|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
چنانکە در علوم سیاسی از جملە در مباحث فلسفی و جامعە شناسی مطرح است، قدرت دو سویە دارد: سویە مثبت و سویە منفی. سویە مثبت رو بە سوی تنظیم عادلانە و درست روابط انسانها در درون جامعە دارد، و سویە منفی رو بە سوی سواستفادە از این پدیدە مهم. در سویە مثبت، معمولا اهرمها و ابزارها علنی و دمکراتیک، و در سویە منفی معمولا اهرمها و ابزارها غیر علنی و غیر دمکراتیک.
بر اساس همین مقدمە کوتاە، تقریبا در تمام طول تاریخ آنگاە کە بحث بر سر ابزارهای جنگ و رقابت میان قدرتمداران مطرح بودە است، انسان همیشە با دو لایە سر و کار داشتە است: ۱ـ لایە آشکار و علنی، ۲ـ لایە مخفی و غیر علنی. لایە آشکار و علنی را از جملە می توان در عرصەهای زیر دستە بندی کرد:
ـ نیروهای نظامی (ارتش، پلیس و نیروهای انتظامی)، حال بنابر دورانهای تاریخی اسامی می توانند متفاوت باشند. این بخش را می توان همچنین بخش زور وخشونت هم نام گذاری کرد،
ـ انتخابات و سیستم رای، دیالوگ، احزاب و گروههای سیاسی. این بخش را می توان بخش مدنی و صلح آمیز هم نام نهاد.
آنگاە کە لایە مخفی وغیرعلنی هم مطرح است می توان بە موارد زیر اشارە کرد:
ـ نیروهای امنیتی مخفی قانونی مانند سازمانهای جاسوسی وغیرە،
ـ نیروهای امنیتی غیر رسمی و غیر قانونی، از جملە مانند لباس شخصی ها، چماق داران و حزب اللهی ها در ایران جمهوری اسلامی، و نیز جمعیت دە دسامبر در زمان ناپلئون.
اما اخیرا در دوران جهانی شدن و با فراتر رفتن بحث منافع ملی از درون یک کشور بە حوضە جهانی و قلمرو دیگر کشورها، عنصر دیگری بە این جنگ و رقابت اضافە شدە است کە قابل توجە می نماید. در این عنصر کە نسبت بە نیروی بیرونی (قدرتی کە می خواهد از آن استفادە کند) وجە داخلی دارد و از خود شرایط داخلی کشور مورد توجە برخاستە است، بر خلاف تعاریف بالا، عناصر علنی و غیر علنی، یا قانونی وغیر قانونی درهم می آمیزند و بنابراین شرایط را بسیار پیچیدەتر از آنچە کە هست می کنند. هم چنین وجە دیگر این عنصر جدید، مباینت آن با نیروهائیست کە می خواهند از آن استفادە ابزاری کنند. بە عنوان نمونە نیروئی خود را دمکرات، مدرن و آزادیخواە می پندارد اما در همان حال از نیروهای مذهبی و فاشیست برای شکستن سد مقاومت حریف هم کمک می گیرد، و از ایستادن کنار آن هیچ ابائی ندارد. در این مورد بگذارید در تاریخ معاصر بە تجربە همکاری نیروهای مدرن در غرب با اسلامیهای افغانستان و یا از همکاریشان با فاشیستهای اوکرائین بگوئیم. نیروهای بشدت ناهمگونی کە روئیت ایستادنشان در کنار هم در رسانە ها ما را انگشت بە دهان می کند. انگشت بە دهان، زیرا کە همین نیروها هیچ وقت و هیچگاە وجود چنین نیروهائی را در این ابعاد و گسترە در کشورهای خود تاب نمی آورند.
چنانکە گفتە شد این نیرو نە علنیست و نە غیرعلنی، بلکە نیروئیست کە هم این است و هم آن. علنیست در آن کشوری کە رقابت جریان دارد، و غیرعلنیست در کشوری کە کمک کنندە محسوب می شود و قرار است از تغییرات آتی فیض ببرد. این نیرو قرار است جزو همان لشکری باشد کە رقیب را باید شکست بدهد، اما فقط بخشی و نە بیشتر. و درست اینجاست کە در رسانەهای این کشورها در سایە قرار می گیرد.
سنت استفادە از نیروهای ماقبل تاریخ و یا بهتر بگوئیم ماقبل عقل، از آنانی کە هنوز قبل ازمدرنیتە زندگی می کنند، توسط مدرنهای معتقد بە دمکراسی و آزادی یکی از معضلات بزرگ سیاست و جهان بینی پیشرفتە در دنیای کنونی ماست. تجارب نشان دادەاند کە این نیروها در موارد بسیاری از ابزار صرف فراتر می روند و بە یکی از بازیکنان اصلی روندها در طی سالیان متمادی تبدیل می شوند. بازیکنان اصلی ای کە نە فقط رقیب پیشین را، بلکە همکار موقت و تاکتیک گرای کنونی را نیز دچار معضلات فراوان می کنند. جهان مدرن باید چارەای برای این معضل بزرگ پیدا کند.



