سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۳:۳۱

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۱

دفاع از ایران واحد؛ استراتژی ملی در برابر پروژه اسرائیل بزرگ…

مهرزاد وطن‌آبادی: در این شرایط، دفاع از انسجام ملی ایران و مقابله با تهدیدات خارجی، مقدم بر سایر وظایف سیاسی و اجتماعی است. با این همه، این رویکرد هرگز به معنای بی‌توجهی به نقد داخلی، حقوق اقلیت‌ها یا تحقق عدالت اجتماعی نیست. تنها در چارچوب یک ایران واحد و مستقل می‌توان به آزادی، عدالت و پیشرفت اجتماعی دست یافت.

در این هفته نوشته ای بقلم اقای محمد مالجو در شبکه های مجازی منتشر شده است که تحت عنوان «چپ محور مقاومتی: زخم چپ بر چهرۀ چپ» به نقد نیروهایی پرداخته است که تحت عنوان مبارزه ضد امپریالیستی از نقد حکومت جمهوری اسلامی پرهیز می‌کنند. با تمام تفاوت هایی که من با ایشان دارد اما ضروری دانستم از دیدگاه خود توضیحاتی درباره شرایط امروز ژئوپولیتیک منطقه‌ای کشورمان بدهم که ظاهرا از چشم ایشان مغفول مانده است.

ایران امروز در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد. فشارهای اقتصادی گسترده ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، تهدیدات امنیتی و نظامی، و مداخلات آشکار و پنهان قدرت‌های جهانی، وضعیتی پیچیده و شکننده پدید آورده است.

در چنین شرایطی، اولویت حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور، پیش‌شرط هر تحول دموکراتیک و تحقق عدالت اجتماعی است. این اولویت به معنای چشم‌پوشی از حقوق و مبارزه اقلیت‌های قومی یا تعویق عدالت اجتماعی نیست؛ بلکه ضرورت تنظیم تدبیرها بر اساس شرایط حساس ملی را ایجاب می‌کند.طرح موسوم به «اسرائیل بزرگ» که ریشه در گفتمان سیاسی نتانیاهو و راست افراطی اسرائیل دارد، نه‌تنها تهدیدی برای امنیت منطقه، بلکه پروژه‌ای مستقیم علیه استقلال و یکپارچگی ایران است. این طرح با هدف بازتعریف مرزهای منطقه و تجزیه کشورهای مستقل، به‌ویژه ایران، طراحی شده است تا از طریق تحریک اقوام، گسترش بی‌اعتمادی قومی و تضعیف اقتدار ملی، ایران را به مجموعه‌ای از دولت‌های کوچک، وابسته و بی‌ثبات تبدیل کند.

نتانیاهو و متحدانش با تکیه بر ابزارهای جنگ ترکیبی ـ از عملیات سایبری و حملات هدفمند تا فشارهای اقتصادی و روانی ـ می‌کوشند با ایجاد شکاف در مناطق مرزی، بستر تجزیه ایران را فراهم کنند. تجربه جنگ ۱۲روزه اخیر نشان داد که اسرائیل در اتخاذ اقدامات نظامی علیه ایران، منتظر مجوز آمریکا یا جامعه جهانی نخواهد ماند. هدف، تضعیف قدرت ملی ایران و تبدیل آن به کشوری آسیب‌پذیر است که توان ایستادگی در برابر سیاست‌های سلطه‌گرانه را نداشته باشد.

در این شرایط، دفاع از انسجام ملی ایران و مقابله با تهدیدات خارجی، مقدم بر سایر وظایف سیاسی و اجتماعی است. با این همه، این رویکرد هرگز به معنای بی‌توجهی به نقد داخلی، حقوق اقلیت‌ها یا تحقق عدالت اجتماعی نیست. تنها در چارچوب یک ایران واحد و مستقل می‌توان به آزادی، عدالت و پیشرفت اجتماعی دست یافت.

در این راستا، همه نیروهای آزادیخواه، چپ، ملی و میهندوست، موظف‌اند انرژی و ظرفیت خود را به ایجاد همبستگی ملی، تقویت امنیت داخلی و دفاع از مرزهای کشور متمرکز کنند. این اقدام نه نشانه انفعال، بلکه نشانه درک عمیق از شرایط تاریخی است: آزادی و عدالت تنها در سایه استقلال و تمامیت ملی ممکن می‌شوند.

در برابر پروژه «اسرائیل بزرگ»، ایجاد شبکه‌ای از همکاری و هماهنگی ملی و منطقه‌ای ضروری است. تشکیل گروه‌های تحلیل و رصد تهدیدات محلی، توسعه سامانه‌های هشدار و پیش‌بینی حملات سایبری، آموزش نیروهای مدنی و دانشجویان برای آمادگی در شرایط بحرانی، و همکاری اطلاعاتی و سیاسی با نیروهای مترقی در کشورهای همسایه، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به مقابله مؤثر با تهدیدات کمک کند.

همزمان، بهره‌گیری از ظرفیت رسانه‌های اجتماعی و نهادهای مدنی برای گسترش آگاهی عمومی، تقویت روحیه مقاومت ملی و مقابله با تبلیغات تجزیه‌طلبانه اهمیت ویژه‌ای دارد. ارتباط مستمر میان نیروهای ملی و مترقی داخل و خارج کشور، و پیوند با احزاب و سازمان‌های چپ و ضدامپریالیستی منطقه و جهان، می‌تواند شکل‌گیری یک جبهه جهانی علیه سیاست‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل و متحدانش را تسهیل کند.

اگر نیروهای مترقی و عدالت‌خواه در برابر تهدیدات خارجی سکوت کنند یا صرفاً به نقد داخلی بپردازند، عملاً به تحقق اهداف پروژه «اسرائیل بزرگ» کمک خواهند کرد. بی‌توجهی به واقعیت خطر تجزیه و تضعیف انسجام ملی می‌تواند ایران را وارد مرحله‌ای از بحران کند که در آن نه از آزادی نشانی بماند و نه از عدالت اجتماعی.

حفظ تمامیت ارضی و استقلال ایران، نخستین گام در مسیر تحقق اهداف مترقی و دموکراتیک است. دفاع از ایران واحد، مسئولیتی تاریخی است که بر دوش همه نیروهای آگاه و آزادیخواه این سرزمین سنگینی می‌کند. تنها با حفظ یکپارچگی ملی و ایستادگی در برابر پروژه‌های تجزیه‌طلبانه و سلطه‌گرایانه است که می‌توان فردایی آزاد، عادلانه و انسانی برای ایران متصور شد.

تاریخ انتشار : ۲۳ مهر, ۱۴۰۴ ۰:۲۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی