سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۴:۰۳

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۰۳

رفتار ناپسند زمامداران اسرائیل با گونتر گراس

مشخص نیست که سیاستمداران کشور اسرائیل به چه دلیل این قدر برآشفته می شوند، مگر آنان برای سیاست های خود چه تقدسی و چه نقشی قائلند که قصد دارند حتی زبان نویسنده توانایی چون گراس هم بخاطر هشدارش نسبت به ادامه این سیاست ها که هر روز بر دشمنان کشور اسرائیل می افزاید و این کشور را به طرف انزوای بیشتر سوق می دهد، با چنین وضع خشنی او را مورد توهین و افترا قرار دهند.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند بگیر و خواه ملال

  آقای جی شایی وزیر امورداخله اسرائیل درباره ی شعر”آنچه را که باید گفت” (Was gesagt werden muss) که گونتر گراس نویسنده آلمانی و برنده جایزه نوبل سروده است، او را برای دولت اسرائیل “شخصیت نامطلوب” (Persona no grata)، ومسافترش به اسرائیل را به استناد ماده ای از قوانین این کشور که بمسافرت اعضاء حزب نازی مربوط می گردد، ممنوع نموده است. استدلال آقای جی شایی این است که:

 “اگرگونتر گراس می خواهد همچنان به نشر آثار دروغ و پریشانگویی های خود بپردازد، این کار را در ایران انجام دهد، چه در آنجا او با مخاطبین مشتاق تری روبرو خواهد بود.”

آقای لیبرمن وزیر امور خارجه اسرائیل هم آقای گراس را انتلکتوئلی می داند که حاضراست “یهودیان را در محراب ضد صهیونیستی قربانی نماید.”

این گاو مقددسی که سر چشمه طوفانی از کینه و نفرت و اتهام سیاستمداران اسرائیلی علیه گراس گردیده است، انتقادی است که این نویسنده بخود اجازه داده است نسبت به سیاست اسرائیل و نه به یهودیان در مجموع و حتیمردم  اسرائیل نماید. چه آقای گراس در مصاحبه ای علاوه بر هشدار به اعمال و گفتاری که می تواند باعث بروز جنگ خانمان برانداز دیگری در منطقه گردد، جنگی که شروع آن ساده به نظر می رسد ولی پایان آن برای هیچکس قابل پیش بینی نخواهد بود، سخن و منظور اصلی خود را چنین بیان می کند که:

“من در درجه اول به حکومت کنونی اسرائیل آقای نتانیاهو انتقاد دارم، فردی که به نظر من در شرایط کنونی بزرگترین صدمه را به کشور اسرائیل وارد می آورد. چه او بر خلاف قطعنامه های سازمان ملل متحد کماکان به ساختن شهرک های یهودی نشین [در سرزمین های اشغالی] اجازه می دهد. و من به سیاست هایی انتقاد دارم که هرروز بر دشمنان کشور اسرائیل می افزایند و این کشور را هرروزه به طرف انزوای بیشتر سوق می دهند.”

 وزرای اسرائیلی که خواهان سکوت گراس هستند، مثل اینکه بیاد ندارند که آنچه عمدتأ باعث بوجود آمدن هولوکاست شد، سکوت مردم آلمان و روشنفکران این کشور و بطور کلی جامعه جهانی بود، که در برابر تجاوزات رژیم توتالیتر نازی که از ابتدا به حقوق دیگرانی که بهر دلیل خارج از چارچوب خود می پنداشت خاموشی گزید. و اگر قرار باشد که سکوت برقرار شود بعید نخواهد بود روزی که آنان خود به صدای اعتراضی نیاز دارند کسی پیدا نگردد که چنین صدایی ازگلویش بر خیزد. و آنوقت است که سخنان برتولد برشت در این مورد مصداق پیدا میکند، که نوشت:

  اول کمونیست ها را گرفتند                      من سکوت کردم چون کمونیست نبودم

بعد یهودی ها را گرفتند                           من سکوت کردم چون یهودی نبودم

سپس کار گران عضو سندیکا را گرفتند       من سکوت کردم چون عضو سندیکا نبودم

بعد از آنهم کاتو لیک ها را گرفتند              و من سکوت کردم چون من پروتستانت بودم

آخر سر هم من را گرفتند                         و دیگر کسی باقی نمانده بود که حرفی بزند

 بنابراین اگر امروز نویسنده مسٶلی به سیاست های اسرائیل که بوی جنگ می دهد، و به ستمی که به مردم فلسطین روا می دارند که اظهر من الشمس است انتقاد می کند، بایستی از این صدای اعتراض علیه ناحق استقبال کرد. و مشخص نیست که سیاستمداران کشور اسرائیل به چه دلیل این قدر برآشفته می شوند، مگر آنان برای سیاست های خود چه تقدسی و چه نقشی قائلند که قصد دارند حتی زبان نویسنده توانایی چون گراس هم بخاطر هشدارش نسبت به ادامه این سیاست ها که هر روز بر دشمنان کشور اسرائیل می افزاید و این کشور را به طرف انزوای بیشتر سوق می دهد، و یا  هشدار او نسبت به عواقب جنگی که زندگی ملتی (ایران) بی گناه را به خطر می اندازد و آنان دائمأ بر طبل آن می کوبند را ببندند، و با چنین وضع خشنی او را مورد توهین و افترا قرار دهند. مگر این  که از دید آنها دولت اسرائیل نه هم چون سایر دول دنیا، بلکه تافته جدا بافته ای باشد، مقدس  و از هر گونه  انتقاد مبرا.

اگر سران دولت و نظام غیرمشروع حاکم بر ایران هم طاقت شنیدن تمام حرفهای آقای گراس را نداشته، و فقط به پخش آن بخش از سخنان او می پردازند که به مذاق آنان سازگار است، و آنچه را که در انتقاد بدانان است سانسورمی کنند، آیا سیاستمداران اسرائیلی شرم و ابایی ندارند اگر مردم ایران و بطور کلی آنان که چنین سخنانی را می خوانند، و چنین رفتاری را مشاهده می کنند، تشابهی بین اعمال آنان که خود را نماینده دولتی دموکرات می دانند و سردمداران نظام جمهوری اسلامی برقرار کنند؟

من در مقاله قبلی خود تذکر داده بودم و باز هم تکرار می کنم که:

 “نابودی تاسیسات هسته ای ایران زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که از ایران هم همچون عراق و افغانستان جز سرزمین های سوخته چیزی باقی نمانده باشد. مقامات جمهوری اسلامی درجۀ بی اعتنایی خود به جان مردم را بارها نشان داده اند. این جماعت غیر مسئول که در میان مردم ایران فاقد هرگونه مشروعیتند، سعی نموده اند بخشی از تآسیسات هسته ای را به درون شهرها و مراکز پر جمعیت کشور انتقال دهند و در نقاطی مستقرکنند که اگر شما بخواهید [از طریق جنگ]  به مقصود خود برسید ناچار از بمباران این نواحی و بالنتیجه کشتار تعداد زیادی مردم بی گناه خواهید بود. و این همان چیزی است که دلخواه سران جمهوری اسلامی است. و اما ارتکاب چنین جنایتی گناهی خواهد بود که هیچ ایرانی علاقمند به سرزمینش [و هیچ انسان صلح طلبی همچون آقای گراس] بر شما و متحدین تان نخواهد بخشید.”

و هسته اصلی سخن آقای گراس هم همین است.

فر وردین ۱۳۹۱

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۵ فروردین, ۱۳۹۱ ۶:۲۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه ‌ی بیش از ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق در مخالفت با شروع مجدد جنگ

عرفان شکورزاده، دانشجوی ۲۹ سالهٔ مهندسی هوافضا، به اتهام «جاسوسی» اعدام شد

پیامد سازوکار «جابه‌جایی عامدانه»؛ هنری در پنهان‌سازی ریشه‌های خشونت

آن زن چگونه رادیکال شد و به راه افراط افتاد

ایران حریف آمریکا نیست! پس چرا واشنگتن آن را شکست نداده است؟

ترامپ و پهلوی؛ آناتومی یک پیوند ابزاری