سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ تیر, ۱۴۰۵ ۱۱:۴۲

یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۲

دشواری رفرمیسم در کشورهای استبدادی

تجربە بە ما می گوید کە جامعە عرصە تعارض منافع و دیدگاههائی هستند کە نهایتا نمی توانند با هم بە سازش برسند، و یکی از آنها باید زمین بازی را ترک کند. یعنی گاها رئالیسم سیاسی بر اجماع سیاسی چیرە می شود.

Getting your Trinity Audio player ready...

در درون جنبش چپ آنگاە کە برنشتانیسم و لاسالیسم کە تدابیری رفرمیستی ناظر بر تغییر در نظام سرمایەداری هستند سر بر می آورند، نگاە انقلابی بە آنها بعنوان اپورتونیسم و عدول از اصول می نگرد و تکفیرشان می کند. رفرمیسم تکفیر می شود زیرا انقلابیون معتقد بودند کە نمی تواند نظام سرمایەداری را بر بیافکند و بنابراین با ماندگاری کاپیتالیسم استثمار کارگران ادامە خواهد یافت.

اما سوسیال دمکراسی همیشە بعنوان جناح راست و میانە جنبش چپ در کشورهای پیشرفتە سرمایەداری باقی ماند، و بە درازای عمر خود توانست ضمن جلب ضمنی کارگران بە برنامەهای خود، تغییرات قابل توجهی در زندگی آنان در جوامع سرمایەداری پیشرفتە ایجاد کند. لاسالیسم خود نمونە موفقی از آنها بود؛ هرچند کە نباید هیچگاە نقش جناح چپ را هم نادیدە گرفت و بە فراموشی سپرد.

پس بدون اینکە نظام سرمایەداری سرنگون شود، امکان تغییراتی چند در آن از طریق رفرمیسم ایجاد شد. یعنی اپورتونیستها و عدول کنندگان از اصول بە  موفقیتهائی چند نائل آمدند! اپورتونیستها توانستند عنصر سوسیال دمکراسی را بر لیبرال دمکراسی در جوامع غربی بیافزایند و بە این ترتیب در بافت آن تغییر بوجود بیاورند.

آیا می توان با همین منطق هم با امر مبارزە در کشورهای استبدادی، کشورهائی کە موضوع اصلی در آنها نە محو سرمایەداری، بلکە محو استبداد است روبرو شد؟ آیا می توان درست مانند نظامهای کاپیتالیستی پیشرفتە کە در آن بدون سرنگون کردن نظام سرمایەداری تغییرات بسود کارگران و زحمتکشان ایجاد شد، در این کشورها هم بدون سرنگونی استبداد، تغییراتی چند بە نفع مردم ایجاد شوند؟ بە بیانی دیگر، رفرمیسم در چنین جوامعی جواب می دهد؟

واضح است کە دادن امتیازهای اجتماعی ـ اقتصادی بە مزدبگیران در نظام سرمایەداری، الزاما بە معنای پایان سرمایەداری نیست، اما دادن امتیاز بە مخالفان و بازکردن فضا، بە معنای پایان استبداد و شروع دوران دیگریست. از این لحاظ استبداد هم خود را از نظام سرمایەداری (در فرمی کە ما آن را مطرح کردیم) جدا می کند و هم با رفرمیسم مشکل جدی پیدا می کند.

اما آنچە رفرمیسم جوامع استبدادی را از جوامع پیشرفتە سرمایەداری جدا می کند درست همین مسئلە است؛ یعنی رفرمیسم از همان ابتدا (باطرح رفرم سیاسی) نگاە بە تغییر در کل نظام استبدادی دارد، اما از طریق جلب نظر مستبد. اگر در نظام سرمایەداری، رفرمیسم در پی کسب امتیازات است، اما در نظام استبدادی نگاە بە تغییر در کلیت وضعیت موجود دارد. از همین لحاظ رفرمیسم در چنین جوامعی بنوعی انقلابی عمل می کند، یعنی در هدف انقلابیست، اما در روش اصلاح طلب.

برای همین هم است مستبدین بە رفرمیسم حساس اند. بنابراین یا بشدت با آن مقابلە می کنند و یا سعی در محدودیت بیشتر آن و یا بازی آن بە فراخور وضعیت دارند.

ولی آیا می توان تنها با گفتگو، عقلانیت و آگاهانیدن مستبد بە تغییرات مورد نظر دست یافت؟ آیا می توان تنها با ایجاد حس اعتماد و یا برانگیختن حس امنیت مستبد، نظر او را جلب کرد؟

تجربە بە ما می گوید کە جامعە عرصە تعارض منافع و دیدگاههائی هستند کە نهایتا نمی توانند با هم بە سازش برسند، و یکی از آنها باید زمین بازی را ترک کند. یعنی گاها رئالیسم سیاسی بر اجماع سیاسی چیرە می شود. همچنین رفرمیستهای اروپائی تنها با جلب نظر سرمایەدار و یا قانونگرائی بە رفرمهای مورد نظر خود دست نیافتند، بلکە سازماندهی جامعە از اصول اولیە کار و مبارزە آنها بود. لاسال خود جزو موسسان “اتحادیە عمومی کارگران آلمان” در سال ۱۸۶۳ بود.

 می دانیم مبارزە برای تغییر در سیاست همیشە از مبارزە برای تغییر در بنیانهای اجتماعی ـ اقتصادی آسانتر بودەاست، و اساسا این دو قابل مقایسە نیستند. زیرا استبداد بنابر ماهیت خود بخشهای وسیعتری از مردم را درگیر می کند و امکان بسیج تودەها را میسرتر. اما همین منطق را می توان واژگونە هم کرد! یعنی اینکە تغییر در سیاست همیشە دشوارتر بودە است تا تغییر در خواستهای اقتصادی و اجتماعی، زیرا مستبد می داند کە در صورت تحول مورد نظر، سیستم دیگر همان سیستم نیست.

اما با این وجود، رفرمیسم یک نگاە در کشورهای استبدادی است و باید برای آن بعنوان یکی از پایەهای موجود تغییر احترام قائل شد. آنان بنوبە خود باج خود را می دهند و بە فراخور شرایط کار دشوار خود را پیش می برند. پس چە نگاە آنان پیروز شود یا نە، اما در نهایت رو بە سوی تغییر دارند و بە نوبە خود بنوعی وضعیت را می جنبانند. شاید بهترین تعریف برای آنها همانی باشد کە برنشتاین گفت، جنبش همە چیز و هدف هیچ چیز.

آنان را بیشتر در جنبش ارزیابی کنیم تا در هدف.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۰ ۰:۴۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

International Affairs Committee Bulletin No 4

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

افسانه «جنگ خوب»

خانه اینجاست، جایی برای رفتن نداریم

چرا آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی این‌همه فیلسوف استخدام می‌کنند؟

بازتاب شکست در «اجاره‌نشین‌ها»ی داریوش مهرجویی و «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی