|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
دوجنگ ویرانگر ۱۲ روزه و ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل بر علیه ایران، خسارتهای جانی و مالی زیادی به ایران و طرفهای مقابل و متحدان منطقهای آنان وارد آورده است. انسداد تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را تحت فشار جدی قرار داده و ایران نیز با محاصره بنادر دریایی خود از طرف آمریکا، متحمل خسارتهای زیادی شده است. اگرچه طرفین منازعه با میانجیگری کشورهای منطقه و نهادهای بینالمللی به آتشبس تن دادهاند، اما منطقه هنوز با نقض مکرر آتشبس از طرف اسرائیل علیه لبنان روبهرو است.
با تلاش کشورهای قطر، ترکیه، مصر، عربستان سعودی و با راهبری پاکستان، برقراری آتشبس میان آمریکا و ایران ممکن و میسر شد و در نهایت منجر به نشست رودررو در اسلامآباد گردید. اما این نشست که با شرکت عالیترین سطوح تصمیمگیری دو کشور برگزار شد، در رسیدن به نتیجه امیدبخش ناکام بود و در پایان جلسه، معاون رئیسجمهور آمریکا، آقای جی.دی. ونس، رئیس هیئت نمایندگی این کشور، شکست مذاکرات را اعلام کرد
بعد از شکست مذاکرات نمایندگان آمریکا و ایران در اسلامآباد پاکستان، کشور میانجی مذاکرات با پشتکار تحسینبرانگیز و همراه با دیگر کشورهای منطقه به تلاشهای خود برای ایجاد تفاهم و توافق میان ایران و آمریکا و نزدیک کردن مواضع آنان ادامه دادند؛ که حاصل این تلاشها تهیه تفاهمنامه خاتمه جنگ و حلوفصل مشکلات طرفین منازعه است که گفته میشود در روز جمعه ۲۹ خرداد (۱۹ ژوئن) در ژنو سوئیس امضاء خواهد شد.
پیش از امضاء یادداشت تفاهم در ژنو، نسخهای از آن بهصورت دیجیتال از طرف رؤسای جمهوری ایران و آمریکا امضاء شده که خبر آن در صبحگاه روز ۲۵ خردادماه از طرف نخستوزیر پاکستان اطلاعرسانی شد. خبری مسرتبخش برای مردم ایران و همه طرفداران صلح در منطقه و جهان که با اقبال عمومی همراه شد؛ چه آنان که این تفاهمنامه را سرآغاز توافقات و پایان چند دهه دشمنی میان ایران و آمریکا میدانند، و هم آنان که آن را به دیده تردید مینگرند، اما با دور شدن سایه جنگ و بمبارانها، که از خسارتهای جانی و مالی بیشتر جلوگیری میکند و آرامش را به جامعه بازمیگرداند ـ شادماناند.
اگرچه برای مردم ایران و منطقه پایان جنگ، صرفنظر از محتوای تفاهمنامه، بسیار اهمیت دارد، اما مفاد تفاهمنامه نیز، بهخاطر سالها تحمیل تحریمهای آمریکا و فشارهای اقتصادی، باید به گونهای باشد که منافع و مصالح ملی و مردم در آن لحاظ شده باشد. گرچه هرکدام از طرفین، آمریکا و ایران، روایتهای خود را از تفاهمنامه ابراز میدارند، اما با امضاء و انتشار عمومی آن میتوان به تعهدات طرفین نسبت به هم اطلاع کامل پیدا کرد. متن تفاهمنامه که در رسانهها درز پیدا کرده و یا از زبان نمایندگان طرفین منازعه شنیده میشود، گرچه با هم منطبق نیست، اما در بیشتر موارد با یکدیگر همپوشانی دارند. این تفاهمنامه که بر پایه سند چهاردهبندی پیشنهادی ایران تنظیم شده، شامل دو مرحله کلی است.
مرحله اول عمدتاً شامل آتشبس در همه جبههها ـ به شمول لبنان ـ بازگشایی تنگه هرمز طی ۶۰ روز و برداشته شدن محاصره دریایی بنادر ایران از طرف آمریکا، احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، بازگرداندن داراییهای بلوکهشده ایران، فروش نفت، محصولات پتروشیمی و امکان دسترسی به پولهای حاصل از فروش این مواد، ارائه طرحهای بازسازی از سوی آمریکا و متحدانش (صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری) و تعهد آمریکا به خروج نیروهایش از پیرامون ایران است.
مرحله دوم شامل حلوفصل اختلافات هستهای، از جمله رقیق کردن اورانیوم غنیشده در ایران، تکرار تعهد ایران بر عدم تولید و تهیه سلاح هستهای، برداشتن تحریمها به تناسب پیشرفت مذاکرات مرحله دوم، دستیابی به توافق نهایی طی ۶۰ روز و تأیید آن در قالب قطعنامهای در شورای امنیت سازمان ملل متحد است. در این تفاهمنامه اشارهای به موشکهای بالستیک، سازمانها و گروههای نزدیک به ایران و سیاستهای منطقهای ایران نشده است.
همانطور که بیان شد، مردم ایران، منطقه و جهان از این تفاهمنامه استقبال میکنند، اما مخالفان در داخل و خارج کشور و دولت بازیخرابکن اسرائیل در مقابل آن قرار دارند و برای به شکست کشاندن آن از هیچ کوششی فروگذار نیستند. اما نقطه قوت این تفاهمنامه این است که جمهوری اسلامی و دولت ترامپ، ضمن اینکه حداقل در پایان بخشیدن به جنگ همنظر هستند، خود را برنده جنگ و تفاهمنامه را محصول دست بالای خود در آن میدانند و به عبارتی تفاهمنامهای است «برد ـ برد». اما واقعیت این است که ظرفیت تفاهمنامه برای رسیدن به صلح و توافق نهایی در فرایند اجرایی مراحل اول و دوم، حین پرداختن به جزئیات محک میخورد؛ که اگر نتیجه اجرای هر مورد یا مواردی با برداشت امروز طرفین تفاوت داشته باشد، زمینه «دبه کردن» و برداشت دلبخواه از آن موارد دور از انتظار نیست و میتواند بر سر راه رسیدن به توافق نهایی مشکل ایجاد کند.
بدون تردید مسئولان کشور و نمایندگان ایران در مذاکرات صلح بر مفاد تفاهمنامه و رویکرد طرفین درباره آن و برداشتی که از آن حین اجرا میشود، دقت نظر لازم را داشته و به این ظرایف عنایت دارند. روشن است که مدیریت مراحل اول و دوم تفاهمنامه اگر از مدیریت دو جنگ با آمریکا و اسرائیل پیچیدهتر و مشکلتر نباشد، حتماً به همان اندازه مهم است که از کلیه ظرفیتهای کشور برای پیشبرد آن استفاده شود. مهمتر اینکه با پایان جنگ و در فرایند دستیابی به صلح، با شناختی که از ماهیت و عملکرد طرف مقابل در دست است، افزون بر آمادگی نیروهای نظامی تا رسیدن به توافق نهایی، امر مهم بازگشت نظام به مردم ـ مردمی که عامل اصلی ایستادگی و دفاع از کشور در برابر تجاوزکاران هستند ـ یک ضرورت است که نباید آنان را نادیده گرفت. بازگشت به مردم با تحقق مطالبات انباشتهشده، بهویژه در عرصههای اقتصادی و اجتماعی، که بر نظام پوشیده نیست، موقعیت نظام را در فرایند مذاکرات تقویت میکند و باید سریعاً به آن جامه عمل پوشید.
بیست وهشتم خرداد ۱۴۰۵



