سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۲:۵۰

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۰

نقدی بر داستان مسخ نوشته فرانتس کافکا، ترجمه صادق هدایت

این پرسش که خودکشی وی حاصل یک تصمیم آنی بوده است، یا اینکه وی در دو سه سال آخر عمر خود از زندگی و پیشرفت جامعه و نقش انسان در آن چنان ناامید شده بود که به ترجمه داستان کم مایه ای چون مسخ می پردازد و کشش و علاقه و احترام خاصی به کافکا پیدا می کند وحتی می توان گفت شیفته او می شود، اهمیت فراوانی می یابد.

Getting your Trinity Audio player ready...

بی شک شهرت فرانتس کافکا در ایران مدیون صادق هدایت است.نام هدایت به عنوان مترجم،  کافی است تا کششی برای خواندن نوشته های وی برانگیزد.

داستان مسخ از مشهورترین آثاری است که توسط هدایت و دوست دیرینه اش،  حسن قائمیان  به فارسی برگردانده شده است. شهرت هدایت تا بدان حد فراگیر است که حتی نام قائمیان به محاق فراموشی می رود وکمتر کسی با وجود اینکه صراحتا در مقدمه کتاب ذکر شده این اثر توسط این دو نفر ترجمه شده است به این موضوع توجه می نماید.اکثر اشخاص صادق هدایت را به تنهایی مترجم این اثر می دانند.

داستان مسخ در سال ۱۳۲۹ یعنی یکسال قبل از خودکشی  صادق هدایت به فارسی برگردانده شده است.

شخصیت اصلی داستان گره گوار نام دارد که با کار و تلاش خود در تجارتخانه ای هزینه زندگی پدر،  مادر و خواهرش را تامین می کند.داستان از آنجایی آغاز می شود که گره گوار طبق روال همیشه می خواهد سرکار خود برود  که بدون هیچ زمینه و سابقهً قبلی به ناگاه خویشتن را بیمار می یابد!

احساس بیماری و تلقین این احساس وی را دچار تنبلی بی حدی می کند تا جایی که وی واقعا خود را مریض می پندارد و زمین گیر می شود. این فساد چنان  در وجود او ریشه می دواند که خوی انسانی در او بالکل زائل می شود تا جایی که وی خویشتن را حشره می پندارد .  افراد خانواده وی را طرد می کنند. گره گوار در اتاقی دربسته در حالتی نیمه جنون زندگی انگلی پیشه می کند. و با پرخوری سیری ناپدیر و رفتارهای غیر طبیعی اش نفرت اعضای خانواده را بر می انگیزد.

در داستان مسخ،  گره گوار نماد توهین به شخصیت  و شعور انسان است. انسانی که آفرینشگر، خلاق و تلاشگر است در این داستان از هر حیث به سخره گرفته می شود. پرسشی در این جا مطرح می شود : آیا هدایت که یکسال قبل از خودکشی اش مبادرت به ترجمه این اثر نموده است در اواخر زندگی خود واقعا در باب مفهوم انسان و نقش وی در جامعه به این باور رسیده بود؟

با در نظر گرفتن اینکه هدایت در زندگی کوتاه ولی پرثمر خویش چنان اثرهای ماندگاری در عرصه ی ادبیات داستانی میهنمان آفریده است که به حق می شود اورا پیشتاز داستان نویسی واقع گرایی بعد از انقلاب مشروطیت در ایران دانست.

این پرسش که خودکشی وی حاصل یک تصمیم آنی بوده است، یا اینکه وی در دو سه سال آخر عمر خود از زندگی و پیشرفت جامعه و نقش انسان در آن چنان ناامید شده بود که به ترجمه داستان کم مایه ای چون مسخ می پردازد و کشش و علاقه و احترام خاصی به کافکا پیدا می کند  وحتی می توان گفت شیفته او می شود، اهمیت فراوانی می یابد.

نگارنده مایل است این پرسش را با خوانندگان در میان نهد که خالق آثار بی نظیری چون حاجی آقا، قصه آفرینش و علویه خانم با چه انگیزه ای گره گوار را که در روند زندگی عاری از هر نوع خصلت انسانی می شود به ما معرفی می کند؟ در این مورد می توان بحث را با تاملی برآخرین نوشته هدایت با عنوان * پیام کافکا * پی گرفت.

هدایت در پیام کافکا مطالبی را مطرح می کند که نشان می دهد وی دچار روحیه متعارض و متناقضی  با گرایشات نهیلیستی شده است. موضوع را اندکی بشکافیم. پیام کافکا که در ۵۷ صفحه توسط انتشارات مجید منتشر شده است، تحلیلی است که صادق هدایت از کافکا و زندگی و آثار او نموده است. هدایت در این نوشته آشکارا به تمجید  وستایش کافکا پرداخته است.  کافکا در سن ۴۱سالگی در اثر بیماری سل گلو در گذشت. وی در زندگی خویش به تمامی معنا  دچار ناامیدی و یاس بود. کل نوشته هایش در سایه این ناامیدی و ناکامی به رشته تحریر در آمده است. و به نحوی توصیف در ماندگی خویش از زندگی است. موردی که هدایت هم در بخشی از پیام کافکا  به آن اذعان دارد.  و بدرستی می نویسد: «شخص و اثرش جدایی ناپذیر است». با در نظر داشت این مطلب که هدایت می گوید: همه قهرمانان آثار کافکا افرادی خرد شده هستند و کافکا آرزوی نابودی کامل شخصیت خود را داشته است. و از سوی دیگر می گوید: کافکا مظهر آدم جنگجویی است.  نمی رساند که هدایت در وصف کافکا دچار تناقضی شده است که سراسر زندگی کافکا با آن عجین بود؟  در دهه بیست همه ی نشست و برخاست هدایت با پیشروان ادب و فرهنگ زمانه خود نظیر زنده یاد عبدالحسین نوشین بود. در همان ایام نوشته های ارزشمندی به قلم وی چاپ ومنتشر شد. بعد ازحادثه  تیراندازی به محمد رضا شاه در بهمن سال ۱۳۲۷که پی‌آمد آن بسته شدن فضای کشور شد؛ این وضعیت تاثیر منفی عمیقی بر روح و روان هدایت نهاد  و وی را از امید به هر نوع  تحول در کشور مایوس ساخت.  همین تاثیر را می توان سبب شیفتگی وی به کافکا دانست. کافکایی که معتقد بود: انسان ناگزیر است پایان فرمان روایی خود را به عنوان شخصیت انسانی به رسمیت بشناسد.  هدایت درسرانجام  زندگی خود به بن بست رسیده بود.

… وپایان غم انگیز زندگی اش در پاریس که مرگی خود خواسته است،  ریشه در همین افکار یا « دگر دیسی» داشته است.  

تاریخ انتشار : ۱۵ آذر, ۱۳۹۴ ۹:۳۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک