سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۶:۵۶

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۶

کار، کار، کار، زگهواره تا گور!*

درعصری که مسائل و مشکلات اساسی بشر ماهیتی جهانی و بی‌مرز پیداکرده است و بقیه مسائل مهم درون مرزی علیرغم رنگ و بوهای متفاوت، عمدتا در ذیل آن و در پیوندبا آن‌ها قابل حل و فصل است، شکل‌گیری جنبش های‌جهانی و فراکشوری- جنبش جنبش‌ها، حول مطالبات کلان و مشترک و فراگیر جهانی- برای حفاظت از زندگی بشر و دست آوردهای آن و جلوگیری از بربریتی که سرمایه داری در غیاب آن می‌تواند بر سیاره تحمیل کند بیش از پیش حیاتی و ضروری می‌نماید.

در خبرها آمده است که دانمارک سن بازنشستگی را به ۷۰ سال افزایش داد و این افزایش به میزان های متفاوت در شمارزیادی از کشور های جهان و از جمله درایران هم به نحوخاص خود در دستورکار قرارگرفته است. این یکی از شعارهای سرمایه داری حریص و سیری ناپذیر در قرن بیست ویکم است و پیشرفته و غیرپیشرفته‌هم نمی‌شناسد و از قضا اکنون دامنگیر‌کشورهای پیشرفته صنعتی هم شده است.

نگاهی به ‌دو موج بزرگ تهاجم سرمایه داری:

۱ -زمانی دردهه ۷۰ و ۸۰ قرن بیستم که مصادف بود با پایان دوره‌ دولت‌های رفاه و سوسیال دمکراسی در اروپا، تمامی تلاش کارگران و زحمتکشان و فعالان و کنشگران مدافع عدالت اجتماعی صرف آن بود که پس از یک دوره رونق و رشد تولید و افزایش بهره‌وری و تولید و حجم ثروت‌های اجتماعی پس از جنگ دوم، سهم بیشتری از آن را از طریق بازتوزیع عادلانه‌تر و منصفانه تر تولید اجتماعی را نصیب طبقات و اقشار تهیدست و شکوفائی شهروندان بکند و در این رابطه اتحادیه‌ها و سازمان‌های کارگری و فعالین اجتماعی مبارزه و تلاش زیادی را برای قانونی کردن خواست ۳۲ ساعت کارهفتگی و افزایش خدمات اجتماعی و رفاهی و کاهش زمان و شدت استثمار و افزایش زمان فراغت جامعه و زحمتکشان و رشد و شکوفائی سطح زندگی و آگاهی آن‌ها کارگرفتند. اما غافل از آنکه سرمایه داری و طبقه فرادست و دولت‌های تحت کنترل آن‌ها باورود به‌ فازجدید نئولیبرالیسم، تعرض وسیعی را برای مصادره و تصاحب مازادتولید و انباشت بیش ازپیش سرمایه و اندوختن ثروت‌های نجومی، تدارک دیده بودند. و باین ترتیب چندین دهه تاخت و تازبی‌امان نئولیبرالیسم جهان را در نوردید و کارگران و زحمتکشان را چه در کشورهای مرکز و چه در حاشیه به لاک دفاعی راند. کلا سرمایه داری توان تهاجمی خود را مدیون جهانی سازی سرمایه از یکسو و زندانی کردن‌/شدن مبارزات طبقه کارگر و زحمتکش در محدوده افق دولت‌- ملت‌ها از سوی دیگر بودند.

۲- اینک سرمایه داری نئولیبرال آن‌هم در بحبوحه بحران‌های بزرگ و رقابت‌‌ها و منازعات درون طبقاتی بین قطب‌های مختلف سرمایه، با ورودبه فازنئوفاشیستی و نئواستعماری و لاجرم اقتدارگرایانه و میلیتاریستی و جنگ افروزانه، موج جدید و دوم تهاجم جهانی و بزرگی را علیه نیروی کار و اکثریت بزرگ شهروندان جامعه جهانی و حتی علیه همان دموکراسی‌ بی‌رمق موجود و ویرانی محیط زیست و پس گرفتن دست‌ آوردهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جنبش‌های مبارزاتی آن‌هم در گرماگرم جهش‌های تکنولوژیکی و در بحبوحه « اتوماسیون خودکار و انقلاب چهارم صنعتی» و پا به‌میدان گذاشتن هوش مصنوعی و… شروع کرده است. و این درحالی است که همان حلقه مفقوده دوره تهاجم پیشین، طبقه کارگرجهانی (متکثر و رنگارنگ) بیش از پیش فقدان حضورکارساز خود را نمایان ساخته و این بار بخش‌‌های مهمی از کارگران و مردم ناراضی و خشمگین از پی آمدهای جهانی سازی را تحت عنوان افسون ملی‌گرائی و شعارهای عظمت طلبانه و اعاده‌آن، تحت لوای رقابت بین سرمایه داران و دولت‌های بورژواز و علیه مهاجران و… به دام خودکشیده است. افزایش سن کار به‌مرزهای هفتادسالگی در کشوری چون دانمارک تنها یکی از مصادیق این تهاجم بزرگ و بیرحمانه‌است. و این درحالی است که شکاف های طبقاتی و سطح درآمدها بین یک درصدی‌ها و ۹۹ درصدی‌ها، به شکل باورنکردنی و بهت‌آور نجومی شده و شکل گیری پدیده بازارهای تریلیونی‌ و کنترل آن‌ها بر جوامع بشری و افزایش شتابان تعدادمولتی میلیاردرها، و لاجرم تمرکزبی‌اندازه ثروت و قدرت در دستان اقلیتی بسیارکوچک و بسیارمرفه، موجب ظهور اولیگارش‌ها و اولیگارشی جدید در جامعه و در ساختارقدرت‌ – این لویاتان‌های نوظهورعصرما- و تسلط فوق‌العاده آن‌ها بر دولت‌ها و بر تمامی امورات زندگی شهروندان به امری عادی تبدیل شده است.کاهش خدمات اجتماعی و افزایش بودجه‌های نظامی و تسلیحاتی و تشدیدرقابت بین بلوک‌های مختلف سرمایه، خطرتشدید فلاکت عمومی و جنگ‌ و ویرانی بیشتر چرخه زیست‌بوم، بیش از پیش چهره زمخت و بیرحم سرمایه و لویاتان‌هایش را نشان می‌دهد.

۳- سرمایه داری جهانی شده‌، هار و مهاجم، باوجود مواجه شدن با انواع بحران‌های بزرگ و شکاف‌های درونی، بدون به میان آمدن پادقدرت کارگران، زحمتکشان و قاطبه شهروندان فلاکت زده در کشورهای مرکز و حاشیه و در غیاب آن، بنا به سرشت سودورزانه و جهان‌ خوارگی‌ اش، یک دم از تعرض و پولی و کالاسازی همه امورات زندگی، و تهدیدتمدن بشری، باز نمی‌ایستد. موج تهاجمی، که آرامش خود را عدم خوذ می‌‌داند.

درعصری که مسائل و مشکلات اساسی بشر ماهیتی جهانی و بی‌مرز پیداکرده است و بقیه مسائل مهم درون مرزی علیرغم رنگ و بوهای متفاوت، عمدتا در ذیل آن و در پیوندبا آن‌ها قابل حل و فصل است، شکل‌گیری جنبش های‌جهانی و فراکشوری- جنبش جنبش‌ها، حول مطالبات کلان و مشترک و فراگیر جهانی- برای حفاظت از زندگی بشر و دست آوردهای آن و جلوگیری از بربریتی که سرمایه داری در غیاب آن می‌تواند بر سیاره تحمیل کند بیش از پیش حیاتی و ضروری می‌نماید. واقعیت تلخ آن است که دیری است که غول سرمایه داری و لویاتان‌های جدید، با شکست و ناکامی و عقب‌گردجنبش‌های انقلابی (که پرداختن به علل آن خارج از حوصله این نوشته است)، از درون بطری گریخته ‌اند. بنابراین همه چیز به آن برمی گردد که بشرامروز چقدر بتواند آن را مجددا به درون بطری برگرداند. و این نیز خود در گرو بیرون آمدن از کوته بینی و رها کردن خود از زندان و حصارهای تنگ و سپری شده عصر دولت‌-ملت‌ها و از سیطره افق و افسون آن، و خودآگاهی به اقتضائات عصرجهانی شدن تمدن بشری، عاملیت جامعه جهانی شهروندان آگاه و طبقه کارگرپیشرو -از طبقه «در خود» به «برای خود»- در چنین مقیاسی و در چنین ساحتی به کنش گری حول گفتمان جهانی خود و مطالبات پایه ای و جهانشمول خویش پرداختن است. بطوری که مطالبات و مبارزات محلی اش را در ذیل آن و در بستر و افق آن و درهمسازی و هم‌کنشی با آن پبش ببرد.

*- ناگفته نماند که آسایش از رنج «کار» انقیادآور، با رهایی از آن یکسان نیست. اما گذر به کار رها از استثمار و انقیاد‌و خودبیگانگی ناشی از آن، مسیرپیچیده و بلوغ تمدن بشری و فراهم شدن و فراهم کردن پیش‌شرط‌هایش را می طلبد و بدیهی است که با آرزو و شعار و احکام صادرشده از بالا قابل تحقق نیست. با این همه اگر مبارزه در جهت بهبودشرایط کار و کارگر و نیروی‌کار به کالا تبدیل شده، علیه ابژگی کار و در راستای تقویت فرایند پیوند ابژگی و سوژگی‌ باشد و به تمکین چرخه بازتولیدنیروی کار به مثابه کالا تن ندهد، می تواند در فرایندی رهایی بخش قرارگیرد.

*- منبع:
https://www.dw.com/fa-ir/a-72651437#:~:text=

تاریخ انتشار : ۷ خرداد, ۱۴۰۴ ۹:۳۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

1 Comment

  1. مناف عماری گفت:

    ممنون از انتشار این مطلب و تشکر از نویسنده. در بخش ۱ مقاله ، به مبارزه برای ۳۲ ساعت کار در دولت های رفاه و سویال دمکرات اشاره شده. سئوالم این است که ایا ۳۲ درست هست؟. من به تاریخ کار هفتگی در کشور نروژ که بخشی از دولت های رفاه اسکاندیناوی هست مراجعه کردم و آخرین تحولات در آن کشور را در این زمینه دیدم. تاریخ نشان میدهد که از سال ۱۹۸۶، کار هفتگی از ۴۰ ساعت به ۳۷.۵ ساعت تغییر کرده و همچنان اجرا میشود، بعضی جریان های چپ نروز و بعضی از اتحادیه ها در چند سال گذشته، روزی ۶ ساعت کار در روز، یعنی ۳۰ ساعت را طرح کرده اند که زیاد مورد توجه اتحادیه سراسری نروژ هم قرار نگرفته است. سن بازنشستگی ۶۷ سال هست اما کارمندان ” میتوانند” تا ۷۰ سالگی کار کنند، اما اجبار نیست. برای دیدن تایخچه ساعات کاری به لینک ضمیمه میشود مراجعه نمود. ممنون. https://www.banett.no/meninger/i/LMQRax/arbeidstid-har-alltid-staatt-i-sentrum-for-fagbevegelsen-men-hvor-er-vi-naa-paa-vei

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار

یاسمین فهیمی رئیس اتحادیه‌های کارگری آلمان، شرکت‌ها را به اعتصابات گسترده تهدید کرد.