سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۸ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۲:۳۷

دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۷

پایان نسبیت های فرهنگی

از دیگر نیازهای فطری بشری، آزادی و حق انتخاب نوع زندگی است، البته تا جائیکه آزادی دیگر انسانها را محدود نکند. قوانین و مقررات اجتماعی که به این نیاز پاسخ مثبت بدهند و آنرا ضمانت نمایند مشمول رعایت و احترام هستند و کار پسندیده همانا پیروی از این قوانین است. در این رابطه نیز ما نیازی به متولیان مذاهب برای تعریف حقوق انسانها و مشخص کردن حد و مرز آزادی های مردم نداریم و اگر از منطق بسیار ساده ضرورت ها و نیازهای فطری بشریت حرکت کنیم، دیگر دچار پیچ و خمهای مذاهب، که راه ثواب و گناه را از قبل تعیین کرده اند، نخواهیم شد.

با وجود تفاوت های فرهنگی بسیار در میان ملت ها، در عین حال می توان ادعا کرد که انسانها، مستقل از فرهنگ و سرزمین خود تقریبا یک برداشت مشابه از عدالت و حقوق برابر دارند و حتی منطق های کمابیش مشابهی را برای اثبات ضرورت رفاه و امنیت اجتماعی بکار می برند. 

این گزاره بنظر جاناتان اسرائیل، Jonathan Esrael (تاریخ شناس معروف انگلیسی) یکی از مهمترین دست آوردهای عصر روشنگری و مدرنیته است. وی در کتاب خود “انقلاب در اندیشه”، revolution of mind، بحثی را به این مضمون مطرح می کند که ارزشهای خوب و بد و اخلاقیاتِ برخاسته از آنها از یک واقعه تاریخی (مانند ظهور پیامبران) و یا منابع خاص (خدایان) سرچشمه نمی گیرند. ارزشهای خوب و اخلاق پسندیده در حقیقت همان بازتاب احترام به قوانین و رعایت مقرراتی است که بر اساس حقوق فطری انسانها تدوین و تنظیم شده اند و توسط نهادهای اجتماعی، که خود نیز مشروعیت خود را بخاطر حمایت از حقوق انسانها می گیرند، به اجرا در می آیند. 

بر این مبنا میتوان گفت که درجه خوب و اخلاقی بودن یک رفتار اجتماعی در درجه اول به نوع نگاه و برخورد با قوانین و مقرراتش باز می گردد. اگر این قوانین برای تامین امنیت و رفاه و ضمانت حقوق برابر انسانها تنظیم و به اجرا در آمده باشند، می توان گفت که احترام به قوانین حاکم و رعایت آنها یک کار خوب و پسندیده محسوب می شود. برای مثال، چون قوانین رانندگی در نهایت برای حفظ امنیت شهروندان و ضمانت حقوق برابر استفاده کنندگان از امکانات و زیر ساخت های حمل ونقل شهری تنظیم وتوسط پلیس راهنمایی و رانندگی اعمال می شوند، شایسته احترام و رعایت هستند و طبیعتا کار ناپسند و بد، عدم رعایت این قوانین و یا سو استفاده از انها به نفع خود می باشد. 

در صورتیکه از همین زاویه یعنی پیش شرطِ رعایت حقوق برابر، امنیت، رفاه و آسایش مردم به سایر قوانین اجتماعی نگاه کنیم می توانیم نتیجه بگیریم که این نوع از قوانین نیز -در صورت تحقق این پیش شرطها- شایسته احترام و رعایت هستند و بنابراین کار ناپسند و غیراخلاقی همانا عدم رعایت و نقض آنها می باشد. همانطور که رعایت قوانین رانندگی موجب رضایت و آرامش شهروندان است، می توان گفت که رعایت سایر قوانین اجتماعی که بر اصل حقوق برابر استوار شده باشند، موجب خوشبختی مردم خواهند شد. 

همین منطق را می توان در رابطه با هنجارهای اجتماعی و فرهنگی نیز به بکار برد. به این معنی که اگر از منظر ضرورتِ همگانی برای برخورداری برابر از امکانات حیات و منابع طبیعی و همچنین از زاویه رفاه و امنیت برای همه انسانها به بحث هنجارها اجتماعی بنگریم، می بینیم که اصولا هنجارها اجتماعی و ارزشهای اخلاقی جهان شمول هستند و ریشه ها و مبانی سکولاریستی و زمینی دارند. زیرا نیاز به امنیت و رفاه، و برخورداری از حقوق برابر در استفاده از امکانات طبیعی یک نیاز فطری بشری است و مختص یک فرهنگ ویا ملت و یک طبقه ویژه نیست و برای اثبات ضرورت و حقانیت آنها الزامی برای مراجعه به منابع ماورا طبیعت وجود ندارد. 

واضح است که هر ملتی زبان، ادبیات، رفتارهای اجتماعی، آداب معاشرت و روش های خاص زندگی خود را دارد، از روش غذا خوردن، لباس پوشیدن تا طراحی خانه و محل زندگی، اما اگر ما این رفتارها و عادات خاص اجتماعی را از فرهنگ عمومی این جوامع جدا کنیم، می بینیم که سایر هنجارهای اجتماعی و فرهنگی این جوامع تقریبا مشابه یکدیگر می شوند، حتی با وجودی که هر یک از این جوامع تاریخ و ادبیات متفاوت و دین و مذهب خاص خود را دارد. بر این مبنا می توان گفت زمانی که هنجارهای اجتماعی و فرهنگیِ ملت ها منشا مشترکی پیدا می کنند دیگر نمی توان از نسبیت هنجارهای های فرهنگی صحبت کرد. به سخن دیگر، هنجارهایی که برای پاسخگویی به نیازهای فطری و بر اساس ضرورت -که در میان ملت ها کما بیش برابر هستند- شکل گرفته اند جهان شمول هستند. 

هویت فرهنگی متفاوت ملت ها نیز دلیلی بر نسبی بودن هنجارهای فرهنگی و اخلاقیات عمومی نمی تواند باشد. در حقیقت هویت فرهنگی جوامع بشری را باید بیشتر به تاریخ ویژه هر ملت، رفتار های خاص اجتماعی آن، زبان و عادات ویژه این جوامع بر گرداند و محدود کرد. ما یک ملت را با زبانش، تاریخ و عادات خاص شان می شناسیم و از این نظر هر ملتی منحصر به فرد است. اما به این دلیل که -از نظر هنجارهای اجتماعی- نقاط اشتراک فراوانی بین فرهنگ ها و ملت ها وجود دارد می توان نتیجه گرفت که یک ملت از نظر هنجارهای اجتماعی منحصر بفرد نیست و برتری خاصی بر دیگر ملل ندارد. 

وجود اعتقادات مذهبی و دینی، فرع بر هنجارهای اجتماعی هستند واصولا تلاش برای تعادل و تنظیم مناسبات اجتماعی در تاریخ انسان اجتماعی بسیار قدیمی تر از مذاهب و ادیان -که در فرایند حیات خود تبدیل به یک ایدئولوژی تمام گرا و توتالیتر شده اند- می باشند. و علت اینکه این ادیان ادعای تمامیت خواهی و معیار سنجش ارزشها شده اند را باید در این واقعیت تاریخی دید که ادیان، بویژه ادیان تک خدایی، یا از همان ابتدا با ادعای تمامیت خواهی و جهان شمولی ظهور کردند، مانند اسلام، و یا در پروسه های بعدی رشد خود به قدرت سیاسی آغشته شدند و تبدیل به یک ابزار ایدئولوژیک و حکومتی گردیدند، مانند مسیحیت دوران قرون وسطی. 

اما این ضرورت ها و نیازها فطری انسانها که هنجارهای عمومی و جهان شمول از آنها معنا و مفهوم می گیرند چیستند و کدامند؟ بنظر من رفاه و امنیت عمومی یکی از نیاز های مهم بشریت است. قوانین و مقرراتی که تضمین کننده این نیازه باشند قطعا قابل احترام و رعایت آنها یک ارزش خوب و هنجار اجتماعی است. در واقع بر خلاف منطق بسیار پیچیده مذاهب برای تعیین ارزشهای خوب و بد، که انسانها را در پیچ و خم های شرایع و قوانین آن سر درگم می کند، منطق رفاه و امنیت عمومی بسیار ساده و قابل فهم است و اگر دست عوامل توتالیتر و تمامیت خواه – که معمولا از جانب خدا خوب و بد مردم را تعیین می کنند- از آن کوتاه شود قابل اجرا و تحقق نیز می باشد. 

از دیگر نیازهای فطری بشری، آزادی و حق انتخاب نوع زندگی است، البته تا جائیکه آزادی دیگر انسانها را محدود نکند. قوانین و مقررات اجتماعی که به این نیاز پاسخ مثبت بدهند و آنرا ضمانت نمایند مشمول رعایت و احترام هستند و کار پسندیده همانا پیروی از این قوانین است. در این رابطه نیز ما نیازی به متولیان مذاهب برای تعریف حقوق انسانها و مشخص کردن حد و مرز آزادی های مردم نداریم و اگر از منطق بسیار ساده ضرورت ها و نیازهای فطری بشریت حرکت کنیم، دیگر دچار پیچ و خمهای مذاهب، که راه ثواب و گناه را از قبل تعیین کرده اند، نخواهیم شد. 

برای روشن شدن این بحث می توان دو کشور چین و ایران را با هم مقایسه کرد. هر دو کشور توسط یک نظام استبدادی، ناقض حقوق بشر و غیر دمکراتیک اداره می شوند و در هردو کشور از آزادی های سیاسی وآزادی بیان و نشر خبری نیست. تفاوت بزرگ اما در این است که اگر مردم چین از آزادی های سیاسی محرومند، اما از دیگر آزادی های اجتماعی و فرهنگی برخوردارند و حتی فوائد رشد اقتصادی بسیار بالای این کشور بطور نسبی به همه مردم رسیده است و ما شاهد یک رفاه عمومی حتی در شهرهای کوچک آن هستیم. در چین بسیاری از محصولات فرهنگی غرب از جمله موزیک، رقص و طرز لباس پوشیدن بطور گسترده مورد استفاده قرار می گیرند، البته از نوع چینی آن، و کسی نیز مانع آن نمی شود. در خیابانها و پارک های حتی شهرهای کوچک چین هم ورزش و رقص تایچی دیده می شود هم رقص تانگوی غربی. ظاهرا نظام سیاسی چین در زمینه پاسخ به بخشی از نیاز های اولیه بشری مانند رفاه، لذت از زندگی و امنیت بسیار موفقتر از جمهوری اسلامی عمل کرده است. 

تفاوت بزرگ دیگر اما این واقعیت است که در کشور ما یک نظام سیاسیِ کاملا مذهبی که مشروعیت خود را در درجه اول از جانب خدا و نمایندگان او برزمین می گیرد، حکومت می کند و خوب و بد مردم را تعیین می نماید. احترام به قوانین این حکومت و رعایت آنها نه بدلیل پاسخگو بودنشان به نیازهای فطری انسانها برای برخورداری از یک رفاه نسبی و زندگی آزاد و مطمئن است، بلکه به این خاطر این قوانین مشمول احترام و رعایت می باشند که از جانب یک نظام اسلامی تدوین و تنظیم گشته اند. 

اگر چینی های تحصیل کرده در غرب امکان بازگشت به کشورشان را دارند و غیر از آزادی های سیاسی (که شاید نیاز همه آنها نباشد) از بقیه آزادی های اجتماعی و فرهنگی برخوردارند، در کشور ما بقول آقای مصباح یزدی تحصیل کرده های اروپا و آمریکا عامل انحراف فرهنگی هستند. “وی با انتقاد از سیاست‌های فرهنگی دولت روحانی گفته که تحصیل‌کرده‌های بریتانیا٬ آمریکا و فرانسه «مهم‌ترین» عوامل «انحراف فرهنگی» در جمهوری اسلامی هستند.” 

در کشور ما هنوز پس از چندین دهه، همچنان گشت های ارشاد و نهی از منکر در خیابانها حرکت می کنند و خوب و بد را به مردم تذکر می دهند و هنجارهای اسلامی را تبلیغ می کند. وزیر کشور دولت آقای روحانی در این رابطه می گوید: “سال ۹۳ به دنبال آن هستیم تا بحث عفاف و حجاب را به عنوان یکی از دستورات مهم و همچنین بحث امر به معروف و نهی از منکر را با تشکیل کارگروه ویژه‌ای در دستور کار قرار دهیم. براین اساس مقرر شده نشستی با اهل فرهنگ و افرادی که دارای اندیشه‌های نو و تجربیاتی در این زمینه هستند داشته باشیم و با یک حرکت جمعی و همکاری همه دستگاه‌ها مباحث عفاف و حجاب و امر به معروف و نهی از منکر را اجرایی کنیم. ” اما اهل فرهنگ و اندیشه های نو که وزیر کشور دولت روحانی مد نظر دارد، در اصل همان روحانیون قم و تحصیل کرده های حوزه های علمیه هستند و ایشان را راه گریزی از آن نیست، زیرا تفسیر و تعیین نحوه اجرای اصول و مقررات دینی تنها بر عهده متولیان دین است و بس. 

مشکل بزرگ کشور ما حاکمیت یک نظام مذهبی است که هنجارها و اخلاقیات دینی را برترین و اصیل ترین ارزشها می داند و معتقد است که خوب و بد مردم را بهتر از خود مردم می فهمد. مشکل تنها یک استبداد سیاسی مانند کشور چین نیست، درد بزرگ کشور ما حاکمیت استبدادی و تحمیلی ارزشها و اخلاقیات دین اسلام است که با نیازهای فطری و بسیار قابل فهم مردم – مانند رفاه، امنیت، حق لذت از زندگی و حقوق برابر، فرسنگها فاصله دارد. مشکل بزرگ اجرای آمرانه قوانین اسلامی و مجبور کردن مردم به رعایت آنها است، که بدلیل تضاد جدی این قوانین با نیازهای واقعی مردم، عدم رعایت و مخالفت با آنها خود تبدیل به یک هنجار اجتماعی و امر پسندیده در نزد مردم شده است. به همین دلیل است که مردم نه دیگر به فتوای علما برای صرف نظر کردن از یارانه ها گوش می دهند و نه اعتمادی به سیاست های نظام اسلامی دارند. البته، شرایطی که متاسفانه موجب گسیختگی های فرهنگی، بحران هویت و بی انگیزگی نسل جوان و گسترش بیش از حد فسادهای اجتماعی تا حد اضمحلال فرهنگی این ملت نیز شده است. ملتی که همواره در تاریخ خود از قول اندیشمند بزرگ این مرز و بوم منطق بسیار ساده پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را آموخته بود. 

تاریخ انتشار : ۱۲ اردیبهشت, ۱۳۹۳ ۶:۲۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

لامرد؛ فاجعه‌ای که در سایه ماند

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت