سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۳:۱۶

جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۳:۱۶

لحظه ای از نگاه امریکا

مقامات جمهوری اسلامی تا چندی پیش از گره زدن مسئلۀ هسته ای توسط امریکا با دیگر مسائل مورد مناقشه نگران بودند. اینک به نظر می رسد که آنان خود درصدد این امر برآمده اند. نوشته، تحولات در عراق و سوریه، و برآمد دهشتبار داعش را عوامل اصلی این تغییر رویه می داند و این سؤال را مطرح می کند که "آیا این رویه می تواند به سرانجام یافتن مذاکرات هسته ای به سود جمهوری اسلامی کمک خاصی بکند؟"

Getting your Trinity Audio player ready...

 

تا چندی پیش دغدغۀ هیئت حاکمۀ ایران این بود که امریکا در صدد گره زدن مسئلۀ پروندۀ اتمی ایران با مسائل و موضوعات دیگری است که برای جمهوری اسلامی اهمیت حیات و ممات دارند و قابل مذاکره نیستند. ما مکرراً از زبان خامنه ای این معنا را شنیده ایم – و او اولین کس در ابراز این دغدغه نبوده است – که “پروندۀ هسته ای ایران برای امریکا خاکریز نخست است. اگر از این موضع عقب بنشینیم، نوبت به خاکریزهای بعدی می رسد.”

این دغدغه در سالهای پیش و مشخصاً تا پیش از انتخاب روحانی و روندهای مستقیمی که به این انتخاب منجر شدند، موجبی بود برای پرهیز از اخذ رویکردی راه حل جویانه و مصلحت بینانه به مسئلۀ پروندۀ هسته ای. در روندهای منتهی به انتخاب روحانی و پس از آن ما با رویکرد جدیدی مواجهیم، که مجوز آن “چرخش قهرمانانه” اعلام شده توسط خامنه ای است و ترجمان خود را در مواضع، کوششها و ابتکارات روحانی و ظریف در مناسبات خارجی می یابد. در این باره اشارتی به دیدارهای اخیر روحانی با سران کشورهای فرانسه، بریتانیا و …، و دیدارهای ظریف با کری و سعود الفیصل، وزیر امور خارجۀ عربستان، کفایت می کند. در این رویکرد جدید دیگر پروندۀ اتمی به خودی خود خاکریزی، حداقل به معنای “پشت بند خاکریز بعدی” محسوب نمی شود و به موضوعی قابل مذاکره تبدیل شده است. علیرغم تمام اختلافات میان خامنه ای و روحانی – اختلافاتی که پاره ای شان واقعی اند، پاره ای شان ناشی از موقعیت متفاوت این دو نفر و پارۀ سوم شان نوعی الزام تقسیم کار میان آن دو – کمتر تردیدی باقی مانده است که سمتگیری حاکمیت کنونی، رفع مسئلۀ پروندۀ هسته ای است. حمایت علی اکبر ولایتی، مشاور ارشد خامنه‌ای در امور بین‌المللی، از فعالیت‌های روحانی در عرصۀ خارجی نمونۀ شاخصی از این سمتگیری واحد است: در فردای روزی که گروه‌های تندرو در ایران تهدید کردند که در صورت دیدار روحانی با اوباما، طرح عدم کفایت او را به مجلس خواهند برد، ولایتی اعلام کرد که آنچه روحانی [در مناسبات خارجی] انجام می‌دهد در راستای دیدگاه‌های رهبری است.

نکتۀ گفته شده دایر بر قصد حاکمیت برای رفع مسئلۀ پروندۀ اتمی به معنای نبود هیچ گونه مخالفت و مقاومت در درون حاکمیت در این باره نیست. برعکس تمایل نیرومندی در درون حاکمیت مایل به ادامۀ راهی است که در ۶ سال اول از ۸ سال ریاست جمهوری احمدی نژاد در این ارتباط جریان داشت.

ناگفته نماند که دغدغه مذکور بیمورد نبوده است. امریکا و تا حدودی کل غرب پنهان نگذاشته اند که مسئله شان با جمهوری اسلامی محدود به پروندۀ هسته ای نیست. پس آیا آمادگی برای مذاکره در مورد پروندۀ هسته ای به معنای رفع دغدغه، غلبه بر آن توسط مقامات جمهوری اسلامی یا آمادگی آنان برای مذاکره در دیگر موضوعات مورد مناقشه بوده است؟ خیر. تلاش این مقامات و مشخصاً شخص خامنه ای این بوده است و هست که موضوع پروندۀ اتمی را از دیگر موضوعات مورد مناقشه تفکیک کند و همین مورد منفک و مجزا را سروسامان دهد. نزد مقامات جمهوری اسلامی حل و فصل این مورد منفک هنوز به معنای “تعامل” با امریکا نیست، اما ایجاد رابطه ای عادی با امریکا، که مستلزم حل و فصل نسبی دیگر مسائل است، معنای تعامل با امریکا را دارد. باز در لزوم تفکیک گفته شده و پرهیز از “تعامل” با امریکا شخص خامنه ای به کرات سخن گفته است.

اما این روزها چنین به نظر می رسد که مقامات ایران نیز بی علاقه به گره زدن مسئلۀ پروندۀ اتمی با مسائل و موضوعات دیگر در مناسبات با امریکا [وغرب] نیستند. سوای بسیاری عوامل فرعی، مشخصاً تحولات در عراق و سوریه، و برآمد دهشتبار داعش عوامل اصلی این تغییر رویه اند. این تحولات از سوئی ایران و امریکا را در عراق با مشکل واحدی روبرو کرده اند و از سوی دیگر احتمال  تجدید نظر امریکا را در سیاست اش نسبت به سوریه، ولو تجدید نظری موقت، پیش کشیده اند – که در این صورت تنش میان ایران وامریکا بر سر سوریه نیز موقتاً کاسته خواهد شد. ضمناً این نیز هست که تحولات گفته شده پتانسیل تأثیرگزاری مؤثر جمهوری اسلامی را در عراق آشکارتر کرده اند.

طبعاً برخی از اظهارات صریح مقامات ایران مؤید این برداشت نیستند. مثلاً این گفتۀ خامنه ای که در هنگام ترک بیمارستان گفت که “من در این چند روزی که در بیمارستان بستری بودم، یک تفریح داشتم که عبارت بود از شنیدن صحبت‌های مقامات آمریکایی در زمینه‌ی مبارزه با داعش، که واقعاً مایه‌ی تفریح بود.” اما، جدا از اخبار متعددی که این روزها از قول مقامات بلندپایۀ ایران، اما بدون ذکر نام آنان، دایر بر اعلام آمادگی و علاقه مندی ایران به همکاری برای مقابله با داعش انتشار یافته اند، نمونه هائی چون دیدار ظریف و سعود الفیصل و اظهارات روحانی در مصاحبه با تلویزیون ان.بی.سی. نشانه های قابل اتکائی برای این برداشت اند. یکی از موضوعات مهم دیدار ظریف و سعود الفیصل تصریحاً “همکاری‌های امنیتی و مقابله با گروه‌های تندرو در منطقه” بوده است و در مصاحبۀ گفته شده روحانی با تلویزیون ان.بی.سی. نیز، اگرچه روحانی از مقابلۀ امریکا علیه داعش انتقاد می کند، اما انتقاد او متوجۀ کیفیت این مقابله است و به اعتباری یک انتقاد اخلاقی. موضوع همکاری نه تنها نفی نمی شود، بلکه درست بر پسزمینه ای از امکان همکاری است که انتقاد گفته شده طرح می شود.

روشنترین توضیحی که می توان برای این تغییر رویه داد، امیدواری مقامات جمهوری اسلامی برای رساندن مذاکرات هسته ای در خلال مدت محدود باقیمانده تا ۲۴ نوامبر، به سرانجامی با امتیازات بیشتر به نفع طرف ایرانی است. در نگاه اول این محاسبه می تواند درست باشد. چنان که گفته شد، تحولات در عراق و سوریه، و برآمد داعش ایران را در موقعیت بی نظیری برای تأثیرگزاری بر روندهای جاری در منطقه قرار داده اند. اما این محاسبه می تواند اشتباه از کار در آید. جالب این است که اکنون این امریکا است که بر تفکیک پروندۀ اتمی از موضوع مقابله با داعش پرهیز می کند. روز سه شنبه ۲۴ سپتامبر “جاش ارنست”، سخنگوی کاخ سفید، در پاسخ به این سؤال که “آیا امریکا حاضر است به ازای همکاری ایران در دفع داعش، روی برنامۀ ایران برای غنی سازی اورانیوم انعطاف نشان دهد؟”، گفت: “امریکا در وضعیتی نخواهد بود که بر سر این یا آن بخش از برنامۀ هسته ای ایران برای تضمین تعهداتش علیه داعش معامله کند.”

اشتباه محاسبۀ مقامات جمهوری اسلامی این می تواند باشد که وزن و اهمیت داعش، این دولت مستأجل، را با وزن و اهمیت یک جمهوری اسلامی مجهز به توان تولید بمب اتمی، از چشم امریکا یکی بدانند. پاسخ سخنگوی کاخ سفید ممکن است در نظر نخست ناخوشایند آید، اما در پس آن تمایز گفته شده آشکار است.

 

تاریخ انتشار : ۳ مهر, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از سفره تا سرپناه؛ چگونه تورم کالاها و بحران مسکن فشار بر زحمتکشان را تشدید کرده‌اند؟

شهناز قراگزلو: هزینه این بحران برای همه یکسان نیست. همانند بسیاری از دوره‌های بی‌ثباتی اقتصادی، بیشترین فشار بر دوش کسانی قرار گرفته که کمترین حاشیه امنیت مالی را دارند. کارگران، بازنشستگان حداقل‌بگیر، زنان سرپرست خانوار و خانواده‌هایی که فاقد پس‌انداز و دارایی‌اند، نخستین قربانیان تورم سه‌رقمی کالاها محسوب می‌شوند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: توافق میان ایران و آمریکا، گشایشی در چشم انداز خروج ایران از بن بست

تنگۀ هرمز تنها باید گذرگاه صلح باشد!

از سفره تا سرپناه؛ چگونه تورم کالاها و بحران مسکن فشار بر زحمتکشان را تشدید کرده‌اند؟

جنگ، آزمون واقعی چپ ایران بود

بازتولید خشونت و رویکرد حذفی در سپهر سیاسی ایران