سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۶ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۵:۴۹

جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۹

محاکمە‌ی مرتضوی تبرئە‌ی دزدان و جنایت‌کاران، مجازات فعالین مدنی!

مرتضوی بە واقع تنها بە شش ماە زندان تعلیقی و پرداخت ۴٧ میلیون تومان یعنی کم‌تر از حقوقی کە هر ماە از تأمین اجتماعی دریافت می‌کرده است، محکوم شدە و همە می‌دانند کە میزان اختلاس او از سازمان تأمین اجتماعی دە‌ها برابر مبلغ جریمەای است کە بە پرداخت آن محکوم گردیدە است

Getting your Trinity Audio player ready...

در روز یکشنبە ۲۸ مرداد، پس از مدت‌ها صبر و انتظار، رسانە‌های داخلی بە نقل از محمدرضا محمدی‌کشکولی قاضی پرونده‌ی سعید مرتضوی، خبر از محکومیت مرتضوی بە یک سال زندان تعلیقی، بازگرداندن شش ماە از حقوقی کە در هنگام تصدی سرپرستی سازمان تأمین اجتماعی گرفتە بود و ۴۶، ۲۷۴ میلیون تومان جریمە و تبرئە از معاونت در قتل‌های انجام گرفتە در کهریزک خبر دادند.

میزان محکومیتی کە توسط هم‌دستان و همکاران دادستان پیشین تهران در این محاکمە‌ی فرمایشی برای وی در نظر گرفتە شدە بە نسبت جرائم و جنایاتی کە ایشان در مقام دادستانی و سرپرستی سازمان تأمین اجتماعی مرتکب شدە هیچ است. مرتضوی بە ناحق از اتهام شرکت در قتل تعدادی از فعالین جوان جنبش ۸۸ کە امر محرز شدەای است تبرئە شدە و باوجود میلیارد‌ها تومان سوءاستفادە از اموال سازمان تأمین اجتماعی مقدار محکومیتی کە برایش در نظر گرفتەاند و اصولاً بعید است کە عطف بە سوابق پیشین، حتی‌‌ همان را در مورد وی اعمال کنند، بە اندازە‌ی محکومیتی است کە دادگاە‌های عدل اسلامی ادعایی نظام برای آفتابه‌دزد‌ها تعیین می‌کنند.

مرتضوی بە واقع تنها بە شش ماە زندان تعلیقی و پرداخت ۴۷ میلیون تومان یعنی کم‌تر از حقوقی کە هر ماە از تأمین اجتماعی دریافت می‌کرده است، محکوم شدە و همە می‌دانند کە میزان اختلاس او از سازمان تأمین اجتماعی دە‌ها برابر مبلغ جریمەای است کە بە پرداخت آن محکوم گردیدە است. همان‌گونە کە انتظار می‌رفت قاضی دادگاە در واقع هم رفیق سابقش را از معاونت در قتل، بە ناحق، تبرئە کردە و هم بە او مجوز دادە است تا در مقابل پرداخت جریمەای نا‌چیز میلیارد‌ها پولی را کە از اموال کارگران دزدیدە از آن خود کند!

خبرگزاری «ایلنا» در همین ارتباط در گفت‌وگویی کە با مجتبی نظری وکیل سازمان تأمین اجتماعی در این پروندە کە بە نظر می‌رسد به خاطر فرمایشی بودن دادگاە اصولاً در دادگاە یا راە دادە نشدە و یا اگر راە یافتە حضورش بە هیچ گرفتە شدە است، در ۲۸ مرداد نوشت: “مجتبی نظری وکیل سازمان تأمین اجتماعی در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا٬ با اشاره به ابلاغ حکم بخشی از تخلفات سعید مرتضوی در سازمان تأمین اجتماعی گفت: بر این اساس، وی به رد مال به ازای شش ماه حقوق که به عنوان سرپرست در تأمین اجتماعی دریافت کرده به مبلغ ۴۶ میلیون و ۲۷۴ هزار تومان محکوم شد. وکیل سازمان تأمین اجتماعی گفت: سازمان تأمین اجتماعی معتقد بود که مرتضوی باید از تاریخی که رأی دیوان عدالت اداری صادر شده تا آخرین روزی که در سازمان بوده تمامی حقوق خود را بازگرداند٬ اما دادگاه تنها رأی به زمانی که او سرپرست سازمان تأمین اجتماعی بود داد و معتقد بود حقوقی که در آن دوره گرفته مورد تعرض واقع نشده٬ چون در ماده‌ی ۱۷، قانون شرایط خاصی را برای سرپرستی معین نکرده است. اگرچه علی‌القاعده به نظر ما سرپرست باید‌‌ همان صلاحیت‌های مدیرعامل را داشته باشد”. همان‌طور کە از اظهارات وکیل تأمین اجتماعی نیز برمی‌آید، قاضی دادگاە، جلاد کهریزک و سارق بزرگ اموال کارگران در تأمین اجتماعی را به خاطر «بخشی از تخلفات» و نە همە‌ی تخلفات محکوم کردە و همین رویە را نیز در مورد بازگرداندن حقوق ماهیانە‌ی ۶۰ میلیونی مرتضوی اجرا کردە!

این محکومیت سبک برای یک مدیر ارشد دولتی کە بنا بە گفتە‌ی وکیل سازمان تأمین اجتماعی به خاطر اختلاس و ارتشاء کلان محکوم شدە است، در شرایطی در نظر گرفتە می‌شود کە دستگاە قضایی رژیم دە‌ها کارگر و معلم بی‌گناه و در واقع نمایندگان واقعی صاحبان اموال تأمین اجتماعی را صرفاً به خاطر اعتراض بە پایین بودن میزان دستمزد، و پیگیری مطالبات صنفی بە سال‌ها زندان محکوم می‌نماید و حتی معلمی مثل رسول بداقی را که به مدت شش سال بە دلیل فعالیت صنفی در زندان نگاە داشتە، با وجود گذشت هفته‌ها از پایان دورە‌ی محکومیتش، هنوز آزاد نکردە است و زندان‌بانان هم‌دست مرتضوی دارند برای نگاە داشتن وی در زندان پروندە‌ی تازەای درست می‌کنند. عین همین رفتار قبل از این با تعداد دیگری از فعالین صنفی توسط قوە‌ی قضاییە صورت گرفتە است.

طبیعتاً در کشوری کە قاتلان و دزدانی امثال مرتضوی‌ها دادستان و مدیر می‌شوند، نمی‌توان انتظار داشت کە فعالین مدنی و اجتماعی از آزادی برخوردار باشند. آزادی این دو تنها با وجود در زندان ماندن دیگری ممکن است. از همین روی است کە دزدان و قاتلان را منصب می‌دهند تا مریدان آزادی و عدالت را بە بند بکشند و در غیاب‌شان با خیال آسودە اموال کشور را بە یغما ببرند. هم ازاین‌روست کە حتی همە‌ی آن‌هایی کە در نظام بە راست یا دروغ سعی در جدا کردن حساب خود از مرتضوی‌ها می‌کنند، خواستە و نا‌خواستە به خاطر جلوگیری از شکل‌گیری و فعالیت اتحادیە‌های کارگری و نهادهای مدنی در جنایات آن‌ها سهیم‌اند.

محکوم کردن و تبری جستن از این افراد، کافی نیست. سازمان تأمین اجتماعی کە اینک در نقش شاکی ظاهر شدە است، خودش هم بە نوعی در این پروندە شریک جرم مرتضوی است زیرا امکان اعمال نظارت نمایندگان واقعی صاحبان سرمایە‌های تأمین اجتماعی بر کارکرد مدیران این سازمان را هرگز برنتافتە است. در صورت وجود اتحادیە‌های مستقل کارگری و آزادی فعالیت نهادهای مدنی محال بود چنین دزدی‌هایی با این ابعاد در تأمین اجتماعی رخ دهد. اگر با درخواست تشکیل اتحادیە در خود سازمان تأمین اجتماعی کە توسط کارکنان آن مطرح گردید، موافقت می‌شد مسلماً ابعاد فساد در تأمین اجتماعی این همە گستردە نمی‌شد. وزیر کار نیز بە خاطر این‌کە افراد رشوەبگیر و فاسد را به‌عنوان نمایندە‌ی کارگران در شورای عالی تأمین اجتماعی می‌گمارد و در سرکوب سندیکا‌ها نقش مهمی بە عهدە دارد و اعمال نظارت بر کارکرد مدیریت تأمین اجتماعی را نا‌ممکن کردە است، در این ماجرا متهم است.

هفتە‌ی گذشتە بە دنبال اعتصاب پرستاران در بیمارستان امیراعلم، چهار تن از پرستاران کە دو نفرشان از اعضای تشکل صنفی پرستاران بودند، بە دستور وزیر بهداشت از کار تعلیق شدند. با این همە دشمنی کە علیە فعالیت نهادهای صنفی مردمی توسط  مسئولین دولتی‌ و حکومتی‌ِ مدعی مبارزە با فساد صورت می‌گیرد، چگونە می‌توان باور کرد کە آن‌ها در ادعای‌شان صادق هستند؟ مبارزە‌ی واقعی با فساد، بدون وجود سندیکا‌ها و نهادهای مدنی و لغو سانسور ممکن نیست. مرتضوی‌ها علت نیستند، معلول‌اند. تا وقتی وضع بە همین گونە باشد کە هست، مرتضوی‌ها نیز تکثیر خواهند شد.

بە جای تکرار وضعیت بد مالی سازمان تأمین اجتماعی و طفرە رفتن از انجام تعهدات سازمان تأمین اجتماعی نسبت بە افراد تحت پوشش، اگر شریک دزد و رفیق قافلە نیستید، بدهی‌های دولت بە صندوق را بگیرید و بگذارید بنا بە خواست کارگران تحت پوشش، نمایندگان واقعی کارگران کە صاحبان اصلی تأمین اجتماعی هستند در مدیریت تأمین اجتماعی حضور یابند و بر اعمال مدیریت آن نظارت و نقش داشتە باشند و از اموال سازمان مراقبت و سرمایە‌ها را در جای درست به کار اندازند و مانع سوءاستفادە‌ی دولت‌ها و مدیران دولت‌گزیدە، از امکانات این سازمان شوند.

 

 

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۱ شهریور, ۱۳۹۴ ۸:۴۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

درهای گلزار خاوران همچنان بر روی خانواده های زندانیان سیاسی اعدام‌شده در دهه ۶۰ بسته است

ماریا مونته‌سوری؛ زنی که آموزش را راهی برای ساختن صلح می‌دانست

از حملات غنی‌نژاد تا بحران گفت‌وگو: جنسیت و خشونت زبانی در میان روشنفکران

انحلال و ادغام رسمی رژوا در ساختار دولت سوریه، واقعه‌ای تلخ یا گامی به جلو،‌ آنگونه که مظلوم عبدی ادعا می کند؟!

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰ زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم با پیوستن زندان گچساران

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد