سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۷:۲۴

چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۴

نسلی که آرمان دارد

نسلی که آرمان دارد، اما با آرمان خواهی رویائی در صحنه مبارزه اجتماعی بیگانه؛ زندگی اورا حساب گر فرصت طلب، و واقع‌بین نسبت به جامعه بار آورده؛ او در مسیر زندگی اجتماعی خود از لحظه ورود به مدرسه، از لحظه دیده شدن در انظار، مجبور به سبک سنگین کردن، امتیاز دادن و امتیاز گرفتن شده است؛ برای هر عمل کوچک نا گزیراز دادن هزینه. متاسفانه با نقابی دردست که چهره واقعی خود را بسیار مواقع پشت آن پنهان کرده است

Getting your Trinity Audio player ready...

“شکارچی پیربعد از سال ها گشتن به دنبال روباه خاکستری  دیگر چشمانش کم سو شده بود خسته وتوان شکار کردن نداشت.  تفنگ خود را آویزان کرد،   به بیرون کلبه آمد بر روی نیمکت مقابل آن نشست.  اندکی بعد روباه خاکستری را دید  با تعجب پرسید ای روباه خاکستری  این همه سال کجا بودی که ترا ندیدم ؟ روباه جواب داد همین پشت کلبه تو !”  چنگیزآیتماتوف 

 این شکارچی نمادی از اپوزیسیون سیاسی ایران است.

 اپوزیسیونی که هنوز بعد از چهار دهه قادر نیست حتی  پشت کلبه خود را ببیند. قادر به دیدن تغیرات وسیع جامعه مدنی ایران نیست ،  دیدن نسل جوانی که بازی گر اصلی صحنه مبارزه اجتماعی  ، سیاسی  و فرهنگی است. نسلی بزرگ شده در زیر نگاه جمهوری اسلامی  با مرزهای ممنوعه وسیع ، نسلی که از نخستن قدم یاد گرفته چگونه این مرز ها را اگر نمی تواند بشکند دور بزند واز اندک روزن ها برای بیرون جستن استفاده کند. نسلی که حتی برای استفاده از شبکه های اجتماعی باید درس ده ها نوع فتلتر شکن را یاد بگیرد ونهایت این شبکه را در تسلط خود در آورد.  این چند دهه آورد گاه یک مبارزه عمیق اجتماعی بوده و هست  که ما تنها سطح ان را می بینیم  و قضاوت می کنیم  .  ما پائین کشیدن دیش های تلویزیونی. گشت های وسیع ارشاد  دستگیری ها را دیدیم.  اما در بطن آن نقش ومقاومت خانواده ها برای علم کردن همان دیش ها ومقاومت ده ها هزار جوان را در تغیر شکل دادن به زندگی راندیدم ،  این روحیه عمومی مقاومت را که فرش زیر پا را می فروشد تا هر گونه که شده هزینه تحصیل فرزند را فراهم سازد.امری که خوشبختانه تنها مشمول طبقه متوسط اجتماعی نبود و با وجود فشارهای اقتصادی فقر وسختی معیشت طبقات زحمت کش وکم در آمد اجتماعی نیز در این اقبال عمومی به درس خواند ن ودر اصطلاح ایرانی گرفتن مدرک مشارکت جدی داشته ودارند. نهایت بعد از گذشت سی سال امروز جامعه ایران با نسلی روبروست عمدتا تحصیل کرده  که در جریان یک کشاکش دائمی با رژیم وعمل گرائی روزانه بزرگ شده  است.

 نسلی که آرمان دارد، اما با آرمان خواهی رویائی در صحنه مبارزه اجتماعی بیگانه؛ زندگی اورا حساب گر  فرصت طلب، و واقع‌بین نسبت به جامعه بار آورده؛ او در مسیر زندگی اجتماعی خود از لحظه ورود به مدرسه، از لحظه دیده شدن در انظار، مجبور به سبک سنگین کردن، امتیاز دادن و امتیاز گرفتن شده است؛ برای هر عمل کوچک نا گزیراز دادن هزینه. متاسفانه با نقابی دردست که چهره واقعی خود را بسیار مواقع پشت آن پنهان کرده است. عوارض این دوگانگی هدف این نوشته نیست؛ اما همیشه به عنوان یک جوان که خوشبختانه در این عصرارتباطات رابطه گسترده ای با شبکه‌های اجتماعی دارد، خواهان حقوق خود در سیمای یک جوان معاصر متعلق به جامعه جهانی است. حال این نسل با چنین سیمائی در صحنه مبارزه اجتماعی ظاهرشده است. جوانانی که والدین آن ها وبستگان دور ونزدیک آن را حمایت می‌کنند وخواهان زندگی بهتربرای آنان‌اند؛ وعملا عقبه آن‌ها را در لحظه لحظه این مبارزه روزانه تشکیل می دهند. امروز بخش وسیع بدنه جامعه ایران متشکل از همین بخش  است. بسیار گسترده که تنها شامل طبقه متوسط شهری نیست، همان جوان کم بضاعت که با هزار مشکل، تحصیل کرده و پایگاه  اجتماعی‌اش  روستائی، کارگری  وحتی حاشیه‌نشینی است، جزو ارگان همین لشگر است.  لشگری که در حال حاضر اعتبار و تا حدود زیاد تعین کننده روند های سیاسی واجتماعی و فرهنگی است.

 بر آمد سال ۸۸ اوج در گیری این لشکر با حاکمیت برای دفاع از حق شهروندی بود که زیر عنوان «رای من کو؟»، صفوف میلیونی را به خیابان‌ها کشاند. این یک هماوردی واقعی است که امروز در جامعه ابران جربان دارد. که در روزهای اخیر به شکل حضور میلیونی در انتخابات ریاست  جمهوری و شورا ها نمود پیدا کرد و مهر قدرتمند خود را بر ا آن کوبید. این نسل از طرق مختلف در میارزه با جمهوری اسلامی است از هنجار شکنی حجاب تا موسیقی، سینما، هنرهای تجسمی ونوشتاری، نگاه به رابطه دختر وپسر، نوع پوشش، شیوه زندگی و تبدیل شبکه اجتماعی به یک رسانه عمومی در مقابل رسانه‌های دولتی، این نسل انتخابات را به یک مبارزه بزرگ برای برهم زدن تعادل قدرت، عقب‌راندن نیروهای تمامیت خواه،  مستبد و جنگ افروز به عقب  تبدیل می کند ودر شکلی بسیار مسالمت آمیز و با کشیدن قدرت خود به رخ حاکمیت  خواهان تغییرات اساسی در جامعه می گردد. ولو با سختی، ولو اندک، اما رو به جلو.

 این در ذات هر انتخابات است که نیروئی را پس می زند ونیروئی را پیش می کشد. جمهوری اسلامی نیز با تمام بگیر و به بندها و غیر دموکراتیک کردن انتخابات، حتی به قولی نمایشی کردن آن، به این بازی بزرگ اجتماعی کشیده می شود ناخواسته و فرا تر از اراده خود، رودررو با نیروئی می گردد که چه به خواهد وچه نخواهد بدنه اصلی جامعه را تشکیل می ده؛  بدنه بسیار ترس‌آور برای جمهوری اسلامی  که خوشبختانه راه عقلانی و معتدل را برای پیش برد، هدف های خود برگزیده است. بدنه ای که رای می دهد  و یاد می گیرد به رای ونظر خود احترام بگذارد، واز فردای انتخابات برای تحقق خواسته های مطرح شده در آن رای مبارزه کند. مبارزه‌ای نفس‌گیر وپر افت و خیز که اورا قوی تر وآبدیده تر خواهد ساخت. من بر خورد مسئولانه نیروهای سیاسی نسبت به این خواسته ها، آنالیز آنها، تلاش برای یافتن، و پبشنهاد جهت اجرا شدن بهتر آن را راه کاری برای نزدیکی به جامعه مدنی ایران و شکل دادن به یک سیمای سیاسی اپوزیسیون واقع گرا، منتقد، خالی از خود‌بزرگ‌بینی سیاسی وهمدوش مردم می دانم که می خواهد بیاموزد و درعین حال تجربه وآموحته‌های خود را در اختیار این نسل بگذارد؛ امری که جز از طریق مشارکت فعال در لحظه لحظه تحولات اجتماعی امکان پذیر نیست.  متاسفانه بسیاری از نیروهای سیاسی عمدتا در خارج قادر به  تغییر، قادر به دیدن این  نسل و این شکل از مبارزه نیستیم  و هنوز همان چارچوب‌های انقلابی خود را صیقل می دهیم وهر نوع از مبارزه  که در این  چهار چوب قرار نگیرد را مضموم  می دانیم. نه بالا آمدن صدها زن در شوراهای شهر وروستا، نه بالا آمدن یک رئیس جمهور معتدل و واقع بین وصلح طلب که همین «طلب» آخرین  جهت همزیستی مسالمت آمیز با همسایگان وکم کردن دامنه تشنج  و پس زدن نیروئی چون رئیسی، برای تائید او در این مرحله کافی است، تغییری در نگاه ما نمی دهد. در این کشاکش انتخاباتی بخش عظیم رای‌دهندگان حتی آنانی که به یارانه‌ها نیاز حیاتی داشتند، واقعیت‌های پبرامون، چشم اندازها را به اعتبار همین نسل تحصیل کرده، اصحاب رسانه، اصحاب هنر و فرهیختگان اجتماعی دیدند و قبول کردند و در مبارزه انتخاباتی شرکت کردند. اما بسیاری از ما هنوز تنها به تفنگ خود یا  تفنگ دیگری باور داریم و دنبال روباه خاکستری هستیم، با تفنگی بر دوش و چشمانی که کم سو شده اند.

تاریخ انتشار : ۳ خرداد, ۱۳۹۶ ۲:۲۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد

سیاستمدار راست افراطی زوی سوکوت بنای یادبود فلسطینیان را تخریب کرد

خاورمیانه در نظم نوین: رقابت اقتصادی، نظامی و نرم جمهوری اسلامی، ترکیه و عربستان

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند