سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۶:۳۸

شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۳۸

کارگران زن و فعالیتهای اتحادیه ای

همچنان كه وجود تشكيلات توده اي زنان امري ضروري است و مي تواند در قالب هاي مختلف و در برگيرنده منافع و خواست هاي آنان در زمينه آزادي هاي سياسي و اجتماعي باشد، اماجداسازي زنان كارگر و فعاليت اتحاديه اي آنان از جنبش عمومي طبقه كارگر به معني دو نيم كردن پيكره واحدي است كه به رغم تفاوت جنسي در يك سيستم و ارگانيسم واحد، داراي تضادهاي آشتي پذير هستند.

در آستانه «روز جهانی زن» (۸ مارس ـ ۱۸ اسفند) بی مناسبت نیست که به مسائل سازمان یابی زنان کارگر از دو جنبه توجه شود؛ موقعیت زنان کارگر در جنبش عمومی زنان و موقعیت زنان کارگر در جنبش عمومی طبقه کارگر. هر ساله به مناسبت روز جهانی زن مجموعه ای از خواست ها و مطالبات زنان مطرح می شود. این خواست ها عمدتاً در زمینه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و علیه ستمی که از نادیده گرفتن حقوق زن در قوانین و محدودیت های عرفی طرح می شود و عمدتاً به طرح حقوق زنان در حوزه های اجتماعی پایه (خانواده) توجه دارد و کمتر به موضوع اشتغال زنان، محدودیت های قانونی در این رابطه و مسائل اقتصادی توجه می شود.
زنان کارگر بیشتر از ناحیه روشنفکران زن و روشنفکران مدافع حقوق زنان با گرایش های ویژه ای مورد توجه واقع می شوند و کمتر حضور فعال و پویای این بخش از زنان دیده می شود. نوشتار حاضر بنا به اهمیت جدی و انکارنشدنی حضور زنان کارگر در عرصه تولید و خدمات اجتماعی، تلاش دارد جایگاه واقعی این بخش طبقه کارگر را مورد بررسی قرار دهد.عناصر متشکله طبقه کارگر در کلی ترین وجوه آن به دو بخش تقسیم پذیر است: کارگران زن و کارگران مرد. زنان و مردانی که با وجود تفاوت های نژادی، ملی، دینی و آیینی در تقسیم کار اجتماعی، عهده دار نقش اجتماعی تولید و خدمات هستند و اشتراکات غیرقابل انکاری با یکدیگر دارند. اصلی ترین این اشتراکات عبارتند از: بی نصیب بودن از تملک ابزار تولید، فروش نیروی کار یدی، فکری و عضلانی خود برای بقا و تداوم زندگی و خلق نعمات مادی و معنوی که خود از آن کمترین بهره را می برند.
حد و تاثیر این اشتراک طبقاتی در زندگی اجتماعی کارگران آنچنان است که سرکردگی خود را بر هرگونه وجه تمایز تحمیل کرده است. در شرایطی که نابرابری های بسیار بین زن و مرد، بستر لازم را برای طرح جنس گرایی پدید آورده است و سرمایه داری نیز از این گرایش بهره بسیار جسته است باز هم این اشتراک اصلی ترین، عمده ترین و محوری ترین نقش را در زندگی اجتماعی کارگران داشته است. 
اما این بدان معنی نیست که زنان به دلیل ایفای نقش های متفاوت اجتماعی از برابری حقوق انسانی با مردان چشم پوشیده اند. بی تردید وقتی که موضوع جنبش عمومی زنان مطرح می شود، به واسطه تبعیضات ناروایی که در حقشان اعمال شده است، خواهنده و طالب حقوق ضایع شده خویش هستند، و برای کسب آن از سازوکارهای مناسب سود می جویند. حدود و نوع مطالبات و خواست ها گرچه به طور کلی همان حقوق شناخته شده بشر در جهان است، اما در جوامع مختلف بسته به ویژگی های آن جوامع دستیابی به آنها یکسان نیست. از طرف دیگر زنان هر جامعه نسبت به مالکیت ابزار تولید و چگونگی دخالت در تولید اجتماعی (تولید کردن یا از تولید دیگران سود بردن) پایگاه اجتماعی ویژه خود را دارا می شوند. بدین ترتیب زنان در پاره ای از خواست های عمومی ممکن است مشترک باشند و در پاره ای دیگر نه تنها متحد و مشترک نیستند، بلکه در تضاد با یکدیگر قرار می گیرند.
کارگران زن در محدوده منافع طبقاتی شان و در مبارزه برای دستیابی به خواست ها و مطالبات دوشادوش کارگران مرد متحد و متشکل می شوند و حتی در همین اتحاد طبقاتی گاه، مستقیم و یا غیرمستقیم به مبارزات عدالت خواهانه جنبش عمومی زنان یاری خواهند رساند. منافع طبقه کارگر حکم به تساوی بین کارگران با جنسیت متفاوت دارد، برتری طلبی در فعالیت اتحادیه ای (برتری چه مردانه یا زنانه آن)، نشان از رسوخ و نفوذ آلودگی های فرهنگی سرمایه داری در بین صفوف کارگران را دارد.همچنان که وجود تشکیلات توده ای زنان امری ضروری است و می تواند در قالب های مختلف و در برگیرنده منافع و خواست های آنان در زمینه آزادی های سیاسی و اجتماعی باشد، اما جداسازی زنان کارگر و فعالیت اتحادیه ای آنان از جنبش عمومی طبقه کارگر به معنی دو نیم کردن پیکره واحدی است که به رغم تفاوت جنسی در یک سیستم و ارگانیسم واحد، دارای تضادهای آشتی پذیر هستند. 
واقعیت آن است که کشف مشکلات زنان کارگر براساس جنسیت و دفاع از منافع آنان به عنوان مادر و همسر بدون هیچ گونه مبارزه ای صرفاً در حد برنامه های بورژوایی ـ فمنیستی باقی می ماند و چنانچه این کشف برای تساوی طلبی و در خدمت مبارزه زنان قرار گیرد تا حدودی به رادیکالیسم فرا می روید و امکان دستیابی به پاره ای مطالبات را فراهم می سازد. اما از آنجا که موضوع آن عام است این نتایج نیز نسبت به موقعیت بخش ها و قشرهای مختلف زنان متفاوت خواهد بود.
در جوامع مختلف، کارفرمایان از عوامل گوناگونی برای جداسازی زنان و مردان کارگر و جلوگیری از اتحاد آنان سود جسته اند. در برخی جوامع اخلاقیات و لزوم حفاظت و صیانت از آن را علیه ارتباط سازمانی کارگران زن و مرد دستاویز قرار می دهند. در برخی دیگر تفاوت های فیزیکی را منشای سلب حقوق و برابری حقوق زنان و مردان قرار داده و به ایجاد اختلاف و در نتیجه جدایی سازمان کارگران دامن می زنند. پاره ای دیگر روحیات واحساسات و عواطف پررنگ زنانه را در مقابل قاطعیت!! مردانه، سبب تفاوت بین کارگران رواج می دهند و با دلایل تراشی های مصنوعی ضمن جدایش بین عناصر متشکله طبقه کارگر در تبدیل اختلافات آشتی پذیر به تضادهای آشتی ناپذیر بین زنان و مردان کارگر کوشش می کنند. این همه بدان سبب است که از ایجاد سازمان واحد کارگری جلوگیری به عمل آید و بدین وسیله قدرت طبقه کارگر را در چانه زنی جهت کسب خواست ها و منافع بر حق شان کاهش دهند و چنانچه از این روش طرفی نبندند به ترویج تقسیم سازمانی اتحادیه کارگری به زنان و مردان می پردازند. این امر نیز با توسل به تفاوت خواست های مبتنی بر جنسیت بین دو بخش کارگران صورت می گیرد. 

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۷ اسفند, ۱۳۸۳ ۸:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران