خشونت اسرائیل کماهمیت جلوه داده میشود، در حالی که خشونت علیه اسرائیل به صورت نمایشی و بسیار برجسته نمایش داده می شود. تجزیه و تحلیل اختصاصی ۱۱۱۲۵ مقاله، چارچوببندی جانبدارانه رسانههای مشهور آلمان را در گزارشهای خاورمیانه ای شان آشکار میکند.
تهاجمهایی که قوانین بینالمللی را نقض میکنند، “عملیات زمینی محدود” نامیده شدند، بمباران گسترده به “ضدحملههای دقیق”، جنگهای تهاجمی به “دفاع مقدم”، بمباران مردم بیدفاع به “جنگ” و “نبرد”، آوارگی اجباری به “تخلیه”، صحنه های قتل عام به “مناطق امن” و خانههای میلیونها نفر به “دژهای ترور” تبدیل شدند.
رسانههای آلمانی چه نوع زبانی را برای گزارش اقدامات خشونتآمیز در خاورمیانه انتخاب میکنند؟ این سوالی است که این مطالعه قصد دارد با استفاده از رسانههای زیر به آن پاسخ دهد: تاگِشاوTagesschau ، بزرگترین برنامه خبری آلمان؛ بیلد der Bild، بزرگترین روزنامه روزانه؛ دی سایتZeit ، بزرگترین روزنامه هفتگی؛ اشپیگلSpiegel ، بزرگترین مجله خبری؛ و تازTaz ، بزرگترین رسانه با تصویر صریحاً چپگرا از خود. در مجموع ۱۱۱۲۵ مقاله مرتبط با خاورمیانه که در وبسایتهای این رسانهها بین ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و ۱۹ ژانویه ۲۰۲۵ آغاز آتشبس موقت منتشر شده بودند، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
«ضدحمله» تقریباً همیشه توسط اسرائیل انجام میشود
«اسرائیل از صبح امروز مورد حمله گسترده گروه اسلامگرای رادیکال حماس قرار گرفته است. جنگجویان شبهنظامی این سازمان تروریستی به داخل خاک اسرائیل پیشروی کردند. رسانههای محلی از حداقل ۱۵۰ کشته و بیش از ۱۰۰۰ زخمی خبر میدهند. ارتش با ضدحمله پاسخ داد.» اینگونه بود که تاگِشاو Tagesschau پوشش خود از خشونتهای جاری در خاورمیانه را در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز کرد. برای اقدامات خشونتآمیز حماس، تاگِشاو از اصطلاح خنثی «حمله» استفاده کرد که به معنای عدم قضاوت یا ارتباط با رویدادهای قبلی است. با این حال، برای اقدامات خشونتآمیز اسرائیل، سردبیران عبارت زمینهساز «با ضدحمله پاسخ داد» را انتخاب کردند.
در ۱۵ ماه پس از آن، بیلد، اشپیگل، تاگِشاو، تاز و دی سایت ۱۰۱۵ بار از اصطلاح «ضدحمله» استفاده کردند. در ۸۰۶ مورد (۷۹.۴ درصد)، این اصطلاح به حملات اسرائیل اشاره داشت. برخلاف اصطلاح خنثیتر «حمله»، اصطلاح «ضدحمله» پیشینهای از خشونت را القا میکند و بنابراین تا حدودی به آن مشروعیت میبخشد. عمل به واکنش تبدیل میشود و متجاوز به مدافع.
ایران در رتبهبندی «ضدحمله» و «ضدحمله» با اختلاف زیادی در رتبه دوم قرار گرفت. اعمال خشونتآمیز آن در ۹۶ مورد (۹.۵ درصد) به عنوان «ضدحمله» یا «ضدحمله» توصیف شده است. در ۴۸ مورد از ۱۰۱۵ مورد (۴.۷ درصد)، اتاقهای خبر آلمان از اصطلاحات «ضدحمله» یا «ضدحمله» برای حملات حزبالله به اسرائیل استفاده کردند. نکته قابل توجه این است که تقریباً در همه این موارد، این اصطلاحات نقل قولهایی بودند که عمدتاً از مقامات حزبالله یا سایر سیاستمداران لبنانی نقل شده بودند. با این حال، رسانههای مورد بررسی به ندرت خود این اصطلاح را به کار بردند.
فقط فلسطینیها هرگز به حملات واکنش نشان نمیدهند
در حالی که در مورد حزبالله و ایران، حداقل برخی از سردبیران تصمیم گرفتند حملات را در چارچوب رویدادهای قبلی اسرائیل قرار دهند، اعمال خشونتآمیز انجام شده توسط یک گروه، به گفته رسانههای آلمانی، هرگز واکنش تلقی نشدند: اعمال خشونتآمیز فلسطینیها.
در ۱۱۱۲۵ مقاله و پانزده ماه گزارش، حتی یک مورد وجود ندارد که بیلد، اشپیگل، تاگشاو، تاز یا سایت، اعمال خشونتآمیز فلسطینیها را به عنوان “ضد حمله” یا “تلافی” توصیف کرده باشند. با توجه به هزاران حمله اسرائیل، این اتاقهای خبر فرصت کافی داشتند تا اعمال خشونتآمیز بعدی فلسطینیها را از نظر زبانی در چارچوب رویدادهای قبلی قرار دهند. با این حال، آنها هرگز این کار را نکردند. نه حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و نه اعمال خشونتآمیز بعدی فلسطینیها، مانند حملات موشکی، به عنوان واکنشی به اعمال خشونتآمیز قبلی اسرائیل یا شرایط اشغال و محاصره توصیف نشدند.
میتوان این یافتهها را تا حدودی با این فرض توضیح داد که تشدید اخیر خشونت در خاورمیانه با حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده است و بنابراین حملات اسرائیل به درستی به عنوان یک واکنش توصیف میشوند. حتی اگر کسی این تز را بپذیرد و وقایع منتهی به ۷ اکتبر را نادیده بگیرد، که دلیل کافی برای توصیف خشونت حماس به عنوان یک واکنش را نیز فراهم میکند، استدلالهای متعددی علیه این تفسیر وجود دارد.
نه تنها حملاتی که بلافاصله پس از حملات حماس در ۷ اکتبر رخ داد، در رسانههای آلمان به عنوان واکنش توصیف شدند. در عوض، هنوز هم میتوان ماهها بعد، اصطلاحات مشابهی را برای حملات اسرائیل در زمینههای متنوع یافت. به عنوان مثال، در ۱ دسامبر ۲۰۲۳، برنامه خبری تاگِشاو Tagesschau گزارش داد: «حماس صبح، حتی قبل از پایان آتشبس، موشکهایی را به سمت اسرائیل شلیک کرد. ارتش اسرائیل با ضدحمله پاسخ داد.» این واقعیت که حماس نیز به نوبه خود با حمله موشکی خود به حملات قبلی اسرائیل واکنش نشان میداد، در گزارش روشن نشده است.
اعمال خشونتآمیز اسرائیل اغلب در رسانههای آلمان به عنوان یک واکنش کلی، صرف نظر از زمینه خاص به تصویر کشیده میشوند. در حالی که به نظر میرسد حملات فلسطینیها بدون هیچ سابقه قبلی اتفاق میافتد، حملات اسرائیل، تقریباً طبق تعریف، واکنش به وقایع گذشته است. برای مثال، در ۷ اکتبر ۲۰۲۴، برنامه خبری تاگِشاوTagesschau خلاصهای از یک سال جنگ و نسلکشی در خاورمیانه، که در آن دهها هزار فلسطینی نیز جان خود را از دست دادند، به شرح زیر ارائه داد: «تروریستها تقریباً ۱۲۰۰ نفر را در جنوب اسرائیل به قتل رساندند و بیش از ۲۴۰ نفر را به نوار غزه ربودند. اسرائیل با حملات هوایی پاسخ داد.»
حملات دیگران همیشه به عنوان «بزرگ» توصیف میشوند.
خوانندگان روزنامه تاز در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۳ مطلع شدند: «سازمان رادیکال اسلامی فلسطینی حماس در ۷ اکتبر حمله بزرگ بیسابقهای را علیه اسرائیل آغاز کرد.» در پانزده ماه پوشش خاورمیانه توسط بیلد، اشپیگل، تاگشاو، تاز و دی زایت، اصطلاح «حمله بزرگ» ۱۱۸۸ بار استفاده شده است. در ۹۵۵ مورد (۸۰.۴ درصد)، این به حمله حماس و سایر گروههای فلسطینی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ اشاره دارد. ایران با ۱۶۱ بار (۱۳.۶ درصد) حملاتش در رتبه دوم «حمله بزرگ» قرار دارد.
حملات ایران ۱۶۱ بار (۱۳.۶ درصد) به عنوان حملات بزرگ توصیف شدهاند. با این حال، رسانههای آلمانی به طرز چشمگیری به ندرت از اصطلاح «حمله بزرگ» برای بازیگری که تاکنون بیشترین و بزرگترین حملات را انجام داده است، استفاده کردند: ارتش اسرائیل در پانزده ماه پوشش رسانهای، تنها ۵۰ «حمله بزرگ» (۴.۲ درصد) را به خود اختصاص داده است و با اختلاف کمی از حزبالله پیشی گرفته است، که برای حملات آن، اتاقهای خبر آلمان ۳۸ بار (۳.۲ درصد) از اصطلاح «حمله بزرگ» استفاده کردهاند.
انتخاب اصطلاحات توسط اتاقهای خبر آلمان حتی وقتی که دقیقاً بررسی شود کدام حملات به عنوان «حملات بزرگ» توصیف شدهاند، سوالبرانگیزتر به نظر میرسد. «حملات بزرگ» مورد نظر ایران، دو حمله در ۱۴ آوریل ۲۰۲۴ و ۱ اکتبر ۲۰۲۴ بود. به عنوان مثال، تیتری در برنامه خبری تاگِشاوTagesschau در ۱۴ آوریل چنین بود: «حمله بزرگ بیسابقه ایران به اسرائیل». با این حال، هر دو «حمله بزرگ» ایران بسیار کوچکتر از یک حمله متوسط اسرائیل به نوار غزه بودند، که در ماههای قبل صدها مورد از آنها رخ داده بود – چه از نظر خسارات و تلفات و چه از نظر قدرت انفجاری موشکها و پهپادهای مورد استفاده.
در «حمله بیسابقه و گسترده» در ۱۴ آوریل ۲۰۲۴، تقریباً ۳۰۰ پهپاد و موشک مستقر شدند که طبق گزارشهای اسرائیلی، قدرت انفجاری نسبتاً کمی داشتند. از این تعداد، در مجموع نه موشک به دو فرودگاه نظامی اسرائیل برخورد کردند یا در نزدیکی آنها فرود آمدند. این حمله هیچ تلفات جانی نداشت. حمله ایران در ۱ اکتبر ۲۰۲۴ نیز در مقیاس مشابهی بود و منجر به یک کشته شد.
برای مقایسه: طبق تحقیقات سیانان، اسرائیل در حملات خود به نوار غزه در چند هفته اول به طور متوسط روزانه ۴۰۰ موشک و بمب استفاده میکرد. بسیاری از این موشکها و بمبها همچنین چندین برابر قدرت انفجاری پرتابههای ایرانی داشتند. برخلاف موشکهای ایرانی، حدود نیمی از بمبهای اسرائیلی به اصطلاح «بمبهای بیهدف» بودند بمبهای غیر هدایتشونده که نمیتوانند دقیقاً به اهداف خود اصابت کنند و بنابراین ناگزیر منجر به تلفات بالای غیرنظامی میشوند. حتی در روز به اصطلاح «حمله بزرگ ایران»، ارتش اسرائیل به نوار غزه حمله کرد و حداقل ۴۳ نفر را کشت. این حمله اسرائیل، مانند صدها حمله دیگر، به عنوان «حمله بزرگ» توصیف نشد.
پوچیِ «حمله بزرگ» نامیدن یک حمله، حملهای که طبق اظهارات رسمی مقامات ایرانی، عمدتاً نمادین بود، حتی در برخی گزارشهای رسانهای – هرچند ناخواسته، برجسته شد: «خسارت جزئی ناشی از حمله بزرگ ایران به اسرائیل»، تیتر برنامه خبری تاگسشائو در ۱۴ آوریل ۲۰۲۴ بود.
از طرف اسرائیلی، حتی موارد معدودی که اتاقهای خبر از اصطلاح «حمله بزرگ» برای توصیف حملات اسرائیل استفاده کردهاند، با بررسی دقیقتر، محو میشوند. از ۵۰ مورد، بیشتر آنها شامل نقل قولها یا نگرانیهایی در مورد «حمله بزرگ» قریبالوقوع اسرائیل معمولاً علیه شهر فلسطینی رفح هستند. به عنوان مثال ،تاگسشائوTagesschau در ۹ مه ۲۰۲۴ تیتر زد: «ایالات متحده از تأمین سلاح برای حمله بزرگ به رفح خودداری میکند». با این حال، اصطلاح «حمله بزرگ» برای حمله بزرگ واقعی اسرائیل به رفح که منجر به مرگ هزاران نفر، آوارگی بیش از یک میلیون نفر و تخریب تقریباً کامل شهر شد، استفاده نمیشود.
بنابراین، مقیاس حمله تعیین نمیکند که اتاقهای خبر چه زمانی از اصطلاح «حمله بزرگ» استفاده میکنند. پس دلیل چیست؟ پاسخ روشن است: آنچه مهم است وسعت حمله نیست، بلکه مهم این است که چه کسی آن را انجام میدهد و چه کسی تحت تأثیر قرار میگیرد. رسانههای جریان اصلی آلمان تقریباً مطمئناً حملاتی را «بزرگ» میدانند که علیه اسرائیل هدایت میشوند. اتاقهای خبر آلمان عموماً حملات اسرائیل علیه مردم غزه، لبنان و جاهای دیگر را «حملات بزرگ» نمیدانند – مهم نیست چقدر بزرگ باشند. این الگو با اصطلاح دیگری که تقریباً منحصراً برای اعمال خشونت آمیز علیه اسرائیل در نظر گرفته شده است، آشکارتر میشود.
فقط فلسطینیها مرتکب «قتل عام» میشوند
بیلد در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ گزارش داد: «دیشب، سازمان تروریستی افراطی اسلامگرای حماس، اسرائیل را با یک حمله پیچیده و گسترده غافلگیر کرد و قتل عامی را انجام داد.» بینندگان روزنامه تاگشاو در همان روز مطلع شدند: «در حمله خود به اسرائیل، فلسطینیهای مبارز در یک جشنواره موسیقی قتل عامی را مرتکب شدند.» روزنامه سایت گزارش داد: «در یک جشنواره صلح که در نزدیکی مرز غزه برگزار شد، مهاجمان قتل عامی را انجام دادند.»
در طول پانزده ماه بعد، اصطلاح «قتل عام» در مجموع ۳۶۱۷ بار در پنج رسانه مورد بررسی ظاهر شده است. در ۳۱۶۰ مورد، به اقدامات خشونتآمیز فلسطینیها در ۷ اکتبر (۸۷.۴ درصد) اشاره دارد. رسانهها در استفاده از اصطلاح «قتل عام» تفاوت اندکی دارند، همانطور که در انتخاب سایر اصطلاحات مورد بررسی نیز تفاوت وجود دارد: در روزنامه تاز، اصطلاح «قتل عام» در ۸۲.۳ درصد موارد به اقدامات خشونتآمیز فلسطینیها اشاره دارد؛ در تاگِشاو، این میزان ۸۳.۳ درصد؛ در دی تسایت، ۸۷.۷ درصد؛ در اشپیگل، ۸۸.۰ درصد؛ و در بیلد، ۹۴.۲ درصد است. برای اقدامات خشونتآمیز اسرائیل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ – چه در فلسطین، لبنان یا هر جای دیگر اصطلاح «قتل عام» در مجموع ۲۳۵ بار یا در ۶.۹ درصد از کل موارد استفاده شده است.
نگاهی دقیقتر به مواردی که اصطلاح «قتل عام» برای توصیف اعمال خشونتآمیز اسرائیل استفاده شده است، واقعیتی قابل توجه را آشکار میکند: اینها منحصراً نقل قول هستند. به عنوان مثال، در مقالهای از اشپیگل در تاریخ ۹ آوریل ۲۰۲۴، در مورد محدودیتهای تجاری ترکیه، در این متن آمده است: «وزارتخانه در بیانیه خود، اسرائیل را به مسئولیت در «قتل عام فلسطینیها» متهم کرد.»
اگر همه این موارد را نادیده بگیریم و فقط بخشهایی را که در آنها اتاقهای خبر اصطلاح «قتل عام» را برای توصیف اعمال خشونتآمیز اسرائیل به کار بردهاند، بشماریم، تصویر حتی واضحتر میشود. در پانزده ماه گزارش و ۱۱۱۲۵ مقاله، رسانههای مورد بررسی حتی یک بار هم از اصطلاح «قتل عام» برای توصیف اعمال خشونتآمیز اسرائیل استفاده نکردند. از صدها قتل عام اسرائیل با دهها هزار کشته فلسطینی و لبنانی، حتی یک مورد هم در بیلد، اشپیگل، تاز، تاگشاو یا دی سایت به این صورت توصیف نشده است.
: … نحوه توصیف حملات در خاورمیانه و تصاویری که در ادراک عمومی ایجاد میکنند، به نظر نمیرسد به رویداد خاص و شرایط و پیامدهای ملموس آن برای رسانههای آلمان بستگی داشته باشد. آنچه بیش از همه اهمیت دارد این است که چه کسی مرتکب این عمل میشود.
*- توضیح در مورد تصویر همراه مقاله: به گفته رسانههای آلمانی، در اینجا ( غزه ) تعداد کمی یا هیچ «حمله بزرگی» رخ نداده است.
Gaza: Hier haben laut deutschen Medien wenige bis keine »Großangriffe« stattgefunden.



