سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۱:۰۵

شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۵

نظام اسلامی: خطر تحول معکوس!

گسترش و تعمیق شکاف در صفوف حکومت کنندگان که مهار آن ناممکن به نظر می رسد؛ در شرایطی که سرکوب جنبش سبز مانع از آن شد تا این جنبش به وزن و ثقلی فرا بروید که تناسب قوای موجود را بسود خود دگرگون سازد، در کشور موقعیتی بوجود آمده است که در آن خطر سیطره-ی کامل فاشیسم اسلامی- سپاهی، می تواند از یک احتمال به واقعیت تبدیل شود.

Getting your Trinity Audio player ready...

اول

چماق کشی و قداره بندی حزب الله علیه آقای کروبی که با تخریب و تیراندازی و آتش زدن درب خانه او همراه بود؛ اتفاقی است که نباید آنرا نامنتظر و خودسرانه و یا بی اصل و نسب، و بدون سابقه و تاریخ نامید. از آن زمان که آیت الله خمینی در راس خیزش توده دهها ملیونی مردم قرار گرفت و به عنوان رهبر بلامنازع انقلاب برسمیت شناخته آمد و تا امروز…؛ چماقداران و قداره کشان حزب الله، از واقعیت های انکار ناپذیر رهبری نظام اسلامی و موجودیت جمهوری اسلامی بوده-اند.

از دوران آیت الله خمینی، قدر قدرتی دستجات چماقدار، علیرغم التفات “رهبر” به آنان – که از مخلص ترین پیروان تحت حمایتش بودند- با نکوهش و اعتراض گلایه آمیز مردم روبرو بود. خوب است به خاطر بیاوریم که همین دستجات و گردانندگان آنان، بعنوان گروههای فشار، نقش موثری در سقوط دولت بازرگان و قلع و قمع بنی صدر و ملی- مذهبی های حامل گرایش لیبرال بازی کردند. آنان که با شعار “حزب فقط حزب الله- رهبر فقط روح الله” اجتماعات دگراندیشان را تار و مار می کردند، دفاتر آنان را تخریب و به آتش می کشیدند و حتی در مواردی با سلاح سرد و گرم، مرتکب قتل و کشتار می شدند، از شمار پیروان خمینی و نیروهای انقلاب اسلامی بودند و شاید به همین دلیل از شناسائی بعنوان اندامی از دستگاه سرکوب نظام ولائی و استبدد دینی، برکنار می ماندند.

نقشی که “لباس شخصی ها” در سرکوب جنبش سبز و کشتار مردم برعهده داشتند و دارند، کاملا” آشکار کرد که این دستجات که دیگر یکسره مزدور و مواجب بگیر و رانت خوار، و اکنون بسیار سازمان یافته و مجهز به سلاحهای سرد و گرم هستند، اندامی از دستگاه سرکوب استبداد دینی هستند. بعلاوه اکنون می توان دید که این دستجات؛ از شمار عواملی هستند که دولت پادگانی کودتا در مسیر مرعوب و تسلیم و به زانو درآوردن سران نمادین جنبش، قبضه- ی بلامنازع و بی کم و کاست قدرت بر آن اتکاء دارد.

تجمع و محاصره پنج روزه خانه آقای کروبی توسط این دستجات، تخریب و تیر اندازی و آتش زدن درب خانه، هتاکی و تعرض آشکار به حریم زندگی خصوصی وی و ارعاب همسایگان و دیگر شهروندان، سکوت تائید آمیز خامنه- ای ، که مهاجمان پیروی خود را از او فریاد می زدند، اعلامیه سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ که در پی بی نتیجه ماندن واقعه، آنرا ” حادثه ای ساخته و پرداخته عناصر بی تدبیر و خود سر” اعلام کرد، بیشتر به یک طرح شباهت دارد که به دلیل برنامه ریزی خام و ناهمآهنگی عوامل اجرای آن، نصف و نیمه رها شد! به نظر می رسد بحران در نظام سیاسی کشور در حال گذار به مرحله ی تازه – ای است.

گسترش و تعمیق شکاف در صفوف حکومت کنندگان که مهار آن ناممکن به نظر می رسد؛ در شرایطی که سرکوب جنبش سبز مانع از آن شد تا این جنبش به وزن و ثقلی فرا بروید که تناسب قوای موجود را بسود خود دگرگون سازد، در کشور موقعیتی بوجود آمده است که در آن خطر سیطره- ی کامل فاشیسم اسلامی- سپاهی، می تواند از یک احتمال به واقعیت تبدیل شود. اگر این ارزیابی درست باشد، بیش از هر زمانی باید بر همبستگی و همرائی ملی همه- ی آزادیخواهان ایران در دفاع از جنبش سبز و پشتیبانی از سران نمادین آن، انگشت تاکید گذاشت.

دوم

کشاکش و منازعاتی که در صفوف حکومت کنندگان روز به روز گسترده تر و عمیق تر در تمام عرصه های حکومتی و همه لایه های حکومت کنندگان جاری و ساری است، بازتاب یک نبرد اجتماعی- اقتصادی عظیم است که امپراطوری صدها و هزاران میلیاردی غارت و قاچاق پرورشگاه آن است. در راس این امپراطوری، نهادهای سپاه و بسیج، امنیتی و اطلاعاتی و مرتجع ترین لایه های روحانیت حاکم و اصحاب مصباحیه و حجتیه قرار دارند که “بیت رهبر” مرکز هماهنگ کننده آنان است. افول آشکار اقتدار “رهبر” در برابر زیاده خواهی و جاه طلبی و قانون گریزی های قلدر منشانه احمدی نژاد، موِئید سرشت اجتماعی کشاکش نبرد قدرت در بالا است. اگر این نبرد با همین آهنگ و شتاب، و ترکیب نیروها و تناسب گرایش ها به پیش رود، صحنه سیاست کشور – دیرتر یا زودتر- عرصه نمایشی خواهد بود که طی آن “مقام معظم رهبری”، عبای قاضی عسکری دولت پادگانی بردوش می کشد! قاضی عسگری دولتی که نماینده احزاب پادگانی- امنیتی و ثروت اندوختگان نوکیسه است که سهم شیر بیشتر می طلبند و در عین حال با آرمانگرائی امام زمانی، و صدقه و صواب جمکرانی با جمعیت چند ملیونی عقب مانده ترین لایه های اجتماعی کشور که عمدتا” ساکن روستا ها و شهرستانها و حاشیه شهرهای بزرگ هستند، در ارتباط است. توده بی شکل مردمی که مصداق “امت شهید پرور ولایت مدار” هستند و تخت ولایت مطلقه فقیه بر دوش نحیف شان استوار است.

کسی که عبای قاضی عسکری دولت پادگانی را بر قامت خامنه-ای می پوشاند چه بسا ممکن است احمدی نژاد نباشد! اما این تغییر معنی داری نیست. تغییر معنی دار؛ تغییری است که ایران را بسوی آزادی پیش براند و این فقط یک حالت دارد و آن عملی ساختن خواست های حداقلی جنبش سبز ملت ایران است؛ خواست هائی که در بیانات و بیانیه های سران نمادین جنبش به تکرار تائید و تاکید، و مطالبه شده است. اکنون بیش از هر زمان؛ ایستادگی سران نمادین جنبش واجد اهمیت و اعتبار آینده ساز است.

اهمیت دارد که به جامعه شناسی سیاست که عوامل اجتماعی پایدار را بررسی می کند کم اعتناء باقی نمانیم. حاصل این کم اعتنائی گرایشی است که بحران فروپاشی در کشور را حول خامنه-ای و احمدی نژاد و اخیرا” مشائی، دور از قاعده و بیش از اندازه شخصی می کند. از سوی دیگر در لایه هائی از جنبش سبز به گسترش تمایلاتی دامن می زند که مستعد ترجیح منافع نظام بر منافع ملت اند. آنان با تحقیر و نکوهش “استقامت” سران نمادین جنبش در دفاع از آزادی، حقوق اساسی مردم و حق حاکمیت ملت، و اصل “انتخابات آزاد”، جنبش سبز را به راه تسلیم و رضا سوق می دهند و به این ترتیب تیغ استبداد را تیز می کنند!

سرکوب، به حضور توفنده جنبش در خیابان پایان داده است، اما آن را به زیر پوست شهر و عمق جامعه رانده است. جائی که در حال تعمیق است! دولت ولائی-سپاهی کودتا بر این امر وقوف دارد. برپایه بسیاری نشانه ها می توان دید که آنها با ترفندها و شگرد هائی نظیر هیاهو پیرامون “مکتب ایرانی” که به دولت کودتا و احزاب پادگانی، ظاهر مخالفت با “فقها” و نوعی همدلی با ملت را می دهد، دست در کار به صحنه آوردن نمایش های مردم فریب و ملت گول زن هستند. نقاط آسیب پذیر جنبش سبز، نقاط اتکای آنهاست و می کوشند در صفوف طبقه متوسط ایران تکیه گاه اجتماعی برای خود دست و پا کنند. باید یادآوری کنم که وابستگی بخش های موثری از اقشار متوسط جامعه به اقتصاد نفتی و دستگاه عریض و طویل بوروکراسی دولتی و درجه نفوذ بوروکرات ها و مدیران میانی “نظام” در صفوف آنان که علایق معینی در دوام و بقای “نظام” دارند، بر درجه آسیب پذیری اقشار متوسط می افزاید. زمینه دیگر؛ فلاکت اقتصادی و و خامت معیشت مردم و تهدیدات خارجی است که بدون اما و اگر حکومت ولائی و دولت پادگانی کودتا مسئول آن هست. به این منظره، باید گستردگی تباهی ناشی از فقر و فلاکت اقشار تهیدست جامعه را اضافه کرد که نظام صدقه دام گسترده- ای برای شکار آنهاست.

یاد آوری این ملاحظات برای نشانه گذاری نقاط قوت و ضعف جنبش، دستکم دارای ارزش متدیک است و بر این امر تاکید دارد که بحرانی که سراپای جامعه را در نوردیده محصول قشربندی اجتماعی و ترکیب نسلی و جمعیتی جدیدی است که طی دو دهه اخیر تکوین پیدا کرده و چهارمین دهه عمر جمهوری اسلامی، مرحله فرجام نهائی آن به نظر می رسد. تحولات اجتماعی عمیقی که فقر و فلاکت و فساد و انحطاط را دامنگیر بزرگترین بخش های اجتماعی کشور کرده و لایه اجتماعی نازکی را که اربابان امپراطوری غارت و قاچاق- اند بر سرنوشت کشور مسلط ساخته است. اما اشتباه بزرگی خواهد بود که جامعه امروز ایران را در این تصویر خلاصه کنیم. تحولات اجتماعی عمیق به گسترش طبقه متوسط شهری منجر شده که جمعیت ۳ ملیونی دانشجویان کشور که بیش از نیم آنان دختران ایرانند، نمادی از آنست. ۷۵ در صد جمعیت کشور را زنان و مردان جوان تشکیل می دهند. از صفوف این جمعیت جوان، نیروی بزرگی برخاسته که بر بستر ارتباطات شبکه های دیجیتالی، انفجاری از آگاهی های مدنی از خود به ظهور رسانده که مصمم تر از هر قشر اجتماعی دیگر، خواهان عبور مدنی و خشونت پرهیز، از استبداد دینی و فلاکت اقتصادی برای رسیدن به آینده-ای در دموکراسی و پیشرفت، برابر حقوقی شهروندی و حقوق بشر است.

متاسفانه در ماههای اخیر، خلاف روشنرائی که در آقایان کروبی و موسوی مشهود است، عمدتا” در برون مرز، شاهد تلاش هائی در برخی رسانه های سبز هستیم که بجای تقویت گفتمان مدنی، در راه سیطره گفتمان دینی در جنبش اهتمام می ورزند. در این رسانه ها آشکارا شاهد بازتولید اسلام سیاسی و قسما” اسلام فقاهتی هستیم و کار تا آنجا پیش رفته که شناعت رفتار و کردار لباس شخصی ها علیه کروبی و خانواده او، به رفتار “یزیدیان” با “اهل بیت حسین” و به آتش کشیدن خیمه هاشان در شام عاشورا، تمثیل می شود. این رسانه ها که “حکومت علی وار، پیکار حسینی و صلح حسنی و آزادی زینبی” را تبلیغ و ترویج می کنند، گفتمان مدنی و شهروندی جنبش سبز را تخریب می کنند و به همرائی ملی و همبستگی میهنی ایرانیان در دفاع از جنبش سبز آسیب های جبران ناپذیر وارد می آورند. اما قبل از هرچیز به سرخوردگی بخش های بزرگی از زنان و جوانانی کمک می رسانند که زندگی و بالندگی جنبش مدیون آزادیخواهی امروزین و پیکار مدنی و شهروندی استور آنهاست و نیروی محرک اصلی جنبش سبز ملت ایران به حساب می آیند.

*

پیش رفتن ایران در مسیر دموکراسی و سکولاریسم یک فرایند و جنبش سبز ملت ایران بمثابه “مشروطه دوم”، جریان این فرایند در اکنون جامعه ماست. تکثرگرائی که بجای طرد و نفی تفاوت، همزیستی خشونت پرهیز، درک متقابل و مدارای متفاوت ها درجنبش را برسمیت می شناسد، و گفتگوی نقادانه، شریان حیاتی هستند که زندگی و بالندگی جنبش سبز را در راه آزادی تامین و تضمین می کند. شرط تعین کننده برای آن که جنبش سبز، هدف آزادی را از احتمال به واقعیت بپوید؛ استحکام “گفتمان دموکراسی” در آن است. این یک گفتمان مدنی، حقوق بشری و شهروندی است که در آن آزادی برای همگان، برای همه ایرانیان است و نه دینی یا ایدئولوژیک که در آن آزادی برای خودی ها است.

تاریخ انتشار : ۲۴ شهریور, ۱۳۸۹ ۱۰:۳۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

ناصر اسالو: اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

دست بالا درمذاکرات، بازگشت به مردم

یادمان پنجاهمین سالگرد کشتار حمید اشرف و یارانش

بیانیه حزب توسعه ملی ایران در حمایت از تفاهم ایران و آمریکا

چرا رسانه‌ها فقط برخی جان‌ها را شایسته سوگواری می‌دانند