سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۰:۳۷

جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۷

فدایت شوم یک تعارف نبود

اما صبح که رفقا اسد و مسعود با دیدن قرار سلامتی به خانه بازگشتند موضوع بازپس گرفتن ماشین از کلانتری محل مطرح شد که خود یک عملیات به حساب می آمد. رفقا شناسایی شدن ماشین را از طرف پلیس منتفی نمی دانستند. خطر دستگیری و یا درگیری در جریانِ پس گرفتن ماشین وجود داشت. به همین دلیل بر سر تعیین افراد برای رفتن به کلانتری، گفتگویی میان ما پیش آمد که هرگز از خاطرم نرفت. گفتگو جدل بر سر مرگ و زندگی بود.

Getting your Trinity Audio player ready...

 

به بهانه سالگشت حادثه سیاهکل

امسال پنجاە سال از تولد جنبشی در تاریخ مدرن سیاسی ایران می گذرد کە ارکان دیکتاتوری پهلوی را بەلرزەدرآورد و مبشر دوران نوینی از مبارزە علیە استبداد و سرکوب برای رهائی مردم میهن ما، بویژە کارگران و زحمتکشان، از قید بی عدالتی بود.

بە همین مناسبت گروە بزرگداشت پنجاه سال جنبش فدائیان خلق ایران سلسلە مصاحبەهائی را با فعالین طیفهای مختلف سیاسی و مدنی ترتیب دادەاست کە بتدریج در اختیار خوانندگان کارآنلاین قرار خواهندگرفت. متن پیش رو مصاحبەای دیگر از سلسلە مصاحبات نامبردە می باشد کە در آن با رفیق رقیە دانشگری (فران) بە گفتگو نشستەایم.

***

سئوال: ممنون از اینکە دعوت ما را بە مصاحبە پذیرفتی. بعنوان رفیقی کە از نزدیک حماسە فدائیان را در قبل از انقلاب تجربە کردی و خود یکی از فعالان مخفی آن دورە بودی، از خاطرات خود در آن روزها بگوئید، از آن سالهای حماسە و مبارزە و خون؟

رقیە دانشگری:

در بهار سال پنجاە بود که در خانه ی تیمی ما حادثه ای رخ داد. کنش و واکنش هر کدام از اعضای آن خانه در برخورد با آن حادثه، گوئی آزمون نا نوشته ای بود که در برابر ما قرار داشت. ما پنج نفر بودیم. احمد زیبرم، اسدالله مفتاحی، مسعود احمد زاده هروی، مناف فلکی تبریزی، و من. حادثه چنین بود: بنا به تصمیم رفقا قرار شده بود که مناف به من رانندگی یاد بدهد. برای تمرین به جاده های کنار خیابان  سید خندان در تهران می رفتیم .خانه ی تیمی ما در یکی از محله های سید خندان قرار داشت. در سومین روز تمرین، پلیس گشت به ما مشکوک شد. علت آن هنوز هم بر من روشن نیست. در هر حال صغرا و کبرا های ما او را قانع نکرد و ما را همانجا توقیف و به کلانتری محل برد. شک و شبهه ی اولیه ی افسر کلانتری از «خرابکار»  بودن ما برطرف شد. چون نه اسلحه با خود داشتیم و نه لابد سر و وضع و رفتارمان به «خرابکار» ها می خورد. با تمام تلاشی که کردیم و مظلوم نمایی های دو جوان  عاشق شهرستانی و توجیه آموزش رانندگی شخصی به خاطر بی پولی و… دست از سرمان برنداشتند. به ناچار چند ساعتی از شب را در کلانتری گذراندیم. سرانجام  افسر نگهبان با گرفتن التزام و ضبط ماشین، ما را آزاد کرد.

به یاد ندارم در چه ساعتی و با چه وسیله ای خود را به خانه رساندیم. اما به یاد دارم که قرار شد رفیق مناف اطراف خانه را بپاید و من خبر سلامتی خود را که با زنگ در اعلام می کردم به رفقای داخل خانه اطلاع دهم. پس از آن می توانستم وارد خانه شوم. همین کار را کردم و داخل شدم. خانه غرق در سکوت بود . ابتدا فکر کردم کسی در خانه نیست. درهای دو اتاقی که داشتیم بسته بودند. فکر کردم به خاطر تأخیر ما رفقا از خانه رفته اند. پس از دقایقی سر احمد زیبرم را از پشت شیشه ی بالای در یکی از اتاق ها دیدم که هوشیارانه مرا نگاه می کند. با لهجه ی شیرین شمالی اش پرسید «تنهایی؟». با تعجب و به شوخی گفتم «نه! یک لشکر با من است». وقتی سر تفنگش را دیدم که بیرون را نشانه گرفته است فهمیدم که رفیق عزیزم درخانه تنها است و پشتِ درِ اتاق کمین کرده و آماده ی دفاع از خود است. او از ساکنان دائمی خانه بود و به دلیل فرار از چنگ پلیس قرار بود مدتی در بیرون آفتابی نشود. آن ماجرا مدت ها موجب خنده و شوخی ما شد.

اما صبح که رفقا اسد و مسعود با دیدن قرار سلامتی به خانه بازگشتند موضوع بازپس گرفتن ماشین از کلانتری محل مطرح شد که خود یک عملیات به حساب می آمد. رفقا شناسایی شدن ماشین را از طرف پلیس منتفی نمی دانستند. خطر دستگیری و یا درگیری در جریانِ پس گرفتن ماشین وجود داشت. به همین دلیل بر سر تعیین افراد برای رفتن به کلانتری، گفتگویی میان ما پیش آمد که هرگز از خاطرم نرفت. گفتگو جدل بر سر مرگ و زندگی بود. هر کدام از رفقا برای حفظ دیگری، داوطلب رفتن شدند. هیچکدام قبول نداشتند که دیگری را به استقبال خطر بفرستند. در چنین مواقعی باید مسئول تیم تصمیم نهایی را می گرفت. من و رفیق زیبرم قاطعانه از آن عملیات کنار گذاشته شدیم. زیبرم به خاطر احتمال بالای شناسایی شدنش و من به خاطر ناآشنایی با کارکرد سلاح. قرار شد رفیق مناف برای پس گرفتن ماشین به کلانتری برود و رفقا مسعود و اسد نیز به عنوان کوپل در اطراف کلانتری باشند تا در صورت درگیری به کمک او بروند.

آن روز همه چیز به خوبی گذشت. اما هرکدام از آن پنج فدائی از آزمونی نانوشته و ناگفته گذشتند. آزمونی که نشان داد «فدایت شوم» در میان فدائیان یک تعارف نبود.

با عشق و احترام به یاد همه ی  جان باختگان و کوشندگان راه بهروزی مردم.

 

تاریخ انتشار : ۷ بهمن, ۱۳۹۹ ۱۰:۰۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

ناصر اسالو: اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

دست بالا درمذاکرات، بازگشت به مردم

یادمان پنجاهمین سالگرد کشتار حمید اشرف و یارانش

بیانیه حزب توسعه ملی ایران در حمایت از تفاهم ایران و آمریکا

چرا رسانه‌ها فقط برخی جان‌ها را شایسته سوگواری می‌دانند