سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ اسفند, ۱۴۰۴ ۱۹:۰۵

سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹:۰۵

هستیم استوار و پایدار، ایستاده، هشیار و بیدار

نامه ای به پدر عزیزم رحمان ابراهیم زاده که همچون بید خم شد اما نشکست

افرادی که چنین مشقت هایی را تحمل می کنند، قوی تر می شوند. من به شما اطمینان می دهم که آرمان و هدف ما به قدر کافی قوی است و از وفاداری دوستانمان و مردم برخورداریم و فقط عشق و اخلاص و حمایت شما، دوستان، رفقا و مردم خواهد بود که مرا در تحولات آینده یاری خواهد کرد. تاریخ نشان داده که وقتی وجدان مردمی بیدار شده باشد، مجازات نمی تواند آن ها را از راهشان باز دارد.

پدر عزیزم برایتان با عشق می نویسم تو نیز با عشق بخوان، برایت از نهایت دلتنگی ها و از حصار فاصله ها سلام و درود می فرستم. پدر مهربانم درمانده ام که سخن را چگونه آغاز کنم که شرمسار نباشم و آن گونه که شایسته است بتوان حق مطلب را ادا کنم چرا که بر این باورم کلام آغاز نمی شود تا دیدنت.

پدرعزیزم تکیه گاه دوران کودکی ام، هر زمان که درباره قداستت فکر می کنم نمی دانم وصف خوبی هایت را از کجا شروع کنم، تا کجا ادامه دهم و به انتها برسانم توصیف خوبی های تو نه در زمان می گنجد نه درمکان. هرگز فراموش نمی کنیم که چگونه با دستان خالی از مادیات و چشمانی پر از امید در کنار مادر عزیزمان برایمان گام برداشتی، از خودگذشتگی نشان دادی و ما را مفتخرانه و سربلندانه بزرگ کردی. رهنمودهایت در دوران کودکی و نوجوانی ام همچنان در گوشم است.

ای کاش مجالی برای با تو بودن پیدا شود تا دوباره لحظه های با توبودن را حس کنم. ای کاش این فریاد بی کلامم مرهمی باشد بر روی زخم هایم. شاید تنها چندقطره از اشک دریای متلاطم قلبم آرام گیرد. پدر عزیزم چشم هایم را که می بندم اولین تصویری که در ذهنم نقش می بندد تصویری از توست. افسوس می خورم که ماهی یک بار همدیگر را می بینیم آن هم از پشت دیوارهای سرد اوین که با میله های آهنین و شیشه های کدر تزئین شده است. در آن لحظات ملاقات که چشمان بارانی ات را می بینم آتش به خرمن هستی ام می افتد تنها نفس های گرم وجودت است که مرا به وجد می آورد.

پدر عزیز و مهربانم در بند بودن را موهبتی می دانم برای رسیدن به روزهای خوش آزادی، و قتی به گذشته و کودکی و نوجوانی ام می اندیشم غرور سراپای وجودم را فرا می گیرد که در کنار پدری دلسوز و مهربان همراه با آرمان های انسانی بزرگ شده ام و به من آموخته ای که نباید در برابر ظلم و ظالم سرخم آورم. من از سال ها بودن در کنارت آموخته ام که باید شاگرد خوب زمانه باشم و از معلم تاریخ بیاموزم که بعضی فرصت ها یگانه و تکرار ناپذیرند و برای قبولی در این آزمون سخت باید با جسارت گزینه مقاومت را برگزید و رتبه افتخار را به دست آورد. پدر عزیزم تو که لحظه به لحظه با مقاومت و صبرت به من ایستادگی می آموزی، مایه ی افتخار من هستی. ترا دوست دارم چون شایسته دوست داشتنی، مهربان عزیز، هنوز پژواک صدای پرمهرت در گوشم طنین انداز است، تو مهربان بودی و با محبت، مقاومت و پایداری که در طول بازداشت من تحمل کردی، تحسین برانگیز است. این نیز توان و روحیه مرا دوچندان می کند. هنوز روزهای سخت حبس انفرادی در ۲۰۹، محروم بودن از ملاقات و تلفن، دادگاه و حکم ۲۰ ساله آن روزهای دهشتناک و غمناک را در یاد دارم و از خاطره و ذهنم بیرون نرفته است.

چه کسی می داند چه بر من گذشت پدر عزیز، ما نخستین خانواده ای نیستیم که دچار این وضع شده ایم. افرادی که چنین مشقت هایی را تحمل می کنند، قوی تر می شوند. من به شما اطمینان می دهم که آرمان و هدف ما به قدر کافی قوی است و از وفاداری دوستانمان و مردم برخورداریم و فقط عشق و اخلاص و حمایت شما، دوستان، رفقا و مردم خواهد بود که مرا در تحولات آینده یاری خواهد کرد. تاریخ نشان داده که وقتی وجدان مردمی بیدار شده باشد، مجازات نمی تواند آن ها را از راهشان باز دارد. این در مورد من و دیگر هم طبقه ای ها و رفقایم که قبلاً با آنها کار کرده ام صدق می کند.

پدر عزیزم دوستت را دارم. دستان پرمهرت را می فشارم و قلب پاکت را می بوسم، چون اسطوره مقاومتی .

زنده پایدار بمانی

 فرزندت بهنام ابراهیم زاده اردیبهشت ۹۱ زندان اوین

تاریخ انتشار : ۱ خرداد, ۱۳۹۱ ۷:۳۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

ایران واحد؛ حاصل همبستگی هزاران‌سالهٔ اقوام گوناگون این سرزمین؛ همبستگی‌ای گسست‌ناپذیر

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): از احزاب کرد می‌خواهیم به شعار زنده‌یاد رفیق قاسملو ـ «دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» ـ که سال‌های طولانی راهنمای عمل احزاب کرد و مردم کردستان در ایران بوده است پایبند بمانند، به دیگر جریان‌های سرتاسر ی بپیوندید و در روند گذار مسالمت آمیزاز جمهوری اسلامی ایران به حاکمیت مردم، نقش تاثیر گزار ایفا کنید. جنگ این امکان را ناممکن می کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تلنگری به وجدان انسانی

در بارۀ کاخ سفیدی می‌گوییم که علیرغم پیشنهاد مشترک ایران و عمان در مذاکرات، چند ساعت پس از اعلام چشم‌پوشی ایران از ذخیره کردن اورانیوم و آمادگی ایران برای گفتگوی منطقه‌ای در مورد زرادخانه موشکی ایران، با نقض فاحش حقوق بین‌الملل، جنگ را آغاز کرد. با دولتی مواجهیم که موشک تاماهاک بر مدرسه میناب انداخت و ناو غیرمسلح ایران را بیش از هزار کیلومتر دور از منطقه جنگی با دو اژدر پیاپی هدف قرار داد و پرسنلی را به قتل رساند که از مانور مشترکی با خود آمریکایی‌ها برمی‌گشتند.

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نقشه مراکز غیرنظامی آسیب‌دیده در حملات هوایی اسرائیل و آمریکا

برای صلح، آزادی و دمکراسی: همبستگی کنشگران صلح و عدالت در برابر تهدیدهای فاشیستی

سازمان عفو بین‌الملل؛ آمریکا متهم به جنایت جنگی در حمله به مدرسه میناب

زندگی در میان ویرانه‌های یک خانه؛ روایت امدادگر هلال احمر از لحظات حساس نجات نوزاد شش‌ماهه

هانا آرنت؛ توتالیتاریسم ابتذال شر

چرا آمریکا پنجرۀ فرصت نفتی را باز کرده است؟