سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۰:۵۰

شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۰

در تقاطع احتمالات

در فرهنگ کلاسیکی تحول، با اعتقاد به اینکه چنین تحول عقلانی در حاکمیت اصولا مطرح نبود، پس سرانجام به تحول از راه خشونت متوسل می شدند. در چنین دیدگاهی، منافع بود که تعین کننده رفتار سیاسی بود. و در شرایط فعلی ایران چنین می نماید که دیگر تنها عنصر منافع نیست که تعین کننده است، بلکه همراه با آن نوع نگرش و تلاش برای عقلانی کردن آن نیز مطرح است

Getting your Trinity Audio player ready...

این سئوال که سرانجام وضعیت بحرانی کنونی جامعه ایران به کجا خواهد انجامید و چگونه خاتمه می یابد، سئوالی است که بی گمان ذهن همه فعالان و شرکت کنندگان جنبش و حتی به نوعی افراد و جناحهای ضد جنبش سبز را نیز به خود مشغول کرده است. بالاخره جنبشهای اجتماعی مثل هر پدیده مادی دیگر در این جهان دارای نقطه آغاز، روند صعودی و نقطه اختتام خود می باشند. که این نقطه اختتام می تواند بنا به منطق عینی همه جنبشهای اجتماعی در سیر تاریخ، پیروزی یا شکست باشد. البته شکست جنبشهای اجتماعی، بیشتر از زاویه دسترسی یا عدم دسترسی آن به قدرت سیاسی می تواند مد نظر باشد، واللا همه جنبشهای اجتماعی اگر حتی به قدرت هم نرسند، مهر قاطع خود را بر روندهای جاری و آتی تحولاتی اجتماعی می کوبند، و سرانجام در شکلهای دیگر، وجود مادی خود را در قدرت به نوعی به منصه ظهور می رسانند.

در باره جنبش سبز می توان گفت که سه احتمال نهائی در رابطه با آینده آن می تواند مطرح باشد: احتمال اول، پیروزی آن در کنار زدن دولت احمدی نژاد و جایگزینی دولت خود، احتمال دوم شکست جنبش در اثر خشونتهای بی حد و مرز طرف مقابل، و احتمال سوم، شکست جنبش سبز در اثر یک جو خشونت بار عمومی که در آن کل سیستم از هم بپاشد.

در مورد احتمال اول باید گفت که اساسا جنبش سبز چنین هدفی را مد نظر خود دارد، اما با اشراف بر این امر که این جایگزینی منطقا باید به به یک سری تحول سیاسی در ساختار سیاسی قدرت و جامعه نیز بیانجامد. بیانیه شماره هفده موسوی فاکت ذهنی چنین امر، و حضور تظاهرات کنندگان مردمی نیز فاکت و دلیل عینی لزوم چنین تحولی می باشد. جنبش سبز، نه جنبش حذف و نفی جریانات سیاسی، بلکه جنبش برای مدارای همه آنها در پهنای یک تفاهم دمکراتیک برای اداره جامعه می باشد. بنابراین آن جریانات افراطی که در صدد ارتقا این جنبش به یک جنبش سرنگونی طلب، و یا راندن آن به چنین موقعیتی هستند، خود ناقض و نافی این جنبش و در اساس ناهمگرایان با آن می باشند.

در مورد احتمال دوم می توان گفت که امکانات دولت کنونی برای سرکوب آنچنانکه کودتاگران وانمود می کنند، زیاد گسترده نیست. زیرا عملا حاکمیت و نیروهای پیرامونی آن دو شقه شده است، و علیرغم کنترل نیروهای امنیتی و سپاهی از طرف جناح مسلط، اما توان، اتوریته و جرات آنان برای قلع و قمع نهائی تا حد قابل ملاحظهای ضعیف است. کودتاگران اگر بخواهند به این امر دست یازند، در حقیقت بانی وضعیت فوق العاده بحرانی در کشور خواهند شد. بحرانی که جامعه را به دامان بحران گستردهتر و آنارشیسم خواهد کشانید.

احتمال سوم، آنگاه است که خشونت از هر دو طرف باشد (که ظهور این حالت بویژه به علت خشونتهای پیگیر کودتاگران خواهد بود) وضعیتی که در آن به هر دلیلی کنترل اوضاع از دست خارج می شود، و قدرت سیاسی سرانجام در مسیر فروپاشی قرار می گیرد. در چنین وضعیتی ما هم با فروریزش نظام روبرو می شویم، و هم با دگردیسی فلسفه وجودی جنبش سبز که خود را بیگانه با با پدیده خشونت تعریف می کند. در چنین وضعیتی، لااقل در مراحل اولیه آن، ما احتمالا با نبود آلترنایتو روبرو هستیم. از نبود آلترناتیو می گویم، زیرا که همه شواهد نشان می دهند که هم اکنون در صحنه سیاسی کشور در مقایسه با نیروهای سیاسی دیگر، نیروهای سرنگونی طلب هم بسیار ضعیفند، و هم محدود و معدود. بنابراین اگر ما با فروریزش روبرو شویم، به احتمال قوی به هرج و مرج منتهی خواهد شد. و این همان امری است که با منطق جنبش کنونی و ذهنیت مردم شرکت کننده در آن ناهمخوان است، و اساسا در ضدیت وجودی با آن.

اما نکته مهمی که باید بدان توجه داشت این است که سرسختی کودتاگران و به نوعی کل طرف مقابل جنبش سبز، همه را به این سئوال رهنمون می شود که آیا به راستی امکان عقب نشینی کودتاگران وجود دارد؟ آیا می شود جنبش از طریق رشد مدنی، بطئی، دائم و هر لحظه قویتر خود، طرف مقابل را به قواعد بازی دمکراتیک ناچار کرده  و سرانجام از طریق یک تفاهم عقلانی که عمدتا نتیجه حضور جنبش است، به وضعیت کنونی خاتمه دهد؟ اگر جنبش سرنگونی طلب نیست، و اگر نمی خواهد با خشونت قدرت را تسخیر کند، پس راه چاره تنها این است که از راه فشارهای خود طرف مقابل را به یک موضع گیری عقلانی سوق داده و وی را ناچار به عقب نشینی از قدرت کند. و ظاهرا به غیر از این راه، دیگری پیش روی جنبش نیست. یعنی جنبش وارد بازی طاقت فرسای عقلانی کردن سیستم قدرت در ایران شده است. بازی ای که در آن، برای تحول، همه باید به نوعی متحول بوده شده باشند. و این همان گره اصلی، سئوال مرکزی و در همان حال ابداع پراکتیکی جنبش نوین مردم ایران می باشد.

در فرهنگ کلاسیکی تحول، با اعتقاد به اینکه چنین تحول عقلانی در حاکمیت اصولا مطرح نبود، پس سرانجام به تحول از راه خشونت متوسل می شدند. در چنین دیدگاهی، منافع بود که تعین کننده رفتار سیاسی بود. و در شرایط فعلی ایران چنین می نماید که دیگر تنها عنصر منافع نیست که تعین کننده است، بلکه همراه با آن نوع نگرش و تلاش برای عقلانی کردن آن نیز مطرح است. و از این رهگذر است که جنبش سبز، آرام، متین، مصمم از طریق حضور مستمر خود در تلاش برای تحول نظری، دیدگاهی، فکری و سیاسی در طرف مقابل خود نیز هست. و در شرایط توان استبداد در ایران این همان توان عینی و ذهنی ای است که هم توان پایداری دارد، و هم توان پیشرفت، و هم توان تاثیر گذاری بر همه آحاد و جناحها در پهنای جامعه.

تاریخ انتشار : ۱۸ دی, ۱۳۸۸ ۸:۵۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

ناصر اسالو: اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

دست بالا درمذاکرات، بازگشت به مردم

یادمان پنجاهمین سالگرد کشتار حمید اشرف و یارانش

بیانیه حزب توسعه ملی ایران در حمایت از تفاهم ایران و آمریکا

چرا رسانه‌ها فقط برخی جان‌ها را شایسته سوگواری می‌دانند