سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۹:۵۴

شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۵۴

نامه ای به رئیس جمهور

حالا که قرار است مانند اروپایی ها شویم این حرکت را کامل اجرا کنید. اینطور نمیشود آنجایی را که مربوط به حقوق ما کارگران است زیر سبیلی رد کنید و نادیده بگیرید. پس به ما حق اعتصاب بدهید. به کارگر حق ایجاد اتحادیه وسندیکای مستقل بدهید تا لااقل یک حامی داشته باشند.

 

سلام جناب آقای رئیس جمهور

خسته نباشید. امیدوارم این شغل پر مشقله شما مانع شنیدن حرفهای یک کارگر نشود. تا با اندکی وقت به درد ودلهای یکی از طبقه زحمتکشان جامعه، آنهم در آستانه سال نو، گوش فرا دهید. راستش با این شغل کارگری که نه امنیت شغلی و روانی در آن وجود دارد که برای خیلی از کارگران، حقوقی که بتواند حداقل نیازهای زیستی(مانند خوراک، پوشاک، مسکن وتامین اجتماعی) یک زندگی آبرومند را فراهم کند وجود ندارد، دل ودماغی واسه شادی وتبریک سال نو باقی نمی گذارد، چە برسە بە این کە کارگر بتواند برای خانواده ش (لباس و آجیل شب عید تهیە کند ویا آنها را بە مسافرت ببرد و غیره) تا زمینه شادی شان را فراهم کند. آقای رئیس جمهور، دردهای ما بسیار است. از کجا بگوییم؟ از کجا بنالیم؟از قرار داد موقت وسفید امضا، یا از درآمدهای پایینتر از خط فقر؟ از این که با تاخیرهای مدوام در پرداخت حقوقمان، گدای حقمان می شویم؟ ودر بیشتر مواقع برای نقد کردن حقوق مجبوریم دست به اعتصاب بزنیم، تا فقط حقوق حقه خودمان را استیفا کنیم و نه بیشتر. از اصل چهل وچهار که هر وقت نامش را میشنویم موی بر تنمان راست میشود، چه بگویم؟ چرا که این ها برای ما یعنی پرتاب در آنسوی بی تکلیفی. بی پناهی در مقابل کارفرماها، عدم امنیت شغلی، حقوق پایین و هزاران مسئله بغرنج دیگر .

در خود شرکتی که در آن مشغول بکارم، یعنی نیشکر هفت تپه از مدتها پیش بخشهایی از کارها مانند درو و سمپاشی و آبیاری و خدمات وغیره را به شرکتهای پیمانی واگذار کرده بودند که همگی این ها کارهای شاق وزیان آوری محسوب می شوند.اما در اینجا پیمان کاران با استثمار کارگران، یعنی با پرداخت حقوقهای ناچیز وبدون هیچگونه مزایا وعیدی، سودهای کلانی به جیب می زنند. بطوریکه پس از چند سال ره صد ساله را می پیمایند. اما کارگرهمچنان اندر خم یک کوچه است. آقای رئیس جمهور، همین دو هفته اخیر مطابق اصل چهل وچهار نیشکر هفت تپه به بخش خصوصی واگذار شده است. از زمانی که این واگذاری صورت گرفته است همه ما در بیم وهراس ناشی از نبود امنیت روانی روزگار می گذرانیم. نمیدانیم در آینده قرار است که چه شود؟ و این واگذاری آیا بر مصائب ما می افزاید یا نه؟ این تردید توام با اضطراب، واقعا عذاب آور است. بخصوص اینکه تجربه های تلخ ودردناکی در اطراف ما ناشی از این نوع واگذاریها به بخش خصوصی وجود دارد. مانند کارخانه قند دزفول که یکسال بعد از واگذاری تعطیل شد و صدها کارگر اخراجی بجا گذاشت و روزگار سخت مشقت آمیز پس از آن. یعنی علی ماند و حوضش. از طرف دیگر میدانم در پس ذهنتان از اقتصاد دولتی بخاطر فرسودگی کارخانجات و کاهش تولید، فساد، رانت اقتصاد دولتی و دهها مسئله دیگر وجود دارد که با این سرعت بدنبال خصوصی سازی در اقتصاد هستید .

همچنین میدانم که نگاه شما به مقوله اقتصاد ناشی از مناسبات کشورهای سرمایه داری که مبتنی بر خصوصی سازی اقتصاد، کوچک کردن حجم دولت و آزاد سازی اقتصاد وغیره بوده است. جریانی که بعد از جنگ سرد، بعنوان جریان غالب(یعنی مناسبات سرمایه داری) درآمده است.که دراین راستا لعنتی هایی مانند آدام اسمیت، ریکاردو.فریدمن مکتب شیکاگو و غیره به ذهنم تداعی میشود،.ولی اینجا ایران است، نه مثلا آلمان .اینجا ایرانست با پیچیدگیها و مشکلات خاص آن. اینجا ایرانست با اخلاقیات وجامعه مخصوص آن.آیا نمیشد سهام این شرکتها را به کارگرانش واگذار کرد؟چطور در طرح سهام عدالت، میشد همه را سهیم کرد؟(البته به صورت اسمی وگرنه ما که سهام عدالتی ندیدیم)

در هرصورت، حالا که میخواهید بر اساس اصلوب سرمایه داری رفتار کنید لااقل اصل ایجاد تشکل کارگری مستقل را مانند همان کشورهای سرمایه داری برای کارگران در نظر بگیرید.

حالا که قرار است مانند اروپایی ها شویم این حرکت را کامل اجرا کنید. اینطور نمیشود آنجایی را که مربوط به حقوق ما کارگران است زیر سبیلی رد کنید و نادیده بگیرید. پس به ما حق اعتصاب بدهید. به کارگر حق ایجاد اتحادیه وسندیکای مستقل بدهید تا لااقل یک حامی داشته باشند. تا شبها با وجود انبوهی از مسائل اضطراب آور،خوابش بگیرد. آقای رئیس جمهور، کسی که با شما صحبت می کند بە دلیل فعالیت صرفا کارگری بخاطر دفاع از شغلش که هست ونیستش بود. دارو ندارش بود به زندان افتاد. با پرونده های امنیتی متعدد سه سال از کار هم اخراج شد و اکنون با چماق قرار داد موقت، مجبورمان می کنند تا از خیلی حق هایمان چشم پوشی کنیم. آقای رئیس جمهور، آیا تاکنون شده است که از ترس بیکاری ، شبها نتوانید راحت بخوابید؟ آیا شده است پیش زن و فرزندانتان از این که نتوانسته اید یک پاکت میوه بخرید شرمنده باشید؟ شده است شب عید از این که کارفرمایتان حقوقتان را نداده، بغض کنید و به جای احساس شادی حس انتقام و خشم به شما دست بدهد؟ آقای رئیس جمهور، ما قبلا چوب سیاستهای تعدیل اقتصادی و تک نرخی کردن ارز و سیاست آزاد سازی قیمتها بر اساس عرضه وتقاضا را خورده ایم. لطفا، ترا بە خدا مواظب باش که بیش ازاین به درد و رنجهای مان اضافه نکنید. عید ونوروز جشن تحویل خیلی از چیزهای دیگر، پیشکش، از دغددغە نان شب ما بکاهید.

آقای رئیس جمهور، گمان نمی کنم وقت مبارکتان را برای خواندن چنین نامه هائی صرف کنید. اما من دردم را گفتم.الان هم با گفتنشان احساس بهتری دارم، بقیه اش باشما

موفق باشید

رضارخشان

 اواخر اسفند ماه/۱۳۹۴

 

تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند, ۱۳۹۴ ۱۰:۰۳ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

بی‌نامی و بی‌زبانی: چرا خیزش ۱۴۰۴ به بازی قدرت بدل شد

شهناز قراگزلو: در نبود زبان روشن برای دفاع از زندگی، خیزش به ابزاری در بازی قدرت بدل شد: برای حکومت، بهانه‌ی سرکوب؛ برای بخشی از اپوزیسیون، سرمایه‌ی نمادین؛ و برای قدرت‌های خارجی، اهرم فشار. در این معادله، آن‌چه کمترین اهمیت را دارد، جان معترض است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

“همگامی” از تظاهرات کلن حمایت می کند

Washington’s Gallery of Puppets

Scylla and Charybdis

بی‌نامی و بی‌زبانی: چرا خیزش ۱۴۰۴ به بازی قدرت بدل شد

اطلاعیهٔ برگزاری کنگرهٔ فوق‌العادهٔ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)؛ در پیوند با اعتراضات برحق مردم میهنمان و سرکوب وحشیانهٔ آن

انباشتِ بحران‌های خود ساخته حاکمیت، تجزیه ایران را برای غرب جذاب کرده است