی نگفتم. پیش خودم گفتم هر کسی جوری دین خودش را تفسیر می کند، هر کس بنا بر منش و رویاهای خود.

می دانستم مادر دلش از آنی کە نشان می داد تنگتر بود. اگر من و پدر دو مرد بودیم کە می توانستیم یکدیگر را بەعنوان مرد دیگری در خارج از وجود خود ببینیم، او هیچ زنی دیگر در کنارش نبود. او همانطوری کە تنها دختر خانوادە خود بودە، حالا هم بە طرز عجیبی تنها زن باقیماندە در این شهر بود. و زندگی کردن در جهانی کە در آن زنی دیگر موجود نیست باید احساس عجیبی در او بوجود آوردەباشد. مادر دلش برای عیادتها و گفتگوهای قدیم تنگ شدەبود. ماهها بود هیچ صدای زیر زنانەای بە گوشش نخوردەبود. و تنها صدای زنانە، صدای گویندگان زنی بود کە از رادیوی پدر گاەگاە بە گوش می رسید. اما آنها هم کە دیگر از آن گونە زنانی نبودند کە مادر در خاطرەاش داشت، و یا توقع آن را داشت. این زنان مثل مردان از حوادث بزرگ می گفتند، و از کلمات عجیب و غریبی استفادە می کردند کە مادر خیلی از آنها را نمی فهمید. و واقعا می شد کە چنین خانمهائی در دنیا پیدا شوند!

و شبی برای اولین بار از خدا گلایە کرد کە دختری نصیبش نکردە تا در چنین روزهائی همدم و عصای دستش شود. و حین گلایە لبانش را گزید و چند بار گفت “خدایا توبە،… توبە،… بە بزرگواری خودت بندە حقیرتو ببخش!” و چند روز پشت سر هم بعد از نماز اصلی چند رکعت دیگر خواند. و حین سجدە تا طاقتش اجازە می داد دولا روی جانماز ماند. آە مادر! و من مطمئنم کە اگر خدائی موجود باشد حتما او را خواهد بخشید. بی گمان بخشیدەاست. مگر می شود زنی را کە دستانش بوی گل یاس می دهند را نبخشید؟ نە حتما خواهد بخشید. و تازە قبل از اینکە من چنین خیالاتی بە سرم بزند، او بخشیدەبود. و اگر خدائی موجود باشد، باید برای امثال مادر من موجود باشد. مادر من بهترین بهانە برای وجود اوست. آرە درستە، من اشتباە نمی کنم.

در کوچە ما پیرزنی بود کە چند خانە پایین تر زندگی می کرد. با پشتی بشدت خمیدە کە همیشە بوی میخک می داد. مادر هفتەای چند بار بە دیدنش می رفت. پیرزن تنها بود، و در خانەای بسیار قدیمی با حیاطی کوچک زندگی می کرد. یادم هست موقعیکە بچە بودم و مادرم مرا همراە خودش می برد، همیشە برایم سفرە می انداخت، با نان، ماست، پنیر، کرە و گاهی وقتها گردو. مادر بشدت اعتراض می کرد کە نیازی بە چنین کاری نیست، اما او می گفت “بخورید، نوش جونتان،… بچەس من می دونم چقدر حالا دوس دارە دلی از عزا دربیارە!” و چشمان پیرش کە بزحمت پیدا بودند، می خندیدند. و راست راستی عجب طعمی داشت.

و خاطرات کودکی من بە طعم آن عصرانە پیرزن همسایە بشدت آغشتە است. خانەای کە سالها پیش بعد از مرگ پیرزن، درش قفل شد و تا شروع جنگ هم کسی بازش نکرد. خانەای کە بامش فروریخت، و تنها خانەای بود کە من از زمان شروع جنگ جرات نکردەبودم بە حیاطش قدم بگذارم. و شبی از مادر پرسیدم. گفت کە بعد از مرگ پیرزن، پسران ناتنی اش در را قفل کردەاند و بعلت اختلافی کە بر سر ارث داشتەاند کسی تا لحظە کنونی هم سراغش را دیگر نگرفتەاست. گفت البتە خانە هم آنقدر قدیمی و کوچک بودە کە زیاد طمع کسی را تحریک نکردەباشد.
و من مطمئن ام کە اگر همسایە ما زندە می ماند درست مثل ما از شهر خارج نمی شد، و ما می توانستیم مثل همیشە همسایەهای خوبی باشیم. و تصورکن عصرانەهای زمان جنگ را!

آرام برف می بارد، و صدای کلاغها فضا را پر می کند. مە غلیظی بر زمین می نشیند، و تن دیوارهای گلی عرق می کنند. کاەگلهای قدیمی درز برداشتەاند و اینجا و آنجا از دیوار بریدەاند. و من گاهی آنها را می کنم و در خیال خودم در پی گنجی احتمالا نهانی در دیوار می گردم. و خندەام می گیرد. جنگ و گنج!… گنج و جنگ! همە چیز در این دنیای عجیب امکان پذیر است. دانەهای برف در میان موهای سرم ذوب می شوند، و قطرەقطرە بر پیشانی، گردن و شقیقە بە پایین می لغزند. سرما را دوست دارم. گرمای بی رحم جنگ را انگار خنثی می کند. و جائی کە آب هست، زندگی هست. و از جملە سادە خودم خوشم می آید. ما گاهی سادەترین ها را فراموش می کنیم، و شاید بە همین علت پیچیدە می شویم. آنچنان پیچیدە کە در پی یافتن خود برای همیشە سرگردان همان راههای سادە می شویم. و شاید بدون بازیافتی.

و شب پدر حساب می کند. می گوید کە ما تا مرز تنها سی کیلومتر دور هستیم، و دشمن تا آستانە شهر پیشروی کردە، و اگر ارتش بتواند آنها را همین بیست سی کیلومتر عقب براند معنایش این است کە زندگی دوبارە عین گذشتە می شود. و ناگهان چهارقد نشستە و بشدت در فکر فرو می رود. بعد ادامە می دهد کە اگر عین گذشتە شود معنایش این است کە مردم بر می گردند و مدرسەها دوبارە باز می شود و او می تواند مثل قدیم بە سر کارش برگردد. و چشمانش در جلو فانوس برق می زند.
آە، تنها بیست سی کیلومتر با گذشتە و روزهای خوب فاصلە داشتن! مگر می شود؟ خیال عجیبی مرا هم با خود می برد. البتە کە می شود. مگر در یک روز دنیا از این رو بە آن رو نشد؟ البتە کە شد،… البتە.
ادامە دارد

تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد, ۱۴۰۱ ۸:۱۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن