سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۸:۵۹

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۹

شاعر ایرانی میان مارکسیسم و پوزیویتیسم محفل وین

مکتب نئوپوزیویتیسم ریشه در محفل وین داشت، و اصول فکری آن بر نظرات هیوم و کنت بنا شده بود که می گفتند تجربه حسی تنها منبع شناخت است. متفکران این محفل بر این باور بودند که تمام جملات پیرامون خدا، روح، دلیل اولا، هدف غایی، تعالی جویی و غیره بی معنی هستند و موضوعات ناشی از آنان شبه موضوع، سفسطه، حرافی، دکان و شارلاتانیسم می باشند.

اخیرا در یک مراسم اینترنتی که با حضور یکی از فرزندان اسماعیل خویی (۱۴۰۰-۱۳۱۷ شمسی)، شاعر چپگرا و تحصیل کرده رشته فلسفه در انگلیس برقرار شده بود، یکی از دوستان آن روانشاد، اشاره نمود که خویی در پایان عمر علاقه خاصی به “محفل فلسفی شهر وین” و فیلسوف مشهورش کارناپ داشت. حال در نوشته زیر نگاهی به این محفل و بیوگرافی و اندیشه های این فیلسوف می شود.

رودلف کارناپ (۱۹۷۰-۱۸۹۱ میلادی)، فیلسوف و منطق دان آلمانی، نماینده اصلی پوزویتیسم منطقی، نماینده محفل نئوپوزیویتیسم در شهر وین، و تئوریسین فلسفه علم بود. او مهمترین نماینده امپریسم منطقی، یکی از مهمترین جریانات فلسفی قرن ۲۰ است که می گفت تجربه حسی مهمترین منبع شناخت است. از جمله موضوعات مورد تحقیق کارناپ، آنالیز زبان، منطق استقرایی، و اصول فهم احتمالات، بود. او بشکل التقاطی، مواضع پوزیویتیستی را با علوم تجربی ماتریالیستی باهم متحد نمود. وی تکان مهمی به تحقیق در باره ۳ موضوع- منطق مدرن، فلسفه زبان، و تئوری علم، داد.او بین زبان عینی و فرا زبان فرق میگذاشت. در علوم تجربی از زبان عینی و در فلسفه از فرا زبان استفاده میشود. کارناپ میگفت از طریق آنالیز منطقی زبان باید یک سری از مشکلات فلسفی حل شوند یا برطرف گردند. یکی از انتظارات فلسفی از زبان، تعریف علوم است. فلسفه باید یک تئوری زبان علمی یا زبان مطلق باشد، که وظیفه اش آنالیز منطقی جملات و مفاهیم علوم است.

کارناپ مهمترین نماینده فلسفه آنالیز بود. مرکز این فلسفه پیش از وین در امریکا و انگلیس بود که بعدا در آلمان عنوان فلسفه علم بخود گرفت. او فلسفه آنالیز را تئوری شناخت یا منطق علمی نیز نامید چون فلسفه حامل بار منفی بود. کارناپ از سال ۱۹۲۶ در محفل فلسفی شهر وین در اطریش شرکت نود و هدفش کوشش برای فهم علمی جدیدی از رشته فلسفه بود. سرانجام بدلیل احتمال دستگیری توسط فاشیسم آلمان، وی به امریکا رفت و از سال ۱۹۳۶ در آنجا استاد دانشگاه گردید. او در جوانی در آلمان در رشته های فلسفه، ریاضیات، و فیزیک تحصیل کرده بود. کارناپ به ناتوانی زبان برای بیان مقصود پی برد و مشکل زبان و ناتوانی آنرا تحول و نقطه عطف زبانی فلسفه آنالیز نامید و در کتاب “معنی یابی منطقی زبان” کوشید مشکل زبان را حل کند و از طریق خلق یک زبان مصنوعی فرمال بتواند شناخت علمی را معرفی کند. ویتگنشتاین قبلا در سال ۱۹۲۲ به مشکل زبان و ضعف آن اشاره نموده بود و گفته بود تمام فلسفه ها نقد زبان هستند.

