سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۷:۴۵

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۴۵

خاورمیانە و بحرانی خطرناک تر از جنگ

منطقه خاورمیانه به جای آنکه در مورد استفاده از منابع مشترک، به تعامل و گفتگو روی آورد، عملا غرق در جنگ و درگیری است. بدون تردید وجود مسائلی نظیر جنگ، تحریم‌های غربی و ناکارآمدی‌ها در امر حکمروایی، تبعات بسیار بدی را برای کشور‌های منطقه و مردم آن‌ها جهت مقابله با آسیب‌های بحران آب و هوایی به همراه خواهند داشت.

 

پایگاه خبری فارین پالیسی در گزارشی به مساله حاد بودن اثرات و تبعات بحران تغییرات آب و هوایی بر کشور‌های منطقه خاورمیانه پرداخته و به طور خاص به این موضوع اشاره کرده که مواجهه دولت‌ها و ملت‌های این منطقه با مشکلاتی نظیر جنگ، تحریم‌های غربی و عدم کفایت در امر حکمروایی، عملا موجب خواهد شد تا بحران مذکور (بحران تغییرات آب و هوایی)، ابعاد و پیامد‌های گسترده تری را به خود بگیرد.
فارین پالیسی در این رابطه می‌نویسد: «تابستان سال جاری میلادی، شماری از کشور‌های زیبا و دیدنیِ منطقه خاورمیانه با گرمایی بی‌سابقه رو به رو شدند. در این دوره: درجه حرارت هوا به نحو قابل توجهی در کشور‌های خاورمیانه‌ای افزایش یافت، خشکسالی تشدید شد، آتش سوزی‌های گسترده‌ای در جنگل‌ها اتفاق افتاد، و شهر‌های مختلف خاورمیانه‌ای گرمای غیر قابل تحملی را تجربه کردند. در ماه ژوئن سال جاری میلادی، کویت درجه حرارتِ ۵۳.۲ درجه سانتیگراد را به ثبت رساند. این در حالی است که کشور‌هایی نظیر عمان، امارات متحده عربی و عربستان نیز درجه حرارتی بیش از ۵۰ درجه سانتیگراد را به ثبت رساندند. یک ماه بعد، درجه حرارت هوا در عراق به ۵۱.۵ درجه سانتیگراد افزایش یافت و ایران نیز رکوردِ ۵۱ درجه سانتیگراد را به ثبت رساند.
بدتر از همه این است که این آمار‌ها تازه شروعِ ماجرا و یک روند هستند. منطقه خاورمیانه دو برابر میانگین جهانی گرم‌تر می‌شود و پیش بینی می‌شود که تا پایان سال ۲۰۵۰ میلادی، بر خلافِ ارزیابی‌های دانشمندان که نهایتا گرم شدنِ ۱.۵ درجه ایِ این منطقه را پیش بینی کرده اند (پیش بینی که تا حد زیادی خط قرمزِ زندگی در خاورمیانه نیز ارزیابی شده است)، تا ۴ درجه سلسیوس گرم‌تر خواهد شد.
بانک جهانی می‌گوید که “تغییراتِ شدید آب و هوایی در خاورمیانه تبدیل به امری عادی خواهد شد و این منطقه با چهار ماه آفتابِ سوزان در طول هر سال مواجه خواهد شد”. بر اساس آنچه انستیتو ماکس پلانک” آلمان گفته است: “بسیاری از شهر‌های منطقه خاورمیانه امکان دارد تا قبل از قرن جاری میلادی، به معنای واقعی کلمه غیرقابل سکونت شوند و منطقه خاورمیانه که عمیقا با مشکلاتی نظیر جنگ و درگیری‌های فرقه‌ای مواجه است، به احتمال فراوان از کمترین آمادگی جهت مقابله با بحران‌های اینچنینی که کلیتِ آن را تهدید می‌کنند، برخوردار است”.
به گزارش فرارو، با توجه به اینکه منطقه خاورمیانه به کشور‌های دارا و ندار تقسیم می‌شود، به احتمال فراوان در وهله نخست، این کشور‌های فقیرِ این منطقه هستند که به دلیل ضعف اقتصادی و عدم مدیریت بحران تغییرات آب و هوایی، با چالش‌هایی نظیر تامین آب و برق و دیگر خدمات اجتماعی رو به رو خواهد شد و عملا مردمشان قادر به تحمل گرمای فراوان و شدید نخواهند بود. مساله‌ای که در نوع خود می‌تواند چالش‌های فراوانی را برای کلیت خاورمیانه ایجاد کند (مخصوصا در امر مقابله با بحران تغییرات آب و هوایی).
در‌این راستا، یک نکته باید مورد توجه قرار گیرد و آن این است که ظرف سه دهه گذشته، میزان تولید آلاینده‌ها در منطقه خاورمیانه به بیش از سه برابر افزایش یافته است. مساله‌ای که این نگرانی را در میان بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران ایجا کرده که افزایش قابل توجه درجه هوا از یک سو، و عدم ارائه خدمات ابتدایی اجتماعی در این منطقه از سوی دولت‌های کشور‌های این منطقه، عملا خاورمیانه را در بلندمدت به مکانی ناامید کننده برای زندگی مردم تبدیل خواهد کرد.
جوش لیلِولد کارشناس مسائل آب و هواییِ منطقه خاورمیانه و مدیترانه در انستیتو ماکس پلانک آلمان می‌گوید: “منطقه خاورمیانه از اتحادیه اروپا در تولید گاز‌های آلاینده پیشی گرفته است. این مساله عملا تاثیرات بحران تغییرات آب و هوایی بر منطقه خاورمیانه را افزایش می‌دهد.
وی می‌افزاید: در شماری از شهر‌های خاورمیانه‌ای، درجه حرارت هوا عملا به بیش از ۵۰ درجه سانتیگراد افزایش یافته است. اگر در این رابطه اقدامات موثری انجام نگیرد، امکان دارد برخی شهر‌های خاورمیانه‌ای درجه حرارتی به میزانِ ۶۰ درجه سانتیگراد را در آینده تجربه کنند. امری که عملا برای آن‌هایی که به سیستم‌های تهویه و خنک کننده هوا دسترسی ندارند، کاملا خطرناک است.
در شرایط فعلی، سیستم‌های تهویه و خنک کننده هوا، در برخی کشور‌های خاورمیانه‌ای (حتی برخی که ثروتمند هستند) نظیر ایران، عراق، سوریه، لبنان و یمن، به کالا‌هایی لوکس و گران تبدیل شده اند. این کشور‌ها با چالش‌هایی نظیر جنگ و تحریم‌های غربی رو به رو بوده اند و در مدت اخیر نیز با مشکلاتی نظیر عدم تامین کافی نیاز‌های اجتماعی مردم و خشکسالی مواجه شده اند. این کشور‌ها حتی در برخی موارد با اعتراضات مردمی نیز رو به رو شده اند. امری که تا حدی زیادی از جمله آثار و تبعات بحران تغییرات آب و هوایی بر کشور‌های منطقه خاورمیانه است.
در عراق، افزایش قابل توجه درجه هوا در ماه گذشته، بسیاری از مردم این کشور را به خیابان‌های شهر‌های مختلف این کشور کشاند. آن‌ها اقدام به مسدودسازی جاده‌ها و خیابان‌ها و آتش زدن تایر‌های لاستیک کردند و عملا بسیاری از نیروگاه‌های برق را که توسط نیرو‌های امنیتی کنترل می‌شدند، احاطه کردند.
نکته عیب اینکه شهر بصره در عراق که منطقه‌ای غنی از نفت و گاز است، با بیشترین میزان قطعی برق در مدت اخیر رو به رو بوده و عملا به مرکز اصلی اعتراضات مردم عراق در رابطه با تبعات مساله گرم شدنِ فزاینده هوا در این کشور (که عملا موجب ناتوانی نیروگاه‌های برق در تامین نیاز‌های انرژی مردم شده) تبدیل شده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند که بی ثباتی سیاسی، مهمترین دلیل در پسِ بحران تامین انرژی برق در عراق است.
در لبنان نیز شاهد مساله‌ای مشابه بوده ایم. در ماه جاری، لبنانی‌ها که با هزاران مشکل دیگر نیز دست و پنجه نرم می‌کنند، عملا با چالش انفعال نخبگان سیاسی خود در مواجهه با بحران انرژی این کشور آن هم در شرایطی که گرمای هوا به صورت بی سابقه‌ای در لبنان افزایش یافته، رو به رو شده‌اند.
