سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۶ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۲:۵۰

جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۰

چرا بلوچها با امکانات و شرایط ۱۰۰ سال قبل زندگی می‌کنند؟

متاسفانه اینگونه بنظر می رسد که برخی از نیروهای افراطی و ضد بلوچ با علنی کردن نقشه های پنهانی خویش و در خدمت گرفتن عوامل بومی در صدد محو هویت و موجودیت تاریخی مردم بلوچ و بلوچستان هستند. شوربختانه سکوت خوش بینانه مردم بلوچ و امتناع رسانه های فارسی زبان برونمرزی تبانی کنندگان این پروژه ضد ملی و ضد ایرانی را تشویق به پیشبرد اهداف خود کرده است.

Getting your Trinity Audio player ready...

وزیر کشور: چرا بلوچها  با امکانات و شرایط ۱۰۰ سال قبل زندگی می‌کنند؟

 

عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در بازگشت از سفر خویش از بلوچستان در چهارمین همایش پیشرفت و توسعه علمی کشور در تهران سخنرانی کرد. وی در سخنرانی خود گفت “در فاصله ۱۰ دقیقه‌ای از زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان، حدود ۲۵۰ هزار نفر از مردم با امکانات، شرایط و استانداردهای ۱۰۰ سال قبل زندگی می‌کنند”. وی همچنین گفت که دو لشکر برای  “ایجاد امنیت و جبران نبود توازن” در استان سیستان و بلوچستان مستقر هستند، در حالی که هزینه نگهداری این دو لشکر “دو برابر نیاز سرمایه‌گذاری” برای توسعه این استان است.

فقر مطلق در بلوچستان

قبل از پرداختن به مقوله فقر مطلق، باید توضیح داد که مراد از “بلوچستان” نه فقط استان سیستان و بلوچستان بلکه مناطق وسیع تاریخی بلوچ نشین در استانهای خراسان جنوبی، کرمان و هرمزگان نیز است، زیرا همه آنها در فقر و محرومیت سرنوشت مشترکی دارند. و اما وزیر کشور به احتمال زیاد در باره آلونک نشینان محله شیرآباد زاهدان صحبت می کرد که بر اساس گزارش خبرگزاری مهر حتی از داشتن آب لوله کشی و برق محروم هستند و دولت از ارائه خدمات به این شهروندان غیررسمی خودداری می کند و سال ها است که توجهی به نیازهای اولیه این افراد نشده است. شیرآباد اگر چه معروفترین محله حاشیه نشینان شهر یک میلیون نفری زاهدان است، اما تنها محله حاشینه نشین مرکز استان سیستان و بلوچستان نیست. زاهدان چندین محله حاشیه نشین و فقیر دارد. در سراسر استان ۶۴ منطقه حاشیه نشین وجود دارد.  خبرگزاری مهر تصویری وحشتناک اما واقعی از فقر مطلق، شیوع بیماری های مختلف، ناامیدی،  کوچه های غیربهداشتی و خاکی، تکثر واحدهای مرغ پر کنی در جوار خیابان، زباله های پراکنده، عبور کانال های فاضلاب از میان محله ها و تجمع معتادان خیابانی  و محرومیت  کامل از خدمات شهری ترسیم می کند. فقر و حاشیه نشینی نه تنها در مرکز استان بلکه در بقیه شهرهای استان از جمله زابل، و چابهار که حکومت جمهوری اسلامی آن را نگین توسعه جنوب شرق کشور می خواند، همچنان در حال گسترش است. بیش از ۴۰ درصد مردم بلوچ در چابهار در فقر مطلق و در حاشیه نشینی، در حال گزران عمر هستند و بس. قریب به دو سال پیش در مقاله ای بنام “ترسیم فقر مطلق مردم بلوچستان در آغاز دهه زجر” به تفسیر به مقوله فقر و حاشیه نشینی در بلوچستان پرداختم و اینکه این مردمان نگونبخت در دیار خویش مانند سیاره ای گمشده در طوفان غبار همیشگی فقر و درد، بیگانه‌ای بیش نیستند و اشک‌هایشان تا زانوان جاری است و اسیر ارواح خبیثه‌ای هستند که هدفمندانه آن‌ها را با نخ موئین به سرنوشت سیاهی به زنجیر کشیده است. سهم آن‌ها از زندگی “هیچ” است ـ هـــیــچ! سرزمینی که در آن فقر به‌ مثابه قضا و قدر اجتناب‌ ناپذیر پذیرفته شده است.

تبعیض رسانه های فارسی زبان برونمرزی بر علیه بلوچها

شوربختانه غصه فقر و درد بلوچها چه در استان سیستان و بلوچستان و یا در دیگر مناطق بلوچ نشین استان های مجاور (خراسان جنوبی، کرمان و هرمزگان)  برای بسیاری از هموطنان یک داستان تکراری و شاید هم برای بعضی ها مروری قصه وار اما خسته کننده است. شاید هم به همین دلیل اکثر رسانه های فارسی زبان برونمرزی کمتر به مسائل بلوچ ها و بلوچستان می پردازند. بعنوان مثال اگر به تیتر اخبار و گزارشات روزانه این نوع رسانه ها مراجعه کنیم، تقریبا روزانه و حقا به درستی به زندانیانی می پردازند که بخاطر عقیده یا فعالیت های حقوق بشری به زندان افتاده اند و بسیاری از هموطنان برای آزادی آنها کمپین های مختلف براه انداخته اند که امری بسیار زیبنده و قابل ستایش است. اما کمتر رسانه ای به دستگیری و زندانی شدن یک دختر بلوچ بنام آمنه عیسی زهی پرداخته است. تنها گناه وی بیان این حقیقت بوده که  اهل سنت به عزا داری وسینه زنی باور ندارند و جزو شعائر و مراسم دین اسلام نیست. اداره اطلاعات استان هرمزگان وی را بجرم ایجاد تفرقه، تحریک احساسات مردم و توطئه بر علیه وحدت مسلمین جهان دستگیر و زندانی کرد. برخی از علما و فعالین بلوچ این بیعدالتی را رسانه ای کرده اند، اما رسانه های فارسی زبان برونمرزی هیچگونه تمایلی برای انعکاس این خبر ندارند. این در حالی است توهین بر علیه مقدسات اهل سنت در رسانه های داخل ایران رواج دارد. در اواخر مرداد امسال مهران مدیری در یکی از برنامه های دورهمی و پر طرفدار  تلویزیون شدیدا به اهل سنت توهین کرد. بیش از بیست نفر از نمایندگان فراکسیون اهل سنت مجلس در تذکر کتبی خواستار برخورد جدی با عوامل تولید و مجری برنامه دورهمی  شدند. حتی علی مطهری نایب رییس مجلس، که ریاست مجلس را برعهده داشت در پاسخ به تذکر محمد قسیم عثمانی دراین باره گفت: “توهین به افراد اهل سنت کار زشتی است و صدا و سیما باید عذرخواهی کند. اما نه تنها هیچگونه عذرخواهی صورت نگرفت، بلکه آب هم از آب تکان نخورد. اما با یک دختر جوان بلوچ اهل سنت فقط بدلیل بیان عقیده اش که تحت هیچ شرایطی توهین آمیز نبوده، اینگونه ظالمانه برخورد می کنند، زیرا می دانند که صدای بلوچ در هیچ رسانه ای حتی برونمرزی منعکس نخواهد شد. این ظلم و سکوت رسانه ای در مورد  حادثه شلاق خوردن چند دانش آموز بلوچ در منطقه بلوچ نشین جنوب کرمان (رودبار) هم سندیت دارد. مناطق بلوچ نشین جنوب و شرق استان کرمان جزو فقیرترین و محرومترین مناطق دنیا (و نه فقط ایران) هستند. این دخترکان دانش آموز بخاطر نداشتن سی هزار تومان (حدود ۸ دلار)  پول شهریه شلاق خوردند. این در حالی است که بر طبق اعتراف حسن نصرالله (رهبر حزب الله لبنان) ایران کل بودجه و هزینه های حزب الله و شیعیان لبنان را می پردازد.

هزینه سنگین نگهداری دو لشکر در بلوچستان

اذعان وزیر کشور به غلبه نگاه امنیتی در استان و مهمتر از آن بلعیدن بودجه های عمرانی استان توسط نهاد های نظامی و امنیتی، اعتراف به حقیقت تلخی است که فعالان سیاسی بلوچ در طی سالیان متمادی آن را جار می زدند. وزیر کشور معترف است هزینه نگهداری دو لشکر در بلوچستان دو برابر نیاز سرمایه‌ گذاری برای توسعه استان است. وانگهی باید اضافه نمود که علاوه بر این دولشکر، هزینه حضور بخش وسیعی از سپاه، ارتش، نیروهای انتظامی، بسیج و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی گسترده در سطح استان سرسام آور است. همانگونه که وزیر کشور معترف است، اگر نیمی از این هزینه ها در طی فقط یک دهه گذشته صرف آبادانی و توسعه بلوچستان می شد، مشکل امنیتی و فقر در بلوچستان وجود نمی داشت. سرمایه گذاری دهها میلیارد دلار در پروژه های نظامی و امنیتی  در استان برای مقابله با گروهی مثل جندالله یا جیش العدل یعنی در عمل چند جوان بلوچ با کفش کتانی و کلاشینکف، از هر نظر مقرون به صرفه نبوده و نیست. “نگاه امنیتی به استان باید  تبدیل به نگاهی توسعه‌ای شود”؛  این جمله پیشنهادی از نگارنده نیست، بلکه جمله استاندار سیستان و بلوچستان است.  ” نگاه امنیتی از این خطه باید هر چه زودتر پاک شود، چرا که سنگینی اش بسیاری از داشته های سیستان و بلوچستان را مغفول نگه داشته است” ؛ این نیز سخن استاندار سیستان و بلوچستان است.  حسن روحانی  در بنده ۹ بیانیه انتخاباتی شماره ۳ (حقوق اقوام، ادیان و مذاهب) قول داده بود ” تغییر نگاه امنیتی نسبت به اقوام و فرهنگ‌های ایرانی و تبدیل ساختار و روش‌های سیاسی-امنیتی به نظام مدیریت علمی و کارآمد، به‌منظور استفاده بهینه از منابع بکر و سرشار مادی و انسانی این مناطق”.  اما اعتراف وزیر کشور او مبنی بر غلبه “نگاه امنیتی” در استانهای وابسته به اقوام مثل بلوچستان، دلیل محکمی بر نقض وعده های مکرر و بیشمار دولت روحانی است.

پروژه امحاء بلوچستان

خواننده این سطور به یقین سخنان  خانم شهیندخت مولاوردی، معاون رئیس جمهوری ایران در امور زنان را که گفته بود “روستایی را در سیستان و بلوچستان داریم که تمامی مردان آن روستا اعدام شده‌اند”، بیاد دارند و اینکه چگونه نهاد های امنیتی وی را مجبور به سکوت کردند. بیم آن می رود که این سخن وزیر کشور تداعی ذهنی دژاوو (آشناپنداری) همان سخنان فراموش شده معاون رئیس جمهوری ثابت شود، بشرطی که رسانه های برونمرزی اهمیت سیاسی و ثقل امنیتی سخنان وزیر کشور را درک و منعکس کنند. زیرا مشکل اساسی در “بودجه” یا جغرافیای منطقه یا وسعت استان یا دلیل دیگری نیست، بلکه در نگاه خصمانه ای است که نظام جمهوری اسلامی در عمل (و نه سخن) نسبت به مردم بلوچ دارد. این دشمنی دیرینه نه فقط در اعتراف وزیر کشور نهفته است بلکه در اعتراضات نمایندگان بلوچ مجلس و علما در طی هفته اخیر نیز نمایان است.  آنها به حذف نام بلوچستان از کتاب‌های درسی و سربرگ ادارات اعتراض کرده اند.  دویچه وله فارسی (خبرگزاری آلمان) تنها خبرگزاری فارسی زبان برونمرزی بود که به این موضوع پرداخت. علاوه بر پروژه حذف نام بلوچستان، نقشه محو بلوچستان و تقسیم آن به استانهای کوچکتر نیز در دستور کار قرار گرفته است. چند روز پیش حسینعلی شهریاری نماینده “ضدبلوچ” و اصولگرای مجلس در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از وزیر کشور پرسیده بود چرا طرح تقسیم استان عملی نشده است.  در مصاحبه با دویچه وله فارسی این حقیقت را بیان کردم که در نامگذاری و تقسیمات کشوری استان فعلی بهمراه  بخش‌هایی از مناطق بلوچ‌ نشین در خراسان جنوبی، کرمان و هرمزگان همیشه به عنوان ایالت بلوچستان یا فرمانداری کل بلوچستان شناخته شده بود. در سال ۱۳۳۶ بنا به ملاحضات سیاسی  واژه سیستان به آن اضافه شد و به استان “بلوچستان و سیستان” تغییر نام یافت. بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ واژه سیستان ارجحیت پیدا کرد و استان به “استان سیستان و بلوچستان” شناخته شد. در طی چند سال اخیر پروژه ای آشکار آغاز گشته تا اسم استان را با حذف کلمه بلوچستان به “استان سیستان”  تغییر دهند. و در کنار آن پروژه تقسیم استان به استانهای کوچکتر در دست اجرا است؛ که از نظر مردم بلوچ هیچ معنی دیگری بجز دشمنی با هویت، موجودیت و تاریخ مردم بلوچ ندارد.

متاسفانه اینگونه بنظر می رسد که برخی از نیروهای افراطی و ضد بلوچ با علنی کردن نقشه های پنهانی خویش و در خدمت گرفتن عوامل بومی در صدد محو هویت و موجودیت تاریخی مردم بلوچ و بلوچستان هستند. شوربختانه سکوت خوش بینانه مردم بلوچ و امتناع رسانه های فارسی زبان برونمرزی تبانی کنندگان این پروژه ضد ملی و ضد ایرانی را تشویق به پیشبرد اهداف خود کرده است. اجبار کردن بلوچها  در زندگی کردن  با امکانات و شرایط ۱۰۰ سال قبل به زور سر نیزه بخش از این پروژه است. زیرا تقسیم بلوچستان تحت بهانه تسریع توسعه و پیشرفت و فقرزدایی توجیح پذیرتر است. تبدیل بلوچستان به یک پادگان بزرگ نظامی نیز علاوه بر تبلیغ و تشدید “ذهنیت امنیتی”  برای روزی است که اگر مردم به امحاء نام و موجودیت بلوچستان اعتراض کردند، ابزار سرکوب از قبل آماده شده باشد. و اینگونه است که بلوچها باید با امکانات و شرایط ۱۰۰ سال قبل زندگی ‌کنند تا توجیح پروژه های نیمه پنهان عملی و معقول تلقی گردد.

 

 

تاریخ انتشار : ۷ آبان, ۱۳۹۵ ۷:۰۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

درهای گلزار خاوران همچنان بر روی خانواده های زندانیان سیاسی اعدام‌شده در دهه ۶۰ بسته است

ماریا مونته‌سوری؛ زنی که آموزش را راهی برای ساختن صلح می‌دانست

از حملات غنی‌نژاد تا بحران گفت‌وگو: جنسیت و خشونت زبانی در میان روشنفکران

انحلال و ادغام رسمی رژوا در ساختار دولت سوریه، واقعه‌ای تلخ یا گامی به جلو،‌ آنگونه که مظلوم عبدی ادعا می کند؟!

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰ زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم با پیوستن زندان گچساران

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد