سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۶:۲۲

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۶:۲۲

درس های افغانستان

اتکا به عامل خارجی جهت ایجاد تغییر و تحول به ویژه در کشورهایی که عوارض سلطه گری قدرت ها را تجربه کرده اند، ناموفق و توأم با خونریزی ها و هزینه های سهمگین برای مردم داخلی این کشورها و نیز نیروهای خارجی اشغالگر و یا مداخله گر است.

رخدادهای به ظاهر برق آسای هفته های اخیر افغانستان درس های بزرگی برای همه ی کنشگران ملی، مذهبی، مدنی، دموکراسی خواه و عدالت جوی ایران و افغانستان دارد.

تا کنون دیدگاه ها و داده های متفاوتی از سوی پژوهش گران میدانی و تحلیل گران سیاسی افغانستانی و ایرانی و نیز رسانه های مختلف در بارەی چرایی و چگونگی تحولات اخیر افغانستان ارائه شده است. از دیدگاهی که استوار بر تئوری توطئه است تا دیدگاهی که بازگشت طالبان به افغانستان را حاصل مبارزات و مقاومت بی امان آن ها در برابر امپریالیسم آمریکا می داند.

صرفنظر از این که کدام دیدگاه درست است و یا آمیزه ای از هر دو، آنچه از این تحولات در کشور همسایه و هم سرنوشت می توان آموخت از دید این نگارنده چنین است:

ساختارهای سیاسی غیر منطبق بر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی در کشورها، پایدار نیستند. تحولات ناهمگن و غیر متعارف سیاسی که در پنج دهه ی اخیر در افغانستان رخ داده است، گویای چنین واقعیتی است.

اتکا به عامل خارجی جهت ایجاد تغییر و تحول به ویژه در کشورهایی که عوارض سلطه گری قدرت ها را تجربه کرده اند، ناموفق و توأم با خونریزی ها و هزینه های سهمگین برای مردم داخلی این کشورها و نیز نیروهای خارجی اشغالگر و یا مداخله گر است.

حذف نقش قدرت های بزرگ امپریالیستی و در رأس آن ها آمریکا از ارزیابی ها و تحلیل ها و رویکردهای سیاسی، منجر به نادیده گرفتن بخش بزرگی از واقعیات حاکم بر جهان خواهد شد. پیامد این فراموش کاری سهوی و یا عمدی، ناهوشیاری در برابر دسیسه ها و مداخلات نظامی و غیرنظامی این قدرت ها در تغییر سرنوشت کشورها و فروغلتیدن در منجلاب جنگ های ویرانگر و پایان ناپذیر است.

نادیده گرفتن تغییر آرایش قوا در جهان و عملکرد آن در مناطق حساسی مانند خاورمیانه، و یا غفلت و کاهلی در ارزیابی روندهای متکی برآن،  پیش بینی تحولات را با دشواری روبرو می کند و مردم این مناطق را خلع سلاح و در مقابل عمل انجام شده و غیرمترقبه قرار می دهد.     

عدم شناخت از بافت و ساخت فرهنگی، مذهبی، قومی و ملی کشورها و اعمال ذهنی گرایانه ی سیاست ها اعم از ترقی خواهانه و یا واپس گرایانه، به شکست آن دسته از سیاست گزاران می انجامد که آرزوها و برنامه های خود را نه در انطباق با واقعیت ها که در عالم خیال و ذهن خود می سازند و ارائه می دهند.

تاریخ را به واقع توده ها می سازند و به کژراهه بردن آن ها با هر نیتی که باشد، به جراحی های پر مخاطره توسط جراحان بی کفایت و کم تجربه ای می ماند که عوارض جراحی آن ها تا آخر زندگی انسان ها به جا می ماند.

برتری طلبی های قومی، مذهبی، ملی، نژادی، جنسی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در دنیای معاصر بیش از گذشته با مقاومت توده های مردم روبرو می شود و حاصلی جز نابودی تمدن ها ندارد.

تحمیل راه حل های خشونت آمیز بر جوامع و کشورها، راه تغییر و تحول جدی نیست و حتی اگر با نیات خیرخواهانه صورت پذیرد، به نیکبختی نمی انجامد. جهان کنونی بر اثر امکانات وسیع ارتباطات و مذاکرات و گفتگوها، بیش از همیشه آمادگی حل مشکلات از راه های غیر خشونت آمیز را دارد.

این آموزەهای بزرگ، جامعه ی روشنفکری افغانستان و ایران را فرا می خواند که بیش از پیش چشم ها را بشویند و واقعیات را آنطور ببینند که هست و نه آنگونه که خود می خواهند و خود تصور می کنند.        

     

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۳۰ مرداد, ۱۴۰۰ ۸:۴۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

من موادفروشم، وطن‌فروش نیستم

بیانیه ۴۱۶ کنشگر سیاسی و مدنی ایران در اعتراض به بازداشت‌ معترضان به کشتار دی‌ماه و تاکید بر شکل‌گیری «جبهه نجات ایران» در انتقال قدرت به مردم

بازتعریف نقش ایرانیان مهاجر در قبال جنبش‌های داخل کشور

گلهای خشم کلان شهرهای بورژوایی

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی