سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۷:۲۴

یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۴

ز گردان اندک، یکی کم بشد!

رفیق هوشنگ عیسی بیگلو، تنها به بیشترین سوگواران- همسر و فرزندان دلبندش انو، مانوشک و بابک تعلق نداشت؛ وی فقط عزیز خانواده داغدارش نبود؛ او را که تمثال برجسته‌ایی می شناسیم از مقاومت و ایستادگی در میان حلقه بزرگ زندانیان سیاسی پیشین، متعلق می دانیم به تاریخ زندان سیاسی این سرزمین محنت کش. وکیل هوشنگ از آن همه مردمانی بود که به زور نه می گویند و ایستادگان در برابر ستم را دوست می دارند. یاد و خاطره هوشنگ عیسی بیگلو برای همیشه در دل دوستداران او و در عمق جان هر شناسنده قدرشناس وی خواهد ماند.

 

هوشنگ عیسی بیگلو پر آوازه، به روز چهارشنبه دهم دی ماه و ساعاتی پیش از آن که سال میلادی ۲۰۱۴ به تاریخ بپیوندد، در یک آن و بگونه‌ایی بس ناباورانه چشم بر جهان بست و رفت.  و رفت، بی آن که از دلبستگی به آرمانش برای تغییر جهان هرگز دست بشوید و دل برکند. هوشنگ، پرکشان روی به آسمان معنویت جاودانه انسان ایرانی گذاشت و به تاریخ اخلاق و شرافت پیوست. و اکنون، همه آنان که شانس آشنایی ولو اندک با زندگی او را داشتند، در گستره‌ایی درخور هوشنگ دردمندانه به حسرت فقد این دردانه‌ نشسته‌اند. آیا خود هوشنگ می دانست که با رفتنش این همه سوگوار دلسوخته بر جای خواهد گذاشت؟ می دانست، زیرا که هوشمندتر از آن بود که نتواند حس‌ همپیوندان نسبت به خود و اخلاقش را در نیابد. او که همه عمر را زندگانی معنادار کرد و بیش از نیم قرن را با آرمان زیست، می دانست که معنا و آرمان، بی واکنش نمی مانند و تحسین و احترام بر می انگیزند.

هوشنگ عیسی بیگلو از فعالان دانشجویی دوره نیم فصل گذرای جبهه ملی دوم در تلاقی دو دهه چهل و پنجاه بود که در تداوم مبارزات خود، با پیوستن به صف چپ، آرمان سوسیالیسم را برگزید. همه دهه چهل خورشیدی در زندگی این انسان شیفته آزادی و داد، همانند بسیاری از آرمانخواهان چپ گرای ایرانی به مبارزه سیاسی علیه دیکتاتوری رو به عروج پهلوی گذشت و نیز جستجوگری‌های فکری در متن پرسش “چه باید کرد؟” آن سال‌ها. با اوج گیری مبارزه چریکی در آغازین دهه پنجاه که دیکتاتوری شاه را به چالش گرفت، هوشنگ نیز با شور و اشتیاق به هواداری از آن برخاست و زودهنگام در کمند ساواک گرفتار آمد. او هیچ گاه در هراس از جان خویش نشد و هر آنجا که لازم یافت به ناگزیر خطر را استقبال رفت.

هوشنگ را سخت شکنجه کردند و رذیلانه تا آستانه مرگ بردند، و شکنجه‌ایی متداوم و کمتر نامعمول. بازجویان می دانستند که او اطلاعات تشکیلاتی دندانگیری برای آنان ندارد، مشکل شان اما در این بود که عیسی بیگلو حتی در زیر آن فشار طاقت فرسا، باز از موضع یک حقوقدان بر اثبات غیر قانونی بودن شکنجه پای می فشرد و در همان اتاقک معروف به “آپولو” حسینی شلاق زن با تحقیر همین عمله و اکره دستگاه زجر و شکنجه ساواک، کل سیستم اختناق و سرکوب رژیم آزادی کش را به چالش می کشید. او در زمره گردهای نام آور قزل قلعه و قصر و اوین بود و با رفتار روزمره‌اش در بندهای زندان و زندگی جاری‌اش در اسارتگاه، یک الگوی روشن و الهام بخش از باور به شان انسان. در زمینه مرزکشی با اهریمن استبداد، هوشنگ عیسی بیگلو از پیشقدم‌های ثابت قدم در میان زندانیان سیاسی آن زمان بود. و همین هم تا آخر عمرش، ماندگارترین خاطرات او از زندگی سیاسی‌اش را رقم زد.

عیسی بیگلو همین که در آستانه انقلاب پا از زندان بیرون گذاشت، باز مبارزه علیه شکنجه انسان و محبوس شدن شهروندان بخاطر باور عقیدتی و سیاسی ‌آنان را ادامه داد. این بار اما، بیرون از زندان و در کادر کانون وکلا. او همین جا نیز سریعاً به یک چهره برجسته‌ در کارزار مدنی فراروئید. “وکیل عیسی بیگلو” که خود زجر دیده بهیمی ترین آزارها بود و زندان کشیده‌‌‌ایی‌ایی  به مدت چندین سال، در زمره وکلایی شد که بسیار خوب توانست اعتراض علیه واقعیت مدهش زجر و شکنجه را در متون حقوقی بازتاب بدهد و با استنادات قانونی، شکنجه گر و زندانبان را مستحق آمدن به پای میز عدالت بشناساند.

بعد انقلاب و با بروز نخستین نشانه‌های انحصار طلبی و آزادی ستیزی از سوی جمهوری اسلامی، هوشنگ عیسی بیگلو تلاش تعطیل ناپذیر خود در مخالفت با شکنجه و حبس از سوی هرکس و هر حکومت با هر توجیه را، در مبارزه جویی‌اش یافت علیه اساس استبدادی این نظام تازه به قدرت رسیده؛ و بر این انتخاب نیز تا واپسین روز حیات خویش سرفرازانه و استوار ایستاد. او بخاطر همین گزینش سیاسی نیز ناگزیر از ترک کشور شد و در طول بیش از سی سالی که دور از ایران بود همواره با حساسیت و وسواس تمام هر نمود از شکنجه و جنایت از سوی عمال این حکومت را از نزدیک زیر نظر گرفت. درهمه این سال‌ها او در حد توان خود در هر اقدام افشاگرایانه و روشن گرایانه سیاسی- حقوقی علیه شکنجه و بر ضد بقاء و دوام شوم پدیده حبس سیاسی شرکت داشت. او مشارکت کننده‌ فعال چنین کارزارهایی بود.

 

بخش بزرگی از زندانیان سیاسی دوره دیکتاتوری شاه اما، از جهت ویژه‌ایی نیز مدیون کوشش‌های صمیمانه و جنب و جوش‌های این یار جهاندیده برنا دل بودند و خواهند ماند. آنجا که هوشنگ در زمره مبتکرین گرد آوردن زندانیان سیاسی دوره شاه شد چونان نشانه‌ایی از یک دوره تاریخی دیکتاتوری در تاریخ این سرزمین. گرد آمدن هر از چند یکبار زجردیدگانی که عزم کرده‌اند صرفنظر از هر انتخاب سیاسی که بعد انقلاب کردند و یا که حتی راه سیاسی نپیمودند، با هم دیدار کنند تا با تجدید خاطرات آن سال‌های حبس، دوستی‌های شکل گرفته در سال‌های سخت اختناق را پاس بدارند. او از بنیانگزاران این گردهمایی‌ مدنی دو سال یکبار بود و در زمره ثابت قدم‌های این “دیدار”ها به شمار می آمد. مگر تصادفی است که اکنون، یاران این “دیدار” را اندوهی بزرگ در دل نشسته است وجملگی دغدغه آن دارند که جای خالی هوشنگ در “دیدار” بعدی را چگونه می توان و باید پر کرد؟

رفیق هوشنگ عیسی بیگلو، تنها به بیشترین سوگواران- همسر و فرزندان دلبندش انو، مانوشک و بابک تعلق نداشت؛ وی فقط عزیز خانواده داغدارش نبود؛ او را که تمثال برجسته‌ایی می شناسیم از مقاومت و ایستادگی در میان حلقه بزرگ زندانیان سیاسی پیشین، متعلق می دانیم به تاریخ زندان سیاسی این سرزمین محنت کش. وکیل هوشنگ از آن همه مردمانی بود که به زور نه می گویند و ایستادگان در برابر ستم را دوست می دارند. یاد و خاطره هوشنگ عیسی بیگلو برای همیشه در دل دوستداران او و در عمق جان هر شناسنده قدرشناس وی خواهد ماند.

تاریخ انتشار : ۱۲ دی, ۱۳۹۳ ۹:۱۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تیم ملی فوتبال ایران، سرمایه مشترک مردم ایران و نمادی از توانایی، تلاش و امید میلیون‌ها ایرانی است. این تیم، فراتر از هر دولت و نظام سیاسی، متعلق به مردم ایران و نماینده کشور و فرهنگ ما در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

* هیچ بمب‌افکنی نمی‌تواند کار زیادی علیه تأسیساتی که بیش از ۷۰ متر زیر زمین دفن شده‌اند انجام دهد. * مطابق ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا ایران هنوز حدود ۷۰ درصد از پرتابگرها و ۷۰ درصد از ذخیره موشکی خودرا حفظ کرده. * مجتمع موشکی یزد حدود ۵۰۰ متر در دل کوه‌های گرانیتی اطراف امتداد دارد و در تمام مدت جنگ عملیاتی باقی مانده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان

جامعه مدنی در بن‌بست تصمیم‌گیران

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

جنگ ۲۷۰ میلیارد دلاری؛ ایران چگونه از سقوط اقتصادی گریخت؟

مورچه‌ی امیدوار و زمستان سیاه

از سالن والیبال تا راهروهای خونین بیمارستان؛ روایت یک مادر از عصرِ انفجار در لامرد