کارناپ در کتاب “منطق ظاهری فرمال” به طرح یک نظریه معنی شناسی پرداخته بود و علاقه خاصی به آنالیز ساختار فرمال زبان داشت که در منطق فرمال، معنی شناسی منطقی زبان، نامیده می شد. وی می گفت جملات آنالیزی مثلا در ریاضیات بشکل معنی دار مورد قبول هستند، ولی جملات متافیزیکی بی معنی هستند چون قابل تجربه نیستند و فقط حاوی مسائل ظاهری هستند، مانند مفاهیمی چون مطلق، حتی، غیرمشروط، روح، خدا، و غیره. کارناپ به طرح یک چهارچوب شرط و قانون معنی شناسی پرداخت تا بتواند با کمک آن جملات معنی دار را از جملات بی معنی تشخیص دهد و میگفت فقط جملاتی را که بتوان بشکل تجربی آزمایش نمود، معنی دار هستند. برای وی تشخیص و فرق بین جنبه ظاهری و جنبه باطنی یک بیان زبانی مهم بود. کارناپ در پایان عمر به بحث “منطق استقراء و احتمال” نیز پرداخت.

از جمله آثار رودلف کارناپ، ساختار منطقی جهان، روان عجیب بحث رئالیسم، جمله سازی منطقی زبان، مقدمه منطق ظاهری فرمال، معنی و ضرورت، مقدمه ای بر منطق سنبلیک، منطق استقرایی و احتمال، راه من در فلسفه، و عبور از متافیزیک از طریق آنالیز منطقی زبان. عنوان پایاننامه دکترای وی “مفهوم فضا و مکان” نام داشت.

در تعاریف مقوله” فلسفه “در محفل وین آمده که هرگونه ارزش گذاری برای رشته فلسفه، غیرعلمی است. فلسفه میتواند فقط خادم علم باشد. ویتگنشتاین قبلا گفته بود تمام فلسفه ها نقد زبان یا آنالیز آن هستند. فلسفه باید بتواند از طریق سخت گیری و دقت، همچون علم دقیقه مانند سایر علوم تجربی و ریاضی شود که محتوایی مشخص و قابل اثبات دارند. راسل میگفت آنالیز زبانی همیشه در طول تاریخ اندیشه بشر وجود داشته چون آن یک وسیله فکری و فلسفی غیرقابل فراموشی است. خیلی از نظریه های فلسفی روی سوء تفاهم های گفته یا دیده شده بنا شده اند. فلسفه میتواند فقط حقایق را که در زبان هستند تکرار کند و نه اینکه آنان را کشف کند، گرچه این ادعا هم مخالف منطق تعالی خواهی ترانسندنس و هم مخالف پدیدارشناسی فنومنولوگی است. قرنهاست که فلسفه میان اسطوره، تکامل، هرج و مرج سیستم ها، علوم دقیقه، موضوعات آبستراکت و ظاهری، حرافی و سفسطه، سرگردان است. مارکسیسم مدعی شد که از طریق ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیکی به این سرگردانی پایان داده. موضوعات، بحث ها و مسائل متافیزیگی، شبه موضوع،سرگرمی، و فریب هستند.    

فلسفه در انگلیس و در امریکا اکنون فلسفه تجزیه و تحلیلی آنالیز است که میگوید تنها تولید رشته فلسفه، آنالیز زبانی است که مخالف فلسفه روح و فلسفه مابعدالطبیعه است، و ریشه در امپریسم انگلیسی دارد. آنالیز زبان پیش از محفل وین در انگلیس حضور داشت و میگفت مفاهیم باید ریشه تجربی داشته باشند. در رابطه با نیهلیسم بودن فلسفه در نظر هایدگر اشاره شده که تمام اشیاء و موضوعات، واژه هستند، و همه واژهها، بازی معرکه گیری موسیقی شده اند، و موسیقی تبدیل به معادله های ریاضی شده که کر و لال میمانند، یعنی فقط هنرپیشه سیرک، بدون مغز، ولی پوست هستند.

محفل وین که محل تجمع نئوپوزیویتیست های اروپا بین ۱۹۳۰-۱۹۲۰ بود، خواهان تغیر نام فلسفه شد تا تفکر متافیزیک را بی وطن کند. هدف این محفل طرح یک علم واحد فیزیک گرا بود و کوشید تا تمام علوم و دانش ها را از رشته فیزیک استنتاج کند. محفل وین موجب رشد پوزیویتیسم منطقی نیز شد که در رشد منطق ریاضی، و متدولوگی تحقیقات اکسپریمنتل، مخصوصا در رشته فیزیک، نقش مهمی داشت.

