سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ تیر, ۱۴۰۵ ۰۸:۰۵

یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۵

دهه ی شصت از دید آنهایی که در دهه ی شصت به دنیا آمده اند

جنایات جمهوری اسلامی در دهه ی شصت بدون همراهی و یا سکوت مردم در آن زمان متصور نیست. اهمیت نقد گذشته هم از وحشت تکرار رفتار مشابه دیکتاتورها و شکنجه گران است و هم از وحشت تکرار بی تفاوتی مردم

Getting your Trinity Audio player ready...

آنهایی که در دهه ی شصت فعالیت سیاسی می کردند برای ما از آن سالها داستانهای مخوفی تعریف می کنند. گرچه کار سیاسی گسترده ای از اواخر دهه ی هفتاد تاکنون در شرایط سرکوب جریان دارد ولی گمان نمی کنم کسی از نسل جوان، این شرایط را با آن روزگار مقایسه کند. گویی دهه ها از آن زمان می گذرد و آن ماجراها در میان مردمی دیگر اتفاق افتاده است. ولی فاجعه ی اتفاق افتاده چندان از ما دور نیست و ترس بازگشتش کابوسی است دلهره آور که با فراموشی قرین نیست.

رشد سیاسی مردم، نیروها و رهبران سیاسی در طی این سالها دوران متفاوتی از کنش سیاسی را پدید آورده است و بسیاری از وقایع آن دهه برای نسل جدید غیر قابل باور است.

نه از دید مورخین بلکه از دید شخصی که آن دوران را عمدتاً به طور شفاهی از بازیگران سیاسی آن دهه شنیده، تصوری از آن سالهای شوم در ذهن من و شاید بسیاری از فعالان سیاسی جوان دیگر نقش بسته است. اکنون به یمن برآمد جنبش سبز، آن دوران مورد کنکاش دقیقتری قرار می گیرد. با امید آن که حقایق آن دهه برای مردمی که تا چندی پیش حتی از فجایع اتفاق افتاده بیخبر بودند، آشکار شود و راه های رجعت به آن فضای سیاه سیاسی- اجتماعی بسته شود.

برای من، دهه ی شصت با سی خرداد ۱۳۶۰ آغاز می شود. سازمان مجاهدین خلق بعد از یک راه پیمایی پانصد هزار نفره وارد فاز نظامی فعالیت می شود. عناصر چماقدار ظاهراً تمامی راه های فعالیت صلح آمیز را بر آنان بسته و بارها به دفاتر و هوادارانشان حمله کرده بودند. دانش آموزان و دانشجویانی که تا دیروز فعالیتی کاملاً علنی داشتند و تمامی روابط تشکیلاتیشان بر همگان آشکار بود به یکباره مجبور به زور آزمایی مسلحانه با رژیم می شوند. عده ی زیادی جوان و نوجوان دستگیر و تحویل لاجوردی می شوند. مجاهدین بدون در نظر گرفتن شرایط عمومی حاکم و وضعیت هوادارانشان در زندانها، بمب گذاریهایشان را شروع می کنند. لیست اسامی صد نفره ی نوجوانان و جوانان بیگناهی هر شب در اخبار تلویزیون خوانده می شود که در آن روز اعدام شده اند. مجاهدین گروه های مقاومت را سازمان می دهند و تا سال ۱۳۶۲ دست به ترورهایی می زنند که از امام جمعه ها شروع و به پاسداراها و بسیجیها و افراد حزب اللهی ختم می شود. در این ترورها ظاهراً صدها نفر کشته می شوند.

ارتش عراق در بهت و حیرت همگان و در حمله ای سریع بخشی از خاک ایران را تسخیر کرده است. خرمشهر به دست صدام افتاده و هر شب رادیو عراق درجه حرارت هوای آنجا را با نام “محمره” اعلام می کند.

در چنین فضایی، شکنجه ها، اعدامهای ساختگی و “آخرت” ها شروع می شود و مردم و جهانیان ساکت و بی تفاوت!

دهه ی شصت دهه ی جنگ است. جنگ جمهوری اسلامی با عراق و جنگ جمهوری اسلامی با گروه های سیاسی تندرو که خواستار سرنگونی رژیم اند. در این میان خشک و تر با هم می سوزند و آنهایی که خواستار جنگ نیستند نیز، به این آتش گرفتار می شوند. در معرکه ی جنگ؛ رحم و انصاف تعبیر به بزدلی و وادادگی می شود و قاطعیت با تمام سبعیتش در نگاه مردم مشروع و ارزش جان آدمی ناچیز می شود.

اگر در جنگ، شانس و موقعیت پیروزی دیده شود شاید بتوان تلفات و ادامه ی قاطعانه ی آنرا جدای از خیر و شر اهدافش توجیه کرد، ولی رهبران سیاسی با تصمیمات فاحش غلط، سربازان و هواداران خود را به قتلگاه می فرستند و براحتی با شهید خواندن آنان ، اعمال خود را توجیه می کنند.

زندانی سیاسی زنی را می شناسم که در آن سالها با فرزند نوزادش در بند بود. او از مهلکه ی قتل عام سال ۶۷ جان سالم بدر برد. بعد از آزادیش نتوانست جو بی تفاوت جامعه را تحمل کند و خودکشی کرد و این روایت پایان این دهه ی شوم است.

چه اتفاقی بر این مردم و بر افکار عمومی جهانیان رفته بود که جنایتهای هولناک جمهوری اسلامی در این دهه در سکوت برگزار شد؟

در نگاه سرد مردمی که آگاه به نیات و اهداف قربانیان نشده بودند این وقایع قبل از هر چیز یک جنگ بود. جنگ بین دو متخاصم که شرایط دمکراتیک مبارزه سیاسی را رعایت نمی کردند؛ بی تفاوت نسبت به هر بلایی که بر سر هر یک می آمد! چنانکه ترور لاجوردی را عملی ناحق ارزیابی نکردند. مردم برای جلاد اوین حقی برای دفاع از خود در یک دادگاه صالحه قائل نبودند.

خانم منیره برادران نامه ی آقای تاجزاده در رابطه با جنایات دهه ی شصت را دعوتی از همگان برای نقد گذشته می نامند. ایشان به درستی می گویند: “چالش با گذشته، یعنی زنده شدن دردها از یک طرف و جنایتها از طرف دیگر. روشن شدن حقیقت دو سویه دارد. در کنار شناساندن ناحقی ها و آنچه بر قربانیان رفته، باید کسانی هم که آمر و عامل این ناحقی ها بوده اند، به جامعه شناسانده شوند. روشن شدن حقیقت بخشی جدائی ناپذیر از روند دادخواهی در جامعه است. این مرحله قطعاً بی دشواری و تلخی پیش نخواهد رفت، ولی برای گذار به دموکراسی و جامعه ای مبتنی بر ارزشهای حقوق بشر گریزی از آن نیست.” (۱)

من بر این گزاره ادعای دیگری اضافه می کنم: چه کسانی به ایجاد فضایی کمک کردند که اذهان مردم در مقابل اعمال جنایتکاران مسخ و بی تفاوت شد؟

حمله به خاک ایران از پایگاه های نظامی صدام حسین و کشتن و اسیر گرفتن سربازان ایرانی! رژه ی نظامی در عراق دشمن با غنائم بدست آمده از ارتش و سپاه! چگونه می توان از مردمی ساده و مبهوت انتظار داشت عجایب سیاست را تجزیه و تحلیل کنند و در آن حال و هوا نگران نقض حقوق بشر باشند؟

اگر در جنگ سیاسی، فرماندهانی بدون تهیه ی حداقل امکانات، نوجوانانی را به جنگ دژخیمان فرستاده اند و اگر رهبرانی بدون حس مسؤلیت، آتش جنگی را بر افروخته اند که فضا را برای اغتشاش اذهان مردم و جنایت فراهم کرده اند؛ آنها نیز باید به تیغ بیرحم انتقاد سپرده شوند.

اعضاء و هواداران گروه هایی تندرو در این روزها با قیافه ای حق به جانب و به عنوان میراثداران قربانیان دهه ی شصت خود را پاک و منزه و دیگران را سازشکار و خیانتکار می نامند. آنها رفتار احزابی را به نقد می کشند که در آن دهه حاضر نشدند بدون امکانات لازم هوادارانشان را به جنگ با رژیم بفرستند و تلاششان در جهت فرو نشاندن آتش تخاصم و جنگ طلبی بود. به گمانم در این دوران سبز متفاوت از آن روزگار سیاه باید از آنها پرسید: آیا آنها در دهه ی شصت امکانات حداقل جنگ را برای هوادارنشان فراهم کرده بودند که به یکباره فرمان آتش دادند؟ آیا امیدی به پیروزی در آن جنگ داشتند که ماجراجوییهای اسفباری را راه انداختند؟ آیا به فکر برداشت عمومی مردم ساده از نتایج اعمالشان بودند؟

جنایات جمهوری اسلامی در دهه ی شصت بدون همراهی و یا سکوت مردم در آن زمان متصور نیست. اهمیت نقد گذشته هم از وحشت تکرار رفتار مشابه دیکتاتورها و شکنجه گران است و هم از وحشت تکرار بی تفاوتی مردم.

پانوشتها:

۱) “چالش با گذشته، عرصه رویاروئیها” ، منیره برادران ، اخبار روز، ۲۵ خرداد ۱۳۸۹

تاریخ انتشار : ۱۴ تیر, ۱۳۸۹ ۶:۳۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

International Affairs Committee Bulletin No 4

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

افسانه «جنگ خوب»

خانه اینجاست، جایی برای رفتن نداریم

چرا آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی این‌همه فیلسوف استخدام می‌کنند؟

بازتاب شکست در «اجاره‌نشین‌ها»ی داریوش مهرجویی و «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی