سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ دی, ۱۴۰۴ ۱۹:۴۹

سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۹

برادرم!
غلاف کن، / تا تاریخ بداند / هنوز هم / قهرمان نمی‌کُشد. / مادران / چشم‌ به‌ راه‌اند/ بیا دست در دست هم / به خانه برگردیم
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: زری
نویسنده: زری
سرکوب تاریخی احزاب و سندیکاهای مستقل کارگری، خیانتی از سوی حکمرانان که راه غارت و بی‌ثباتی کشور را هموار کرد
حذف نهادهای اصلاح‌گرا در ایران امروز، میدان را به‌طور کامل در اختیار الیگارشی اقتصادی قرار داده و ثروت عمومی را به نفع اقلیتی خاص مصادره کرده است. این خلأ نهادی،...
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: سیاوش قائنی
نویسنده: سیاوش قائنی
بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان درباره سرکوب و کشتار معترضان
اعتراض به وضعیت اسفبار زندگی، حق طبیعی مردم برای برخورداری ازحقوق شهروندی، زندگی امن و با کرامت، آزادی بیان ودیگر حقوق غیرقابل سلب آنان است. ... ما تأکید می‌کنیم که...
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: مجامع اسلامی ایرانیان
نویسنده: مجامع اسلامی ایرانیان
بیانیه‌ها و اکانت‌های جعلی در حمایت از رضا پهلوی و فرصت‌طلبی و موج‌سواری پهلوی!
تیترهای خیر ایران اینترنشنال و روزنامه‌های اسرائیلی مانند Jerusalem Post نشان می‌دهد که حدود ۸۰ درصد اخبار آن‌ها مشترک بوده‌اند. حتی برخی گزارش‌ها کلمه‌به‌کلمه ترجمه مطالب عبری بودند. گزارشگران این...
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: بهرام رحمانی
نویسنده: بهرام رحمانی
بازگشت به پادشاهی استبدادی یا گذار به بناپارتیسم؟
بناپارتیسم نیز هرچند همچون ولایت مطلقه فقیه فردمحور است، اما دارای تفاوت‌هایی با آن است، زیرا رهبر نظامی مشروعیت خود را نه از دین، بلکه از لوله تفنگ سربازانش میگیرد....
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: منوچهر صالحی لاهیجی
نویسنده: منوچهر صالحی لاهیجی
هم‌پیوندی بحران‌های امنیتی، اقتصادی و اجتماعی در یک سناریوی کلان بی‌ثبات‌سازی، جنگ و براندازی
نادیده گرفتن ضرورت اصلاحات بنیادین در حکمرانی، خود به متغیری تقویت‌کنندهٔ سناریوهای بی‌ثبات‌سازی ترکیبی بدل می‌شود. هنگامی که شبکه‌های رانتی و ساختارهای ناکارآمد امکان یک «خانه‌تکانی تاریخی» را مسدود می‌کنند،...
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: سیاوش قائنی
نویسنده: سیاوش قائنی
The people and society of Iran are in need, desire, and are ready for fundamental change!
In the course of the popular struggles of the past years, central asks and demands have crystallized, and the struggle to realize them and to exert organized pressure on the...
۲۳ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: The Political-Executive Committee of The Organization of Peoples' Fadaian of Iran(Majority)
نویسنده: The Political-Executive Committee of The Organization of Peoples' Fadaian of Iran(Majority)

نقد یا “محاکمه”- تحول گرا یا تلافی جو

ما بمنظور تحول اجتماعی به نقد احتیاج داریم، یعنی، یک نظام اجتماعی، یا سیاسی و هرچیزی مشابه را که احتیاج به تحول دارد، مورد نقد قرار میدهیم و نه اینکه محاکمه می کنیم

معلوم نیست که چرا یک نکته را جریانهای ترقی گرا هنوزهم نمیخواهند درک کنند. سوگند به مارکس و لنین، و مدح و ثنای دایمی از آنها تا جایی که دیگر هردو و بسیاری از این قبیل تبدیل به درخت های معجزه گر و یا محرابهای دیواری بیشمار ایتالیایی شده اند، بدون پرداختن به مضمون حضور تاریخی آنها، یعنی صنعتی شدن، و بخطا، یکی گرفتن صنعتی شدن و سرمایه داری، راه را برهرگونه تحول اجتماعی می بندد. فراموش نباید کرد که مسئله “الکتریفیکاسیون” بعد از اکتبر روسیه (طرح و اجرای شبکه سراسری برق) مضمونا شبیه ماشین شکستن دوران بدویت انقلاب صنعتی در انگلیس بوده است.

و اما چرا چنین است. یکی از بزرگترین و مهلک ترین، و حتا بذر پاش خشونت بودن، بخطا، ” محاکمه و محکمه پسند بودن” را برابربا نقد نظری گرفتن دانستن، است. ما بمنظور تحول اجتماعی به نقد احتیاج داریم، یعنی، یک نظام اجتماعی، یا سیاسی و هرچیزی مشابه را که احتیاج به تحول دارد، مورد نقد قرار میدهیم و نه اینکه محاکمه میکنیم. شاید بعد از مارکس، و با انگلس، و بالاخره لنین، بتوان گفت، که نگاه مارکسی که از هگل فرا گرفته بود، و تنها ضرورت را در سرو ته کردن او دیده بود، از نقد به “محاکمه” تبدیل شده باشد. اینکه از یکسو ضروریات شکافتن تاریخی و گشایش دورنمای تحولات عظیم و سراسری توسط شکستن حکومت تزاری و گرفتن قدرت سیاسی موجب این وضعیت شده بود، اما از سوی دیگر، خروج انگلس از حوزه تاریخ به حوزه طبیعت – در دیدگاه- را میتوان ریشه این خطا احتساب کرد. »مارکس و مارکسیسم “ناگهان” تبدیل به “دادستان و وکیل دعاوی شدند”، و نقد هم به “محاکمه و دادگاه” دگرگون شد. شاید امپری کریتیسیسم، را بیشتر بتوان یک ادعانامه قضایی دانست و پس محکمه پسند، و نه یک نقد و نوشته یی متفکرانه و نظریه پردازانه. انگلس فراموش کرده بود که دیالکتیک، قانون حاکم بین اشیائ طبیعت نبود، بلکه وساطت انسانی- یعنی باز سازی واقعیت در رهگذر اندیشه بود و ارتباط آن با خود واقعیت. با دیالکتیک طبیعت، ما شاید به انیمیسم باز گشتیم و مشابه بومیان بسیاری از مناطق، به تمام اشیاء و اعضائ طبیعت جان دادیم. اثر این خطا ریشه هرچه نقد و تحول طلبی بود را از مارکس گرفت. تحول درون تاریخ اتفاق میافتد و نه بین اشیائ طبیعت. حتا دیالکتیک بین این اشیاء با وساطت درک ما از طبیعت میتواند جاری باشد و نه اینکه برای سنگ و درخت و رودخانه روح قایل باشیم. جامعه معطوف و موضوع تحول لنین، با خروج از تاریخ، عملا، به نا-جامعه تبدیل شد. اشیا انسان شدند، و انسانها، اشیا. این اشکال را باید تراقی گرایی حل کند تا هم تحولات اجتماعی و ضرورت عینی وقوع آنها را با کلید “اتهام و جرم و خیانت” نخواند، و هم راه را برای درک نقادانه و متفکرانه باز کند. نقد باید ار اتهام، و محاکمه، و طبعا اعلان جرم منفک شود، که حتا بد ترین نظامات را نقد کنیم و نه محاکمه- محاکمه جانشینی را فلج میکند- مشگلاتی که بعد اکتبر بوجود آمدند- جامعه تحویل نگرفتند، تنها یک قطعه چوب یا سنگ، ویا شاید رودخانه یی و درختی بود. در ایران هم گذشته و رژیم سیاسی و نظام اجتماعی-اقتصادی پیشین نقد نشده است، در بهترین حالت “محاکمه” شده است- “محاکمه” شاید شکل ایدئولژی شده (سنگ شده) نقد باشد- پس میشود دوباره دادگاهی راه انداخت و محاکمه را از سر نو و با وکیل مدافعان چهار نسل بعد، و هیئت منصفه یی که از طریق دستکاری برچیده و ردیف میشوند برگزار کرد. – اتهام و جرم ودادگاه محدوده زمانی دارند- پس میشود آب رفته را باز گرداند- حتا گذشته یی “جدید” را نیز تعریف کرد. نقد مفهوم “سوپرامنتو” دارد– و تلافی جویی هدفش نیست. محاکمه تلافی جوست. نقد تحول گرا و تحول آفرین است، و اساسا، از این ضرورت ناشی میشود، در حالیکه، “محاکمه” نه تنها این ویژگیها را ندارد، بلکه، عمیقا، بازگشت گراست، و خشونت پرور.

تاریخ انتشار : ۱۱ فروردین, ۱۳۹۰ ۸:۰۸ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

نامه‌ای سرگشاده به همۀ دغدغه‌مندان آزادی و آیندهٔ ایران

ما فداییان خلق ایران، هر سه این جبهه‌ها را در تقابل آشکار با منافع مردم و کشور می‌دانیم. ما، هم‌سو با همۀ نیروهای مترقی ایران، بر این باوریم که شکل‌گیری یک برآمد اجتماعیِ متحد حول مطالبات روشن و مشخص، در پیوند با سازمان‌دهی متکثر و غیرمتمرکزِ اعتراض‌های مسالمت‌آمیز، می‌تواند به پیروزی‌های چشم‌گیرتر مردم و تقابل مؤثرتر با جبهه‌های استبداد بینجامد. جامعهٔ مدنی آگاه، جنبش‌های اجتماعیِ درهم‌تنیده و نیروهای مردمی و سیاسی ایران بارها نشان داده‌اند که توان ایستادگی خردمندانه در برابر خشونتی را دارند که هر سه جبهۀ دشمنان مردم بازتولید می‌کنند؛ و هر بار نیرومندتر از پیش بازمی‌گردند.

ادامه »

در حسرت عطر و بوی کتاب تازه؛ روایت نابرابری آموزشی در ایران

روند طبقاتی شدن آموزش در هماهنگی با سیاست‌های خصوصی‌سازی بانک جهانی پیش می‌رود. نابرابری آشکار در زمینۀ آموزش، تنها امروزِ زحمتکشان و محرومان را تباه نمی‌کند؛ بلکه آیندۀ جامعه را از نیروهای مؤثر و مفید محروم م خواهد کرد.

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

انقلاب آمریکایی: پیروزی دموکرات‌های سوسیالیست از نیویورک تا سیاتل…

گودرز اقتداری: با توجه به اینکه خانم ویلسون، شهردار سابق را ابزاری در دست تشکیلات حاکم بر حزب معرفی می‌کرد، به نظر می‌رسد کمک‌های مالی از طرف مولتی میلیونرهای سرمایه‌داری دیجیتالی در شهر که عمده ترین آنها آمازون، گوگل و مایکروسافت هستند و فهرست طولانی حمایت‌های سنتی حزبی در دید توده کارگران و کارکنانی‌که مجبور به زندگی در شهری هستند که عمیقا با مشکل مسکن و گرانی اجاره ها روبرو است، به ضرر او عمل کرده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

برادرم!

سرکوب تاریخی احزاب و سندیکاهای مستقل کارگری، خیانتی از سوی حکمرانان که راه غارت و بی‌ثباتی کشور را هموار کرد

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان درباره سرکوب و کشتار معترضان

بیانیه‌ها و اکانت‌های جعلی در حمایت از رضا پهلوی و فرصت‌طلبی و موج‌سواری پهلوی!

بازگشت به پادشاهی استبدادی یا گذار به بناپارتیسم؟

هم‌پیوندی بحران‌های امنیتی، اقتصادی و اجتماعی در یک سناریوی کلان بی‌ثبات‌سازی، جنگ و براندازی