سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ مهر, ۱۴۰۵ ۰۶:۵۸

چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۸

صلح و سازش در مه

باید بروم. ایستادن سخت شده است. برای رسیدن به صلح، باید این مهِ غلیظ را پشت سر بگذارم. اما رسیدن… حکایتِ دیگری‌ست!.......
Getting your Trinity Audio player ready...
زمان، تنها واقعیتی‌ست که هنوز جان دارد.

این نخستین جمله‌ای‌ست که پس از باز شدن چشمانم، ذهنم را پر می‌کند؛ آرام و بی‌صدا، چون مهی که در آستانهٔ صبح از میان دیوارها می‌گذرد.

از خواب بیدار می‌شوم. مه تا روی بالکن رسیده است. در را باز می‌کنم؛ هوای سرد به اتاق هجوم می‌آورد.

حشره‌ای از برگ سبزی بلند می‌شود، اما در دام مه گرفتار می‌ماند. تقلایش برای گریز بیهوده است.

فکر می‌کنم: «وقتی زمان، همچون این حشره، در مه گرفتار می‌شود، چگونه برای بودن دست‌وپا می‌زند؟»

ساعت هنوز کار می‌کند؛ ثانیه‌ها آرام می‌گذرند، بی‌آن‌که بدانند به کجا می‌روند.

از پنجره نگاه می‌کنم: همه‌چیز خاکستری‌ست؛ نه روز است و نه شب.

صدای زنی از میان مه می‌آید؛ مادری ست که با کودکش حرف می‌زند.

کودک در امتداد خیابان می‌دود، بازی در مه را تمرین می‌کند و از ته دل می‌خندد.

رادیو را روشن می‌کنم. ناگهان صدای گلوله‌ای در اتاق می‌پیچد.

درِ بالکن را می‌بندم تا پیرزن همسایه از صدا شکایت نکند.

صدایی از رادیو می‌گوید: «زندگی ادامه دارد؛ صلح را بپذیریم.»

فکر می‌کنم: بله، بله… ادامه دارد. اما چرا؟

پاسخی نیست، و شاید هم نیازی به پاسخ نباشد.

جوانه‌ای در گلدان باز می‌شود، شفاف و لرزان؛

چون نوزادی که در نخستین دم تولد، دست و پایش را در هوا می‌گشاید.

میز و صندلی ساکت‌اند، بی‌تفاوت؛ زمین هم همین‌گونه شده است.

به ساعت نگاه می‌کنم. عقربه‌ها روی شش آویزان‌اند.

زمان در مه، رفتارش را عوض کرده است.

باید بروم.

نمی‌دانم دیر شده یا نه، اما می‌دانم ایستادن و ماندن دشوارتر از رفتن است.

به جای معینی نمی‌روم؛ سال‌هاست که همیشه برایم دیر می‌شود.

با این‌همه، باز می‌روم. حتی در مهِ غلیظِ امروز.

گفتم که ایستادن برایم سخت‌تر از رفتن است.

به همسایه سلام می‌کنم؛ نانش را در کیسهٔ پارچه‌ای پنهان کرده است.

جوابی نمی‌دهد. یادم می‌آید، حتی اگر در را هم نمی‌بستم، او نمی‌شنید؛

گوش‌هایش سال‌هاست نمی‌شنوند.

سراسر خیابان در مه فرو رفته است.

در دوردست، نوک جرثقیلی در باد دیده می‌شود که پیراهنی سیاه را تکان می‌دهد.

شاید کلاغی آن بالا پر می‌زند.

رهگذران نگاه می‌کنند و شاید در دل می‌گویند: «خدا را شکر، من در این لباس نبودم.»

از خود می‌پرسم: «امروز روز شکرگزاری است؟»

کودکی بر خاک افتاده است.

کسی با صدایی گرفته می‌پرسد: «آیا این کودک، حاصل اشتیاقِ کسی بوده؟»

امروز، همه حق دارند در مه راه بروند و چیزی نبینند.

بیچاره همسایه‌ام امروز نه می‌شنود، و نه می‌بیند.

خاک هم رنگ دیگری دارد؛ شل‌تر، و بی‌حافظه‌تر. این طبیعی‌ست. به خود می‌گویم.

دنیا ساکت است، انگار مه دهان‌ها را پر کرده است.

وگرنه، حشره‌هایی که از مه می‌گریزند، همان‌جا تخم می‌گذاشتند.

پیرزنی در پیاده‌رو، با چشمان نیمه‌باز، دنبال چیزی می‌گردد.

گره روسری‌اش را شل می‌کند، سینه جلو می‌دهد تا نفسی تازه کند.

نمی‌دانم چرا، اما احساس می‌کنم شاید همین حرکت، آخرین مقاومت او باشد.

باید بروم.

ایستادن سخت شده است.

برای رسیدن به صلح، باید این مهِ غلیظ را پشت سر بگذارم.

اما رسیدن… حکایتِ دیگری‌ست!

تاریخ انتشار : ۱۸ مهر, ۱۴۰۴ ۰:۳۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دخالت آمریکا در انتخابات برزیل

لوموند دیپلوماتیک: «ما مستعمره نیستیم و مستعمره هیچ‌کس هم نخواهیم شد». رئیس جمهور لولا در ۷ سپتامبر ۲۰۲۶ بمناسبت جشن استقلال در یک پیام ویدیویی قدرتهای خارجی که قصد دارند برزیل را به یک مستعمره جدید تبدیل کنند را محکوم کرد. وی هشدار داد:« هیچ دولت خارجی این حق را ندارد به ما بگوید از چه کسی بخریم و به چه کسی بفروشیم».

مطالعه »

دعوت به بازگشت؛ آغازی برای آشتی ملی یا گشایشی از سر درماندگی؟

گودرز اقتداری: اظهارات اخیر مقام‌های دولت مسعود پزشکیان درباره ایرانیان خارج از کشور، در نگاه نخست شاید تکرار همان دعوت‌هایی به نظر برسد که در دولت‌های مختلف درباره «بازگشت ایرانیان» شنیده‌ایم. اما این بار یک تفاوت مهم وجود دارد: سخن فقط از متخصصان، سرمایه‌گذاران یا ایرانیان غیرسیاسی نیست. نام کسانی مطرح شده که سال‌ها منتقد جدی جمهوری اسلامی بوده‌اند و برخی نیز هزینه‌های سیاسی سنگینی پرداخته‌اند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صد و چهل و یکم در ۶۶ زندان

دخالت آمریکا در انتخابات برزیل

آیا ترکیه هدف بعدی است؟

روایت عشق و اعدام

نقدی بر نقد آقای رضا فانی یزدی به سخنرانی آقای زید آبادی

پس از ناکامی تجاوز نظامی؛ جنگ اقتصادی همه‌جانبه گسترش می‌یابد…