سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ تیر, ۱۴۰۵ ۰۱:۴۳

چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۰۱:۴۳

صلح و سازش در مه

باید بروم. ایستادن سخت شده است. برای رسیدن به صلح، باید این مهِ غلیظ را پشت سر بگذارم. اما رسیدن… حکایتِ دیگری‌ست!.......
Getting your Trinity Audio player ready...
زمان، تنها واقعیتی‌ست که هنوز جان دارد.

این نخستین جمله‌ای‌ست که پس از باز شدن چشمانم، ذهنم را پر می‌کند؛ آرام و بی‌صدا، چون مهی که در آستانهٔ صبح از میان دیوارها می‌گذرد.

از خواب بیدار می‌شوم. مه تا روی بالکن رسیده است. در را باز می‌کنم؛ هوای سرد به اتاق هجوم می‌آورد.

حشره‌ای از برگ سبزی بلند می‌شود، اما در دام مه گرفتار می‌ماند. تقلایش برای گریز بیهوده است.

فکر می‌کنم: «وقتی زمان، همچون این حشره، در مه گرفتار می‌شود، چگونه برای بودن دست‌وپا می‌زند؟»

ساعت هنوز کار می‌کند؛ ثانیه‌ها آرام می‌گذرند، بی‌آن‌که بدانند به کجا می‌روند.

از پنجره نگاه می‌کنم: همه‌چیز خاکستری‌ست؛ نه روز است و نه شب.

صدای زنی از میان مه می‌آید؛ مادری ست که با کودکش حرف می‌زند.

کودک در امتداد خیابان می‌دود، بازی در مه را تمرین می‌کند و از ته دل می‌خندد.

رادیو را روشن می‌کنم. ناگهان صدای گلوله‌ای در اتاق می‌پیچد.

درِ بالکن را می‌بندم تا پیرزن همسایه از صدا شکایت نکند.

صدایی از رادیو می‌گوید: «زندگی ادامه دارد؛ صلح را بپذیریم.»

فکر می‌کنم: بله، بله… ادامه دارد. اما چرا؟

پاسخی نیست، و شاید هم نیازی به پاسخ نباشد.

جوانه‌ای در گلدان باز می‌شود، شفاف و لرزان؛

چون نوزادی که در نخستین دم تولد، دست و پایش را در هوا می‌گشاید.

میز و صندلی ساکت‌اند، بی‌تفاوت؛ زمین هم همین‌گونه شده است.

به ساعت نگاه می‌کنم. عقربه‌ها روی شش آویزان‌اند.

زمان در مه، رفتارش را عوض کرده است.

باید بروم.

نمی‌دانم دیر شده یا نه، اما می‌دانم ایستادن و ماندن دشوارتر از رفتن است.

به جای معینی نمی‌روم؛ سال‌هاست که همیشه برایم دیر می‌شود.

با این‌همه، باز می‌روم. حتی در مهِ غلیظِ امروز.

گفتم که ایستادن برایم سخت‌تر از رفتن است.

به همسایه سلام می‌کنم؛ نانش را در کیسهٔ پارچه‌ای پنهان کرده است.

جوابی نمی‌دهد. یادم می‌آید، حتی اگر در را هم نمی‌بستم، او نمی‌شنید؛

گوش‌هایش سال‌هاست نمی‌شنوند.

سراسر خیابان در مه فرو رفته است.

در دوردست، نوک جرثقیلی در باد دیده می‌شود که پیراهنی سیاه را تکان می‌دهد.

شاید کلاغی آن بالا پر می‌زند.

رهگذران نگاه می‌کنند و شاید در دل می‌گویند: «خدا را شکر، من در این لباس نبودم.»

از خود می‌پرسم: «امروز روز شکرگزاری است؟»

کودکی بر خاک افتاده است.

کسی با صدایی گرفته می‌پرسد: «آیا این کودک، حاصل اشتیاقِ کسی بوده؟»

امروز، همه حق دارند در مه راه بروند و چیزی نبینند.

بیچاره همسایه‌ام امروز نه می‌شنود، و نه می‌بیند.

خاک هم رنگ دیگری دارد؛ شل‌تر، و بی‌حافظه‌تر. این طبیعی‌ست. به خود می‌گویم.

دنیا ساکت است، انگار مه دهان‌ها را پر کرده است.

وگرنه، حشره‌هایی که از مه می‌گریزند، همان‌جا تخم می‌گذاشتند.

پیرزنی در پیاده‌رو، با چشمان نیمه‌باز، دنبال چیزی می‌گردد.

گره روسری‌اش را شل می‌کند، سینه جلو می‌دهد تا نفسی تازه کند.

نمی‌دانم چرا، اما احساس می‌کنم شاید همین حرکت، آخرین مقاومت او باشد.

باید بروم.

ایستادن سخت شده است.

برای رسیدن به صلح، باید این مهِ غلیظ را پشت سر بگذارم.

اما رسیدن… حکایتِ دیگری‌ست!

تاریخ انتشار : ۱۸ مهر, ۱۴۰۴ ۰:۳۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

پیام دیپلماسی در تشییع جنازه ایران

قرائت قرآن در مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای نشان داد که تهران به عنوان یک پیروز صحبت می‌کند، نه یک عزادار! آیه مورد نظر، آیه ۱۳ از سوره آل عمران بود، متنی که جنگ بدر را توصیف می‌کند، جایی که نیروی مسلمان با تعداد بسیار کمتر و تجهیزات ضعیف‌تر، ارتش بسیار بزرگتری را «به خواست خدا» شکست داد. این آیه اشاره‌ای آشکار به چیزی بود که بسیاری آن را پیروزی ایران بر آمریکا و اسرائیل در جنگشان علیه این کشور می‌نامند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سخن از دو برجستگی در هستی انقلابی حمید اشرف!

۲۵۰ سالگی آمریکا؛ آیا ترامپ پدیده‌ای استثنایی در تاریخ ایالات متحده است؟

پیام دیپلماسی در تشییع جنازه ایران

پیام تسلیت حزب دمکراتیک مردم ایران: در سوگِ رضا عطارنژاد

پیام فرخ نگهدار: «میراث دومین رهبر جمهوری اسلامی» و بازتاب پیام در «انصاف نیوز»

جنگ پایان نیافته است