در مدت اخیر پس از آنکه دولت لبنان از تامین سوخت کافی برای این کشور ناتوان شد و تبعات بحرانی این مساله خود را نشان داد، ناآرامی و هرج مرج‌های گسترده‌ای نیز این کشور را دربرگرفت. برخی از مردم لبنان تانکر‌های سوختی را غارت مردند، برخی دیگر به نیرو‌های تولید برق حمله کردند، و در عین حال، نیرو‌های امنیتی لبنان نیز در پمپ بنزین‌های این کشور حاضر شدند تا از بی قانونی و احتکار در آنها جلوگیری کنند.
خاموشی‌های سه ساعته برق در لبنان پس از پایان جنگ داخلی این کشور در سال ۱۹۹۰، امری کاملا عادی بوده با این حال از زمان بحران اقتصادی این کشور در سال ۲۰۱۹، خاموشی‌ها در لبنان نیز طولانی‌تر شده اند و اغلب بخش‌های لبنان برای تامین نیاز برق خود از ژنراتور‌های تولید برق بهره می‌برند. در ۱۲ آگوست سال جاری میلادی، بانک مرکزی لبنان یارانه‌های اختصاص داده شده به سوخت در این کشور را حذف کرد و عملا موجب شد تا ژنراتور‌های خصوصی تولید برق مردم لبنان نیز با چالشی اساسی رو‌به‌رو شود.
در این راستا، خاموشی‌های گسترده لبنان را فراگرفتند و بسیاری از مردم لبنان عملا مجبور شده اند تا با گرمای بی سابقه در این کشور، بدون استفاده از هرگونه دستگاه تهویه هوا و خنک کننده‌ای رو به رو شوند. با این همه، بی ثبات قابل توجه سیاسی و اقتصادی در لبنان، عملا روز به روز بر دامنه مشکلات مردم این کشور می‌افزاید و آن‌ها را در برابر بحران تغییرات آب و هوایی، تنهاتر می‌گذارد.
خشکسالی‌های میانِ سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱ سوریه نیز عملا شکاف اقتصادی-اجتماعی میان مناطق شهری و روستایی این کشور را تشدید کرد و در نوع خود و به زعم بسیاری از ناظران و تحلیلگران، به محرک اصلی شروع جنگ داخلی سوریه تبدیل شد. در یمن، جنگِ چند سال اخیر این کشور با ائتلاف سعودی عملا بحران آب در یمن را تشدید کرده است.
منابع آب زیرزمینی یمن با سرعتی قابل توجه در حال خشک شدن هستند و این کشور را بیش از هر زمانِ دیگری تشنه‌تر می‌کنند. میزان سهم سرانه آب در یمن به ازای هر سال تنها ۱۲۰ متر مکعب است که این میزان در مقایسه با میانگین جهانی که ۷۵۰۰ مترمکعب است، حقیقتا ناچیز است. در طول دهه گذشته، یمن با سرعتی بالا منابع آب شیرین خود را هدفِ آسیب قرار داده است.
منطقه خاورمیانه به جای آنکه در مورد استفاده از منابع مشترک، به تعامل و گفتگو روی آورد، عملا غرق در جنگ و درگیری است. بدون تردید وجود مسائلی نظیر جنگ، تحریم‌های غربی و ناکارآمدی‌ها در امر حکمروایی، تبعات بسیار بدی را برای کشور‌های منطقه و مردم آن‌ها جهت مقابله با آسیب‌های بحران آب و هوایی به همراه خواهند داشت.
جنگ و درگیری در منطقه خاورمیانه، عملا کشور‌ها را با مشکل فقر و آوارگی مردم رو به رو می‌کند که همین مساله آسیب پذیری آن‌ها در برابر اثرات و تبعات بحران تغییرات آب و هوایی را تشدید می‌کند. بی ثباتی سیاسی نیز عملا توان و منابع کشور‌ها و دولت‌ها در بسیج امکانات جهت مواجهه با بحرانی نظیر تغییرات آب و هوایی و سرمایه گذاری جهت مقابله با این مساله را کاهش می‌دهد».

تاریخ انتشار : ۱۱ شهریور, ۱۴۰۰ ۹:۳۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد

اجلاس مونیخ و رویای تاجِ پوسیده

هدف اکثریت ملت ایران رهایی از سلطنت استبدادی و استبداد دینی است