سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ تیر, ۱۴۰۵ ۲۰:۵۴

یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۴

چهار دلیل برای تهدید مداوم ایران توسط ترامپ

به نظر نمی رسد تهدید ایران متضمن گشودن جبهه جنگ جدید در منطقه باشد، که نه آمادگی برای مقابله با پیامدهای آن که ابعاد جهانی خواهد داشتT وجود دارد و نه با اهداف اصلی و نقشه راه ترامپ خوانائی خواهد داشت. بلکه به عنوان سیاست تاکتیکی، مکمل بخشی از تدارک مناقشات و مذاکرات اصلی بوده و در خدمت چانه زنی و تقویت موقعیت خود بکار گرفته می شود. مذاکره ای که می خواهد با یک تیر چند نشان بزند، هم بین روسیه و چین جدائی ایجاد کند و هم بین ایران و روسیه، و البته هم چنین سرکیسه کردن دولت های نفتی منطقه و دوشیدن آنها.

Getting your Trinity Audio player ready...

درک دلایل معنا و هدف تهدیدات شدید ایران توسط ترامپ و دیگر دولتمردان آمریکا اکنون به یک مساله مهم تبدیل شده است؛ این که منظور از آن ها چیست و تا چه حد باید جدی گرفته شوند؟ در این میان تحلیلگران دچار سردرگمی شده  و ارزیابی های متفاوت و مبهم در میان آنها وجود دارد. بهرحال از هیچ فرصتی برای تکرار این تهدیدها فروگذار نیستند، و برای چندمین بار در طی روزهای اخیر معاون ترامپ به دولت ایران هشدارداده است که تهدیدهای ترامپ را جدی بگیرد و بفکر آزمون او نباشد و یا خود شخص ترامپ با شدت و حدت بیشتری مجددا ایران را گستاخ و بزرگترین حامی تروریسم عنوان کرده و برجام را به زیر سؤال برده است. موضع رسمی و ظاهری جمهوری اسلامی به این نوع تهددیدها آن بوده است که نباید حرف های ضدونقیض ترامپ را زیاد جدی گرفت. اما بیگمان در خفا چنین نیست و نه فقط مشغول سبک و سنگین کردن این تهدیدها و پیامدهای آن در بالاترین سطوح اند، بلکه چه بسا جناح حاکم و اصول گرایان افراطی و شخص خامنه ای مشغول بهره برداری از آن برای خالی کردن زیر پای رقیب هم هستند. بویژه که فصل انتخاباتی نزدیک می شود و مرگ رفسنجانی کفه ترازوی قدرت را بسود آنها تقویت کرده است.

بهر صورت، غرض ترامپ از این تهدیدها و میزان جدی بودن آنها در این روزها به یکی از مهمترین مسائل تبدیل شده است.

در پاسخ به این سؤال قبل از هر چیز باید باین پرسش پاسخ داد که رابطه این تهدیدات و پیامدهای گسترده آن (در صورتی که به وقوع بپیوندند)، در مغایرت با وعده های داده شده و دیگر هدف های اصلی و چه بسا راهبردی ترامپ یعنی جنگ تجاری با چین و مکزیک و دیگر قدرت های اقتصادی که بازار آمریکا را تصاحب کرده اند و نیز رقابت و برقراری رابطه با روسیه چیست؛ یعنی رابطه نبردهای موضعی و چه بسا نظامی با ایران و در منطقه با مصاف های اصلی. اما در مورد روسیه با توجه به آن که رقیب اقتصادی نیست و ضمناً یک ابرقدرت نظامی هم است رقابت و سازش- ولو موقت- برای کنترل بحران های جهانی، منطقه و مهاجرت و … در دستورکار است که البته با مخالفت فعال داخلی در صفوف طبقه سیاسی حاکم هم مواجه است. بگذریم از شعارهائی که در دوره انتخابات در مخالفت با ورود به جنگ های احمقانه عراق و … و سیاست سرنگونی دولت ها می داد و از آن ها بشدت انتقاد می کرد.

با توجه به اهداف کلان و در چهارچوب اولویت آنها می توان معنا و اهداف این تهدیدها را به شرح زیر مورد بررسی قراردارد:

 

۱-   سیاست مهار ایران

قبل از هر چیز باید در نظر گرفت که مهار ایران در منطقه بخشی از سیاست استراتژیک دولت آمریکا و کنگره در دولت جدید خواهد بود. بخصوص با پیروزی که دمشق در جنگ حلب و شکل گیری نوعی ائتلاف بین روسیه و ترکیه و ایران صورت گرفت و نیز بلندپروازی های ایران که خود را قدرت برتر منطقه عنوان می کند و به تقویت نظامی و موشک هواکردن می پردازد. این سیاست مهار کردن نه فقط با مکانیزم های سیاسی و بندوبست ها بدنبال تغییر موازنه به هم خورده در منطقه و ایجاد موازنه ای جدید بسود آمریکا و متحدان  آن در منطقه است و حتی با طرح ایجاد مناطق امن در صدد جذب مجدد ترکیه است، بلکه این تهدیدات با تحریم های تازه و تهدیدهای نظامی همراه شده است که  می خواهد با دادن هشدارهای مکرر، رژیم ایران را در لاک دفاعی فرو برد (با توجه به این نکته که تقویت موقعیت ایران در منطقه بیش از آن که از اقتدار واقعی آن سرچشمه گرفته باشد، از افول سایر قدرت های منطقه ای یعنی عربستان و ترکیه و کاهش نقش آفرینی آمریکا سرچشمه گرفته است). البته شمشیر نقض توافق برجام و گشودن راهی برای دائمی کردن محدودیت های آن  و چه  به لحاظ مشروط کردن آن به شروط دیگر برفراز ایران افراشته می شود. بطور کلی سیاست بازدارندگی و مهار ایران با هدف ایجاد موازنه مطلوب در منطقه الزاماً به معنی اقدام نظامی نیست، مگر آن که عوامل دیگری  در آن  دخیل گردند.

 

۲-   دوشیدن منابع مالی کشورهای نفتی منطقه

دولت ترامپ چه به لحاظ برنامه و شعارهایش و چه کابینه اش که یک دولت نفتی-نظامی است (و در کمتر دولت آمریکا نمایندگان نفتی و ژنرالها تا این حد حضور مستقیم و بیواسطه در قدرت داشته اند) با خیمه زدن بر روی دولت های نفتی منطقه (و اساساً کشورهای عرب و حاشیه خلیج فارس) چه برای سرمایه گذاری در راستای وعده ها و برنامه ترامپ در سرمایه گذاری و تجدید بنای ساختارهای زیربنائی در داخل آمریکا که کلاً فرسوده شده اند و چه به لحاظ تحمیل هزینه حضور نظامی در منطقه و بمباران داعش یا برقراری مناطق امن برای پناهندگان سوری (که یکی از موضوعات مورد بحث با روسیه خواهد بود) نیازمند تأمین مالی از طریق دوشیدن و بخدمت گرفتن دلارهای نفتی است. اما پیشبرد این هدف مستلزم افزایش فشار به ایران و نزدیکی بیشتر به آن کشورهاست، که به معنی چشم پوشیدن از اعمال فشار در حوزه های باصطلاح دموکراسی و حقوق بشر و تلاش برای تغییر رفتار آنهاست.

 

۳-   بخشی از تدارک قدرت چانه زنی با روسیه

نکته سوم و مهم دیگر در تبیین این فشارهای غیرمترقبه و غافلگیرانه، با هدف مهار ایران و اعمال این فشارها و تهدیدها با هدف در لاک دفاعی بردن و زدن انگ بزرگترین دولت تروریستی، نه فقط برای سایه بردن دولت نقش عربستان و دیگر شیوخ در این حوزه است، بلکه  بخشی از تدارک و زمینه سازی مذاکرات برای تقویت قدرت چانه زنی خود در مقابل روسیه و تضعیف قدرت چانه زنی حریف (بخصوص حول نقش ایران در آن چه که ائتلاف علیه تروریسم و داعش خوانده می شود). تهدید سنگین ایران در واقع این پیام را به جهان و مشخصاً به روسیه می دهد که کمتر روی ایران به عنوان نیروی ضدتروریسم که انگ بزرگترین تروریست جهان رویش خورده است، حساب کنند. اما فراتر از مبارزه علیه داعش، اگر در نظر بگیریم که دادن اجازه استفاده از پایگاه نظامی در ایران توسط روسیه تا چه حد در معادلات ژئوپلتیک و ژئواستراتژیکی آمریکا حساسیت برانگیر است، آنگاه به اهمیت جداکردن وتخریب رابطه این دو پی خواهیم برد. بهرحال از نظر آمریکا این تهدیدات نوعی کشتن گربه دم حجله (مذاکرات) توسط ترامپ است که بگوید او معامله گر است اما در معامله با کسی شوخی ندارد! حتی  دوستان و متحدان اش نیز (مثلا استرالیا و… ) باید این را بدانند، چه رسد به رقبا و دشمنانش.

 

۴-   قدرت نمائی جهانی

البته تهدید ایران هدف های کلی دیگری را نیز تعقیب می کند. یک دولت بحران که ترامپ نمونه اعلای آن است (نمونه بزرگتری از خود جمهوری اسلامی)، بدون بحران آفرینی و دشمن تراشی و ایجاد قطب بندی های مصنوعی حول مسائل انحرافی و با هدف منجمد کردن مقاومت و بهره گیری از آب گل آلود، نمی تواند سیاست ورزی کند. علی الخصوص که تحمیل یک جانبه گرائی تمام عیار در تمامی عرصه ها بر دوست و دشمن، درونمایه اصلی سیاست های آن را تشکیل داده باشد. بدیهی است که دست و پا زدن یک هیولای عظیم در بحر بحران با خیرش موج های بزرگ بحرانی همراه خواهد بود، که بحران ممنوعیت ویزاها و تهدیدهای ایران از نخستین ترکش های آن است.

نتیجه آن که سرجمع به نظر نمی رسد تهدید ایران متضمن گشودن جبهه جنگ جدید در منطقه باشد، که نه آمادگی برای مقابله با پیامدهای آن که ابعاد جهانی خواهد داشت، وجود دارد و نه با اهداف اصلی و نقشه راه ترامپ خوانائی خواهد داشت. بلکه به عنوان سیاست تاکتیکی، مکمل بخشی از تدارک مناقشات و مذاکرات اصلی بوده و در خدمت چانه زنی و تقویت موقعیت خود بکار گرفته می شود. مذاکره ای که می خواهد با یک تیر چند نشان بزند، هم بین روسیه و چین جدائی ایجاد کند و هم بین ایران و روسیه، و البته هم چنین سرکیسه کردن دولت های نفتی منطقه و دوشیدن آنها.

با این همه باید گفت در شرایط بحرانی و کاراکتر غیرقابل پیش بینی ترامپ و ایضاً رویکردها و برنامه های متناقض اش هیچ رویکردی تضمین شده نیست و به نوعی رقص در کنار آتش یا یک پرتگاه می ماند. چه بسا واکنش های دیگر بازیگران این صحنه یا واکنش های رژیم ایران مانند مبادرت به حرکات تحریک آمیز قایق های سپاه (که تاکنون رژیم در مجموع برخورد محتاطانه را در پیش گرفته است) یا عوامل پیش بینی نشده دیگر، ممکن است منازعات (و رقص در کنار آتش) را از کنترل خارج کرده و کل نقشه راه را بهم بزند. نمونه فرمان ممنوعیت ورود شهروندان۷ کشور حتی دارای ویزا و اسناد اقامت در آمریکا و چالش های بزرگی که برانگیخت، نشان داد که تصمیمات دولت جدید تا چه حد می توانند نسنجیده باشند و هم چون لقمه ای در گلو گیر کنند.

تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن, ۱۳۹۵ ۱۰:۲۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فریدا کالو؛ زنی که زندگی، درد و هویت خود را به هنر تبدیل کرد

نوسان مواضع ترامپ و گزینه‌های پیش روی ایران؛ مذاکره، تقابل یا راهبرد سوم؟

بخش ۴ – جمهوری اسلامی؛ مرحله‌ای تازه در فرایند دولت–ملتِ در حال شدن!

بخش ۳: ایران و تکوین «دولت ـ ملت»: از دولت پیشامدرن تا ملتِ در حالِ شدن

بخش ۲: اروپا و زایش «دولت–ملت» گذار از نظم فئودالی به حاکمیت ملیِ مدرن!

مسئلهٔ زمان در آغازِ کیهان