سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۳:۲۹

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۳:۲۹

شهری در رویا

از کنار شهری که فکر می کند شهر اوست عبور می کند .دور تر و دورتر می گردد. همه این ها یک رویاست. دیگر کوچه ای نیست درب هیچ خانه ای گشوده نیست . عشق لطافت خود را ازدست داده است .کودکان در کوچه بازی نمی کنند و زنی با آب دعایش برای سلامتی بچه ها به در خانه ها نمی رود .شب هنگام فقیران را در خانه اش جای نمی دهد . صدای دف مادر و شکار گاهش دیر گاهی است خاموش شده.

Getting your Trinity Audio player ready...

دروازه های شهر را  از دور می بیند . شهری آشنا .فکر می کند بیشتر از چند سالی نیست که از این شهر رفته است . تمام خیابان ها کوچه ها وپس کوچه ها را در ذهنش مجسم می سازد. “از دروازه که وارد شوم به راست خواهم پیچید وخیابان باریکی را خواهم دید که به میدان گاهی کوچک منتهی می شود.با آن دکان های کوچک ودرهای چوبی آبی رنگ .آیا هنوز آن چشمه از وسط میدان می جوشد ؟از دهان آن سه فرشته سفید سیمانی آب فوران می کند ؟”

حال چهره تک تک دکاندار ها را در نظر مجسم می سازد  با آن جلو خوان ها و متاع های رنگارنگشان .صدای مبهم بچه را از مدرسه کنار میدان می شنود صدائی گنگ ومبهم !که در فضا می چرخد، حسی از شیطنت وکودکی را در او بر می انگیزد. حسی مبهم از روزگاری دور!روزگاری پیچیده در هاله ای از نورهای محو با عطر وبوهای نئشه آور، با صداها وتصاویری که جلو می آیند وسپس محو می شوند .

قدم هایش را تند تر می کند طپش قلبش نیز تند تر می گردد.از دروازه عبور می کند! آن طرف تنها خیابان درازی است که تا نهایت دید او کشیده شده است.با ساختمان های بلند ومردمانی که با عجله در حرکتند. هیچ چهره آشنائی نمی بیند. سراسیمه می شود. این جا کجاست؟ از رهگذری می پرسد “این جا این دست راست خیابانی بود که به میدانی کوچک ختم می شد ؟”

رهگذر سری تکان می دهد  چهره ای سرد! کلماتی بر زبان می آورد  اما او نمی فهمد زبانی نا آشنا .

این جا شهر من بود! من این جا دنیا آمدم!آن مدرسه با آن درختان بلند تبریزی چه شد؟ دوستانم! آن کوچه بن بست؟ آن دختران جوان؟آن ظهرهای روشن و پر رنگ تابستان با سایه روشن های بلند روی دیوارهای سفید کاه گلی!چرا رنگ ها این قدر مات وغم انگیزند؟ هیچ کس نیست ؟ چرا هیچ کس زبانم را نمی فهمد؟

در امتداد خیابان می رود .قطاری که نمی داند از کجا یک باره سبز شده از مقابلش می گذرد با سرعت خود را به دیواره خانه ها می چسبا ند. خانه ای نیست تنها دیوارهای سیمانی است بدون در با پنجره هائی در ارتفاع بلند .از خانه های بدون در وحشت می کند. قطار دور می شود .خیابان محو می گردد. در مقابلش پلی سیمانی قرار گرفته  اما هر دو طرفش بسته  است. آن زیر آبی زلال و روشن در جریان است .آب بقدری روشن است که او از بالا ماهیان رنگارنگ داخل آن را می بیند .حال شهر محو شده وسواد شهری دیگر از دور پیداست .  شهری در انتهای رود .” شاید شهر من آن جاست  ؟”

از بالا به درون آب می پرد آبی سبک و خنک که تا مغر استخوانش نفوذ می کند .تمام سنگ های کف رودخانه می درخشند. ماهی های رنگی خود را به پای او می سایند. حسی آرام   لذت بخش! در امتداد رود حرکت می کند .اطراف رودخانه هزاران پروانه در پرواز است. صدای وز وز زنبور ها را می شنود و ریختن گلبرگ در ختان به داخل رودخانه را حس می کند. با کتابی بر دست گوئی در پرواز است  .درختان دیده نمی شوند اما فضا انباشته ازگل برگ است .عطری سکر آور . دسته  دسته پسران جوان  در امتداد رود کتاب بر دست در حال خواندن وقدم زدنند .قلبش ماغ می کشد”آه این منم. این ناصر است. سرمد هم آن جاست .منصور کجاست؟اصغر آن بالاتر قدم می زند !شناختم این جا همان کنار رود خانه است کنار آن پل خشتی قدیمی.

اندکی بیشتر به امتحانات  آخر سال نمانده است. آن که کنار بستر رود دراز کشیده  حتما علی است که با خیال دختر همسایه خلوت کرده است. بهار است .هم چنان در امتداد رود می رود نمی خواهد بیرون بیاید. لباسی بر تن ندارد بدنش غرق در گل برگ وشبنم های بهاری است .می خواهد درآب  درهوا حل شود !به دروازه شهری دیگر رسیده است. “آیا این شهر من است؟ آیا هنوز درب خانه همسایه ها همچنان باز است؟ حتما درخت زرد آلوی خانه فاطمه خانم شکوفه داده! آیا هنوز زرد آلو های آن نصیب بچه های محله است .هنوز عصر ها زنان همسایه در آن کوچه بن بست فرش پهن می کنند سماور می آورند, سبزی پاک میکنند, بافتنی می بافند وصحبت می کنند .چقدر دلش برای گوش خواباندن به ان صحبت ها تنگ شده!آن دیوار گاه گلی شکم داده با آن حفره عمیقش هنوز پا بر جاست؟ آیا هنوز جوان های پشت لب سبز کرده نامه های عاشقانه خود را در این حفره می گذارند؟  علی چه می کند  آیاهم چنان خوابیده بر پشت بام همسایه منتظر آمدن دختر همسایه به حیاط است؟ آیا هنوز خاله جان با آن چشم های سیاه و زیبا آب دعا بردست با نقل های بیدمشک خود بر بالای سر بچه های کوچک می رود وعطر عاطفه اش کوچه را پر می سازد؟این صدای دف قالی بافی  از کجا می آید؟آیا مادرم باز درتنهائی رویا های خود را در فرش شکارگاه می بافد؟

 رویای عشقی ناکام که در باغی نطفه بست و هرگز بر زبان نیامد. نه! نه! در این هوا حتما آن چادر نازک را بر روی خود کشیده زیر آن چهار دری مشرف به حیاط در خواب است! جریان رود سریع تر می شود. قادر به در آمدن از رودخانه نیست.

از کنار شهری که فکر می کند شهر اوست  عبور می کند .دور تر و دورتر می گردد. همه این ها یک رویاست. دیگر کوچه ای نیست درب هیچ خانه ای گشوده نیست .   عشق لطافت خود را ازدست داده است .کودکان در کوچه بازی نمی کنند و زنی با آب دعایش برای سلامتی بچه ها به در خانه ها نمی رود .شب هنگام فقیران را در خانه اش جای نمی دهد . صدای دف مادر و شکار گاهش دیر گاهی است  خاموش شده. قلب همیشه عاشق علی از حرکت ایستاده است .درخت زرد آلوی فاطمه خانم خشگ شده و زنی به این نام از خاطره ها رفته است. آن دوستانت که برای رویاهایشان می جنگیدند! در گورستانی بی نام نشان در خاک خفته اند!بیهوده به دنبالشان می گردی فریاد نزن!از کدام دوره سخن می گوئی؟ از دهانه رود به داخل دریائی که انتهای آن دیده نمی شود پرتاب می گردد .دست وپا می زند او شناگر خوبی نیست!

 

تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند, ۱۳۹۴ ۰:۰۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران

هشتم تیر؛ یادمان یک نسل؛ | تأملی در یاد حمید اشرف، یاران جان‌باخته و میراث ماندگار جنبش فدایی

چرا باید از پزشکیان حمایت کرد؟

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.