سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۸:۱۷

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۷

هیش (عروسی)

سپیدی داشت ظلمت شب را می شست و دریا دیگر آن سیاهی شب را نداشت. دل کمی آرام شده بود. خنکای صبحگاهی که به صورت می خورد، کرختی شب و دلهره ها را جاروب می کرد. احساس خوبی به عادل دست می داد. صدای موتور لنج هم دیگر مثل سراسر شب آزارش نمی داد. عادل دیگر دلواپس زمان نبود. او بقولش عمل کرده بود و حالا با دست پرُ برمی گشت. به حنا قول داده بود که "بخاطر تو برمی گردم". و حالا الهعد و وفا.

Getting your Trinity Audio player ready...

 

“… گیره از موها برداشت. دو خرمن گیسو باهم به رقص درآمدند و همچون آبشار بر دوشش روان شدند…” در خیال چنین می دید. دل دیگر تاب نیاورد و سر فرود آمد در برابر آن همه شکوه، نفس در سینه حبس شد و زبان به لکنت افتاد.

سپیدی داشت ظلمت شب را می شست و دریا دیگر آن سیاهی شب را نداشت. دل کمی آرام شده بود. خنکای صبحگاهی که به صورت می خورد، کرختی شب و دلهره ها را جاروب می کرد. احساس خوبی به عادل دست می داد. صدای موتور لنج هم دیگر مثل سراسر شب آزارش نمی داد. عادل دیگر دلواپس زمان نبود. او بقولش عمل کرده بود و حالا با دست پرُ برمی گشت. به حنا قول داده بود که “بخاطر تو برمی گردم”. و حالا الهعد و وفا.

یک بار دیگر دستش را در جیب فروبرد و برای اطمینان بسته را با انگشتانش لمس کرد. گرمی بیشتری در چاله دستش احساس می کرد؛ هدیه حنا سر جایش بود. به او قول داده بود که یک سینه ریز و چند بنگری (النگو) برایش بخرد.

لنج سلانه سلانه به شهر نزدیک می شد، بادگیرها وگچکاریهای خانه ها چهره نمایان می کردند. عادل دیگر سر از پا نمی شناخت. این لحظه های آخر انتظار دیوانه اش می کردند؛ انگار که زمان با او سر ناسازگاری داشت. اما او با صبر و حوصله حرکت می کرد.

دیدار حنا بعد از چند سال، و عروسی با او همه ی آرزوهایش بود و بس. دو تصویر در ذهن داشت: تصویر دوران جوانی و عکسی که طوبا، خواهرش، سه سال پیش برایش فرستاده بود. خرمن موها بر دوشش همچون آبشاری روان بود، و در زلالی چشمانش زندگی کمانه کرده بود. لبخندش آینده را نشان می داد. چقدر بزرگ شده بود، چقدر با آن زمانی که همدیگر را می دیدند فرق کرده بود؛ “چه خانمی شده بود!”

“حنای عزیز! آیا من برای تو هنوز آن عادل چند سال پیشم یا نه؟ من که بقولم وفا کردم، هم برات اشرفی و بنگیری دارم می آورم و هم پول عروسی مان و خانه ای که در آن می خواهیم زندگی کنیم.”

“عروسی که تو می خواستی، عروسی که می گفتی توی پنج دری، کپ تا کپ (انبوه) آدم باشه و زیبا، شیروان و زلی (زلیخا) موقع ساخت خنچه دهل بکوبند و جفتی بزنند.”

خوشحال بود ولی احساس غریبی داشت. انگار به دلش چنگ می زدند. بیش از حد مضطرب بود. از واکنش حنا می ترسید، این ترس نگرانی را در او دوچندان می کرد. از یک طرف خوشحال بود که بعد از چند سال حنا را می بیند و از طرف دیگر نگران واکنش او بود. نمی دانست او چه خواهد گفت و چه خواهد کرد.

در این حال وهوا، زندگی در چرخش بود و سپری می شد، بی آن که به فکر وخیال عادل تاملی کند. می رفت که سپیده را به روشنائی صبح تبدیل کند.

***

پنج دری کپ تا کپ پر شده بود. تمام فامیل از دورونزدیک برای خوشآمدگوئی آمده بودند، همسایه ها هم. فضای اتاق از بوی تنباک (تنباکو) و دود قلیان انباشته بود. گرما دوچندان شده بود . کولر اتاق دیگر کفاف این همه جمعیت را نمی کرد. طوبا، خواهر عادل، داشت به مهمانان شربت وینتو تعارف می کرد.

در این دوسه روزی که عادل برگشته بود، درخانه خیلی آمدوشد بود. طوبا و خانواده یک پایشان تو مُطبخت (مطبخ، آشپزخانه) بود و پای دیگرشان تو پنج دری.

عادل گرچه حواسش به مهمانان بود و لبخند روی لب داشت، اما فکر و دلش پی حنا بود و چشم از در بر نمی داشت.

داشت مضطرب می شد. تو ذهنش سئوالهای جورواجوری مطرح می شدند. چرا؟ نکند …؟

انتظار و نیامدن حنا، چشمهایش را داشت خیس می کرد و بغض غریبی در گلویش سنگینی می کرد. دلش می خواست که همه ی این آدمها، که آنجا بودند، نباشند و او دور از اغیار گریه کند.

عادل خود خوب می دانست که عشق حنا او را به بندر کشانده و تمام این مدت که دور از او بود، یک لحظه او را فراموش نکرده و او همیشه ملکه ذهنش بوده است. ولی امروز زندگی بازی دیگری با او شروع کرده بود.

تو که می دونی چقدر برایم عزیزی. کجائی؟ چرا نمی یائی؟ دارم دق مرگ می شوم، آخه بیرحم! مگر نمی دانی، من فقط به خاطر تو برگشتم! چه خطائی از من سرزده که این جوری مرا به انتظار می کُشی؟
چرا؟ چرا؟ تو چرا طوبا؟

تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود