سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۴:۵۹

یکشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۹

متن سخنان مرضیه شفیع در مراسم یادمان بنیانگذاری جنبش فدائی درتورنتو

علت رشد و ماندگاری ما و روییدن به یک جریان بالنده این بود که در خود و پوسته سنتی خود باقی نماندیم. توانستیم تا آنجا که مقدور بود و هست با زمان معاصر پیش برویم. نگاه انتقادی ما بخود و پیرامون خود، این امکان را به ما می داد که بتوانیم افکار، گفتار، رفتار و اعمال خود را در هر گامی، مورد بررسی قرار بدهیم و نکات منفی و مثبت انها را از هم تفکیک کنیم و نقاط مثبت را تقویت و بکار بگیریم.

سلام به همه خانمها و آقایان، رفقا و دوستان گرامی!

درود به فدائیان و دیگر جانباختگان و همه مبارزان راه آزادی و عدالت.

دوستان! شما واقف اید که هیچ انسانی دوست ندارد و نباید اجازه دهد که کرامت انسانی خود و دیگر هموطنانش، مورد توهین و بیحرمتی قرار بگیرد. بدترین توهینها، کتک زدن و مورد ضرب و شتم قرار دادن انسان است.

در آن سالها که خفقان و سکون بر جامعه ما حاکم بود، وضعیت اقتصادی مردم بد بود و جامعه دچار مشکلات متعدد بود و ما به اعتراض برخاستیم، این اعتراضات با شدیدترین برخوردهای رژیم مواجه می شدند. هرصدای اعتراضی به اتهام براندازی نظام، خیانت به وطن، منجر به دستگیری، ضرب و شتم و شکنجه و در نهایت به اعدام مبارزان منجر می شد. چه باید می کردیم، آیا باید به خفت و خواری و آنهمه بیعدالتی و دیکتاتوری تن می دادیم یا “نه” می گفتیم؟

دوستان! همه می دانیم که نیروی جوان نسبت به مسائل پیرامون خود و جامعه حساس است و تن به زور نمی دهد و عکس العمل نشان می دهد.

می خواهم به تجربه جالب و مهمی در این زمینه در آلمان اشاره کنم: اگر خاطرتان باشد، چندسال قبل در کشور فرانسه، جوان رنگین پوستی با پلیس درگیر شد و مورد تعقیب قرار گرفت. او به هنگام فرار، دچار برق گرفتگی شد و جان خود را از دست داد. این موضوع عاملی شد که اکثر جوانان پاریسی و مخصوصاً سیاه پوستان و خارجیها که شاهد برخورد نژادپرستانه پلیس فرانسه با خود بودند و از طرف دیگر از بیکاری و فقر و مشکلات ناشی از آن به تنگ آمده بودند، با پلیس و نیروهای انتظامی درگیر شدند. ماه ها فرانسه درگیر جنگ شهری شد و میلیونها یورو خسارت ببار آمد.

 من درست یادم است در همان هفته اول که این اتفاق افتاد، دولت المآن جلسه فوق العاده تشکیل داد و تمام مقامات مسئول را فراخواند. آنها بودجه ویژه ای برای رسیدگی به مشکلات جوانان و رفع آن، گسترش دوره های آموزشی، و دادن کار به جوانان خارجی درنظر گرفتند.

یعنی دولت بشیوه عقلانی و دوراندیشانه برای این که از سرایت خشم جوانان فرانسوی به آلمان جلوگیری کند، در صدد چاره جویی و درس گرفتن از جنگ شهری در فرانسه بر آمد و جلوی چنین حرکاتی را در آلمان گرفت.

هدف من از طرح این مثال این است که بگویم رژیم محمد رضا شاه بجای توجه به نیاز ها و خواستهای جوانان و مردم، با مشت آهنین و خشن بر طبل سرکوب و خشونت می کوفت. ما در ان شرایط بود که بپاخاستیم و به رژیم دیکتاتوری شاه “نه” گفتیم.

گفته می شود که ما مشتی جوان پرشور و ناآگاه و عاشق سلاح بودیم. این یک قضاوت نادرست است. متأسفانه تعداد زیادی از افراد جنبش چپ نیز این موضوع را تأیید و کوشش می کنند جنبش ما را مورد تحقیر قرار دهند و بی ارزش جلوه دهند. رفقا و دوستان! اگر ما هر پدیده را خارج از زمان و مکان مورد بررسی قراردهیم، آن بررسی و قضاوت نادرست از آب درمی اید. اگر کمی به سالهای دهه ۴۰ برگردیم، کشور ما حدود ۳۲ میلیون جمعیت داشت. تعداد باسوادان کشور بسیار کم بود. ۷۰ در صد روستاییان بیسواد و فقط ۳۰ درصد شهری ها باسواد بودند. از این ۳۰ درصد شهری درصد زیادی از دسترسی به رادیو و تلویزیون و رسانه های گروهی محروم بودند. درصد کسانی که به دانشگاه ها راه می یافتند کم بود. ما در سال ۱۳۵۰ فقط ۸۰ هزار شرکت کننده در کنکور دانشگاه ها داشتیم که درصد زیادی پشت درهای بسته دانشگاه ها می ماندند. روشنفکران ما هم از دسترسی به کتابها و اطلاعات که از نظر رژیم ممنوعه بود، محروم بودند. طبیعی بود که دانش و اطلاعات ما از جهان معاصر محدود باشد. جامعه در آن زمان دچار فقر اندیشه و فقر فرهنگی بود و این پدیده متأسفانه همچنان ادامه دارد. از طرف دیگر جامعه ما دچار خفقان سیاسی و فرهنگی بوده و این خود اندیشه و عملکرد هر جریان سیاسی را محدود می کند. اما علیرغم وجود مشکلات متعددی که سر راه مبارزان قرار داشت و علیرغم تجربه کم و جوان بودن، رفقای ما این شجاعت اخلاقی و این آگاهی را داشتند که به ستم و زور و دیکتاتوری “نه” بگویند. ما بمدت ۸ سال با رژیم شاه مبارزه کردیم و فراز و نشیبهای زیادی را پیمودیم. رفقای زیادی را از دست دادیم و جانهای شیفته ای در این راه از دست رفت. علیرغم این همه تلاش، عده ای تلاش می کنند نشان دهند که ما نتوانستیم در میان مردم راه پیدا کنیم، بی ریشه و بی بوته بودیم و هیچ نقشی در تاریخ مبارزاتی کشورمان نداشتیم. ولی واقعیت این است که ما در همان مدت هشت ساله به دانشگاه ها و مدارس و کارخانه ها و محیط کار و زندگی مردم، به سراسر کشور – از کردستان و ترکمن صحرا تا جنوب و شمال – راه یافتیم و نیرو گرفتیم. البته این به ان معنی نیست که ما از هرگونه اشتباه و راه و روش سنتی و خطا مبرا بودیم. واقعیت این است که ما نیز مانند نیروهای سیاسی آزادیخواه کشورمان در آن زمان هر چقدر اگاه و هر چقدر نسبت به جامعه خود، مدرن و پیشرفته بودیم، ولی نگاه و عملکرد ما نسبت به امر مبارزه، آزادی و دمکراسی که لازمه پیشرفت و رفاه یک کشور است، آمیخته با فکر و فرهنگ سنتی بود. با این وجود، علت رشد و ماندگاری ما و روییدن به یک جریان بالنده این بود که در خود و پوسته سنتی خود باقی نماندیم. توانستیم تا آنجا که مقدور بود و هست با زمان معاصر پیش برویم. نگاه انتقادی ما بخود و پیرامون خود، این امکان را به ما می داد که بتوانیم افکار، گفتار، رفتار و اعمال خود را در هر گامی، مورد بررسی قرار بدهیم و نکات منفی و مثبت انها را از هم تفکیک کنیم و نقاط مثبت را تقویت و بکار بگیریم. در تاریخ همیشه فداکاری و از جان گذشتگی در راه زندگی بهتر برای مردم و پیشرفت جامعه و میهن، مورد ارج و احترام بوده و هست. تمام قهرمانانی که بخاطر آزادی و عدالت بپاخاستند، نامشان در تاریخ ماندگار شده و از انها با احترام یاد می شود. جانمایه حرکت ما عشق به آزادی و عدالت و مردم و تلاش برای یک جامعه پویا و رشدیافته و زندگی بهتر برای مردم کشورمان بوده و هست.

یاد همه آنان که در راه آزادی، پیشرفت کشور، عدالت و زندگی بهتر مبارزه کردند و جان باختند گرامی باد. 

تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند, ۱۳۹۵ ۲:۲۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

نوروز در سایهٔ رنج، در پرتوِ امید

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در روزگاری که دل‌ها سنگین و نگران است، نوروز یادآور همین امید است؛ یادآور نوزایی، همدلی و ایستادگی، و اینکه زندگی، حتی در دل رنج، راه خود را ادامه می‌دهد. باشد که سال نو، پایان رنج و خشونت را نزدیک‌تر کند؛ جان مردم بی‌دفاع در امان بماند و صلح و آرامش بار دیگر به زندگی‌ها بازگردد. امید آن‌که خرد و تدبیر بر تصمیم‌ها چیره شود، افقی روشن‌تر پیش روی این سرزمین گشوده گردد و ایران از این دوران دشوار با سربلندی عبور کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

توقف بمباران و آتش بس فوری، ضرورتی ملی است

ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن همراه است.  

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بوم…بوم! هر انفجار برای من دو چهره دارد

آن سوی دیوار جنگ: عشق و یک گیوه

نقدی بر سلب مشروعیت از دفاع مشروع ایران

آن سوی دیوار جنگ: عشق و یک گیوه

یادداشت‌هایی از تهرانِ زیر انفجار

جبهه اصلاحات ایران: با بکارگیرى همزمان میدان و دیپلماسى، دفاع کنونى را به جنگى میهنى در پرتو شعار اول ایران تبدیل کنیم!