دومین فیلسوف معروف محفل وین، موریتس شلیک (۱۹۳۶-۱۸۸۲) بود که توسط یک دانشجوی راستگرا در زمان فاشیسم ترور شد. او در دهه ۲۰ قرن گذشته اصطلاح “فلسفه علم” را مطرح نمود و میگفت شناخت علمی نسبی فلسفه از منطق و فیزیک گرفته شده. فلسفه علمی همیشه مخالف فلسفه متافیزیکی بوده و مثل یک شعری است که در لباس تئوری و نظریه ظاهر شده. زیر تاثیر نظرات ویتگنشتاین محفل وین متکی به مفاهیم علمی عمومی و ادعاهایی شد که از تحربیات مستقیم بدست نیامده باشند. از این طریق پرسشهای مهم فلسفه مانند قوانین علیت و غیره بی معنی و متافیزیکی، ظاهری و بی ارزش بشمار می آیند. محفل فلسفی وین روابطی با مکتب نئوپوزیویستی لهستان و چکسلواکی داشت که موجب تکامل و رشد منطق مدرن در آنجا گردید. نمایندگان مهم محفل وین عبارت بودند از-  کارناپ، شلیک، کرافت، کاوفمن، سیلزل، فایگل، نایدر، یوهوس، منگر، گودل، نویرات، ناگل، و همبل.

قبلا اشاره شد که مکتب نئوپوزیویتیسم ریشه در محفل وین داشت، و اصول فکری آن بر نظرات هیوم و کنت بنا شده بود، که میگفتند تجربه حسی تنها منبع شناخت است. متفکران این محفل بر این باور بودند که تمام جملات پیرامون خدا، روح، دلیل اولا، هدف غایی، تعالی جویی، و غیره بی معنی هستند و موضوعات ناشی از آنان شبه موضوع، سفسطه، حرافی، دکان و شارلاتانیسم میباشند.

مهمترین صفت تفکر نئوپوزیویستی یا فلسفه آنالیزی، انکار و رد هر نوع و بیان متافیزیکی و مابعد الطبیعی است. مکتب نئوپوزیویتیسم خواهان فلسفه ای بر اساس علوم بود که متکر هرگونه متافیزیک، و بشکل علمی واحد و متحد، روی شناخت فیزیکی بنا شده باشد. ولی نئوپوزیویتیسم که مخالف فلسفه ایده آلیستی متافیزیکی غیرعلمی بود، با مشکل زبان روبرو شد که مانع علمی شدن آن گردید. به این دلیل آن خالق زبانی مصنوعی شد تا ساختار منطقی جهان را توضیح دهد. منطق گرایانی مانند کارناپ خود را در خدمت نئوپوزیویتیست های مخفی وین و در خدمت ایدئولوژی آن قرار دادند. منطق نئوپوزیویتیستی تصویری از منطق زنده و پویاست، یعنی زبانی خاص برای موضوعات مجازی و غیرواقعی قرن بیست نبود.جریانات فکری نئوپوزیویتیسم و پوزیویتیسم منطقی تاثیر مهمی روی آنالیز زبان گذاشت. تمام شناخت واقعیات از طریق تجربیات حسی و علوم منفرد است یعنی تمام افراد آنالتیکی، افراد پوزیویستی نیز هستند که میگویند هر اندیشه متافیزیکی، پوچ و بی معنی است .

نتیجه اینکه محفل وین و ایدئولوژی آن؛ یعنی نئوپوزیویتیسم، ادامه اندیشه های هیوم، کنت، راسل، و ویتگنشتاین در قرن ۲۰ و پیش از فراز و فرود فاشیسم رایش  سوم هستند. بلشویک ها همزمان در روسیه نوع دیگری از فلسفه علمی، تجربی، و منطقی را طرح کردند، که ادامه اندیشه های هگل، فیشته، فویرباخ، مارکس، انگلس، و لنین بود. یکی از آنان لیبرال و خواهان جامعه سکولار دمکرات شد و دیگری از طریق مبارزه طبقاتی خواهان کوشش برای عملی نمودن یک اتوپی هومانیستی.

 

Rudolf Carnap 1891-1970 میلادی      

اسماعیل خویی ۱۳۱۷-۱۴۰۰ شمسی

 

 

 

 

تاریخ انتشار : ۳ بهمن, ۱۴۰۰ ۶:۵۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

هنر آتش‌بس: “ماجراجویی نظامی بی‌ملاحظه آمریکا ادامه دارد!”

بیانیه ‌ی بیش از ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق در مخالفت با شروع مجدد جنگ

عرفان شکورزاده، دانشجوی ۲۹ سالهٔ مهندسی هوافضا، به اتهام «جاسوسی» اعدام شد

پیامد سازوکار «جابه‌جایی عامدانه»؛ هنری در پنهان‌سازی ریشه‌های خشونت

آن زن چگونه رادیکال شد و به راه افراط افتاد

ایران حریف آمریکا نیست! پس چرا واشنگتن آن را شکست نداده است؟