سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۳۰

جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۰

مگر ما حقوق انسانی و شهروندی نداریم؟

بازپرس شعبه 5نیابت تهران در قسمتی دیگر از صحبت هایش و در پاسخ کبودند که گفته بود« مگر ما حقوق انسانی و شهروندی نداریم؟»گفته است: «سنندج و مهاباد که با انقلاب وبا جمهوری اسلامی نبوده ونیستند، اینها با اروپا همراهند، بروند حقوقشان را از آنها بگیرند»

محمد صدیق کبودوند ریس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان اول هفته گذشته بدون هیچ دلیل موجهی از زندان اوین خارج و با غل و زنجیر”تحت الحفظ” وتحت شدیدترین بدرفتاری ها به شهر مهاباد انتقال داده شد که پس از مخالفت دادگاه انقلاب مهاباد با اعزام غیر قانونی ایشان ،مجددا به تهران بازگردانیده شد.با توجه به فقدان دلیل انتقال و اعزام با اعمال شاقه و شدت بدرفتاری ها ،به نظر میرسد این اقدام تنها به جهت آزار و اذیت و در واقع شکنجه جسمی وروانی کبودوند صورت گرفته است .در این رابطه به مواردی چند به شرح زیر اشاره میشود:

۱- در خصوص برخورد و رفتار بازپرس شعبه ۵ نیابت تهران که یک آخوند وظاهرا نماینده مجلس در دوره های قبل بوده کبودوند میگوید:بازپرس نه تنها حاضر به شنیدن توضیحات من در مورد برگزاری دادگاه مهاباد نشد بلکه دستورداد ماموران مرا به بیرون از دادگاه ببرند که با واکنش اعتراضی لفضی من،مامورها با هل دادن و توهین و ناسزا تهدید به ضرب و شتم در مقابل دیدگان مراجعین کردند در همین رابطه کبودوند ناچار شده از شعبه ۴دادیاری نیابت که پیشتر او را به مهاباد اعزام کرده بود استمدادبجوید که خانم دادیار شعبه یاد شده در تماس با دادگاه انقلاب مهاباد علت اعزام مجدد را جویا گردید که ریس دادگاه انقلاب ضمن اظهار بی اطلاعی از دلیل و علت اعزام با ارسال فکسی توضیحاتی درباره برگزاری دادگاه انقلاب مهاباد خطاب به سر پاسدار مامورها گفته بود«اگر خود ایشان (ریس دادگاه)و دادستان مهاباد هم به اینجا بیایند کبودوند باید به مهاباد برود».

۲- پس از صدور دستور توسط بازپرس شعبه ۵ جهت اعزام ،کبودوند به قرارگاه ویژه قضایی انتقال و در آنجا پس از آنکه مسولان و ماموران قرارگاه با پاسخ منفی کبودوند در خصوص عدم تقبل و تامین هزینه های اجاره وسیله نقلیه دربستی و هزینه های ماموریت ماموران روبرو شدند با غل و زنجیر کردن (دستبند و پابند)و سپس بستن دستان وی به قفل های داخلی اتومبیل پس از ۱۲ ساعت او را به مهاباد منتقل و در کلانتری ۱۱ آن شعبه ودر یک بازداشتگاه زیر زمینی وی را زندانی میکنند.

۳- در ساعات اداری کبودوند را به دادگاه انقلاب مهاباد منتقل میکنند ،ریس دادگاه انقلاب که ریس شعبه اول دادگاه نیز هست به محض دیدن آقای کبودوند میگوید«کبودوند من به تهران اعلام کردم که پرونده شما مختومه شده و اینکه چرا اعزامت کرده اند را نمدانم»ریس دادگاه در ادامه گفتند«من اعلام کردم محمد صدیق کبودوند از اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام تبرئه شده و هیچ مورد اتهامی و یا پرونده جدیدی در این دادگاه ندارد .اعزام و انتقال ایشان به مهاباد کاملا غیر قانونی است» ریس دادگاه ضمن برخورد مناسب با آقای کبودوند از صدور اطلاعیه ها و خبر هایی در مورد نحوه برگزاری دادگاه ،زمان حضور در مهابادو موضوع انعکاس خبر ها و رسانه ای شدن مبلغ درخواستی از ایشان در زندان مهاباد گله مند شده بود و در عین حال خطاب به مامور قرار گاه قضایی گفت: «نگهداری ایشان (کبودوند)در حالت بازداشت خلاف قانون است ». ریس دادگاه انقلاب در ادامه گفت :«مسئولیت اعزام و انتقال و بازداشت غیر قانونی کبودوند به عهده بازپرس شعبه ۵ دادگاه نیابت تهران است و هیگونه توجیهی برای بازداشت حتی یک ساعت ایشان در مهاباد وجود ندارد» .

۴- به دلیل امتناع مامور قرارگاه ویژه از بازگردانیدن کبودوند به تهران ایشان( کبودوند) در حضور ریس دادگاه ناچار شد هزینه های تامین وسیله نقلیه را جهت انتقال مجدد به تهران بپذیرد و پس از سفری ۱۲ ساعته خسته کننده با دستبند و پابند مجددا در بازداشتگاه قرار گاه ویژه که حتی فاقد زیر انداز بوده بازداشت و زندانی شده است.

۵- پس از بازگشت مسئولان قرارگاه ویژه از جمله سروان ربیعی با فرا خواندن کبودوند از بازداشتگاه وی را تحت بازجویی قرار داده و اینکه چرا افشا کرده که دوره قبل را مدت ۴-۵ روز در بازداشت نگه داشته اند.سروان در ادامه با فحش های رکیک ،افکار وآرمان و هدف کبودوند را مورد توهین های بسیار تند تر قرار داده و با پرخاش و ناسزا گویی به مامورها دستور داد، تا کبودوند را با دستبند و پابند با پای پیاده به دادگاه اعزام کنند.

۶- ماموران اعزام به شعبه دادگاه و به شهرستان در طول بازداشت آقای کبودوند به رغم دستبند و پابند بارها او را به شکلی تحقیر آور و شکنجه آمیز به میله ها و ستون های راهرو ها و صندلی های نصب شده بر زمین و حتی درهای توالت عمومی بسته و پس از آنکه کبودوند در بازگشت به شعبه ۵ بازپرسی این موارد را بیان و علت اعزام بی دلیل و غل و زنجیر کردن و بد رفتاری های و رفتارهای تحقیر آمیز را زا بازپرس پرسید او در پاسخ گفته: «تو محکوم هستی علیه نظام اسلامی فعالیت کرده ای و چون احساس گناه و پشیمانی نمی کنی هر برخوردی که با تو بشود حقت است» بازپرس در ادامه گفته :«تو حق نداری به دستور من اعتراض بکنی و حق انتقاد هم نداری»وی در خصوص فراهم نبودن وسیله نقلیه متهم و تامین مامور گفته:«دادگاه هزینه ای برای انتقال و جابجایی مجرمانی چون شما ندارد، اگر خودتان نپردازید با همان غل و زنجیر وبا پای پیاده به هر کجا که میخواهیم می فرستیم » بازپرس شعبه ۵نیابت تهران در قسمتی دیگر از صحبت هایش و در پاسخ کبودند که گفته بود« مگر ما حقوق انسانی و شهروندی نداریم؟»گفته است: «سنندج و مهاباد که با انقلاب وبا جمهوری اسلامی نبوده ونیستند، اینها با اروپا همراهند، بروند حقوقشان را از آنها بگیرند»

دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

تاریخ انتشار : ۱۷ شهریور, ۱۳۸۸ ۸:۲۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران